روى پا و جاهايى را كه جبيره است روى جبيره را مسح كند.
587- اگر در صورت يا دستها چند جبيره باشد، بايد بين آنها را بشويد و اگر جبيرهها در سر يا روى پاها باشد، بين آنها را مسح كند و جاهايى را كه جبيره است بايد به دستور جبيره عمل كند.
جبيره بيش از حدّ معمول
588- اگر جبيره بيشتر از معمول اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن ممكن نيست، بايد به دستور جبيره عمل كند. و بنا بر احتياط واجب تيمّم هم بنمايد و اگر برداشتن جبيره ممكن است بايد جبيره را بردارد. پس اگر زخم در صورت و دستهاست اطراف آن را بشويد و اگر در سر يا روى پاهاست اطراف آن را مسح كند و براى جاى زخم به دستور جبيره عمل نمايد.
589- اگر در جاى وضو، زخم، جراحت و شكستگى نيست ولى به جهت ديگرى آب براى تمام دست و صورت ضرر دارد بايد تيمّم كند و احتياط آن است كه وضوى جبيرهاى هم بگيرد ولى اگر براى قسمتى از دست و صورت ضرر دارد چنانچه اطراف آن و بقيه قسمتها را بشويد كافى بودن بعيد نيست ولى احتياط به تيمّم ترك نشود.
چسبيدن چيزى بر محل وضو
590- اگر در جاى وضو يا غسل چيزى چسبيده است كه برداشتن آن ممكن نيست، يا به قدرى مشقت دارد كه نمىشود تحمل كرد، بايد به دستور جبيره عمل كند.
591- كسى كه نمىداند وظيفهاش تيمّم است يا وضوى جبيرهاى، بنا بر احتياط واجب بايد هر دو را به جا آورد.
نماز با وضوى جبيرهاى
592- نمازهايى را كه انسان با وضوى جبيرهاى خوانده صحيح است و بعد از آن كه عذرش برطرف شد، تا آن وضو باطل نشده است، براى نمازهاى بعد هم مىتواند با همان وضو نماز بخواند ولى اگر براى آن كه نمىدانسته تكليفش جبيره است يا تيمّم، هر دو را انجام داده باشد، بايد براى نمازهاى بعد وضو بگيرد.
غسل جبيرهاى
593- غسل جبيرهاى مانند وضوى جبيرهاى است ولى بايد آن را به صورت ترتيبى انجام داد و اگر ارتماسى انجام دهد باطل است.
جبيره به سبب بيمارى چشم
594- اگر انسان براى مرضى كه در چشم اوست، موى چشم خود را بچسباند، بايد وضو و غسل را جبيرهاى انجام دهد و احتياط آن است كه تيمّم هم بنمايد.
595- كسى كه مبتلا به درد چشم است و آب براى او ضرر دارد، بايد تيمّم نمايد.
596- كسى كه احتياطاً بايد غسل جبيرهاى و تيمّم نمايد، مثلًا جراحتى
در بدن اوست، اگر بعد از غسل و تيمّم نماز بخواند و پس از نماز حدث اصغرى از او سر زند، مثلًا ادرار كند، براى نمازهاى بعدى بايد وضو بگيرد.
نماز اول وقت با وضو يا غسل جبيرهاى
597- كسى كه بايد با وضو يا غسل جبيرهاى نماز بخواند، چنانچه بداند كه تا آخر وقت عذر او برطرف نمىشود، مىتواند در اول وقت نماز بخواند، ولى اگر اميد دارد كه تا آخر وقت عذر او برطرف شود، احتياط واجب آن است كه صبر كند و اگر عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز را با وضو يا غسل جبيرهاى به جا آورد.
ضرر داشتن آب براى وضو و غسل
598- اگر انسان از استعمال آب بر جان خود بترسد، يا بترسد كه به واسطه استعمال آن مرض يا عيبى در او پيدا شود، يا مرضش طول بكشد يا شدت پيدا كند، يا به سختى معالجه شود، بايد تيمّم نمايد. ولى اگر آب گرم براى او ضرر ندارد، بايد با آب گرم وضو بگيرد يا غسل كند.
