مستند به عمل جانى باشد، در اين موارد نيز حكم بند الف را دارد، يعنى اختيار عضو با قصاصكننده است ولى نمىتواند بفروشد و يا به ديگرى اهدا كند.
برداشتن عضو محكوم به اعدام
403- در صورتى كه شخصى به دليلى غير از قصاص توسط قاضى جامع الشرائط محكوم به اعدام شده باشد و شرع مقدس نوع اعدام را مشخص ننموده باشد، جايز است با رضايت محكوم به اعدام، در زمان حيات او پس از بىهوشى، عضو يا اعضاى او را جهت پيوند به ديگرى بردارند به شرط آن كه پس از بىهوشى بميرد و اين خود نوعى اعدام تلقّى خواهد شد.
تخفيف در نوع مجازات به شرط واگذارى عضو
404- در مواردى كه مانند مفسد فى الارض و محارب يكى از شقوق مجازات شخص مجرم اعدام است به شرط آنكه از نظر قانون منعى نباشد هرگاه قاضى مصلحت بداند مىتواند محكوميّت مجرم را از اعدام تنزّل دهد، مشروط به اينكه مجرم عضوى از اعضاى خود را براى پيوند نيازمندان واگذار كند.
پيوند اعضاى حيوانات به بدن انسان
405- پيوند اعضاى حيوانات- حتى اگر نجس العين باشند مانند سگ و
خوك- به انسان در صورتى كه جان بگيرد و عضو زنده شمرده شود، جايز است و حكم به طهارت آن مىشود.
واگذار نمودن عضو براى پيوند به جاى تعزير
406- در موارد تعزير به شرط آنكه از نظر قانونى منعى نباشد، قاضى مىتواند در صورت توافق مجرم تعزير مجرم را اهداى عضوى از وى و يا واگذار نمودن آن در برابر اخذ مبلغى قرار دهد كه در پيوند از آن استفاده شود، لكن قاضى بايد مراقب باشد كه اين تعزير سبكتر از حدّ باشد.
اهداى عضو در برابر عفو از قصاص
407- در مورد افرادى كه محكوم به قصاص شدهاند، اولياى دم مىتوانند در برابر اهداى عضوى از طرف محكوم، براى پيوند، از اعدام وى صرف نظر كنند.
حكم به قطع و اهداى عضو براى تخفيف مجازات
408- در مواردى كه اصل تخفيف مجازات محكومين براى حاكم شرع، شرعاً مجاز باشد هرگاه حاكم شرع به مصلحت جامعه اسلامى بداند مىتواند تخفيف مجازات محكومى را موكول به اهداء و يا واگذارى عضوى از اعضاى وى براى پيوند نمايد.
پيوند زدن و كاشتن مو
409- موارد كاشت مو و احكام آن: الف: جايز است انسان موى ديگرى را به موى خود پيوند زند يا در سر خود مو بكارد به شرط آنكه موى پيوندزده يا كاشته شده جان بگيرد و جزء بدن او محسوب شود. ب: اگر پيوند و كاشتن مو با فعل حرامى همراه باشد جايز نيست، مگر در صورت ضرورت.
وضو و غسل با موى كاشته شده و پيوندى
410- مواردى كه از موى غير استفاده شده است چند صورت دارد: الف: در صورتى كه موى كاشته شده، به بدن متصل شود و رشد كند، وضو و غسل صحيح است. ب: موى مصنوعى اگر به صورت كلاهگيس باشد واجب است براى غسل و وضو برداشته شود. ج: چسباندن مو يا چيزى كه مو روى آن بافته شده به بدن- كه مانع رسيدن آب به پوست بدن مىشود- جايز نيست. د: در فرض بالا در هنگام وضو و غسل اگر امكان ندارد كه موى چسبيده شده را بردارد، بايد علاوه بر وضو و غسل جبيرهاى، تيمّم بدل از غسل يا وضو بنمايد.
طهارت و نجاست موى مصنوعى
411- موى مصنوعى كه جهت ترميم استفاده مىشود چنانچه از خارج وارد شود و جنس آن مشكوك باشد محكوم به طهارت است.
رنگ كردن مو
412- رنگ كردن مو و ابرو جايز است و اگر از رنگهاى رايج و رنگهاى گياهى كه جرم ندارند استفاده شود وضو و غسل با آنها صحيح است و اگر رنگ داراى جرم باشد مانع محسوب شده وضو و غسل با آن اشكال دارد.
طهارت و نجاست عضو قطع شده
413- عضوى كه از بدن انسان زنده به طور كامل جدا شده است و از اعضاى داراى روح مىباشد نجس است.
414- اگر عضو به طور كامل قطع و جدا نشده باشد، تا زمانى كه به بدن متصل است پاك است.
غسل و دفن عضو جدا شده از بدن زنده
415- عضو جدا شده از بدن انسان زنده را در صورتى كه استخوان داشته باشد لازم است بنا بر احتياط غسل داده و در پارچهاى پيچيده دفن نمايند.
غسل براى تماس با عضو قطع شده
416- عضو جدا شده از بدن انسان زنده اگر همراه با استخوان باشد حكم ميّت را دارد و در صورتى كه بدن با آن تماس پيدا كند غسل مس ميّت واجب مىشود.
غسل و دفن عضو جدا شده
417- عضو جدا شده از بدن ميّت مسلمان در صورتى كه همراه با استخوان باشد غسل و دفن آن واجب است و اگر همراه با استخوان نيست، بايد آن را در پارچهاى پيچيده و دفن كنند.
نماز با عضو پيوندى
418- اگر جزئى از اجزاى ميّت به بدن انسان زنده وصل شود، در صورتى كه حيات در آن حلول كرده و جان گرفته، جزء بدن انسان محسوب شده و حكم به طهارت مىشود و نماز هم صحيح است و قبل از حلول حيات چون مضطرّ به حمل آن است، نماز با آن جايز است، و ليكن نجس است، مگر اين كه از ميّت مسلمان بعد از غسلهاى ميّت جدا شده باشد كه در اين صورت پاك هم هست.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل سيزدهم: انتقال خون
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة