بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 226

ذيل مى‌باشد: الف: اگر هر دو دست او تا آرنج قطع شده باشد براى تيمّم جبهه- پيشانى- را بر زمين مسح نمايد و أحوط در صورت امكان آن است كه ديگرى را هم نايب بگيرد تا با دو دست خود پس از زدن بر زمين، جبهه او را مسح نمايد. ب: اگر دست‌ها تا مچ قطع شده و ذراعين- دو ذراع- يا مقدارى از آن باقى مانده، حكم او در مورد تيمّم، حكم ساير مكلفين است و با ذراعين مسح جبهه را در تيمّم انجام مى‌دهد و بايد با ذراع چپ پشت ذراع راست و با ذراع راست پشت ذراع چپ را مسح نمايد. ج: كسى كه يك دستش از بالاتر از آرنج قطع شده و دست ديگرش يا سالم است يا كمتر از آرنج قطع شده، دست سالم را بر زمين بزند و پيشانى را مسح كند و سپس پشت دست سالم را بر زمين بزند.

نماز با تيمّم‌

606- كسى كه وظيفه‌اش تيمّم است، اگر بداند تا آخر وقت عذر او باقى مى‌ماند، در وسعت وقت مى‌تواند با تيمّم نماز بخواند، و همچنين است اگر اميد دارد كه عذر او برطرف شود. ولى اگر بداند كه تا آخر وقت عذر او برطرف مى‌شود، بايد صبر كند و با وضو يا غسل، نماز بخواند يا در تنگى وقت با تيمّم نماز را به جا آورد.

607- كسى كه نمى‌تواند وضو بگيرد يا غسل كند، مى‌تواند نمازهاى قضاى خود را با تيمّم بخواند، هرچند احتمال بدهد كه به زودى عذر او برطرف مى‌شود.


صفحه 227

608- كسى كه نمى‌تواند وضو بگيرد يا غسل كند، جايز است نمازهاى مستحبى را كه مثل نافله‌هاى شبانه‌روز وقت معين دارد- حتّى در اول وقت- با تيمّم بخواند.

609- كسى كه وظيفه‌اش تيمّم است بنا بر احتياط واجب نبايد پيش از وقت نماز براى نماز تيمّم كند، ولى اگر براى كارهاى واجب ديگر يا مستحبى تيمّم كند و تا وقت نماز عذر او باقى باشد، مى‌تواند با همان تيمّم نماز بخواند.

باطل شدن تيمّم‌

610- چيزهايى كه وضو را باطل مى‌كند، تيمّم بدل از وضو را هم باطل مى‌كند و چيزهايى كه غسل را باطل مى‌نمايد، تيمّم بدل از غسل را هم باطل مى‌كند و اگر عذرى كه مجوّز تيمّم بود از بين برود، تيمّم هم باطل مى‌شود.

چند تيمّم بدل از چند غسل‌

611- كسى كه نمى‌تواند غسل كند، اگر چند غسل بر او واجب باشد، احتياط واجب آن است كه بدل از هر يك از آنها يك تيمّم نمايد.

تيمّم بدل از غسل و وضو

612- كسى كه نمى‌تواند غسل كند، اگر بخواهد عملى را كه براى آن غسل واجب است، انجام دهد، بايد بدل از غسل تيمّم نمايد و اگر نتواند


صفحه 228

وضو بگيرد و بخواهد عملى را كه براى آن وضو واجب است انجام دهد، بايد بدل از وضو، تيمّم نمايد.

613- اگر بدل از غسل جنابت تيمّم كند، لازم نيست براى نماز وضو بگيرد ولى اگر بدل از غسل‌هاى ديگر تيمّم كند، بايد وضو بگيرد و اگر نتواند وضو بگيرد بايد تيمّم ديگرى هم بدل از وضو بنمايد.

باطل نشدن تيمّم بدل از غسل‌

614- اگر بدل از غسل تيمّم كند و بعد كارى كه وضو را باطل مى‌كند براى او پيش آيد، چنانچه براى نمازهاى بعد نتواند غسل كند بايد وضو بگيرد و اگر نمى‌تواند وضو بگيرد بايد بدل از وضو تيمّم نمايد.