599- لازم نيست انسان يقين كند كه آب براى او ضرر دارد، بلكه اگر احتمال ضرر بدهد، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد و از آن احتمال براى او ترس پيدا شود، بايد تيمّم كند.
600- اگر به واسطه يقين يا ترس ضرر، تيمّم كند و پيش از نماز بفهمد كه آب برايش ضرر ندارد، تيمّم او باطل است و اگر بعد از نماز بفهمد نمازش
صحيح است.
601- كسى كه مىداند آب برايش ضرر ندارد، چنانچه غسل كند يا وضو بگيرد و بعد بفهمد كه آب براى او ضرر داشته، وضو و غسل او صحيح است.
[تيمم]
تيمّم جبيرهاى
602- كسى كه وظيفه او تيمّم است اگر در بعضى از جاهاى تيمّم او، زخم، دمل يا شكستگى باشد، بايد به دستور وضوى جبيرهاى، تيمّم جبيرهاى بنمايد.
603- اگر پيشانى يا پشت دستها زخم است و پارچه يا چيز ديگرى را كه بر آن بسته است نمىتواند باز كند، بايد دست را روى آن بكشد و نيز اگر كف دست زخم باشد و پارچه يا چيز ديگرى را كه بر آن بسته است نتواند باز كند، بايد دست را با همان پارچه به چيزى كه تيمّم بر آن صحيح است بزند و به پيشانى و پشت دستها بكشد.
تيمّم نيابتى
604- كسى كه وظيفه او تيمّم است و نمىتواند تيمّم كند، بايد نايب بگيرد و كسى كه نايب مىشود بايد او را با دست خود او تيمّم دهد و اگر ممكن نباشد، بايد نايب دست خود را به چيزى كه تيمّم به آن صحيح است بزند و به پيشانى و پشت دستهاى او بكشد.
605- كيفيت تيمّم كسى كه دو دست او قطع شده به يكى از صورتهاى
ذيل مىباشد: الف: اگر هر دو دست او تا آرنج قطع شده باشد براى تيمّم جبهه- پيشانى- را بر زمين مسح نمايد و أحوط در صورت امكان آن است كه ديگرى را هم نايب بگيرد تا با دو دست خود پس از زدن بر زمين، جبهه او را مسح نمايد. ب: اگر دستها تا مچ قطع شده و ذراعين- دو ذراع- يا مقدارى از آن باقى مانده، حكم او در مورد تيمّم، حكم ساير مكلفين است و با ذراعين مسح جبهه را در تيمّم انجام مىدهد و بايد با ذراع چپ پشت ذراع راست و با ذراع راست پشت ذراع چپ را مسح نمايد. ج: كسى كه يك دستش از بالاتر از آرنج قطع شده و دست ديگرش يا سالم است يا كمتر از آرنج قطع شده، دست سالم را بر زمين بزند و پيشانى را مسح كند و سپس پشت دست سالم را بر زمين بزند.
نماز با تيمّم
606- كسى كه وظيفهاش تيمّم است، اگر بداند تا آخر وقت عذر او باقى مىماند، در وسعت وقت مىتواند با تيمّم نماز بخواند، و همچنين است اگر اميد دارد كه عذر او برطرف شود. ولى اگر بداند كه تا آخر وقت عذر او برطرف مىشود، بايد صبر كند و با وضو يا غسل، نماز بخواند يا در تنگى وقت با تيمّم نماز را به جا آورد.
607- كسى كه نمىتواند وضو بگيرد يا غسل كند، مىتواند نمازهاى قضاى خود را با تيمّم بخواند، هرچند احتمال بدهد كه به زودى عذر او برطرف مىشود.
608- كسى كه نمىتواند وضو بگيرد يا غسل كند، جايز است نمازهاى مستحبى را كه مثل نافلههاى شبانهروز وقت معين دارد- حتّى در اول وقت- با تيمّم بخواند.
609- كسى كه وظيفهاش تيمّم است بنا بر احتياط واجب نبايد پيش از وقت نماز براى نماز تيمّم كند، ولى اگر براى كارهاى واجب ديگر يا مستحبى تيمّم كند و تا وقت نماز عذر او باقى باشد، مىتواند با همان تيمّم نماز بخواند.
