بيشترى برخوردار خواهد بود، زيرا كه فرمودهاند: «بهترين اعمال آنهايى هستند كه با زحمت بيشترى همراه باشند.»
طهارت و نجاست
542- مايع ضدّ عفونى كنندهاى كه هنگام تزريق مصرف مىشود، اگر چه حاوى الكل باشد، پاك است امّا اگر از الكل مستكننده استفاده شده باشد و يا اينكه محل تزريق آلوده به خون شود بايد جاى آن را آب كشيد.
543- زردابهاى كه در حال بهبودى زخم در اطراف آن پيدا مىشود، اگر معلوم نباشد كه با خون مخلوط است پاك مىباشد.
544- خونى كه به واسطه كوبيده شدن، زير ناخن يا پوست مىميرد، اگر طورى باشد كه ديگر به آن خون نگويند پاك است و اگر به آن خون بگويند در صورتى كه ناخن يا پوست سوراخ شود، اگر مشقت ندارد بايد براى وضو و غسل خون را بيرون آورند و اگر مشقت دارد بايد اطراف آن را به طورى كه نجاست زياد نشود، بشويند و پارچه يا چيزى مثل پارچه بر آن بگذارند و روى پارچه دستِ تر بكشند و تيمّم هم بكنند.
545- اگر انسان نداند كه خون زير پوست مرده يا گوشت به واسطه كوبيده شدن به آن حالت در آمده، پاك است.
546- خونى كه از لاى دندانها مىآيد، نجس است و خوردن آن حرام مىباشد، ولى اگر به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بين برود پاك است و فرو بردن آب دهان در اين صورت اشكال ندارد.
تطهير كردن
547- كسى كه يك دست ندارد و نمىتواند به طور معمول خود را تطهير كند براى تطهير محل مدفوع مىتواند به واسطه آب جارى يا آب كُر كه از شلنگ مىآيد يا سنگ و يا كلوخ يا كهنه خود را پاك نمايد.
548- مخرج ادرار بعد از برطرف شدن عين نجاست با يك مرتبه شستن پاك مىشود، ولى كسانى كه ادرار آنان از غير مجراى طبيعى مىآيد، احتياط واجب آن است كه دو مرتبه بشويند.
وضو
549- اگر در صورت يا دستها بريدگى يا زخمى است كه خون آن بند نمىآيد و آب براى آن ضرر ندارد، بايد در آب كُر يا جارى فرو برد و قدرى فشار دهد كه خون آن بند آيد و بعد وضوى ارتماسى بگيرد.
550- كسى كه نمىتواند وضو بگيرد بايد نايب بگيرد كه او را وضو دهد و چنانچه نايب اجرت بخواهد، در صورتى كه بتواند، بايد بدهد، ولى بايد خود او نيت وضو كند و با دست خود مسح نمايد و اگر نمىتواند بايد نايبش دست او را بگيرد و به جاى مسح او بكشد و اگر اين هم ممكن نيست بايد از دست او رطوبت بگيرند و با آن رطوبت، سر و پاى او را مسح نمايند.
551- كسى كه بايد نايب بگيرد، هر كدام از كارهاى وضو را كه مىتواند به تنهايى انجام دهد، نبايد در آن كمك بگيرد.
552- كسى كه مىترسد كه اگر وضو بگيرد مريض شود يا اگر آب را به مصرف وضو برساند، تشنه بماند، نبايد وضو بگيرد. بلكه اگر نداند كه آب براى او ضرر دارد و وضو بگيرد و بعد بفهمد ضرر داشته، احتياط واجب آن است كه تيمّم كند و با آن وضو، نماز نخواند و اگر با آن وضو نماز به جاى آورده است دوباره آن را انجام دهد.
553- اگر رساندن آب به صورت و دستها، به مقدار كمى كه وضو با آن صحيح است، ضرر نداشته باشد و بيشتر از آن ضرر داشته باشد، بايد با همان مقدار وضو بگيرد.
554- اگر در صورت و دستها و جلوى سر و روى پاها به واسطه سوختن يا چيز ديگر، تاول ايجاد شود، شستن و مسح روى آن كافى است و چنانچه تاول سوراخ شود، رساندن آب به زير پوست لازم نيست، بلكه اگر پوست يا يك قسمت آن كنده شود، لازم نيست آب را به زير آن قسمتى كه كنده نشده برساند. ولى چنانچه پوستى كه كنده شده گاهى به بدن مىچسبد و گاهى بلند مىشود، بايد آن را از بدن جدا كند يا آب را به زير آن برساند.
