براى معالجه بيماران ديگر، باعث تسريع در مرگ و قطع حيات آنان شود، جايز نيست، در غير اين صورت اگر عمل مزبور با اذن قبلى وى صورت بگيرد و يا نجات نفس محترمى متوقف بر آن عضو مورد نياز باشد، اشكال ندارد.[1]
8- انتقال و اهداى خون
انتقال خون بدن انسان به بدن ديگرى جايز است و انتقال خون بين مسلمان و غير مسلمان اشكال ندارد. اگر گرفتن خون براى صاحب آن، ضرر داشته باشد، اشكال دارد، خصوصاً اگر ضرر فاحش و زياد باشد.[2]نيز اهداى خون به بيمارستانهاى كشور غير مسلمان جايز است.[3]
انتفاع بردن از خون در غير خوردن و فروختن آن براى استفاده حلال و آنچه اكنون متعارف است (كه خون را براى استفاده بيماران و مجروحان مىفروشند) مانع ندارد، ولى بهتر آن است كه مصالحه كنند يا آن كه پول را در مقابل حق اختصاص[4]يا در قبال اجازه خون گرفتن، بگيرند كه خالى از اشكال و احوط است. بلكه اين احتياط حتى الامكان ترك نشود. اگر خون بدن انسان را به بدن ديگرى- با ابزار و آلات خاص- منتقل كنند و وزن آن را با مقياسهايى كه دارند، تعيين كنند و بهاى آن را بگيرند، اين كار
[1]- اجوبة الاستفتائات، ترجمه فارسى، ص 284- 287.
[2]- توضيح المسائل، مسأله 2885 و 2886.
[3]- استفتائات، ج 2، ص 6.
[4]- يعنى؛ اين گونه معامله كند: بگويد اين خون حقى است كه به من اختصاص دارد اين حق را مثلا مىفروشم به هزار تومان.
جايز است و در صورت مجهول بودن وزن خون فروخته شده، جايز است به طور مصالحه انتقال دهند و احتياط آن است كه پول را در مقابل اجازه خون گرفتن، بگيرند و اين احتياط حتىالامكان ترك نشود.[1]
9- احكام آزمايشگاه و تزريقات
س 1: در بعضى از مناطق ايران جهت ازدواج دستور تهيه آزمايش خون را مىدهند، حال اگر دكتر زن جهت آزمايش [عروس خانم] نباشد، آيا دكتر مرد مىتواند جهت گرفتن خون اقدام نمايد و يا اگر دكتر زن هم باشد ولى در اثر بىتوجهى و غير آن، دكتر مرد به اين عمل مىپردازد. در اين صورت، آيا آزمايش جايز است؟
ج: اگر آزمايش مستلزم لمس يا نظر حرام باشد، جايز نيست.[2]
س 2: آيا انجام عمل استمنا به دستور پزشك براى آزمايش و معاينه منى جايز است؟
ج: در مقام معالجه، در صورتى كه درمان منوط به آن بوده و استمناء به وسيله همسر ممكن نباشد، اشكال ندارد.[3]
اگر تزريق آمپول منجر به فوت مريض شود، موجب ضمان است هر چند عمل تزريق كننده با اجازه وزارت بهدارى باشد، پس اگر عمدى بوده قصاص دارد و اگر شبه عمد بوده ديه بر عهده تزريق كننده است. اما اگر خطاى محض بوده، ديه بر عهده عاقله تزريق كننده است. اگر مريض،
[1]- توضيح المسائل، مسأله 2885.
[2]- توضيح المسائل امام (ره) به ضميمه استفتائات، ص 420.
[3]- اجوبة الاستفتائات، ترجمه فارسى، ص 289، س 1304.
تزريق كننده را در مقام معالجه ابرا نموده [مثلًا مريض به تزريق كننده بگويد اين آمپول را تزريق كن در صورت بروز حادثه، تو ضامن نخواهى بود]، ديه ندارد ولى در صورتى كه مريض نداند تزريق كننده، اجازه تزريق ندارد و به خيال مجاز بودن، وى را ابرا نمايد، اجازه مريض (در صورت پيشامد حادثه) موجب رفع ضمان نمىشود.[1]
[1]- ر. ك: مجمع المسائل، آية ا ... گلپايگانى (ره)، ج 3، ص 212، س 97.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش سوم: كاركنان و پرستاران
فصل اوّل: اهميت و ارزش پرستارى
فصل دوّم: اخلاق پرستارى
فصل سوم: وظايف پرستار
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل اوّل: اهميت و ارزش پرستارى
در فرهنگ غنى اسلام، پرستارى اهميت و جايگاه والايى دارد و پيشوايان دينى همواره با گفتار و سيره عملى خود به تبيين آن جايگاه والا پرداختهاند كه در اينجا به شمهاى از آن اشاره مىكنيم.
1- عظمت مقام پرستارى
پيامبر گرامى اسلام6، در آخرين خطبهاى كه در واپسين لحظات عمر پر بركت خود در مدينه ايراد نمود، در ضمن سخنانى روشنگرانه به امت اسلامى، فرمود:
مَنْ قامَ عَلى مَريضٍ يَوْماً وَ لَيْلَةً بَعَثَهُ اللَّهُ مَعَ ابْراهيمَ الْخَليلِ عَلَيْهِ السَّلامُ فَجازَ عَلَى الصِّراطِ كَالْبَرْقِ اللّامِعِ.[1]
كسى كه يك روز و يك شب پرستارىِ فرد بيمارى را برعهده بگيرد، خداوند او را با ابراهيم خليل7محشور مىكند، و همچون درخشش برقى از صراط عبور مىكند.
[1]- بحار الانوار، ج 76، ص 368.
در اين روايت، برانگيخته شدن با حضرت ابراهيم7يكى از آثار ارزشمند پرستارى شمرده شده است و اين پاداش عظيم و جايگاه رفيع به دليل مشكلاتى است كه پرستاران در أمر پرستارى بيمار متحمل مىشوند؛ بيمار بر اثر احساس درد و ضعف و عوامل ديگر روحى و روانى بىحوصله و زود رنج مىشود و گاه رفتار تند و ناهنجارى از خود بروز مىدهد، امّا پرستار با صبر و تحمل و با برخوردهاى محبّتآميز او را به سلامتى و آرامش خاطر اميدوار مىسازد.
2- پرستارى، تولدى دوباره
رسول گرامى اسلام، پرستارى از بيمار را موجب پاك شدن از گناهان مىداند:
مَنْ سَعى لِمَريضٍ فى حاجَةٍ قَضاها اوْ لَمْ يَقْضِها خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَيَوْمٍ وَلَدَتْهُ امُّهُ ...[1]
كسى كه براى برآوردن نياز بيمارى تلاش كند، خواه نياز او برآورده شود يا نه، همانند روزى كه از مادر متولد شده است از گناهان پاك مىگردد.
اين سخن نغز و زيبا، حاكى از اهميّت رسيدگى به امر بيماران و حقيقت زيباى پرستارى و جايگاه والاى پرستاران و ديگر كاركنان بيمارستانها است.
3- پرستارى، عبادتى برتر
ارزش و منزلت پرستارى در فرهنگ اسلامى، به قدرى است كه حتى
[1]- بحار الانوار، ج 81، ص 217.