[غسل‌]

جنابت بيمار

615- معمولًا منى با شهوت و جستن از مرد خارج مى‌شود و بعد از خارج شدن آن، بدن سست مى‌شود و اگر هيچ‌يك از اين سه نشانه را نداشته باشد، حكم منى را ندارد. امّا در مريض لازم نيست منى با جستن بيرون آمده باشد يا بدن او سست شود، بلكه تنها اگر با شهوت بيرون بيايد در حكم منى است.

اشتباه خون حيض به دمل‌

616- اگر زن خونى ببيند كه از سه روز بيشتر و از ده روز كمتر باشد


صفحه 229

و نداند كه خون حيض است يا دمل، بايد خود را وارسى كند. بدين صورت كه پنبه يا چيز ديگرى را داخل كند و بيرون آورَد، اگر خون از طرف چپ بيرون آيد، خون حيض است و اگر از طرف راست بيرون آيد، خون دمل است. ولى اگر وارسى ممكن نباشد بايد بر اساس سابقه خون عمل كند، يعنى اگر مى‌داند خون سابق، حيض بوده بايد آن را هم حيض قرار دهد و اگر دمل بوده آن را هم خون دمل قرار دهد و در صورتى كه سابقه آن را هم نمى‌داند، بايد همه چيزهايى را كه بر حائض حرام است، ترك كند و همه عبادت‌هايى را كه زن غير حائض انجام مى‌دهد، به جا آورد.

نفاس‌

617- از وقتى كه اولين جزء بچه از رحم مادر بيرون مى‌آيد، هر خونى كه زن مى‌بيند، اگر قبل از ده روز يا دقيقاً در انتهاى ده روز قطع شود، خون نفاس است و زن را در حال نفاس، «نفساء» مى‌گويند.

618- خونى كه زن پيش از بيرون آمدن اولين جزء بچه مى‌بيند، نفاس نيست.

619- لازم نيست خلقت بچه تمام باشد، بلكه اگر خون بسته‌اى هم از رحم زن خارج شود و خود زن بداند، يا چهار نفر قابله بگويند كه اگر در رحم مى‌ماند، انسان مى‌شد، خونى كه تا ده روز ببيند خون نفاس است.

620- هرگاه شك كند كه چيزى سقط شده يا نه، يا چيزى كه سقط شده اگر مى‌ماند، انسان مى‌شد يا نه، لازم نيست وارسى كند و خونى كه از او خارج مى‌شود، شرعاً خون نفاس نيست.


صفحه 230

621- ممكن است خون نفاس يك لحظه بيشتر نيايد، ولى بيشتر از ده روز نمى‌شود.

622- توقف در مسجد و رفتن به مسجد الحرام و مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله و رساندن جائى از بدن به خط قرآن و كارهاى ديگرى كه بر حائض حرام است، بر نفساء هم حرام است و آنچه بر حائض واجب و مستحب و مكروه است، بر نفساء هم واجب و مستحب و مكروه مى‌باشد.

623- طلاق دادن زنى كه در حال نفاس مى‌باشد باطل است و نزديكى كردن با او حرام مى‌باشد و اگر شوهرش با او نزديكى كند، احتياط مستحب آن است به دستورى كه در احكام حيض گفته شده، كفّاره بدهد.

نماز

وقت نماز

624- فردى كه نابيناست، بنا بر احتياط تا يقين به داخل شدن وقت نماز نكند، نبايد مشغول نماز شود.

كيفيت نماز بيمار از نظر قبله‌

[1]

[1]- مناسب است مسئولين بيمارستان‌ها و آسايشگاه‌ها و سازندگان اين نوع ساختمان‌ها، ترتيبى اتخاذ كنند كه تخت بيماران و سالمندان رو به قبله باشد.


صفحه 231

625- كسى كه بايد نشسته نماز بخواند، و در موقع نشستن، كف پاها را بر زمين مى‌گذارد، بايد در هنگام نماز صورت و سينه و شكم او رو به قبله باشد و لازم نيست ساق پاى او رو به قبله باشد.