وضوى وسواسى
555- مقصود از «وسواسى» كسى است كه كارهاى او از حدّ متعارف خارج شود و بايد از آن اجتناب نمايد.
556- كسى كه در كارهاى وضو و شرايط آن مثل پاك بودن و غصبى
نبودن آن خيلى شك كند، نبايد به شكّ خود اعتنا نمايد.
وضوى مسلوس و مبطون[1]
557- اگر انسان مرضى دارد كه ادرار او قطرهقطره مىريزد يا نمىتواند از بيرون آمدن مدفوع جلوگيرى كند، اگر يقين دارد كه از اول تا آخر نماز، به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن، مهلت پيدا مىكند بايد نماز را در وقتى كه مهلت پيدا مىكند بخواند و اگر وقت او به مقدار كارهاى واجب نماز است، بايد در وقتى كه مهلت دارد، فقط كارهاى واجب نماز را بجاآورد و كارهاى مستحب آن مانند اذان و اقامه و قنوت را ترك كند.
558- اگر به مقدار وضو و نماز مهلت پيدا نمىكند و در بين نماز چند دفعه ادرار از او خارج مىشود، اگر براى او حرجى نيست يعنى سختى كه معمولًا تحمل نمىشود در آن نباشد بايد ظرف آب را كنار خود بگذارد و هر وقت ادرار از او خارج شد بنابر احتياط واجب وضو بگيرد و بقيّه نماز را بخواند.
559- كسى كه مدفوع او به طورى پىدرپى خارج مىشود، اگر بتواند مقدارى از نماز را با وضو بخواند، بايد بعد از هر دفعه وضوى خود را تكرار كند تا وقتى كه براى او حرجى باشد.
560- كسى كه پىدرپى ادرار از او خارج مىشود، اگر در بين دو نماز قطره بولى از او خارج نشود، مىتواند با يك وضو هر دو نماز را بخواند و
[1]- مقصود از «مسلوس و مبطون» كسى است كه نتواند از بيرون آمدن ادرار و مدفوع خود جلوگيرى كند.
قطرههايى كه بين نماز خارج مىشود، اشكال ندارد گرچه سزاوار است احتياط مراعات شود.
561- كسى كه پىدرپى از او ادرار يا مدفوع خارج مىشود، اگر نتواند هيچ مقدار از نماز را با وضو بخواند بايد براى هر نماز يك وضو بگيرد.
562- اگر مرضى دارد كه نمىتواند از بيرون آمدن باد جلوگيرى كند، بايد به وظيفه كسانى كه نمىتوانند از بيرون آمدن مدفوع خوددارى كنند، عمل نمايد.
563- كسى كه مدفوع پىدرپى از او خارج مىشود، بايد براى هر نماز وضو بگيرد و فوراً مشغول نماز شود، امّا براى بجا آوردن سجده و تشهد فراموش شده و نماز احتياط كه بايد بعد از نماز انجام داد، در صورتى كه آنها را فوراً بعد از نماز به جا آورد، وضو گرفتن لازم نيست.
564- كسى كه ادرار او قطرهقطره مىريزد بايد براى نماز به وسيله كيسهاى كه در آن پنبه يا چيز ديگرى است و از رسيدن ادرار به جاهاى ديگر بدن جلوگيرى مىكند، خود را حفظ نمايد و احتياط واجب آنست كه پيش از هر نماز مخرج ادرار را كه نجسشده آب بكشد.
565- كسى كه نمىتواند از بيرون آمدن مدفوع خوددارى كند، چنانچه ممكن است بايد به مقدار نماز از رسيدن مدفوع به جاهاى ديگر جلوگيرى كند و احتياط واجب آن است كه اگر مشقت ندارد براى هر نماز مخرج مدفوع را آب بكشد.
جلوگيرى از خروج ادرار و مدفوع
566- كسى كه نمىتواند از بيرون آمدن ادرار يا مدفوع خوددارى كند
در صورتى كه ممكن باشد و مشقت و زحمت و خوف ضرر نداشته باشد بايد به مقدار نماز از خارج شدن ادرار و مدفوع جلوگيرى كند اگر چه هزينه داشته باشد، بلكه اگر مرض او به آسانى معالجه شود، احتياط واجب آن است كه خود را معالجه نمايد.
