بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 85

فصل دوّم: اخلاق پرستارى‌

اسلام، افزون بر توصيه عموم مردم به رعايت اخلاق و روابط پسنديده با يكديگر، براى پرستار به لحاظ موقعيت ويژه‌اى كه دارد و آثارى كه نحوه برخورد او بر بيمار بر جاى مى‌گذارد، آداب و وظايف اخلاقى ويژه‌اى را سفارش كرده است تا در پرتو آن صحت و سلامت بيمار اعاده و پرستار نيز به مكارم اخلاقى و فضيلت‌هاى انسانى دست يابد.

در اين جا با بهره‌گيرى از روايات و سيره عملى پيشوايان معصوم‌:برخى از اصول اخلاق پرستارى را يادآور مى‌شويم.[1]

1- مهرورزى و عطوفت‌

مهر و شفقت و عطوفت از مائده‌هاى آسمانى و از اصول رستگارى است. انسان فطرتاً نيازمند محبّت و رأفت است و در تمام مراحل زندگى به محبّت ديگران وابسته است و اين خصوصيت چنان ارزشمند و گرانمايه است كه محبوبيت خداى متعال را به دنبال دارد، چنان كه رسول‌

[1]- در تدوين اين بخش از كتاب، فرهنگ پرستارى، نوشته آقاى اكبرى اسدى، بهره گرفته شده است.


صفحه 86

گرامى اسلام فرمود:

انَّ اللَّهَ رَحيمٌ يُحِبُّ الرَّحيمَ يَضَعُ رَحْمَتَهُ عَلى كُلِّ رَحيمٍ.[1]

خداوند مهربان است و انسان‌هاى مهربان را دوست دارد و رحمتش را بر هر انسان مهربانى فرو مى‌فرستد.

در اين ميان، بيماران بيش از هر كسى به اين اكسير نجات‌بخش و حيات‌زا نيازمندند و مهرورزى به بيماران يكى از اصول اخلاقى است كه بر دوش همه افراد جامعه به خصوص پرستاران گذارده شده است. امام صادق7مى‌فرمايد:

النَّاسُ رَجُلانِ مُبْتَلى‌ وَ مُعافى‌ فَارْحَمُوا الْمُبْتَلى‌ وَ احْمَدُوا اللَّهَ عَلَى الْعافِيَةِ.[2]

مردم دو دسته‌اند: يك دسته مبتلا به بيمارى هستند و دسته ديگر در سلامت به سر مى‌برند. بنابراين نسبت به مبتلايان مهر بورزيد و از آنان دلجويى كنيد و بر عافيت و سلامتى خداوند را سپاس گوييد.

امام خمينى (ره)، نيز در مورد مهرورزى و شفقت به بيماران، خطاب به پزشكان و پرستاران فرمود:

سر و كار با يك عده داريد شما و خصوصاً پرستارها كه اين‌ها بيمارند، دل شكسته‌اند، احتياج به پرستارى روحى دارند، احتياج به آرامش روحى دارند و شما با اين مريض‌ها، با اين بيمارها هر چه محبّت بكنيد و هر چه پرستارى مادرانه و خواهرانه و برادرانه و پدرانه بكنيد اين در روحيه بيمار

[1]- ميزان الحكمه، ج 4، ص 68.

[2]- بحار الانوار، ج 78، ص 284.


صفحه 87

مؤثر است و براى خوب شدن، سرعت خوب شدن بيماران نيز مؤثر است و در بارگاه خداى تبارك و تعالى خدمت به اين جمعيت، خدمت به اين بندگان خدا، بسيار ارزشمند است.[1]

2- مجالست و گفت و گو

همنشينى و انس با بيمار، خلأ ناشى از تنهايى و غربت او را جبران مى‌كند و آرامش و اطمينان را براى او به ارمغان مى‌آورد. پرهيز از همنشينى با بيماران و معلولان و شأن خود را برتر از آنان دانستن، از صفات نكوهيده است كه از غرور و خود بزرگ‌بينى ناشى مى‌شود، در روايتى آمده است:

مردى كه مبتلا به آبله بود بر پيامبر اكرم و اصحابش وارد شد و آنان مشغول غذا خوردن بودند. آن مرد هر كجا نشست، حاضران از كنار او برخاستند. پس پيامبر او را نزد خود نشاند.[2]

نيز، سخن گفتن با بيمار و توجه كردن به درد دل او و گوش سپردن به مشكلات و احساسات درونى او مى‌تواند بسيارى از نگرانى‌ها و مشكلات او را بكاهد و آرامش و شعف را براى او به ارمغان آورد و بهبودى او را سرعت بخشد.

