بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 206

533- در صورت نجس شدن دندان مصنوعى ثابت يا متحرك، در صورتى كه در داخل دهان باشد تطهير آن لازم نيست.

534- وسايلى كه دندانپزشك و يا پزشكان ديگر هنگام معاينه و درمان، داخل دهان بيمار مى‌كنند، در صورتى كه نجس باشد يا هنگام درمان نجس شود و آن را دوباره داخل دهان ببرند، دهان را نجس نمى‌كند ولى بنابر احتياط مستحب بايد دهان را آب كشيد.

تماس بدن يا لباس با اشياى نجس‌

535- در صورتى كه بدن يا لباس انسان با يكى از اشياى نجس برخورد كند و در يكى از آن دو رطوبتِ سرايت‌كننده باشد، بدن يا لباس نجس مى‌شود و بايد آن را تطهير كرد.

خون آمدن دهان هنگام غذا خوردن‌

536- اگر شخص غذاى پاك بخورد و هنگام خوردن از بين دندان‌هايش خون خارج شود، در صورتى كه خون به غذا نرسد، غذا پاك است، هر چند آب دهان كه با خون برخورد كرده به غذا برسد.

537- خونى كه از لاى دندان‌ها بيرون مى‌آيد، نجس و خوردن آن حرام است. ولى اگر به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بين برود، پاك است و فرو بردن آب دهان در اين صورت اشكال ندارد.

خوردن غذاى نجس يا ضرردار


صفحه 207

538- خوردن غذاى نجس حرام است و اگر شخص غذاى نجس بخورد، باقى‌مانده غذا بين دندان‌هايش نجس است و با مضمضه كردن و گرداندن آب در دهان، غذاى نجس پاك مى‌شود.

539- خوردن چيزى كه براى انسان ضرر دارد حرام است.

اخلاط گلو و بينى‌

540- اخلاطى كه از بينى يا گلو مى‌آيد، قسمتى كه خون دارد، نجس و بقيه پاك است و اگر به بيرون دهان يا بينى برسد، مقدارى كه انسان يقين دارد قسمت نجسِ اخلاط به آن رسيده، نجس است و محلى را كه شك دارد، پاك مى‌باشد.

541- فرو بردن آب بينى و خلط سينه كه در دهان آمده حرام نيست.


صفحه 208

فصل هفدهم: احكام شرعى بيماران‌


صفحه 209

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 210

انسان موجودى است كه برخوردار از نعمت عقل و اختيار است و به همين جهت از سوى خداوند مورد تكليف قرار گرفته و عمل به آنها بر او لازم شده است و اگر نسبت به آنها اهمال يا كوتاهى كند، مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. ممكن است برخى بپندارند كه در بعضى شرايط مانند دوران بيمارى، انسان هيچ تكليفى ندارد و انجام تكاليف شرعى از او ساقط شده است، ولى بايد توجه داشت كه انسان در هيچ شرايطى، يله و رها و بدون تكليف نيست. ليكن از آنجا كه دين اسلام، شريعت سمحه و سهله است، خداوند متعال احكام آن را طورى قرار داده كه در شرايط مختلف تغيير مى‌كند و هماهنگ با شرايط جديد، عمل به آنها آسان مى‌گردد، به نحوى كه انسان احساس سختى و فشار از آن ناحيه نكند. در اين فصل كليه احكام شرعى مربوط به بيماران، جمع‌آورى شده و در اختيار مؤمنان و متديّنان قرار مى‌گيرد. البته بايد توجه داشت كه عمل به احكام شرعى در دوران بيمارى ممكن است سختى‌هايى را به دنبال داشته باشد، ولى از اجر و پاداش‌


صفحه 211

بيشترى برخوردار خواهد بود، زيرا كه فرموده‌اند: «بهترين اعمال آنهايى هستند كه با زحمت بيشترى همراه باشند.»

طهارت و نجاست‌

542- مايع ضدّ عفونى كننده‌اى كه هنگام تزريق مصرف مى‌شود، اگر چه حاوى الكل باشد، پاك است امّا اگر از الكل مست‌كننده استفاده شده باشد و يا اينكه محل تزريق آلوده به خون شود بايد جاى آن را آب كشيد.

543- زردابه‌اى كه در حال بهبودى زخم در اطراف آن پيدا مى‌شود، اگر معلوم نباشد كه با خون مخلوط است پاك مى‌باشد.

