بخش چهارم: عيادت كنندگان
فصل اوّل: اهمّيّت و ارزش عيادت
رفتار نيك عيادت از بيمار و ديدار او مورد رضايت خداوند بوده، نقش به سزايى در تحكيم روابط انسانى و صميميّت و اخوّت، ايفا مىكند.
به همين دليل، رسول خدا6در تفسير آيه «(فَاذا قُضِيَتِ الصَّلوةُ فَانْتَشِرُوا فِى الْأَرْضِ)»[1]عيادت بيمار را در كنار ديگر رفتارهاى ارزشمند اخلاقى، ذكر كرده، مىفرمايد:
منظور آيه [از پراكنده شدن در زمين] طلب كارهاى دنيوى نيست، بلكه منظور عيادت بيمار، تشييع جنازه و ديدار برادر دينى در راه خداست.[2]
امير مؤمنان على7، اهمّيّت عيادت بيمار را نسبت به ديگر اعمال نيك يادآور شده، مىفرمايد:
مِنْ أَحْسَنِ الْحَسَناتِ عِيادَةُ الْمَريضِ.[3]
از جمله نيكوترين اعمال انسان، عيادت بيمار است.
[1]- جمعه (62)، آيه 10.
[2]- مجمع البيان، ج 10، ص 288.
[3]- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 77.
امام صادق7نيز جايگاه آن را در پيشگاه خداى متعال، چنين بازگو مىكند:
روز قيامت بنده مؤمنى به سوى خداى تعالى خوانده مىشود و حسابش به آسانى انجام نمىپذيرد. آنگاه خداوند خطاب به او مىفرمايد: اى مؤمن، چه چيز تو را مانع شد، هنگامى كه بيمار بودم به عيادتم بيايى؟ او مىگويد:
تو پروردگار من هستى و من بنده تو هستم، تو زنده و پايدارى و درد و ناراحتى به تو اصابت نمىكند! خداى عزّ و جلّ مىفرمايد: كسى كه مؤمنى را عيادت كند، مرا عيادت كرده است، سپس مىفرمايد: آيا فلانى پسر فلانى را مىشناسى؟ مىگويد: بلى! خداوند مىفرمايد: چه چيز مانع شد كه او را در هنگام بيمارىاش عيادت كنى؟ همانا اگر او را عيادت مىكردى مرا عيادت كرده بودى و مرا نزد وى مىيافتى. آن گاه اگر از من درخواست برآوردن حاجتى را داشتى، برايت برآورده ساخته، آن را ردّ نمىكردم.[1]
[1]- محجة البيضاء، ج 3، ص 410 و 411.
فصل دوّم: آداب عيادت
كسى كه به عيادت بيمار مىرود، مىتواند با گفتار و رفتارش تأثير بهسزايى در بهبودى و سلامتى او داشته باشد. برخى از آداب عيادت به اختصار عبارت است از:
1- دلجويى
نشستن در كنار بيمار، پرسيدن حال او و اين كه شب و روز را چگونه گذرانده، همدلى با بيمار و دل جويى از او بوده، موجب آرامش خاطر و تسكين دردش خواهد شد.
رسول خدا6رفتارى را كه حاكى از دل جويى و محبّت به بيمار است؛ مشخص كرده، مىفرمايد:
كمال عيادت بيمار در آن است كه دست بر او نهاده، حالش را بپرسى و از اين كه شب و روز خود را چگونه مىگذراند سؤال كنى.[1]
[1]- مكارم الاخلاق، ص 359 و 360، بيروت.
2- همدردى
همراهى و همدردى با مسلمانى كه بيمارى و درد و رنج وجودش را فرا گرفته، از وظايف مهمّ عيادت كننده، بلكه جامعه اسلامى است؛ زيرا اسلام، جامعه را چون پيكر واحدى مىداند كه در يك مسير (به سوى خدا) در حركت و تكاپوست به گونهاى كه اگر عضوى از آن، دچار مشكل و ناراحتى شود، ديگر اعضا به يارىاش شتافته، با رسيدگى، محبّت و كمك خود، درمانش مىكنند.
پيامبر اكرم6، ضمن اشاره به جامعه اسلامى و تشبيه آن به يك پيكر، همدردى با بيمار را مورد تأكيد قرار داده است:
همانا مؤمنان در مهربانى و عطوفت به يكديگر همانند يك پيكرند كه وقتى عضوى از آن به درد آيد، ساير اعضا در تبدارى و بيدارى با او همراهى و همدردى مىكنند.[1]
سعدى نيز با توجّه به مضمون همين حديث، شعر معروفش را سروده:
بنى آدم اعضاى يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند
چو عضوى به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
تو كز محنت ديگران بىغمى نشايد كه نامت نهند آدمى
3- هديه دادن
از جمله نشانههاى محبّت و توجّه خاص به طرف مقابل، دادن هديّه
[1]- سفينة البحار، ج 1، ص 56.
است. عيادت كننده با هديّه خود- اگر چه ناچيز باشد- صفا و صميميّت قلبىاش را به بيمار نشان داده، او را خوشحال خواهد كرد.
