همچنين مىتوان از كتاب «الحاوى» تأليف دانشمند بزرگ جهان اسلام، رازى، نام برد. اين كتاب در علم پزشكى عصر خود، تحولى ژرف ايجاد كرد و به لاتين ترجمه شد و در اروپا به عنوان كتاب درسى در علم پزشكى مورد بهرهبردارى قرار گرفت.
نيز مىتوان از دانشمندان ديگرى مانند ابن رشد، الزهراوى اندلسى صاحب كتابهاى التصريف و التيسير نام برد كه ابتكارات و اختراعات ارزشمندى در علم پزشكى به جامعه پزشكى ارزانى داشتند.[1]
همچنين گفتنى است در تأسيس بيمارستان، مسلمانان، بهترين و بهداشتىترين بيمارستانها را در عصر خود، بنا كردند. اولين مكانى كه براى درمان بيماران، در زمان پيامبر اسلام6تأسيس شد، چادرى بود در داخل مسجد النبى كه در آن بيماران و مجروحين جنگ، معالجه مىشدند و پيامبر6از آنان عيادت مىكرد و آنها را مورد تفقد قرار مىداد.
اولين بيمارستانى كه به صورت رسمى بنا شد، بيمارستانى در دمشق بود كه توسط وليد بن عبد الملك در سال 88 ه. تأسيس شد و او پزشكانى را در اين بيمارستان به كار گرفت و حقوق به آنها پرداخت نمود. نيز در آن بيمارستان مكان مخصوصى براى نگهدارى از مجذومين قرار داشت تا از آنها نگهدارى و مراقبت شود و از ورود آنها به اجتماع و آلوده شدن محيط جامعه به اين بيمارى، جلوگيرى گردد.[2]
[1]- الآداب الطبّيّه فى الاسلام، جعفر مرتضى العاملى، ص 46- 47 به نقل از كتاب: تاريخ التمدن الاسلامى، تأليف جرجى زيدان، ج 2، ص 200.
[2]- تاريخ طبرى، محمد بن جرير طبرى، ج 5، ص 224.
در قرن سوم هجرى تقريباً در تمامى مناطق اسلامى بيمارستان وجود داشت و به تدريج به سمت تخصصى شدن پيش مىرفت. به عنوان مثال در سال 368 ه. عضد الدوله بيمارستان بزرگ و مشهورى در بغداد بنا كرد كه بيست و چهار پزشك در تخصصهاى مختلف در آنجا خدمت مىكردند.[1]
همچنين در صدر اسلام، بانوان به أمر درمان و پرستارى از بيماران مىپرداختند و به عنوان نمونه مىتوان از بانوى گرانقدر اسلام «رفيده» نام برد كه در مسجد النبى خيمهاى به پا كرده بود و به مداواى بيماران و مجروحان مىپرداخت و از آن زمان تاكنون بانوان مسلمان در تحصيل علم پزشكى و نيز حرفه پرستارى خدمات ارزندهاى را به جهان اسلام ارزانى داشتهاند.
مسلمانان همچنين در تأسيس داروخانه، نبوغ فوقالعادهاى از خود نشان دادند و در گياهشناسى به خصوص شناخت گياهان دارويى تلاش فراوان نمودند. از كسانى كه در علم گياهشناسى و خواص دارويى گياهان، تلاشى خستگىناپذير نمودند و خدمات شايانى ارائه دادند مىتوان از ابن صورى، ابن بيطار و ابن ابى اصيبعه نام برد كه گفته مىشود اينان اولين كسانى بودهاند كه داروخانه [گياهى] اختراع كردند و باغهاى «نظاميه» را در بغداد و ديگر شهرها براى درس علم گياهشناسى اختصاص دادند.[2]
2- بهداشت در اسلام
بهداشت، به معناى نگاهداشتن تندرستى است و در لغت عرب از واژه «وقاية الصحة» استفاده مىشود.[3]
[1]- تاريخ التمدن الاسلامى، ج 2، ص 207.
[2]- دائرة المعارف القرن العشرين، محمد فريد وجدى، ج 5، ص 666.
[3]- فرهنگ معين، محمد معين، واژه بهداشت، ج 1، ص 611.
اسلام براى تندرستى و سلامت انسان اهتمام زيادى قائل شده است تا جايى كه پيامبر گرامى اسلام6مىفرمايد:
لا خَيْرَ فِى الْحَياةِ إِلَّا مَعَ الصِّحَةِ.[1]
خير و خوش زندگى در گروِ سلامت و تندرستى انسان است.
