فصل هفدهم: احكام شرعى بيماران
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
انسان موجودى است كه برخوردار از نعمت عقل و اختيار است و به همين جهت از سوى خداوند مورد تكليف قرار گرفته و عمل به آنها بر او لازم شده است و اگر نسبت به آنها اهمال يا كوتاهى كند، مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. ممكن است برخى بپندارند كه در بعضى شرايط مانند دوران بيمارى، انسان هيچ تكليفى ندارد و انجام تكاليف شرعى از او ساقط شده است، ولى بايد توجه داشت كه انسان در هيچ شرايطى، يله و رها و بدون تكليف نيست. ليكن از آنجا كه دين اسلام، شريعت سمحه و سهله است، خداوند متعال احكام آن را طورى قرار داده كه در شرايط مختلف تغيير مىكند و هماهنگ با شرايط جديد، عمل به آنها آسان مىگردد، به نحوى كه انسان احساس سختى و فشار از آن ناحيه نكند. در اين فصل كليه احكام شرعى مربوط به بيماران، جمعآورى شده و در اختيار مؤمنان و متديّنان قرار مىگيرد. البته بايد توجه داشت كه عمل به احكام شرعى در دوران بيمارى ممكن است سختىهايى را به دنبال داشته باشد، ولى از اجر و پاداش
بيشترى برخوردار خواهد بود، زيرا كه فرمودهاند: «بهترين اعمال آنهايى هستند كه با زحمت بيشترى همراه باشند.»
طهارت و نجاست
542- مايع ضدّ عفونى كنندهاى كه هنگام تزريق مصرف مىشود، اگر چه حاوى الكل باشد، پاك است امّا اگر از الكل مستكننده استفاده شده باشد و يا اينكه محل تزريق آلوده به خون شود بايد جاى آن را آب كشيد.
543- زردابهاى كه در حال بهبودى زخم در اطراف آن پيدا مىشود، اگر معلوم نباشد كه با خون مخلوط است پاك مىباشد.
544- خونى كه به واسطه كوبيده شدن، زير ناخن يا پوست مىميرد، اگر طورى باشد كه ديگر به آن خون نگويند پاك است و اگر به آن خون بگويند در صورتى كه ناخن يا پوست سوراخ شود، اگر مشقت ندارد بايد براى وضو و غسل خون را بيرون آورند و اگر مشقت دارد بايد اطراف آن را به طورى كه نجاست زياد نشود، بشويند و پارچه يا چيزى مثل پارچه بر آن بگذارند و روى پارچه دستِ تر بكشند و تيمّم هم بكنند.
545- اگر انسان نداند كه خون زير پوست مرده يا گوشت به واسطه كوبيده شدن به آن حالت در آمده، پاك است.
546- خونى كه از لاى دندانها مىآيد، نجس است و خوردن آن حرام مىباشد، ولى اگر به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بين برود پاك است و فرو بردن آب دهان در اين صورت اشكال ندارد.
تطهير كردن
547- كسى كه يك دست ندارد و نمىتواند به طور معمول خود را تطهير كند براى تطهير محل مدفوع مىتواند به واسطه آب جارى يا آب كُر كه از شلنگ مىآيد يا سنگ و يا كلوخ يا كهنه خود را پاك نمايد.
548- مخرج ادرار بعد از برطرف شدن عين نجاست با يك مرتبه شستن پاك مىشود، ولى كسانى كه ادرار آنان از غير مجراى طبيعى مىآيد، احتياط واجب آن است كه دو مرتبه بشويند.
وضو
549- اگر در صورت يا دستها بريدگى يا زخمى است كه خون آن بند نمىآيد و آب براى آن ضرر ندارد، بايد در آب كُر يا جارى فرو برد و قدرى فشار دهد كه خون آن بند آيد و بعد وضوى ارتماسى بگيرد.
550- كسى كه نمىتواند وضو بگيرد بايد نايب بگيرد كه او را وضو دهد و چنانچه نايب اجرت بخواهد، در صورتى كه بتواند، بايد بدهد، ولى بايد خود او نيت وضو كند و با دست خود مسح نمايد و اگر نمىتواند بايد نايبش دست او را بگيرد و به جاى مسح او بكشد و اگر اين هم ممكن نيست بايد از دست او رطوبت بگيرند و با آن رطوبت، سر و پاى او را مسح نمايند.
551- كسى كه بايد نايب بگيرد، هر كدام از كارهاى وضو را كه مىتواند به تنهايى انجام دهد، نبايد در آن كمك بگيرد.
552- كسى كه مىترسد كه اگر وضو بگيرد مريض شود يا اگر آب را به مصرف وضو برساند، تشنه بماند، نبايد وضو بگيرد. بلكه اگر نداند كه آب براى او ضرر دارد و وضو بگيرد و بعد بفهمد ضرر داشته، احتياط واجب آن است كه تيمّم كند و با آن وضو، نماز نخواند و اگر با آن وضو نماز به جاى آورده است دوباره آن را انجام دهد.
