آن تمام نشده باشد- تماس پيدا كند، لازم است غسل مسّ ميّت انجام دهد.
523- اگر قبل از آن كه ميّت را غسل دهند، قسمتى از بدنش كه داراى استخوان نيست جدا شود، غسل قطعه جدا شده واجب نيست، بلكه بايد آن را در پارچهاى پيچيده و دفن كنند.
مردار
524- مردار حيوانى كه خون جهنده دارد، نجس است، چه خودش مرده باشد يا به غير دستورى كه در شرع معيّن شده آن را كشته باشند.
قطعه جدا شده از بدن
525- اگر از بدن انسان يا حيوانى كه خون جهنده دارد، در حالى كه زنده است، گوشت يا جزء ديگرى را كه داراى روح است، جدا كنند، نجس است.
526- اجزاى ريزى كه از بدن انسان جدا مىشود، مانند زگيل و جوشها و دانههاى ريزى كه روى پوست بدن مىزند و همچنين پوستهاى مختصر لب و جاهاى ديگر بدن كه موقع افتادن آن رسيده، اگر چه آنها را بكَنند، پاك است ولى بنا بر احتياط مستحب بايد از پوستى كه موقع افتادن آن نرسيده و آن را كَندهاند، اجتناب شود.
527- عضوى كه به طور كامل قطع و جدا نشده باشد، تا زمانى كه به بدن متصل است طاهر و پاك است، گرچه با پوست نازكى به بدن متصل باشد.
اعضاى پيوندى
528- عضوى كه از بدن ميّت قبل از غسل دادن جدا شود يا از بدن انسان زنده، يا از بدن كافر و يا حيوان جدا شود، نجس است ولى در صورتى كه به واسطه پيوند زدن، عضو بدن فردِ گيرنده شود، پاك مىگردد.
موى پيوندى
529- موى مصنوعى كه جهت ترميم استفاده مىشود، چنانچه از خارج وارد شود و جنس آن مشكوك باشد،- يعنى ندانيم كه از سگ و خوك است يا نه- محكوم به طهارت است.
دهان و دندان
530- اگر هنگام جرمگيرى دندان يا پر كردن و كشيدن آن و يا هنگام جراحى لثه و امثال آن، دهان انسان خونى شود، بنا بر احتياط مستحب بايد دهان را آب كشيد.
531- دندان جدا شده از انسان زنده، اگر گوشت و خون همراه آن نباشد، پاك است و مسّ آن نيز سبب غسل نمىشود.
532- اگر سازنده دندان مصنوعى، غير مسلمان باشد، اشكال ندارد ولى ظاهر آن را بايد تطهير كرد، و اگر باطن آن نجس باشد، نماز را باطل نمىكند.
533- در صورت نجس شدن دندان مصنوعى ثابت يا متحرك، در صورتى كه در داخل دهان باشد تطهير آن لازم نيست.
534- وسايلى كه دندانپزشك و يا پزشكان ديگر هنگام معاينه و درمان، داخل دهان بيمار مىكنند، در صورتى كه نجس باشد يا هنگام درمان نجس شود و آن را دوباره داخل دهان ببرند، دهان را نجس نمىكند ولى بنابر احتياط مستحب بايد دهان را آب كشيد.
تماس بدن يا لباس با اشياى نجس
535- در صورتى كه بدن يا لباس انسان با يكى از اشياى نجس برخورد كند و در يكى از آن دو رطوبتِ سرايتكننده باشد، بدن يا لباس نجس مىشود و بايد آن را تطهير كرد.
خون آمدن دهان هنگام غذا خوردن
536- اگر شخص غذاى پاك بخورد و هنگام خوردن از بين دندانهايش خون خارج شود، در صورتى كه خون به غذا نرسد، غذا پاك است، هر چند آب دهان كه با خون برخورد كرده به غذا برسد.
