بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 72

ج: اگر با اذن ميّت در دوران حياتش و يا با اذن اولياى او بعد از مردنش باشد و يا نجات جان نفس محترمى منوط به آن باشد، اشكال ندارد.

س 5: با توجه به اهميّت پيوند «كليه» براى نجات جان بيماران، پزشكان به فكر افتاده‌اند كه يك بانك كليه ايجاد كنند و اين بدين معنى است كه افراد زيادى به طور اختيارى مبادرت به اهدا يا فروش كليه مى‌كنند، آيا فروش يا اهداى كليه يا هر عضو ديگرى از بدن به طور اختيارى جايز است؟ اين عمل هنگام ضرورت چه حكمى دارد؟

ج: مبادرت مكلّف در هنگام حيات، به فروش يا هديه كليه يا هر عضو ديگرى از بدن خود براى استفاده بيماران از آنها، در صورتى كه ضرر معتنابه براى او نداشته باشد، اشكال ندارد، بلكه در مواردى كه نجات جان نفس محترمى متوقف بر آن باشد، اگر هيچ‌گونه حرج يا ضررى براى خود آن شخص نداشته باشد، واجب مى‌شود.

س 6: بعضى از افراد دچار ضايعات مغزى غير قابل درمان و برگشت مى‌شوند كه بر اثر آن، همه فعاليت‌هاى مغزى آنان از بين رفته و به حالت اغماى كامل فرو مى‌روند و همچنين فاقد تنفس و پاسخ به محرّكات نورى و فيزيكى مى‌شوند. در اين گونه موارد احتمال بازگشت فعاليت‌هاى مذكور به وضع طبيعى كاملًا از بين مى‌رود و ضربان خود كار قلب مريض باقى مى‌ماند كه موقّت است و به كمك دستگاه تنفس مصنوعى انجام مى‌گيرد و اين حالت به مدّت چند ساعت و يا حد اكثر چند روز ادامه پيدا مى‌كند، وضعيت مزبور در علم پزشكى مرگ مغزى ناميده مى‌شود ... و از طرفى بيمارانى وجود دارند كه نجات جان آنان منوط به استفاده از اعضاى مبتلايان به مرگ مغزى است، بنابراين آيا استفاده از اعضاى مبتلا به مرگ براى نجات بيماران ديگر جايز است؟

ج: اگر استفاده از اعضاى بدن بيمارانى كه در سؤال توصيف شده‌اند


صفحه 73

براى معالجه بيماران ديگر، باعث تسريع در مرگ و قطع حيات آنان شود، جايز نيست، در غير اين صورت اگر عمل مزبور با اذن قبلى وى صورت بگيرد و يا نجات نفس محترمى متوقف بر آن عضو مورد نياز باشد، اشكال ندارد.[1]

8- انتقال و اهداى خون‌

انتقال خون بدن انسان به بدن ديگرى جايز است و انتقال خون بين مسلمان و غير مسلمان اشكال ندارد. اگر گرفتن خون براى صاحب آن، ضرر داشته باشد، اشكال دارد، خصوصاً اگر ضرر فاحش و زياد باشد.[2]نيز اهداى خون به بيمارستان‌هاى كشور غير مسلمان جايز است.[3]

انتفاع بردن از خون در غير خوردن و فروختن آن براى استفاده حلال و آنچه اكنون متعارف است (كه خون را براى استفاده بيماران و مجروحان مى‌فروشند) مانع ندارد، ولى بهتر آن است كه مصالحه كنند يا آن كه پول را در مقابل حق اختصاص‌[4]يا در قبال اجازه خون گرفتن، بگيرند كه خالى از اشكال و احوط است. بلكه اين احتياط حتى الامكان ترك نشود. اگر خون بدن انسان را به بدن ديگرى- با ابزار و آلات خاص- منتقل كنند و وزن آن را با مقياسهايى كه دارند، تعيين كنند و بهاى آن را بگيرند، اين كار

[1]- اجوبة الاستفتائات، ترجمه فارسى، ص 284- 287.

[2]- توضيح المسائل، مسأله 2885 و 2886.

[3]- استفتائات، ج 2، ص 6.