626- كسى كه نمى‌تواند نشسته نماز بخواند، بايد در حال نماز به پهلوى راست طورى بخوابد كه جلوى بدن او رو به قبله باشد و اگر قادر بر اين نباشد، بايد به پشت بخوابد به طورى كه كف پاى او رو به قبله باشد.

احكام بدن و لباس نمازگزار

627- لباس نمازگزار بايد پاك باشد و اگر كسى عمداً با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.

628- اگر نداند كه بدن يا لباسش نجس است، و بعد از نماز بفهمد نجس بوده، نماز او صحيح است ولى احتياط مستحب آن است كه اگر وقت دارد، دوباره آن نماز را بخواند.

629- اگر فراموش كند كه بدن يا لباسش نجس است و در بين نماز يا بعد از آن يادش بيايد، بايد نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته، قضا نمايد.

صحّت نماز با بدن و لباس نجس‌

630- در سه صورت، اگر بدن يا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است:


صفحه 232

الف: آن كه به واسطه زخم يا جراحت يا دملى كه در بدن اوست، لباس يا بدنش به خون‌آلوده شده باشد؛ ب: آن كه بدن يا لباس او به مقدار كمتر از درهم‌[1]به خون‌آلوده باشد؛ ج: آن كه ناچار باشد با بدن يا لباس نجس نماز بخواند.

631- در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است: الف: آن كه لباس‌هاى كوچك او مانند جوراب يا عرقچين نجس باشد؛ ب: آن كه لباس زنى كه پرستار بچه است، نجس شده باشد.

نماز با لباس خون‌آلود

632- اگر از دهان و بينى و مانند اينها، خونى به بدن يا لباس برسد، احتياط واجب آن است كه با آن نماز نخواند.

633- اگر در بدن يا لباس نمازگزار، خون زخم يا جراحت يا دمل باشد، چنانچه طورى است كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس براى بيشتر مردم يا براى شخص او، سخت است، تا وقتى كه زخم يا جراحت يا دمل خوب نشده است، مى‌تواند با آن خون نماز بخواند، و همچنين است اگر چركى كه با خون بيرون آمده يا دوايى كه روى زخم گذاشته‌اند نجس شده، در بدن يا لباس او باشد.

634- اگر خونِ بريدگى و زخمى كه به زودى خوب مى‌شود و شستن آن‌

[1]- درهم: تقريباً به اندازه يك اشرفى است كه مساحت آن به اندازه دوريالى يا سر انگشت مى‌باشد.


صفحه 233

آسان است، در بدن يا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است.

635- اگر جايى از بدن يا لباس كه با زخم فاصله دارد، به رطوبت زخم نجس شود، جايز نيست با آن نماز بخواند ولى اگر مقدارى از بدن يا لباس كه معمولًا به رطوبت زخم آلوده مى‌شود، به رطوبت آن نجس شود، نماز خواندن با آن مانعى ندارد.

636- كسى كه بدنش زخم است، اگر در بدن يا لباس خود خونى ببيند و نداند كه خون زخم است يا خون ديگر، نماز خواندن با آن مانعى ندارد.

637- با خون بواسير مى‌شود نماز خواند، اگر چه دانه‌هايش در داخل باشد.

خوب شدن بعضى از زخم‌هاى بدن‌

638- اگر چند زخم در بدن باشد و طورى به هم نزديك باشند كه يك زخم حساب شوند، تا وقتى همه زخم‌ها خوب نشده‌اند، نماز خواندن با خون آنها اشكال ندارد. ولى اگر به قدرى از هم دور باشند كه هر كدام يك زخم به حساب آيند، هركدام از آنها كه خوب شد، بايد براى نماز، بدن و لباس را از خون آن آب بكشد.

حكمِ خونِ كمتر از يك درهم‌

639- اگر خون بدن يا لباس، كمتر از درهم باشد و رطوبتى به آن برسد در صورتى كه خون و رطوبتى كه به آن رسيده به اندازه درهم يا بيشتر شود و اطراف را آلوده كند، نماز با آن باطل است، بلكه اگر رطوبت و خون به اندازه درهم نشود و اطراف را هم آلوده نكند، نماز خواندن با آن اشكال‌