3- اميدبخشى‌

چرخ زندگى بر محور اميد مى‌گردد و اميد به آدمى توان و انگيزه كار و فعاليت مى‌دهد. اميد، امرى فطرى است كه از رحمت بى‌پايان خداوند

[1]- صحيفه نور، ج 14، ص 267.

[2]- بحار الانوار، ج 73، ص 206.


صفحه 88

سرچشمه گرفته و اگر اميد نبود، هيچ مادرى فرزند شيرخوار خود را شير نمى‌داد و هيچ نهالى بر زمين نشانده نمى‌شد. چنان كه نقل شده است:

عيسى بن مريم7نشسته بود و پير مردى را كه مشغول شخم زدن زمين بود، نگاه مى‌كرد. در دلش گذشت كه: خدايا اميد را از او برگير. در همان حال، پيرمرد ابزار شخم را كنار انداخت، دست از كار برداشت و روى زمين دراز كشيد. عيسى7گفت: خدايا اميد را به او باز گردان. در اين هنگام پيرمرد برخاست و دوباره مشغول كار و تلاش شد.[1]

يكى از عواملى كه به بيمار توان مى‌بخشد و او را از افسردگى، ترس و اضطراب مى‌رهاند و به او نشاط و به بهبودى او سرعت مى‌بخشد، اميدوار ساختن او به زندگى است، و اطرافيان بيمار و به خصوص پرستاران عزيز بهتر از هر كسى مى‌توانند بيمار را به زندگى و بازيافت سلامتى اميدوار سازند.

توجه به نكات زير، سبب اميدبخشى به بيماران مى‌شود:

الف- ناچيز شمردن بيمارى: بيمارى از جمله امورى است كه موجب هراس و دل‌نگرانى بيمار مى‌شود و چه بسا بيمارى ساده‌اى كه براى بيمار بزرگ و خطرناك جلوه مى‌كند و او را به وحشت مى‌اندازد. از اين رو، اطمينان دادن و تلقين به بيمار كه بيمارى او خطرناك نيست و احساس درد امرى طبيعى است، در تسكين درد و بهبودى او بسيار مفيد خواهد بود. بنا بر اين، برخورد با بيمار بايد به گونه‌اى باشد كه نه تنها ترس از خطرناك بودن بيمارى در دل بيمار نيفتد بلكه بيمارى او را ناچيز و زودگذر جلوه دهد، نقل شده‌

[1]- ر. ك: همان، ج 14، ص 329.


صفحه 89

است كه پيامبر گرامى اسلام، هر گاه با بيمارى برخورد مى‌كرد به او مى‌فرمود:

لا بَأْسَ عَلَيْكَ طَهُورٌ انْ شاءَ اللَّهُ.[1]

نگران بيمارى خود نباش! [چيزى نيست‌] اين بيمارى موجب پاك شدن از گناهان است، ان شاء الله.

ب- توجه دادن بيمار به آثار معنوى بيمارى: يكى ديگر از راههاى اميد بخشيدن و روحيه دادن به بيمار، توجه دادن او به ارزش و آثار معنوى بيمارى است. وقتى بيمار متوجه آثار ارزنده بيمارى خود شد و دريافت كه در برابر درد و رنجى كه تحمّل مى‌كند، بركات معنوى فراوانى از ناحيه خداوند به او مى‌رسد، نور اميد در دلش مى‌درخشد و تحمّل درد و رنج برايش آسان مى‌شود.

براى روشن شدن آثار معنوى بيمارى به ذكر يك حديث از امام صادق7اكتفا مى‌كنيم:

سَهَرُ لَيْلَةٍ فِى الْعِلَّةِ الَّتى‌ تُصيبُ الْمُؤْمِنَ عِبادَةُ سَنَةٍ.[2]

بيدارى يك شب در بيمارى‌اى كه نصيب مؤمن شده است [در ارزش‌] همانند عبادت يك سال است.

4- رازدارى‌

طبيعت بيمارى به گونه‌اى است كه امور پنهانى بيمار را براى دست اندر كاران درمان او آشكار مى‌سازد. بيماران دوست ندارند كسى از

[1]- آداب الطبّيه، ص 192.

[2]- بحار الانوار، ج 81، ص 186.


