570- كسانى كه قطع نخاع شده و قدرت نگهدارى ادرار يا مدفوع را ندارند مىتوانند در نماز جمعه شركت نمايند ولى بايد توجه داشته باشند كه بر آنان واجب است كه بعد از گرفتن وضو بلافاصله شروع به خواندن نماز نمايند، بنا بر اين وضويى كه قبل از خطبههاى نماز جمعه گرفتهاند در صورتى براى خواندن نماز جمعه كافى است كه بعد از وضو، حدثى از آنان سر نزند و همچنين براى نماز عصر بايد مجدداً وضو بگيرند مگر اين كه بعد از وضوى قبلى از آنان حدثى سر نزده باشد.
وضو و غسل با لنز
571- عينك نامرئى و لنزهايى زيبايى- وسيلهاى كه بر روى عنبيه قرار مىگيرد- اگر در داخل چشم قرار گيرد، مانع از صحت وضو و غسل نيست.
وضو با دست فلج يا قطع شده
572- اگر دستهاى شخصى از آرنج قطع شده و هيچ باقى نمانده باشد، شستن دستها در وضو و مسح آنها در تيمّم ساقط است و بايد بقيه اعمال وضو يا تيمّم را- گرچه به وسيله گرفتن نايب- به جا آورد.
573- كسى كه دستش از مچ قطع شده بايد با همان مقدار باقيمانده از دست وضو بگيرد و اگر وضوى ترتيبى مشكل است، با گرفتن دست زير شير آب يا فرو بردن آن در داخل حوض يا ظرف آب، وضوى ارتماسى
بگيرد.
574- به طور كلى در شستن دستها و مسح پاها هر مقدارى كه باقى است بايد شسته يا مسح شود و هر مقدار كه قطع شده، تكليف ساقط است.
بنابراين كسى كه پايش مصنوعى است مسح آن لازم نيست.
وضوى كسانى كه دستهاى ناتوان دارند
575- كسى كه دستانش سست است، به نحوى كه نمىتواند هنگام وضو گرفتن از آنها كمك بگيرد، چون ريختن آب با دست لازم نيست، به هر طور كه بتواند آب را به مواضعى كه بايد شسته شود برساند كافى است گرچه دست را زير شير آب بگيرد.
576- كسى كه به دليل شكستگى، فلج يا به هر علت ديگرى نتواند خم شود و از كشيدن مسح عاجز باشد براى مسح نايب بگيرد و بايد خودش نيّت كند و نيّت كردن نايب لازم نيست اگر چه بهتر است. البته احتياط در اين است كه تيمّم هم بكند.
577- كسى كه به دستش آنژيوكت بسته شده، اگر به دو دستش بسته است و نمىتواند خودش وضو بگيرد، بايد نايب بگيرد تا او را وضو دهد و اگر وظيفهاش غسل يا تيمّم است، او را غسل يا تيمّم دهد.[1]
وضوى جبيره
578- «جبيره» چيزى را مىگويند كه با آن زخم را پنهان كنند يا
[1]- توجه به اين نكته لازم است، چون پاك بودن اعضاء وضو لازم است در صورتى كه تطهير آنها براى بيمار مشقت داشته باشد وظيفهاش تيمّم است.
شكستگى را ببندند و همچنين دارويى كه روى زخم و مانند آن مىگذارند و همينطور پارچه و چسبى كه به طور موقّت براى جلوگيرى از رسيدن آب به زخم روى آن مىبندند. بنابراين وضو يا غسل يا تيمّمى كه روى يكى از اينها انجام گيرد، وضو، غسل يا تيمّم جبيرهاى ناميده مىشود.