553- اگر رساندن آب به صورت و دستها، به مقدار كمى كه وضو با آن صحيح است، ضرر نداشته باشد و بيشتر از آن ضرر داشته باشد، بايد با همان مقدار وضو بگيرد.
554- اگر در صورت و دستها و جلوى سر و روى پاها به واسطه سوختن يا چيز ديگر، تاول ايجاد شود، شستن و مسح روى آن كافى است و چنانچه تاول سوراخ شود، رساندن آب به زير پوست لازم نيست، بلكه اگر پوست يا يك قسمت آن كنده شود، لازم نيست آب را به زير آن قسمتى كه كنده نشده برساند. ولى چنانچه پوستى كه كنده شده گاهى به بدن مىچسبد و گاهى بلند مىشود، بايد آن را از بدن جدا كند يا آب را به زير آن برساند.
وضوى وسواسى
555- مقصود از «وسواسى» كسى است كه كارهاى او از حدّ متعارف خارج شود و بايد از آن اجتناب نمايد.
556- كسى كه در كارهاى وضو و شرايط آن مثل پاك بودن و غصبى
نبودن آن خيلى شك كند، نبايد به شكّ خود اعتنا نمايد.
وضوى مسلوس و مبطون[1]
557- اگر انسان مرضى دارد كه ادرار او قطرهقطره مىريزد يا نمىتواند از بيرون آمدن مدفوع جلوگيرى كند، اگر يقين دارد كه از اول تا آخر نماز، به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن، مهلت پيدا مىكند بايد نماز را در وقتى كه مهلت پيدا مىكند بخواند و اگر وقت او به مقدار كارهاى واجب نماز است، بايد در وقتى كه مهلت دارد، فقط كارهاى واجب نماز را بجاآورد و كارهاى مستحب آن مانند اذان و اقامه و قنوت را ترك كند.
558- اگر به مقدار وضو و نماز مهلت پيدا نمىكند و در بين نماز چند دفعه ادرار از او خارج مىشود، اگر براى او حرجى نيست يعنى سختى كه معمولًا تحمل نمىشود در آن نباشد بايد ظرف آب را كنار خود بگذارد و هر وقت ادرار از او خارج شد بنابر احتياط واجب وضو بگيرد و بقيّه نماز را بخواند.
559- كسى كه مدفوع او به طورى پىدرپى خارج مىشود، اگر بتواند مقدارى از نماز را با وضو بخواند، بايد بعد از هر دفعه وضوى خود را تكرار كند تا وقتى كه براى او حرجى باشد.
560- كسى كه پىدرپى ادرار از او خارج مىشود، اگر در بين دو نماز قطره بولى از او خارج نشود، مىتواند با يك وضو هر دو نماز را بخواند و
[1]- مقصود از «مسلوس و مبطون» كسى است كه نتواند از بيرون آمدن ادرار و مدفوع خود جلوگيرى كند.
قطرههايى كه بين نماز خارج مىشود، اشكال ندارد گرچه سزاوار است احتياط مراعات شود.
561- كسى كه پىدرپى از او ادرار يا مدفوع خارج مىشود، اگر نتواند هيچ مقدار از نماز را با وضو بخواند بايد براى هر نماز يك وضو بگيرد.
562- اگر مرضى دارد كه نمىتواند از بيرون آمدن باد جلوگيرى كند، بايد به وظيفه كسانى كه نمىتوانند از بيرون آمدن مدفوع خوددارى كنند، عمل نمايد.
563- كسى كه مدفوع پىدرپى از او خارج مىشود، بايد براى هر نماز وضو بگيرد و فوراً مشغول نماز شود، امّا براى بجا آوردن سجده و تشهد فراموش شده و نماز احتياط كه بايد بعد از نماز انجام داد، در صورتى كه آنها را فوراً بعد از نماز به جا آورد، وضو گرفتن لازم نيست.
564- كسى كه ادرار او قطرهقطره مىريزد بايد براى نماز به وسيله كيسهاى كه در آن پنبه يا چيز ديگرى است و از رسيدن ادرار به جاهاى ديگر بدن جلوگيرى مىكند، خود را حفظ نمايد و احتياط واجب آنست كه پيش از هر نماز مخرج ادرار را كه نجسشده آب بكشد.
565- كسى كه نمىتواند از بيرون آمدن مدفوع خوددارى كند، چنانچه ممكن است بايد به مقدار نماز از رسيدن مدفوع به جاهاى ديگر جلوگيرى كند و احتياط واجب آن است كه اگر مشقت ندارد براى هر نماز مخرج مدفوع را آب بكشد.
جلوگيرى از خروج ادرار و مدفوع
566- كسى كه نمىتواند از بيرون آمدن ادرار يا مدفوع خوددارى كند