بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 110

على رغم ديدگاه‌هاى اومانيستى- كه انسان را حيوانى هوشمند مى‌شمارد و متأسفانه امروزه آبشخور رشته‌هاى علوم جديد شده است- انسان حتى از نظر فيزيكى با ديگر موجودات عالم آفرينش قابل مقايسه نيست تا چه رسد به ابعاد روحى و معنوى وى. گوشه‌اى از اين توجه را به خوبى از احكام حقوقى اسلام درباره انسان- مانند آنچه در اين فصل به آن پرداخته‌ايم- مى‌بينيم. دقت در برآيند و بازتاب اجتماعى و تربيتى و حقوقى هر يك از احكام خُرد و كلان در اين قلمرو مبيّن اتصال شريعت مبين اسلام به وحى آسمانى است.

حرمت سقط جنين و پيامدهاى شرعى آن‌

268- سقط جنين حرام است، پس بر زن حامله جايز نيست چيزى بخورد يا كارى انجام دهد كه موجب سقط جنين او بشود، حتى اگر زنى از زنا باردار شود، جايز نيست بچه‌اش را سقط كند.

269- از آن جهت كه سقط جنين جايز نيست، پزشك يا شخص ديگرى كه چنين عملى را انجام دهد علاوه بر ارتكاب گناهى بزرگ، بايد بداند: الف: ديه سقط جنين بر او واجب است؛ ب: وجهى كه بابت اجرت اسقاط جنين دريافت مى‌كند حرام است؛ ج: در بعضى موارد كفّاره هم بر او واجب مى‌شود كه شرح آن در مسائل آينده خواهدآمد.

270- حرمت سقط جنين و ديه آن در صورتى است كه بدانيم جنين زنده است هر چند با شهادت دو نفر از اهل خبره و به مجرد اين كه حركت‌


صفحه 111

دارد نمى‌توان گفت كه جنين زنده است مگر اين كه حركت اختيارى باشد و زنده بودن جنين را برساند.

استفاده از قرص جلوگيرى‌

271- استفاده از قرص‌هاى جلوگيرى بعد از آميزش در صورتى جايز است كه زن يقين به حامله بودن خود نداشته باشد، مگر اينكه ضرر مهمّى براى زن داشته باشد.

استفاده از دستگاه «آى، يو، دى»

272- استفاده از دستگاه «آى، يو، دى» و مانند آن به خودى خود اشكال ندارد ولى اگر موجب تلف شدن نطفه بعد از انعقاد آن بشود استفاده از آن حرام و پرداخت ديه هم واجب است.

عدم جواز سقط جنين‌هاى اضافى‌

273- در بعضى از روش‌هاى جديد، براى مقابله با نازايى زنان، گاهى حاملگى‌هاى چندقلو صورت مى‌گيرد و اكثراً با زايمان زودرس همراه است و جنين‌ها قبل از تكامل، از بين مى‌روند. در اين گونه موارد پزشكان مجاز هستند در ماه‌هاى اولِ باردارى، تعدادى از جنين‌ها را از بين ببرند تا بقيه بتوانند رشد كنند و كامل شوند.

وجوب حفاظت مادر از جنين‌


صفحه 112

274- بر مادر واجب است كه براى سلامتى نوزادى كه در رحم دارد، تا وقتى كه خوف جانى براى خود نداشته باشد، شرايط متعارف و معمول را و هرچه براى حفظ جنين لازم است، رعايت كند.

275- اگر پزشك براى مادر باردار دارويى تجويز كند تا با استفاده از آن نوزاد سالم بماند و سقط نشود- در صورتى كه اگر استفاده نكند به جنين آسيب رسيده يا سقط مى‌شود- وظيفه مادر است كه در استفاده از دارو كوتاهى نكند.

276- مادر باردارى كه براى سقط شدن جنين خود، عملى را انجام نداده، ليكن با عدم رعايت نكات لازم و مهيّا نكردن شرايط و مقتضياتِ حفظ جنين، مقدمات سقط جنين را فراهم مى‌سازد، در صورتى كه بگويند سقط جنين مستند به مادر است، كار حرامى را مرتكب شده و ديه جنين بر او واجب مى‌شود. امّا اگر به اندازه متعارف رعايت كرده، مسئوليتى ندارد.

لزوم حفظ جنين با دستگاه انكوباتور

277- اگر پزشك معالج تشخيص داد كه فرزند داخل رحم زنده نمى‌ماند مگر اين كه از رحم بيرون آورده شود و در دستگاه مخصوص- انكوباتور- گذاشته شود، در اين صورت لازم است براى حفظ آن اين عمل انجام شود، خصوصاً اگر بعد از چهارماهگى باشد.

موارد جواز سقط جنين‌


صفحه 113

278- مواردى كه سقط جنين جايز است به شرح ذيل مى‌باشد: الف: با تشخيص پزشك متخصص و مورد اطمينان، بقاى حمل براى مادر خطر جانى داشته باشد؛ در اين صورت سقط جنين جايز است هر چند پرداخت ديه لازم مى‌شود. ب: در صورتى كه مادر درد غير قابل تحمل فعلى دارد،[1]در چنين صورتى معالجه مادر لازم و ضرورى است هرچند در ضمن معالجه جنين- چه روح به آن دميده شده باشد و چه هنوز دميده نشده باشد- سقط شود. ج: اگر بقاى جنين موجب مرگ مادر و جنين- هر دو- بشود.[2]

سقط جنين بعد از چهارماهگى‌

279- سقط جنين مطلقاً جايز نيست چه قبل و چه بعد از چهارماهگى و فقط در صورتى كه خوف خطر جانى براى مادر داشته باشد اين امر تجويز مى‌شود.

حكم سقط جنين كافر

280- پزشك مسلمان مى‌تواند جنينِ زن كافرى را كه پدر آن- جنين- هم كافر است، سقط كند. امّا اگر يكى از پدر و مادر جنين مسلمان باشد، چون حرمت مسلمان را دارد، ديگر سقط جنين جايز نمى‌باشد.

[1]- مقصود از درد فعلى، دردى است كه هم‌اكنون مادر را آزار مى‌دهد، نه دردى كه در آينده به آن مبتلا مى‌شود.

[2]- تفصيل اين صورت در مسائل آينده آمده است.


صفحه 114

احكام زنى كه سقط جنين كرده‌

281- زن اگر جنين خود را كه از زنا باردار شده سقط كند مرتكب گناه كبيره شده است و امورى را بايد انجام دهد: الف: بايد فوراً توبه كند؛ ب: ديه جنين سقط شده را پرداخت كند؛ ج: اگر جنين به چهارماهگى رسيده، كفّاره جمع نيز بر عهده او مى‌آيد. بايد توجه داشت كه بنا بر مشهور بين فقها، ديه ولد الزنا به مقدار ديه حلال‌زاده است ولى أحوط آن است كه با حاكم شرع مصالحه كند و ديه آن، حكم تركه شخص بدون وارث را دارد كه وارث آن، امام عليه السلام است و در زمان غيبت، بايد به مجتهد جامع الشرايط پرداخت شود.

282- تنها با اين احتمال كه ماندن جنين در شكم مادر موجب مرگ مادر مى‌شود، نمى‌توان جنين را سقط كرد، امّا اگر پزشك متخصص تشخيص داد و مادر نيز از گفته او يا از راه ديگرى اطمينان حاصل كرد كه ماندن جنين براى حيات يا سلامت او خطر جدى دارد، سقط جنين براى نجات جان خود مانعى ندارد.

موارد ضرورت سقط جنين‌

283- زن باردارى كه در اثر تصادف براى درمان نياز به عمل جراحى فورى دارد و لازمه عمل اين است كه مادر بى‌هوش شود و در اثر بى‌هوشىِ مادر، يقين داريم يا احتمال مى‌دهيم كه جنين- كه بعد از دوران چهارماهگى و دميده شدن روح به اوست- سقط مى‌شود، در اين فرض بايد كوشش شود حتّى الإمكان با بى‌حس كردن موضعى يا بدون‌


صفحه 115

بى‌هوشى، عمل انجام گيرد امّا اگر اينگونه ممكن نبود، بى‌هوش كردن مادر براى عمل جراحى، اشكال ندارد، هر چند فرزندش سقط شود.

284- مادر باردارى كه ادامه حاملگى با حيات او مغايرت دارد و پرورش جنين خارج رحم ممكن نباشد و بعد از مرگ مادر هم زنده نمى‌ماند، در صورتى مى‌توان به منظور نجات جان مادر به حاملگى خاتمه داد كه تا آخرين زمان امكانِ ادامه حيات آن دو صبر شود- لعلّ اللَّه يحدث بعد ذلك امراً[1]- و پس از آن با احراز يقين به اين كه جنين در هر حال فوت خواهد كرد، اسقاط آن به منظور حفظ جان مادر توسط مادر مانعى ندارد.