و نيز امام صادق7فرمود:
خَمْسُ خِصالٍ مَنْ فَقَدَ مِنْهُنَّ واحِدَةً لَمْ يَزَلْ ناقِصَ الْعَيْشِ زايِلَ الْعَقْلِ مَشْغُولَ الْقَلْبِ فَاوَّلُها صِحَّةُ الْبَدَنِ.[2]
پنج خصلت است كه هر كس يكى را از دست بدهد هميشه در زندگى احساس نقص و در عقل و خرد احساس زوال مىكند و قلب را مشغول مىبيند، نخستين آنها تندرستى است.
در اين احاديث، خير و بركت و پيشرفت و تعالى انسان منوط به تندرستى بدن شده است و به راستى حقيقت نيز چنين است چرا كه انسان مبتلا به درد و ضعف ناشى از بيمارى، توان فكر كردن و درك حقايق را ندارد و گاه از انجام عبادات نيز باز مىماند.
اسلام درباره رعايت بهداشت تأكيد فراوان نموده و از مسلمانان خواسته كه با اهتمام به آن، خود را از معرض ابتلا به بيمارىهاى مختلف بر حذر دارند تا جامعه داراى افراد سالم و شاداب باشد.
در اينجا به چند نمونه از توصيههاى اسلام در زمينه بهداشت اشاره مىشود:
[1]- ر. ك: مستدرك سفينة البحار، ج 6، ص 241.
[2]- بحار الانوار، ج 78، ص 17.
1- 2- بهداشت بدن و لباس
اسلام به نظافت و پاكيزگى اهميت بسيار زياد داده و هيچ آيينى تا اين حدّ براى نظافت و پاكيزگى ارزش قائل نشده است.
خداوند در آيات متعددى از قرآن كريم، انسانهاى پاكيزه را مدح و ستايش نموده است:
(انَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ) (بقره: 222)
خداوند، توبه كنندگان را دوست دارد و پاكيزگان را نيز دوست دارد.
(فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ انْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرينَ) (توبه: 108)
در آن (اشاره به مسجد) مردانى هستند كه دوست مىدارند پاكيزه باشند و خداوند پاكيزگان را دوست دارد.
(وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ)(انفال: 11)
و آبى از آسمان فرستاد، تا شما را با آن پاك كند.
در سخنان پيشوايان دين نيز از انسانهاى نظيف و پاكيزه تمجيد فراوان شده است. چنان كه رسول گرامى اسلام6مىفرمايد:
تَنَظَّفُوا بِكُلِّ مَا اسْتَطَعْتُمْ فَانَّ اللَّهَ تَعَالى بَنَى الْاسْلامَ عَلَى النَّظافَةِ وَ لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا كُلُّ نَظيفٍ.[1]
تا مىتوانيد پاكيزه باشيد كه خداى تعالى اسلام را بر پاكيزگى بنا فرموده و هرگز داخل بهشت نمىشود مگر شخص پاكيزه.
[1]- كنز العمال، ج 9، ص 277.
نيز آن حضرت مىفرمايد:
تَنَظَّفُوا بِالْماءِ مِنَ الْمُنْتِنِ الرّيحِ الَّذى يَتَأَذّى بِهِ وَ تَعَهَّدُوا انْفُسَكُمْ فَانَّ اللَّهَ لِيُبْغِضُ مِنْ عِبادِهِ الْقاذُورَةَ الَّذى يِتَأَنَّفُ بِهِ مَنْ جَلَسَ الَيْهِ.[1]
هر بوى زنندهاى [بوى ناشى از عرق بدن] را كه موجب اذيّت [ديگران] مىشود با آب پاكيزه كنيد و خود را عهدهدار اين كار سازيد زيرا خداوند آن كس را كه به سبب آلودگى و كثيفى موجب اذيت همنشين خويش مىگردد، دشمن مىدارد.
آن حضرت در مورد يكى از آثار پاكيزگى لباس مىفرمايد:
غَسْلُ الثِّيابِ يَذْهَبُ بِالْهَمِّ وَ الْحُزْنِ.[2]
شستن لباس [پاكيزگى لباس] غم و اندوه را زايل مىكند.