537- خونى كه از لاى دندانها بيرون مىآيد، نجس و خوردن آن حرام است. ولى اگر به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بين برود، پاك است و فرو بردن آب دهان در اين صورت اشكال ندارد.
خوردن غذاى نجس يا ضرردار
538- خوردن غذاى نجس حرام است و اگر شخص غذاى نجس بخورد، باقىمانده غذا بين دندانهايش نجس است و با مضمضه كردن و گرداندن آب در دهان، غذاى نجس پاك مىشود.
539- خوردن چيزى كه براى انسان ضرر دارد حرام است.
اخلاط گلو و بينى
540- اخلاطى كه از بينى يا گلو مىآيد، قسمتى كه خون دارد، نجس و بقيه پاك است و اگر به بيرون دهان يا بينى برسد، مقدارى كه انسان يقين دارد قسمت نجسِ اخلاط به آن رسيده، نجس است و محلى را كه شك دارد، پاك مىباشد.
541- فرو بردن آب بينى و خلط سينه كه در دهان آمده حرام نيست.
فصل هفدهم: احكام شرعى بيماران
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
انسان موجودى است كه برخوردار از نعمت عقل و اختيار است و به همين جهت از سوى خداوند مورد تكليف قرار گرفته و عمل به آنها بر او لازم شده است و اگر نسبت به آنها اهمال يا كوتاهى كند، مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. ممكن است برخى بپندارند كه در بعضى شرايط مانند دوران بيمارى، انسان هيچ تكليفى ندارد و انجام تكاليف شرعى از او ساقط شده است، ولى بايد توجه داشت كه انسان در هيچ شرايطى، يله و رها و بدون تكليف نيست. ليكن از آنجا كه دين اسلام، شريعت سمحه و سهله است، خداوند متعال احكام آن را طورى قرار داده كه در شرايط مختلف تغيير مىكند و هماهنگ با شرايط جديد، عمل به آنها آسان مىگردد، به نحوى كه انسان احساس سختى و فشار از آن ناحيه نكند. در اين فصل كليه احكام شرعى مربوط به بيماران، جمعآورى شده و در اختيار مؤمنان و متديّنان قرار مىگيرد. البته بايد توجه داشت كه عمل به احكام شرعى در دوران بيمارى ممكن است سختىهايى را به دنبال داشته باشد، ولى از اجر و پاداش
بيشترى برخوردار خواهد بود، زيرا كه فرمودهاند: «بهترين اعمال آنهايى هستند كه با زحمت بيشترى همراه باشند.»
طهارت و نجاست
542- مايع ضدّ عفونى كنندهاى كه هنگام تزريق مصرف مىشود، اگر چه حاوى الكل باشد، پاك است امّا اگر از الكل مستكننده استفاده شده باشد و يا اينكه محل تزريق آلوده به خون شود بايد جاى آن را آب كشيد.
543- زردابهاى كه در حال بهبودى زخم در اطراف آن پيدا مىشود، اگر معلوم نباشد كه با خون مخلوط است پاك مىباشد.
544- خونى كه به واسطه كوبيده شدن، زير ناخن يا پوست مىميرد، اگر طورى باشد كه ديگر به آن خون نگويند پاك است و اگر به آن خون بگويند در صورتى كه ناخن يا پوست سوراخ شود، اگر مشقت ندارد بايد براى وضو و غسل خون را بيرون آورند و اگر مشقت دارد بايد اطراف آن را به طورى كه نجاست زياد نشود، بشويند و پارچه يا چيزى مثل پارچه بر آن بگذارند و روى پارچه دستِ تر بكشند و تيمّم هم بكنند.
545- اگر انسان نداند كه خون زير پوست مرده يا گوشت به واسطه كوبيده شدن به آن حالت در آمده، پاك است.
546- خونى كه از لاى دندانها مىآيد، نجس است و خوردن آن حرام مىباشد، ولى اگر به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بين برود پاك است و فرو بردن آب دهان در اين صورت اشكال ندارد.