493- اگر بيمار مىدانسته شخص تزريقكننده مهارت كافى را در تزريق ندارد، ولى با اين حال ابراء ذمّه كند، در صورتى كه تسامحى در كار نبوده، تزريقكننده ضامن نيست. امّا اگر از عدم مهارت او اطلاع نداشته و به خيال اين كه وى در اين زمينه تخصص دارد، ابراء نموده باشد، موجب رفع ضمان نمىشود.
ضمانت در دندانپزشكى
494- اگر پزشك اشتباهاً به جاى دندان خراب، دندان سالم را بكشد، بايد ديه آن را بپردازد[1].
ضمانت ختنهكننده
495- اگر ختنهكننده، بچهاى را ختنه كند و ضررى به او برسد يا بميرد، در صورتى كه بيشتر از حدّ معمول بريده باشد، به نحوى كه بگويند: تعدّى كرده، ضامن است.
496- اگر ختنهكننده بيشتر از حدّ معمول نبريده باشد و ضررى به بچه برسد، در صورتى كه از ولىّ بچه برائت گرفته باشد، ضامن نيست.
ضمانت در انتقال خون
497- كسى كه خون مىگيرد، در صورتى كه بيش از اندازه مجاز خون
[1]- براى آگاهى بيشتر به فصل دندانپزشكى مراجعه شود.
بگيرد و ضررى متوجه دهنده خون شود، ضامن است. امّا اگر تعدّى نكرده و ضرر، مستند به خونگيرنده نباشد، ضامن نيست.
اخذ برائت از بيمار
498- اگر بيمار حاضر نشود شرط عدم ضمان را بپذيرد، دو صورت دارد: الف: جان بيمار در خطر نباشد و مراجعه به پزشك ديگر نيز ممكن باشد. در اين صورت پزشك مىتواند از معالجه خوددارى كند و ضامن هم نيست. ب: جان بيمار در خطر باشد و مراجعه به پزشك ديگر نيز امكان نداشته باشد. در اين صورت واجب است با احتياط و دقت لازم معالجه كند و نسبت به عوارض احتمالى مسئوليتى ندارد، به ويژه اگر بدون قصد اجرت، معالجه كند.
499- اگر موقعيتى پيش آيد كه تسريع در معالجه لازم باشد و شرط عدم ضمان يا اجازه از بيمار يا ولىّ او ميسّر نباشد، چنانچه پزشك با احتياط لازم اقدام به معالجه نمايد، ضامن نيست. ولى اگر در اين حالت از معالجه خوددارى نمايد و صدمهاى به بيمار برسد، گناهكار محسوب مىشود ولى ضامن نيست.
500- هرگاه پزشك به بيمار يا ولىّ او بگويد: اگر در اثر درمان، ضررى متوجه بيمار شود، من مسئول نيستم. در صورتى كه تخصص لازم را براى درمان داشته باشد، با دقت و احتياط لازم هم انجام داده باشد، امّا ضررى به بيمار برسد، پزشك ضامن نيست.
اخذ برائت
501- اگر بيمار از روى ناچارى مجبور به امضاى برائتنامه شود، تا وقتى كه به حدّ اجبار و اكراه نرسيده باشد، پذيرفته مىشود. ولى اگر به حدّ اجبار و اكراه برسد، امضايش اثر ندارد و از پزشك رفع مسئوليت نمىكند.
502- اگر پزشك با فردى كه مىخواهد عضو خويش را به ديگرى اهدا كند يا بفروشد، شرط عدم ضمان كند و هنگام قطع عضو براى پيوند بدون كوتاهى از ناحيه پزشك آسيب ديگرى به شخص وارد شود و يا، آن فرد بميرد، پزشك ضامن نيست.
503- در هنگام گرفتن برائت از بيمار يا ولىّ او بايد كاملًا در جريان امر قرار دهند به نحوى كه با علم و اطلاع اقدام به اين كار نمايد وگرنه امضاى بيمار يا ولىّ او بدون اطلاع كافى از مفاد برائتنامه، سلب مسئوليت از مؤسسه و كادر درمانى نمىكند و بيمار يا ولىّ او- در صورت آسيب- شرعاً حق پيگيرى را دارند.
فصل شانزدهم: طهارت و نجاست
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
در بهداشت و درمان در موارد بسيارى، پزشك، پرستار و ديگر نيروهاى پزشكى و همچنين بيماران، با مواردى سر و كار دارند كه يا از نجاسات است يا شبهه نجس بودن آن وجود دارد و بىتوجهى به اين مسأله پيامدهاى ناگوارى در زندگى انسان بر جاى مىگذارد؛ از سوى ديگر حساسيت زياد نسبت به آنها ممكن است موجب پيدايش وسواس شود كه خود مرضى خطرناك است. امّا رعايت احكام شرعى تنها راهى است كه انسان را از گرفتار شدن به هر دو نوع پيامد حفظ مىكند، ولى چون عمل به احكام شرعى نيازمند شناخت آنهاست، در اين فصل احكام مربوط به طهارت و نجاست را كه مورد نياز پزشكان، نيروهاى پزشكى و بيماران است، ذكر مىكنيم.
الكل
504- الكل اگر از مايع مستكننده به دست آمده باشد، نجس است.
505- الكل طبّى و صنعتى كه براى مصارف پزشكى و رنگكارى و ... به
كار مىرود، در صورتى كه انسان نداند از مايع مستكننده درست شده، پاك است.
مواد ضدّ عفونى
506- موادّى كه جهت ضد عفونى در تزريقات، پانسمان و ... به كار مىرود، اگر از مايع مستكننده و يا اشياى نجس تهيه نشده باشد پاك است.
داروها
507- داروهايى كه از مواد نجس تهيه مىشود، نجس است.
508- داروهايى كه از خارج وارد مىشود، اگر انسان يقين به نجاست آنها نداشته باشد، پاك هستند.
خون
509- خون انسان و هر حيوانى كه خون جهنده داشته باشد- حيوانى كه اگر سرخرگ او را ببُرند خون جَستن مىكند- نجس است.
510- خونى كه به وسيله دارو يا مواد شيميايى، رنگ آن تغيير كند، نجس است.
511- خون سفيد در صورتى كه علم به خون بودن آن حاصل شود، نجس است.
512- بخارى كه از خون و نجاسات ديگر متصاعد مىشود، نجس
نيست.
فرآوردههاى خونى
513- فرآوردههاى خونى مانند سرم و پلاكت و پلاسما و غيره نجس است، مگر اين كه به واسطه استحاله شدن به آن خون نگويند كه در آن صورت نيز اگر در همان ظرفى كه خون ريخته شده به دست آيد، به واسطه تماس با ظرف نجس، نجس مىشود.
منى
514- منى انسان- چه مرد باشد و چه زن- و نيز منى هر حيوانى كه خون جهنده دارد، نجس است.
ادرار و مدفوع
515- ادرار و مدفوع انسان و هر حيوانى كه حرام گوشت باشد و خون جهنده داشته باشد، نجس است ولى بخارى كه از آنها متصاعد مىشود، نجس نيست.
نخ بخيه
516- نخ بخيهاى كه از اجزاى حيوانات حرام گوشت به دست آمده است، اگر جزو بدن گردد يا از بين برود، براى شخصى كه با آن بخيه شده است، اشكالى ندارد.