موردى كه جنين بودن معلوم نيست
314- اگر اهل خبره مثل پزشك متخصص و ... ندانند آنچه كه سقط شده انسان از آن به وجود مىآمده يا نه و ساقطكننده معلوم باشد، در صورتى كه با سقط آن جنايتى بر مادر وارد شود كه ديه معيّن دارد، پرداخت ديه جنايت بر ساقطكننده واجب است، امّا اگر سبب نقص عضوى شود كه ديه مشخص ندارد، حكومت و أرش[1]لازم مىآيد كه بايد پرداخت شود.
ديه سقط جنينى كه معلوم نيست پسر است يا دختر
315- اگر شخصى جنين را بعد از آن كه روح در او دميده شد، سقط كند و معلوم نشود، جنين پسر بوده يا دختر، پرداخت نصف ديه پسر و نصف ديه دختر، يعنى هفتصد و پنجاه مثقال، بر كسى كه اين كار را انجام داده است، واجب مىشود.
ديه سقط جنين دوقلو و بيشتر
316- اگر پزشك و يا كسى ديگر جنين را سقط كند، سپس معلوم شود جنين دوقلو يا سهقلو و يا بيشتر بوده، ديه هر يك به طور جداگانه بايد پرداخت شود.
لزوم پرداخت ديه مادر و جنين
[1]- در مواردى كه مقدار ديه جنايت معين نشده، با نظر حاكم شرع مشخص مىشود، كه از آن تعبير به حكومت و أرش مىكنند.
317- اگر پزشك و يا شخص ديگرى، در اثر سهلانگارى و ...، سبب شد زن باردارى جان خود را از دست بدهد و جنين او نيز از بين برود، علاوه بر اين كه پرداخت ديه مادر بر عهدهاش مىباشد، بايد ديه جنين را نيز بپردازد. همچنين اگر به لحاظ سهلانگارى، جنين را ساقط كرده و در اثر آن مادر نيز از دنيا برود.
ديه جراحات وارده بر جنين
318- اگر با انجام كارى، جنين سقط نشد امّا باعث وارد آمدن جراحت و يا قطع عضو جنين گرديد، بر شخصى كه چنين عملى را انجام داده، ديه آن جراحت و يا نقص عضو واجب مىشود و مقدار ديه با كلّ مقدار ديه جنين بر حسب هر مرحلهاى كه شرح آن گذشت، حساب مىشود. يعنى اگر روح به جنين دميده شده، بر اساس هزار مثقال- ديه انسان كامل- و اگر روح در آن دميده نشده، نسبت به هر مرحلهاى كه در آن است، حساب مىشود.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل نهم: ازدواج
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بقاء نوع انسان تنها از طريق توالد و تناسل ممكن است كه آن نيز با آميزش دو جنس مخالف ميسّر مىشود. به همين جهت خداوند متعال در هر يك از زن و مرد كششى را نسبت به هم قرار داده كه به يكديگر احساس نياز مىكنند و جز از طريق ايجاد يك زندگى مشترك با يكديگر، به آرامش نمىرسند.«وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»[1]و از نشانههاى خداوند اين است كه از جنس خودتان همسرانى براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان دوستى و مهربانى قرار داد، به راستى كه در اين، نشانههايى است براى آنان كه تفكّر مىكنند. در سايه همين تشكيل خانواده و زندگى مشترك است كه توالد و تناسل و در نتيجه، بقاء نوع آدمى شكل مىگيرد. اما اين زندگى مشترك و جامعه كوچك كه هسته اصلى جامعه بزرگ انسانى را تشكيل مىدهد، در صورتى مىتواند دوام يافته و آرامش زن و مرد را تأمين
[1]- سوره روم، آيه 21.
نمايد و نسل سالمى را از خود بر جا بگذارد كه بر اساس قوانين الهى صورت گيرد كه منطبق با فطرت و ساختارهاى وجودى انسان تدوين شده است. بر همين اساس در فقه اسلامى، ازدواج و روابط زن و مرد با يكديگر، موضوع احكامى است كه در اين فصل به پارهاى از آنها پرداخته مىشود.
آزمايشهاى قبل از ازدواج
319- معاينات و آزمايشهاى قبل از ازدواج اگر مستلزم نظر و لمس نامحرم باشد در صورتى جايز است كه ضرورت داشته باشد و تمام مسائل شرعى كه در مبحث معاينه و درمان، در مورد نظر و لمس آمده، بايد مراعات شود.
معاينه عروس براى بررسى بكارت
320- معاينه عروس براى بررسى بكارت در صورت ضرورت توسط پزشك زن و در صورت نبودن، توسط پزشك مرد جايز است ولى تحقّق ضرورت نسبت به چنين امرى بسيار نادر و مشكل است.
حكم ترميم پرده بكارت
321- ترميم پرده بكارت كه به هر دليل زايل شده باشد اگر مستلزم فعل حرامى از قبيل لمس و نظر اجنبى نباشد، مانعى ندارد.
322- ترميم پرده بكارت تدليس[1]است و تدليس در ازدواج جايز
[1]- پنهان كردن عيب و غير واقع را واقع نشان دادن.
نيست.
323- ترميم پرده بكارت در صورت ضرورت و توقف حفظ آبرو و حيثيت بر آن، و لو مستلزم حرامى از قبيل لمس و نظر اجنبى باشد، مانعى ندارد.
ارش ازاله بكارت
324- هرگاه كسى غير از زوج، بكارت زنى را از بين ببرد، ضامن است و مقدار أرش ازاله بكارت، مهر المثل باكره است.
325- اگر بعد از عقد معلوم شود زن باكره نيست، مرد نمىتواند عقد نكاح را فسخ كند مگر اين كه از اول شرط بكارت كرده باشد.
326- اگر مرد با اين شرط با زن ازدواج كند كه او باكره باشد، ولى زن باكره نباشد، مرد مىتواند عقد را فسخ كند يا اين كه مقدار تفاوت مهر زن باكره و غير باكره را از او بگيرد. همچنين است اگر زن بكارت نداشته و پرده بكارت را ترميم كرده باشد.
عيبهايى كه موجب فسخ عقد مىشوند
الف: عيبهاى مخصوص زن:
327- اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن يكى از اين هفت عيب را دارد، مىتواند عقد را به هم بزند: 1- ديوانگى؛