الف: آن كه به واسطه زخم يا جراحت يا دملى كه در بدن اوست، لباس يا بدنش به خونآلوده شده باشد؛ ب: آن كه بدن يا لباس او به مقدار كمتر از درهم[1]به خونآلوده باشد؛ ج: آن كه ناچار باشد با بدن يا لباس نجس نماز بخواند.
631- در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است: الف: آن كه لباسهاى كوچك او مانند جوراب يا عرقچين نجس باشد؛ ب: آن كه لباس زنى كه پرستار بچه است، نجس شده باشد.
نماز با لباس خونآلود
632- اگر از دهان و بينى و مانند اينها، خونى به بدن يا لباس برسد، احتياط واجب آن است كه با آن نماز نخواند.
633- اگر در بدن يا لباس نمازگزار، خون زخم يا جراحت يا دمل باشد، چنانچه طورى است كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس براى بيشتر مردم يا براى شخص او، سخت است، تا وقتى كه زخم يا جراحت يا دمل خوب نشده است، مىتواند با آن خون نماز بخواند، و همچنين است اگر چركى كه با خون بيرون آمده يا دوايى كه روى زخم گذاشتهاند نجس شده، در بدن يا لباس او باشد.
634- اگر خونِ بريدگى و زخمى كه به زودى خوب مىشود و شستن آن
[1]- درهم: تقريباً به اندازه يك اشرفى است كه مساحت آن به اندازه دوريالى يا سر انگشت مىباشد.
آسان است، در بدن يا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است.
635- اگر جايى از بدن يا لباس كه با زخم فاصله دارد، به رطوبت زخم نجس شود، جايز نيست با آن نماز بخواند ولى اگر مقدارى از بدن يا لباس كه معمولًا به رطوبت زخم آلوده مىشود، به رطوبت آن نجس شود، نماز خواندن با آن مانعى ندارد.
636- كسى كه بدنش زخم است، اگر در بدن يا لباس خود خونى ببيند و نداند كه خون زخم است يا خون ديگر، نماز خواندن با آن مانعى ندارد.
637- با خون بواسير مىشود نماز خواند، اگر چه دانههايش در داخل باشد.
خوب شدن بعضى از زخمهاى بدن
638- اگر چند زخم در بدن باشد و طورى به هم نزديك باشند كه يك زخم حساب شوند، تا وقتى همه زخمها خوب نشدهاند، نماز خواندن با خون آنها اشكال ندارد. ولى اگر به قدرى از هم دور باشند كه هر كدام يك زخم به حساب آيند، هركدام از آنها كه خوب شد، بايد براى نماز، بدن و لباس را از خون آن آب بكشد.
حكمِ خونِ كمتر از يك درهم
639- اگر خون بدن يا لباس، كمتر از درهم باشد و رطوبتى به آن برسد در صورتى كه خون و رطوبتى كه به آن رسيده به اندازه درهم يا بيشتر شود و اطراف را آلوده كند، نماز با آن باطل است، بلكه اگر رطوبت و خون به اندازه درهم نشود و اطراف را هم آلوده نكند، نماز خواندن با آن اشكال
دارد. ولى اگر رطوبت مخلوط به خون شود و از بين برود نماز صحيح است. ولى در غير اين صورت، بنا بر احتياط واجب، نماز باطل است.
640- اگر خونى كه در بدن يا لباس است، كمتر از درهم باشد و نجاست ديگرى به آن برسد، مثلًا يك قطره بول روى آن بريزد، نماز خواندن با آن جايز نيست.
641- اگر بدن يا لباس، خونى نشود ولى به واسطه رسيدن به خون، نجس شود، اگر چه مقدارى كه نجس شده كمتر از درهم باشد، نمىشود با آن نماز خواند.
اذان
642- كسى كه نمىتواند بيشتر از انجام واجبات نماز از بيرون آمدن ادرار و مدفوع، خوددارى كند، نبايد اذان و اقامه و بقيّه مستحبّات قبل از نماز را بگويد و در نماز فقط به انجام واجبات اكتفاء كند.