579- زخم يا شكستگى در اعضاى وضو ممكن است به يكى از صورتهاى زير باشد: الف: اگر روى زخم باز است و آب براى آن ضرر ندارد، در اين صورت بايد به طور معمول وضو گرفت. ب: اگر زخم، دمل يا شكستگى در صورت و دستها باشد و روى آن باز باشد ولى ريختن آب بر روى آن ضرر داشته باشد. در صورتى كه اطراف زخم را بشويد كافى است. ولى اگر كشيدن دست تر بر زخم ضرر ندارد، بهتر است كه دست تر بر آن بكشد و بعد پارچه پاكى روى آن بگذارد و دست تر را بر روى پارچه هم بكشد. ج: اگر زخم يا دمل يا شكستگى در يكى از مواضع يادشده باشد و كشيدن دست تر بر آن هم ضرر دارد يا زخم نجس است و نمىتوان آن را آب كشيد، يا بر روى آن دست تر كشيد، بايد اطراف زخم را از بالا به پايين- همچنان كه در وضو شرط است- بشويد و بنا بر احتياط مستحب پارچه پاكى روى زخم بگذارد و دست تر روى آن بكشد. و اگر گذاشتن پارچه ممكن نيست، شستن اطراف زخم كافى است و در هر صورت تيمّم لازم نيست. د: اگر زخم يا دمل يا شكستگى در مواضع مسح- جلوى سر يا روى
پاها- باشد و روى آن باز باشد، اگر نتواند آن را مسح كند، بايد پارچه پاكى روى آن بگذارد و روى پارچه را با رطوبت آب وضو كه در دست مانده مسح كند و بنا بر احتياط مستحب، تيمّم هم بنمايد. و اگر گذاشتن پارچه ممكن نباشد، بايد به جاى وضو تيمّم كند و بهتر است يك وضوى بدون مسح هم بگيرد.
زخمِ بسته و چگونگى وضو
580- اگر روى دمل يا زخم يا شكستگى، بسته باشد، چنانچه باز كردن آن ممكن است و زحمت و مشقّت ندارد و آب هم براى آن ضرر ندارد، بايد روى آن را باز كند و وضو بگيرد. چه زخم و مانند آن در صورت و دستها باشد يا جلوى سر و روى پاها.
581- اگر زخم يا دمل يا شكستگى در صورت يا دستها باشد و بشود روى آن را باز كرد، چنانچه ريختن آب بر آن ضرر دارد ولى كشيدن دستِ تر ضرر ندارد، واجب است دستِ تر روى آن بكشد.
582- زخمى كه نمىشود روى آن را باز كرد ممكن است به يكى از صورتهاى زير باشد: الف: اگر زخم و چيزى كه روى آن گذاشته پاك است و رساندن آب به زخم ممكن است و ضرر و زحمت و مشقت هم ندارد، در اين صورت بايد آب را به زخم برساند. ب: اگر زخم يا چيزى كه روى آن گذاشته نجس است، چنانچه آب كشيدن زخم و رساندن آب بر روى آن بدون زحمت و مشقّت ممكن است، بايد آن را آب بكشد و موقع وضو آب را به زخم برساند.
ج: اگر آب براى زخم ضرر دارد، يا رساندن آب به آن ممكن نباشد يا زخم نجس است و نمىشود آن را آب كشيد بايد اطراف زخم را بشويد و اگر جبيره پاك است، روى آن مسح كند. د: در فرض سوم، اگر جبيره نجس است يا نمىشود روى آن دستِ تر كشيده، مثلًا دارويى است كه به دست مىچسبد، پارچه پاكى را روى آن بگذارد به طورى كه جزو جبيره حساب شود و دستِ تر روى آن بكشد. ه: در فرض چهارم اگر گذاشتن پارچه پاك بر روى جبيره هم ممكن نباشد، احتياط واجب آن است كه وضو بگيرد و تيمّم هم بنمايد.
جبيره تمام عضو يا اكثر اعضاى وضو
583- اگر جبيره تمام صورت يا تمام يكى از دستها يا تمام هر دو دست را گرفته باشد، بايد وضوى جبيرهاى بگيرد و بنا بر احتياط واجب تيمّم هم بنمايد.
584- اگر جبيره تمام يا بيشتر اعضاى وضو را بگيرد، بايد تيمّم نمايد.
مسح با دستى كه جبيره دارد
585- كسى كه در كف دست و انگشتها جبيره دارد و در موقع وضو دستِ تر روى آن كشيده است، مىتواند سر و پا را با همان رطوبت مسح كند يا از جاهاى ديگر وضو رطوبت بگيرد.
586- اگر جبيره تمام پهناى روى پا را گرفته ولى مقدارى از طرف انگشتان و مقدارى از طرف بالاى پا باز است، بايد جاهايى را كه باز است
روى پا و جاهايى را كه جبيره است روى جبيره را مسح كند.
587- اگر در صورت يا دستها چند جبيره باشد، بايد بين آنها را بشويد و اگر جبيرهها در سر يا روى پاها باشد، بين آنها را مسح كند و جاهايى را كه جبيره است بايد به دستور جبيره عمل كند.