544- خونى كه به واسطه كوبيده شدن، زير ناخن يا پوست مى‌ميرد، اگر طورى باشد كه ديگر به آن خون نگويند پاك است و اگر به آن خون بگويند در صورتى كه ناخن يا پوست سوراخ شود، اگر مشقت ندارد بايد براى وضو و غسل خون را بيرون آورند و اگر مشقت دارد بايد اطراف آن را به طورى كه نجاست زياد نشود، بشويند و پارچه يا چيزى مثل پارچه بر آن بگذارند و روى پارچه دستِ تر بكشند و تيمّم هم بكنند.

545- اگر انسان نداند كه خون زير پوست مرده يا گوشت به واسطه كوبيده شدن به آن حالت در آمده، پاك است.

546- خونى كه از لاى دندان‌ها مى‌آيد، نجس است و خوردن آن حرام مى‌باشد، ولى اگر به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بين برود پاك است و فرو بردن آب دهان در اين صورت اشكال ندارد.


صفحه 212

تطهير كردن‌

547- كسى كه يك دست ندارد و نمى‌تواند به طور معمول خود را تطهير كند براى تطهير محل مدفوع مى‌تواند به واسطه آب جارى يا آب كُر كه از شلنگ مى‌آيد يا سنگ و يا كلوخ يا كهنه خود را پاك نمايد.

548- مخرج ادرار بعد از برطرف شدن عين نجاست با يك مرتبه شستن پاك مى‌شود، ولى كسانى كه ادرار آنان از غير مجراى طبيعى مى‌آيد، احتياط واجب آن است كه دو مرتبه بشويند.

وضو

549- اگر در صورت يا دست‌ها بريدگى يا زخمى است كه خون آن بند نمى‌آيد و آب براى آن ضرر ندارد، بايد در آب كُر يا جارى فرو برد و قدرى فشار دهد كه خون آن بند آيد و بعد وضوى ارتماسى بگيرد.

550- كسى كه نمى‌تواند وضو بگيرد بايد نايب بگيرد كه او را وضو دهد و چنانچه نايب اجرت بخواهد، در صورتى كه بتواند، بايد بدهد، ولى بايد خود او نيت وضو كند و با دست خود مسح نمايد و اگر نمى‌تواند بايد نايبش دست او را بگيرد و به جاى مسح او بكشد و اگر اين هم ممكن نيست بايد از دست او رطوبت بگيرند و با آن رطوبت، سر و پاى او را مسح نمايند.


صفحه 213

551- كسى كه بايد نايب بگيرد، هر كدام از كارهاى وضو را كه مى‌تواند به تنهايى انجام دهد، نبايد در آن كمك بگيرد.

552- كسى كه مى‌ترسد كه اگر وضو بگيرد مريض شود يا اگر آب را به مصرف وضو برساند، تشنه بماند، نبايد وضو بگيرد. بلكه اگر نداند كه آب براى او ضرر دارد و وضو بگيرد و بعد بفهمد ضرر داشته، احتياط واجب آن است كه تيمّم كند و با آن وضو، نماز نخواند و اگر با آن وضو نماز به جاى آورده است دوباره آن را انجام دهد.

553- اگر رساندن آب به صورت و دست‌ها، به مقدار كمى كه وضو با آن صحيح است، ضرر نداشته باشد و بيشتر از آن ضرر داشته باشد، بايد با همان مقدار وضو بگيرد.

554- اگر در صورت و دست‌ها و جلوى سر و روى پاها به واسطه سوختن يا چيز ديگر، تاول ايجاد شود، شستن و مسح روى آن كافى است و چنانچه تاول سوراخ شود، رساندن آب به زير پوست لازم نيست، بلكه اگر پوست يا يك قسمت آن كنده شود، لازم نيست آب را به زير آن قسمتى كه كنده نشده برساند. ولى چنانچه پوستى كه كنده شده گاهى به بدن مى‌چسبد و گاهى بلند مى‌شود، بايد آن را از بدن جدا كند يا آب را به زير آن برساند.

وضوى وسواسى‌

555- مقصود از «وسواسى» كسى است كه كارهاى او از حدّ متعارف خارج شود و بايد از آن اجتناب نمايد.

556- كسى كه در كارهاى وضو و شرايط آن مثل پاك بودن و غصبى‌