امام صادق7در سخنى با يارانش كه قصد عيادت بيمارى را داشتند؛ اهمّيّت هديّه و تأثير آن را بازگو مىكند:
يكى از ياران امام مىگويد: ما به عيادت فردى از دوستان ايشان كه بيمار بود، مىرفتيم. در بين راه، آن حضرت به ما برخورد و فرمود: كجا مىرويد؟
گفتيم: به عيادت فلانى. فرمود: بايستيد! چون ايستاديم، فرمود: آيا قدرى سيب، گلابى، بالنگ يا اندكى عطر و عود به همراه داريد؟ گفتيم: خير، چيزى از اينها را با خود نداريم، فرمود: آيا نمىدانيد كه بيمار به خاطر آنچه كه برايش مىآورند، خوشحال مىشود؟[1]
4- دعا
از ديدگاه اسلام، استفاده از پزشك و دارو براى بهبودى بيمار، كارى مقدّماتى و به عنوان ابزار و وسيله است و در حقيقت، سلامتى واقعى و شفاى كامل به دست خداست از اين رو، همانطور كه در هيچ حالى نبايد خدا را فراموش كرد، در مرض و بيمارى نيز بايد به ياد او بود و از او استمداد جست و چه دعايى برتر و مؤثّرتر از دعاى عيادتكنندگانى كه براى رضاى خدا به ديدار بيمار مىروند.
امام كاظم7با توجّه به تأثير دعاى عيادتكننده، از بيمار مىخواهد كه اجازه دهد تا مردم به ديدارش آمده، جهت شفا و سلامتىاش دعا كنند:
[1]- محجة البيضاء، ج 3، ص 411.
هر زمان كه يكى از شما بيمار شد، به مردم اجازه دهد تا به ديدارش بيايند؛ زيرا كسى (از عيادت كنندگان) نيست مگر آن كه دعاى اجابت شدهاى (براى بيمار) در پيشگاه خدا دارد.[1]
امام صادق7نيز به كيفيّت دعا اشاره كرده، مىفرمايد:
دست خود را بر سر بيمار نهاده، مىگويى: «بِسْمِ اللَّهِ، وَ مِنَ اللَّهِ، وَ الَى اللَّهِ، وَ ما شاءَ اللَّهُ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الَّا بِاللَّهِ» ... آنگاه آية الكرسى و سورههاى حمد، فلق، ناس، توحيد و ده آيه از آغاز سوره يس را مىخوانى و پس از آن مىگويى: «اللَّهُمَّ اشْفِهِ بِشِفائِكَ وَ داوِهِ بِدَوائِكَ وَ عافِهِ مِنْ بَلائِكَ» آن گاه به حق محمد و آل محمد:استجابت دعا را از خداى متعال درخواست مىكنى.[2]
5- اطعام بيمار
بيمارى از سويى سبب ضعف و ناتوانى فرد در انجام كارهاى شخصىاش مىشود و از سوى ديگر دست او را از فعّاليت و امرار معاش كوتاه مىكند، در چنين وضعيتى غذا دادن به بيمار و نيز خوددارى از خوردن چيزى در نزد او از جمله وظايف و رفتارهاى پسنديدهاى است كه در پيشگاه خداى تعالى پاداش بزرگى دارد.
رسول خدا6در اين باره مىفرمايد:
[1]- فروع كافى، ج 3، ص 117.
[2]- بحار الانوار، ج 95، ص 16.
هر كس، بيمارى را طبق خواستهاش اطعام كند، خداوند با ميوههاى بهشت او را پذيرايى خواهد كرد.[1]
امام على7، ضمن تأكيد بر خوددارى از چيز خوردن در نزد بيمار، سخن پيامبر6در اين زمينه را بازگو مىكند:
رسول خدا6، عيادت كننده را از خوردن چيزى [به ويژه اگر براى بيمار ضرر داشته باشد] در نزد بيمار نهى فرمود؛ زيرا اين كار موجب از ميان رفتن پاداش عيادتش مىشود.[2]
6- رعايت زمان عيادت
استراحت و آرامش از جمله نيازهاى اساسى و نخستين يك بيمار بوده، در بهبودىاش تأثير قابل توجّه و شايانى دارد. از اين رو عيادت كننده بايد زمان ديدار را كوتاه كند، تا محيط براى استراحت بيمار، آماده شود.
پيامبر اكرم6با اشاره به سنگينى و سبكى بيمارى، زمان عيادت را مشخّص كرده است:
يك روز در ميان [در صورتى كه بيمارى سخت و سنگين باشد] يا هر چهار روز، يك بار، بيمار را عيادت كنيد.[3]
[1]- مستدرك الوسائل، ج 3، ص 93.
[2]- بحار الانوار، ج 81، ص 228.
[3]- محجّة البيضاء، ج 3، ص 410.
امير مؤمنان على7نيز بيشترين پاداش را براى كسى مىداند كه زمان عيادتش كوتاه باشد، مگر آن كه خود بيمار از او درخواست ماندن كند:
همانا پاداش عيادتكنندهاى در پيشگاه خدا بيشتر است كه هنگام عيادت از برادر دينىاش، تنها اندكى نزد او بنشيند، مگر آن كه خود بيمار آن را دوست داشته، از او بخواهد (كه زمان بيشترى را در كنارش باشد).[1]
[1]- فروع كافى، ج 3، ص 118، 119.