جبيره بيش از حدّ معمول
588- اگر جبيره بيشتر از معمول اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن ممكن نيست، بايد به دستور جبيره عمل كند. و بنا بر احتياط واجب تيمّم هم بنمايد و اگر برداشتن جبيره ممكن است بايد جبيره را بردارد. پس اگر زخم در صورت و دستهاست اطراف آن را بشويد و اگر در سر يا روى پاهاست اطراف آن را مسح كند و براى جاى زخم به دستور جبيره عمل نمايد.
589- اگر در جاى وضو، زخم، جراحت و شكستگى نيست ولى به جهت ديگرى آب براى تمام دست و صورت ضرر دارد بايد تيمّم كند و احتياط آن است كه وضوى جبيرهاى هم بگيرد ولى اگر براى قسمتى از دست و صورت ضرر دارد چنانچه اطراف آن و بقيه قسمتها را بشويد كافى بودن بعيد نيست ولى احتياط به تيمّم ترك نشود.
چسبيدن چيزى بر محل وضو
590- اگر در جاى وضو يا غسل چيزى چسبيده است كه برداشتن آن ممكن نيست، يا به قدرى مشقت دارد كه نمىشود تحمل كرد، بايد به دستور جبيره عمل كند.
591- كسى كه نمىداند وظيفهاش تيمّم است يا وضوى جبيرهاى، بنا بر احتياط واجب بايد هر دو را به جا آورد.
نماز با وضوى جبيرهاى
592- نمازهايى را كه انسان با وضوى جبيرهاى خوانده صحيح است و بعد از آن كه عذرش برطرف شد، تا آن وضو باطل نشده است، براى نمازهاى بعد هم مىتواند با همان وضو نماز بخواند ولى اگر براى آن كه نمىدانسته تكليفش جبيره است يا تيمّم، هر دو را انجام داده باشد، بايد براى نمازهاى بعد وضو بگيرد.
غسل جبيرهاى
593- غسل جبيرهاى مانند وضوى جبيرهاى است ولى بايد آن را به صورت ترتيبى انجام داد و اگر ارتماسى انجام دهد باطل است.
جبيره به سبب بيمارى چشم
594- اگر انسان براى مرضى كه در چشم اوست، موى چشم خود را بچسباند، بايد وضو و غسل را جبيرهاى انجام دهد و احتياط آن است كه تيمّم هم بنمايد.
595- كسى كه مبتلا به درد چشم است و آب براى او ضرر دارد، بايد تيمّم نمايد.
596- كسى كه احتياطاً بايد غسل جبيرهاى و تيمّم نمايد، مثلًا جراحتى
در بدن اوست، اگر بعد از غسل و تيمّم نماز بخواند و پس از نماز حدث اصغرى از او سر زند، مثلًا ادرار كند، براى نمازهاى بعدى بايد وضو بگيرد.
نماز اول وقت با وضو يا غسل جبيرهاى
597- كسى كه بايد با وضو يا غسل جبيرهاى نماز بخواند، چنانچه بداند كه تا آخر وقت عذر او برطرف نمىشود، مىتواند در اول وقت نماز بخواند، ولى اگر اميد دارد كه تا آخر وقت عذر او برطرف شود، احتياط واجب آن است كه صبر كند و اگر عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز را با وضو يا غسل جبيرهاى به جا آورد.
ضرر داشتن آب براى وضو و غسل
598- اگر انسان از استعمال آب بر جان خود بترسد، يا بترسد كه به واسطه استعمال آن مرض يا عيبى در او پيدا شود، يا مرضش طول بكشد يا شدت پيدا كند، يا به سختى معالجه شود، بايد تيمّم نمايد. ولى اگر آب گرم براى او ضرر ندارد، بايد با آب گرم وضو بگيرد يا غسل كند.
599- لازم نيست انسان يقين كند كه آب براى او ضرر دارد، بلكه اگر احتمال ضرر بدهد، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد و از آن احتمال براى او ترس پيدا شود، بايد تيمّم كند.
600- اگر به واسطه يقين يا ترس ضرر، تيمّم كند و پيش از نماز بفهمد كه آب برايش ضرر ندارد، تيمّم او باطل است و اگر بعد از نماز بفهمد نمازش