[4]- يعنى؛ اين گونه معامله كند: بگويد اين خون حقى است كه به من اختصاص دارد اين حق را مثلا مى‌فروشم به هزار تومان.


صفحه 74

جايز است و در صورت مجهول بودن وزن خون فروخته شده، جايز است به طور مصالحه انتقال دهند و احتياط آن است كه پول را در مقابل اجازه خون گرفتن، بگيرند و اين احتياط حتى‌الامكان ترك نشود.[1]

9- احكام آزمايشگاه و تزريقات‌

س 1: در بعضى از مناطق ايران جهت ازدواج دستور تهيه آزمايش خون را مى‌دهند، حال اگر دكتر زن جهت آزمايش [عروس خانم‌] نباشد، آيا دكتر مرد مى‌تواند جهت گرفتن خون اقدام نمايد و يا اگر دكتر زن هم باشد ولى در اثر بى‌توجهى و غير آن، دكتر مرد به اين عمل مى‌پردازد. در اين صورت، آيا آزمايش جايز است؟

ج: اگر آزمايش مستلزم لمس يا نظر حرام باشد، جايز نيست.[2]

س 2: آيا انجام عمل استمنا به دستور پزشك براى آزمايش و معاينه منى جايز است؟

ج: در مقام معالجه، در صورتى كه درمان منوط به آن بوده و استمناء به وسيله همسر ممكن نباشد، اشكال ندارد.[3]

اگر تزريق آمپول منجر به فوت مريض شود، موجب ضمان است هر چند عمل تزريق كننده با اجازه وزارت بهدارى باشد، پس اگر عمدى بوده قصاص دارد و اگر شبه عمد بوده ديه بر عهده تزريق كننده است. اما اگر خطاى محض بوده، ديه بر عهده عاقله تزريق كننده است. اگر مريض،

[1]- توضيح المسائل، مسأله 2885.

[2]- توضيح المسائل امام (ره) به ضميمه استفتائات، ص 420.

[3]- اجوبة الاستفتائات، ترجمه فارسى، ص 289، س 1304.


صفحه 75

تزريق كننده را در مقام معالجه ابرا نموده [مثلًا مريض به تزريق كننده بگويد اين آمپول را تزريق كن در صورت بروز حادثه، تو ضامن نخواهى بود]، ديه ندارد ولى در صورتى كه مريض نداند تزريق كننده، اجازه تزريق ندارد و به خيال مجاز بودن، وى را ابرا نمايد، اجازه مريض (در صورت پيشامد حادثه) موجب رفع ضمان نمى‌شود.[1]

[1]- ر. ك: مجمع المسائل، آية ا ... گلپايگانى (ره)، ج 3، ص 212، س 97.


صفحه 76

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 77

بخش سوم: كاركنان و پرستاران‌

فصل اوّل: اهميت و ارزش پرستارى‌

فصل دوّم: اخلاق پرستارى‌

فصل سوم: وظايف پرستار


صفحه 78

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 79

فصل اوّل: اهميت و ارزش پرستارى‌

در فرهنگ غنى اسلام، پرستارى اهميت و جايگاه والايى دارد و پيشوايان دينى همواره با گفتار و سيره عملى خود به تبيين آن جايگاه والا پرداخته‌اند كه در اينجا به شمه‌اى از آن اشاره مى‌كنيم.

1- عظمت مقام پرستارى‌

پيامبر گرامى اسلام6، در آخرين خطبه‌اى كه در واپسين لحظات عمر پر بركت خود در مدينه ايراد نمود، در ضمن سخنانى روشنگرانه به امت اسلامى، فرمود:

مَنْ قامَ عَلى مَريضٍ يَوْماً وَ لَيْلَةً بَعَثَهُ اللَّهُ مَعَ ابْراهيمَ الْخَليلِ عَلَيْهِ السَّلامُ فَجازَ عَلَى الصِّراطِ كَالْبَرْقِ اللّامِعِ.[1]

كسى كه يك روز و يك شب پرستارىِ فرد بيمارى را برعهده بگيرد، خداوند او را با ابراهيم خليل7محشور مى‌كند، و همچون درخشش برقى از صراط عبور مى‌كند.

[1]- بحار الانوار، ج 76، ص 368.