صفحه 90

برخى بيمارى‌هاى آنان آگاهى و از پاره‌اى از امورى كه در حال بيمارى رخ مى‌دهد، مطلع شود. در اين ميان لازم است پزشك و پرستاران از افشا و بيان اين امور اجتناب نمايند و خوى پسنديده رازدارى را نصب العين خود قرار دهند. امام موسى كاظم7مى‌فرمايد:

سه كس روز قيامت در سايه عرش الهى، كه تنها سايه در آن روز است به سر مى‌برند: كسى كه مقدمات ازدواج برادر مسلمان خويش را فراهم آورد يا به او خدمت كند يا راز او را بپوشاند.[1]

اهميّت رازدارى و مخفى نگاه داشتن اسرار ديگران به اندازه‌اى است كه حتى در مورد كسانى كه از دنيا رفته‌اند نيز به رازدارى سفارش شده است. چنان كه امام صادق7فرمود:

كسى كه ميّتى را غسل مى‌دهد، بايد او را بپوشاند و اسرار او [عيب‌هاى احتمالى‌] را كتمان كند و براى ديگران بيان نكند. در صورتى كه رازدارى كرد همانند زمانى كه از مادر متولد شده است، از گناهان پاك مى‌گردد.[2]

شايان ذكر است كه پزشك و پرستار، اگر چه از نظر مسئوليت در حوزه‌هاى مختلفى تلاش مى‌كنند، اما هر دو داراى هدف مشتركى هستند كه نجات جان انسان‌ها و بهبود حال بيماران و مبتلايان است. از اين رو، جايگاه و صفاتى كه براى پرستار ذكر شد در مورد پزشك نيز صادق و ضرورى است.

[1]- سفينة البحار، ج 7، ص 436.

[2]- وسائل الشيعه، ج 2، ص 692.


صفحه 91

فصل سوم: وظايف پرستار

پرستاران در امر پرستارى، وظايف و مسئوليت‌هاى سنگين و مختلفى را بر دوش دارند؛

در اينجا به بررسى برخى از وظايف پرستار از منظر آيين حيات بخش اسلام مى‌پردازيم:

1- مواظبت از بيمار

مواظبت از بيمار و تنها نگذاردن او و با او به سر بردن، يكى از اصول اساسى پرستارى و از مهم‌ترين وظايف پرستار است. چنان كه حضرت صادق7به همسفر و همراه بيمار فرمود:

قُعُودُكَ عِنْدَهُ افْضَلُ مِنْ صَلاتِكَ فى الْمَسْجِدِ.[1]

نشستن تو نزد بيمار (و مراقبت از او) بهتر و بالاتر است از نماز خواندت در مسجد.

[1]- وسائل الشيعه، ج 9، ص 400.


صفحه 92

در جريان پرستارى پيامبر6از على7نيز آمده است كه پيامبر همواره تا صبح مراقب و مواظب حال بيمار خود بودند و از حال او جويا مى‌شدند.[1]

محروميت بيمار از فعاليت‌هاى روزمرّه، دورى از اجتماع و احياناً از خانواده و احساس بى‌كسى و تنهايى، براى او ايجاد رنجش روحى، افسردگى و يأس و دل زدگى مى‌كند كه اين خود تشديد بيمارى را به دنبال دارد؛ از اين رو، مراقبت و مواظبت دائمى از بيمار افزون بر رفع نيازهاى جسمى وى، او را از اين رنجش و افسردگى رها ساخته و بهبودى او را سرعت مى‌بخشد. بنابراين استمرار مراقبت از بيماران و سركشى به آنها و احوال‌پرسى از آنها، يكى از وظايف مهم انسانى اخلاقى پرستاران است.

2- تلاش براى رفع نياز بيمار

برآورده ساختن نيازهاى بيماران و كسانى كه داراى معلوليت‌هاى جسمى هستند از وظايف مهم و ارزشمند پرستاران است. تلاش براى رفع نياز بيمار اعم از اين كه نياز او برآورده شود يا نه، ارزشمند و داراى پاداش فراوان است.

امام خمينى (ره) در ديدار با وزير وقت بهداشت و درمان و ديگر كاركنان وزارتخانه در اين زمينه فرمود:

باز عرض مى‌كنم كه با بيمار بسيار با عطوفت باشيد، از آن كه خادم دم در است تا آن كه پزشك است و پرستار؛ رفتار، رفتار خوب و عطوفت‌آميز

[1]- بحار الانوار، ج 40، ص 2.