باطل شدن تيمّم
610- چيزهايى كه وضو را باطل مىكند، تيمّم بدل از وضو را هم باطل مىكند و چيزهايى كه غسل را باطل مىنمايد، تيمّم بدل از غسل را هم باطل مىكند و اگر عذرى كه مجوّز تيمّم بود از بين برود، تيمّم هم باطل مىشود.
چند تيمّم بدل از چند غسل
611- كسى كه نمىتواند غسل كند، اگر چند غسل بر او واجب باشد، احتياط واجب آن است كه بدل از هر يك از آنها يك تيمّم نمايد.
تيمّم بدل از غسل و وضو
612- كسى كه نمىتواند غسل كند، اگر بخواهد عملى را كه براى آن غسل واجب است، انجام دهد، بايد بدل از غسل تيمّم نمايد و اگر نتواند
وضو بگيرد و بخواهد عملى را كه براى آن وضو واجب است انجام دهد، بايد بدل از وضو، تيمّم نمايد.
613- اگر بدل از غسل جنابت تيمّم كند، لازم نيست براى نماز وضو بگيرد ولى اگر بدل از غسلهاى ديگر تيمّم كند، بايد وضو بگيرد و اگر نتواند وضو بگيرد بايد تيمّم ديگرى هم بدل از وضو بنمايد.
باطل نشدن تيمّم بدل از غسل
614- اگر بدل از غسل تيمّم كند و بعد كارى كه وضو را باطل مىكند براى او پيش آيد، چنانچه براى نمازهاى بعد نتواند غسل كند بايد وضو بگيرد و اگر نمىتواند وضو بگيرد بايد بدل از وضو تيمّم نمايد.
[غسل]
جنابت بيمار
615- معمولًا منى با شهوت و جستن از مرد خارج مىشود و بعد از خارج شدن آن، بدن سست مىشود و اگر هيچيك از اين سه نشانه را نداشته باشد، حكم منى را ندارد. امّا در مريض لازم نيست منى با جستن بيرون آمده باشد يا بدن او سست شود، بلكه تنها اگر با شهوت بيرون بيايد در حكم منى است.
اشتباه خون حيض به دمل
616- اگر زن خونى ببيند كه از سه روز بيشتر و از ده روز كمتر باشد
و نداند كه خون حيض است يا دمل، بايد خود را وارسى كند. بدين صورت كه پنبه يا چيز ديگرى را داخل كند و بيرون آورَد، اگر خون از طرف چپ بيرون آيد، خون حيض است و اگر از طرف راست بيرون آيد، خون دمل است. ولى اگر وارسى ممكن نباشد بايد بر اساس سابقه خون عمل كند، يعنى اگر مىداند خون سابق، حيض بوده بايد آن را هم حيض قرار دهد و اگر دمل بوده آن را هم خون دمل قرار دهد و در صورتى كه سابقه آن را هم نمىداند، بايد همه چيزهايى را كه بر حائض حرام است، ترك كند و همه عبادتهايى را كه زن غير حائض انجام مىدهد، به جا آورد.
نفاس
617- از وقتى كه اولين جزء بچه از رحم مادر بيرون مىآيد، هر خونى كه زن مىبيند، اگر قبل از ده روز يا دقيقاً در انتهاى ده روز قطع شود، خون نفاس است و زن را در حال نفاس، «نفساء» مىگويند.
618- خونى كه زن پيش از بيرون آمدن اولين جزء بچه مىبيند، نفاس نيست.
619- لازم نيست خلقت بچه تمام باشد، بلكه اگر خون بستهاى هم از رحم زن خارج شود و خود زن بداند، يا چهار نفر قابله بگويند كه اگر در رحم مىماند، انسان مىشد، خونى كه تا ده روز ببيند خون نفاس است.
620- هرگاه شك كند كه چيزى سقط شده يا نه، يا چيزى كه سقط شده اگر مىماند، انسان مىشد يا نه، لازم نيست وارسى كند و خونى كه از او خارج مىشود، شرعاً خون نفاس نيست.