و همچنين امام رضا7درباره پاكيزگى مىفرمايد:
مِنْ اخْلاقِ الْانْبِياءِ التَّنْظيفُ.[3]
پاكيزگى از اخلاق انبيا است.
اسلام براى نظافت بدن، وضو و غُسل را مقرر نموده، بهگونهاى كه بسيارى از اعمال عبادى مهم بدون وضو و يا غسل ناتمام و باطل است.
به عنوان مثال نماز كه ستون دين و معراج مؤمن است، بدون وضو اعتبار ندارد.
[1]- بحار الانوار، ج 73، ص 84.
[2]- همان، ج 76، ص 84.
[3]- همان، ج 78، ص 335.
همچنين در شريعت اسلام براى نظافت بدن، غسلهاى مستحبى فراوانى- در برخى روايات تا چهل غسل- توصيه شده است. به عنوان مثال در مورد غسل جمعه تأكيد فراوان شده كه حتى اگر انسان مىتواند قوت روزش را صرف تهيه آب نمايد و غسل جمعه را انجام دهد.[1]اينها همه نشانگر مطلوبيت نظافت و بهداشت در آيين اسلام است.
2- 2- بهداشت دهان و دندان
از ديگر مواردى كه در اسلام بر آن تأكيد شده است، توصيه به مسواك و رعايت بهداشت دهان و دندان است. پيامبر گرامى اسلام6مىفرمايد:
ما زالَ جَبْرَئيلُ يُوصينى بِالسِّواكِ حَتَّى خِفْتُ انْ يَجْعَلَهُ فَريضَةً.[2]
همواره جبرئيل به گونهاى مرا توصيه به مسواك زدن مىنمود كه ترسيدم مسواك زدن واجب شود [و اين أمر بر امت مشكل باشد].
حتى سفارش شده كه انسان در حال روزه ماه مبارك رمضان هم مسواك زدن را ترك نكند و هنگام رفتن به سفر هم مسواك را همراه داشته باشد. همچنين جهت ترغيب مسلمانان به مسواك زدن، احاديثى در مورد اجر معنوى و اخروى اين كار وارد شده است چنان كه در حديثى آمده است:
انَّ السِّواكَ يُضاعِفُ الْحَسَناتِ سَبْعينَ ضِعْفاً.[3]
مسواك زدن، پاداش كارهاى نيك را هفتاد برابر مىكند.
[1]- همان، ج 81، ص 129.
[2]- وسائل الشيعه، شيخ حرّ عاملى، ج 4، ص 7.
[3]- بحار الانوار، ج 76، ص 128.
و نيز
انَّ رَكْعَتَيْنِ بِالسِّواكِ افْضَلُ مِنْ خَمْسٍ وَ سَبعينَ رَكْعَةً بِدُونِهِ.[1]
به جا آوردن دو ركعت نماز در حالى كه مسواك زده باشد بهتر از هفتاد و پنج ركعت بدون مسواك است.
همچنين در سخنان معصومين:فوايد و آثار زيادى براى مسواك زدن بيان شده است- كه علم پزشكى بعد از قرنها به آن پى برده- از جمله:
1- دهان پاكيزه و خوش بو مىشود و بوى تعفن غذاهاى باقى مانده لاى دندانها از بين مىرود؛
2- غم و اندوه را از انسان زايل مىكند؛
3- بر انديشه و قوه تفكر انسان مىافزايد؛
4- امراضى مانند بلغم را از انسان مىزدايد؛
5- حافظه انسان تقويت مىشود و كمتر به او حالت نسيان دست مىدهد؛
6- چشم انسان را جلا مىدهد و بر قوه بينايى انسان مىافزايد؛
7- دندانها را سفيد و زيبا و از پوسيدگى آنها جلوگيرى مىكند؛
8- اشتهاى به غذا را افزايش مىدهد؛
9- رويش مو را تقويت مىكند؛
10- فصاحت در سخن گفتن را افزايش مىدهد؛
[1]- همان، ج 80، ص 344.
11- انسان را از فقر بىنياز مىكند (شايد مراد اين است كه از تحميل هزينههاى سنگين درمان و رفع پوسيدگى دندانها و ديگر امراض مربوط به دهان و ... جلوگيرى مىكند)؛
12- در كار معده كمك مىكند و سلامت آن را تضمين مىكند.[1]
[1]- ر. ك: من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 34؛ بحار الانوار، ج 76، ص 129- 133؛ وسائل الشيعه، ج 1، ص 347 و 349 و 350.