285- خانمى كه بر اثر وضع حمل زياد گرفتار امراض گوناگون از قبيل استخوان درد، ضعف اعصاب شديد و ناراحتى قلبى شده، در صورتى كه مجدداً حامله شود، خودش يا پزشك نمى‌توانند جنين را سقط كنند بلكه در چنين فرضى بايد مادر از باردارى جلوگيرى كند، حتّى با عقيم كردن خود[2]، امّا اگر حامله شد و بقاى حمل موجب ضرر غير قابل تحمل بود، سقط جنين جايز است و چگونگى آن در مسائل بعد مى‌آيد.

عدم جواز سقط جنين بيمار و عقب مانده‌

286- اگر بدانيم جنين مبتلا به بيمارى خاصى است كه بعد از تولد، خواهد مُرد و يا به بيمارى‌هاى ژنتيك و يا به ناهنجارى‌هاى نوزادان گرفتار خواهد شد، اين امور مجوز سقط جنين نيست، بلكه حرمت آن در

[1]- شايد خداوند بعد از آن راه نجاتى را به وجود آورد.

[2]- موارد جواز عقيم كردن در بحث جلوگيرى از باردارى آمده است.


صفحه 116

موارد فوق باقى است.

287- اگر پزشكان به خانمى بگويند: فرزندى كه در رحم دارى از لحاظ ذهنى عقب مانده است، و يا از لحاظ بدنى نقص عضو دارد، زن نمى‌تواند كارى كند كه جنين ساقط شود و نيز نمى‌تواند خود را براى اسقاط جنين آماده كند و در صورت تحقق چنين امرى توسط مادر يا پزشك، علاوه بر آن كه مرتكب گناه كبيره شده‌اند، ديه بر مباشر واجب است.

عدم جواز سقط جنين بر غير مادر

288- در مواردى كه اسقاط جنين جايز است، لازم است مادر شخصاً- در صورت امكان- فرزند خود را اسقاط كند و در صورتى كه خودش بتواند، جايز نيست ديگرى اين كار را انجام دهد.

289- اگر مادر نتوانست شخصاً اقدام به اسقاط جنين كند، پزشك يا شخص ديگر مى‌تواند اقدام به اين كار كند و حرمتى بر او نيست. امّا اگر از وارثان جنين برائت نگرفته، ضامن ديه مى‌باشد.

سقوط عده زن باردار، با سقط جنينِ وى‌

290- زن باردارى كه پايان عده او به وضع حمل مى‌باشد، با سقط جنين وى- چه به عمد و چه به غير عمد- عده‌اش تمام مى‌شود.

لزوم تأخير مجازات اعدام براى زن باردار


صفحه 117

291- زن باردارى كه به خاطر ارتكاب جنايت مستحق اعدام است، نمى‌توان او را مجازات كرد و بايد تا زمان وضع حمل وى، اجراى حكم را به تأخير انداخت.

لزوم تجهيز جنين مرده‌

292- اگر جنين سقط شده، چهار ماه يا بيشتر از چهار ماه داشته باشد، بايد جنين را غسل ميّت داد و كفن كرد و دفن نمود و كسى كه با بدن او تماس داشته است- مانند پزشك، مادر، پرستار و ...- بايد غسل مسّ ميّت انجام دهد و در صورتى كه جنين كمتر از چهار ماه داشته باشد بايد او را در پارچه‌اى پيچيده و بدون غسل، دفن كنند.[1]

وجوب ديه سقط جنين‌

293- در مواردى كه سقط جنين حرام است، پرداخت ديه آن واجب مى‌شود، بلكه در مواردى هم كه سقط جنين جايز است ديه آن ساقط نمى‌شود و بر عهده كسى مى‌باشد كه جنين را سقط كرده است. بنابراين اگر پزشك با جراحى و يا تزريق آمپول اين عمل را انجام دهد ضامن ديه خواهد بود.

294- اگر شخصى داراى چند فرزند باشد و به علّت ضعف و ناتوانى جسمى و سختى معاش، بچه بعدى را سقط كند و بعد متوجه شود كه اين كار گناه بوده، مى‌بايست سريعاً توبه كند، زيرا گناه بزرگى را مرتكب شده‌

[1]- براى آشنايى بيشتر به بحث زنان و زايمان مراجعه شود.