567- كسى كه نمىتواند از بيرون آمدن ادرار و مدفوع خوددارى كند، بعد از آن كه مرض او خوب شد، لازم نيست نمازهايى را كه در وقت مرض مطابق وظيفهاش خوانده قضا نمايد. ولى اگر در بين وقت نماز مرض او خوب شود، بايد نمازى را كه در آن وقت خوانده است، دوباره بخواند.
خونريزى از دهان يا بينى هنگام وضو
568- خون آمدن از بينى يا دهان، در موقع وضو موجب بطلان وضو نمىشود.
مبتلايان به سينوزيت
569- كسى كه مبتلا به سينوزيت است اگر وضو با آب گرم براى او ضررى ندارد و تهيه آن ممكن است بايد با آب گرم وضو بگيرد، در غير اين صورت تيمّم كند و هرچند مدت طول بكشد اشكالى ندارد و جاى نگرانى نيست.
قطع نخاعى
570- كسانى كه قطع نخاع شده و قدرت نگهدارى ادرار يا مدفوع را ندارند مىتوانند در نماز جمعه شركت نمايند ولى بايد توجه داشته باشند كه بر آنان واجب است كه بعد از گرفتن وضو بلافاصله شروع به خواندن نماز نمايند، بنا بر اين وضويى كه قبل از خطبههاى نماز جمعه گرفتهاند در صورتى براى خواندن نماز جمعه كافى است كه بعد از وضو، حدثى از آنان سر نزند و همچنين براى نماز عصر بايد مجدداً وضو بگيرند مگر اين كه بعد از وضوى قبلى از آنان حدثى سر نزده باشد.
وضو و غسل با لنز
571- عينك نامرئى و لنزهايى زيبايى- وسيلهاى كه بر روى عنبيه قرار مىگيرد- اگر در داخل چشم قرار گيرد، مانع از صحت وضو و غسل نيست.
وضو با دست فلج يا قطع شده
572- اگر دستهاى شخصى از آرنج قطع شده و هيچ باقى نمانده باشد، شستن دستها در وضو و مسح آنها در تيمّم ساقط است و بايد بقيه اعمال وضو يا تيمّم را- گرچه به وسيله گرفتن نايب- به جا آورد.
573- كسى كه دستش از مچ قطع شده بايد با همان مقدار باقيمانده از دست وضو بگيرد و اگر وضوى ترتيبى مشكل است، با گرفتن دست زير شير آب يا فرو بردن آن در داخل حوض يا ظرف آب، وضوى ارتماسى
بگيرد.
574- به طور كلى در شستن دستها و مسح پاها هر مقدارى كه باقى است بايد شسته يا مسح شود و هر مقدار كه قطع شده، تكليف ساقط است.
بنابراين كسى كه پايش مصنوعى است مسح آن لازم نيست.
وضوى كسانى كه دستهاى ناتوان دارند
575- كسى كه دستانش سست است، به نحوى كه نمىتواند هنگام وضو گرفتن از آنها كمك بگيرد، چون ريختن آب با دست لازم نيست، به هر طور كه بتواند آب را به مواضعى كه بايد شسته شود برساند كافى است گرچه دست را زير شير آب بگيرد.
576- كسى كه به دليل شكستگى، فلج يا به هر علت ديگرى نتواند خم شود و از كشيدن مسح عاجز باشد براى مسح نايب بگيرد و بايد خودش نيّت كند و نيّت كردن نايب لازم نيست اگر چه بهتر است. البته احتياط در اين است كه تيمّم هم بكند.
577- كسى كه به دستش آنژيوكت بسته شده، اگر به دو دستش بسته است و نمىتواند خودش وضو بگيرد، بايد نايب بگيرد تا او را وضو دهد و اگر وظيفهاش غسل يا تيمّم است، او را غسل يا تيمّم دهد.[1]
وضوى جبيره
578- «جبيره» چيزى را مىگويند كه با آن زخم را پنهان كنند يا
[1]- توجه به اين نكته لازم است، چون پاك بودن اعضاء وضو لازم است در صورتى كه تطهير آنها براى بيمار مشقت داشته باشد وظيفهاش تيمّم است.