تكبيرة الاحرام
643- كسى كه لال است يا به واسطه لكنت زبان، نمىتواند «اللّه اكبر» را درست بگويد، بايد هر طور كه مىتواند بگويد و اگر به هيچ وجه قادر بر گفتن آن نيست، بايد در قلب خود بگذراند و براى تكبير، اشاره كند و زبانش را هم اگر مىتواند حركت دهد.
طهارت مكان
644- مكان نمازگزار اگر نجس است، نبايد به آن اندازه تَر باشد، كه رطوبت آن به بدن يا لباس او برسد، ولى جايى كه پيشانى را بر آن مىگذارد، اگر نجس باشد، حتى در صورت خشك بودن آن، نماز باطل است و احتياط مستحب آن است كه مكان نمازگزار اصلًا نجس نباشد.
كيفيّت نماز بيمار
نشستن در نماز
645- اگر در بين نماز از ايستادن عاجز شود، بايد بنشيند و اگر از نشستن هم عاجز شود بايد بخوابد، ولى تا بدنش آرام نگرفته، بايد چيزى نخواند.
646- تا انسان مىتواند ايستاده نماز بخواند، نبايد بنشيند، مثلًا كسى كه در موقع ايستادن، بدنش حركت مىكند، بايد به چيزى تكيه دهد، يا بدنش را كج كند- يا خم شود يا پاها را بيشتر از معمول گشاد بگذارد- و به هر نحو كه مىتواند، ايستاده نماز بخواند. ولى اگر به هيچ قسم، حتى مثل حال ركوع هم نتواند بايستد، بايد راست بنشيند و نشسته نماز بخواند.
647- تا انسان مىتواند بنشيند، نبايد خوابيده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشيند، بايد هر طور كه مىتواند بنشيند و اگر به هيچ قسم نمىتواند بنشيند، بايد به طورى كه در احكام قبله گفته شد، به پهلوى راست بخوابد و اگر نمىتواند، به پهلوى چپ و اگر آن هم ممكن نيست به پشت بخوابد، به طورى كه كف پاهاى او رو به قبله باشد.
648- كسى كه نشسته نماز مىخواند، اگر در بين نماز بتواند بايستد بايد مقدارى را كه مىتواند، ايستاده بخواند ولى تا بدنش آرام نگرفته، بايد
چيزى نخواند و اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بايستد و ركوع را ايستاده به جا آورد، بايد بايستد و از حال ايستاده به ركوع رود و اگر نتواند، بايد ركوع را هم نشسته به جا آورد.
649- كسى كه خوابيده نماز مىخواند، اگر در بين نماز بتواند بنشيند، بايد مقدارى را كه مىتواند، نشسته بخواند. و نيز اگر مىتواند بايستد، بايد مقدارى را كه مىتواند، ايستاده بخواند، ولى تا بدنش آرام نگرفته نبايد چيزى بخواند.
650- كسى كه مىتواند بايستد، اگر بترسد كه به واسطه ايستادن، مريض شود يا ضررى به او برسد، مىتواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد، مىتواند خوابيده نماز بخواند.
تأخير براى ايستاده خواندن نماز
651- اگر انسان احتمال بدهد كه تا آخر وقت بتواند ايستاده نماز بخواند، مىتواند اول وقت نماز بخواند، اگر چه احتياط آن است كه نماز را تأخير بيندازد.
ركوع در نماز نشسته
652- كسى كه نشسته ركوع مىكند، بايد به قدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد و بهتر است به قدرى خم شود كه صورت نزديك جاى سجده برسد.
653- اگر نتواند به مقدار ذكر ركوع بماند، در صورتى كه بتواند پيش از
آن كه از حدّ ركوع بيرون رود، ذكر را بگويد، بايد در آن حال تمام كند و اگر نتواند در حال برخاستن ذكر را به قصد رجاء بگويد.
آرامش بدن در حال ركوع
654- اگر به واسطه بيمارى و مانند آن بدن در ركوع آرام نگيرد، نماز صحيح است ولى بايد پيش از آن كه از حال ركوع خارج شود، ذكر واجب، يعنى «سبحان ربّى العظيم و بحمده» يا سه مرتبه «سبحان اللّه» را بگويد.
ناتوانى از ركوع
655- هرگاه نتواند به اندازه ركوع خم شود، بايد به چيزى تكيه دهد و ركوع كند و اگر موقعى هم كه تكيه داده نتواند به طور معمول ركوع كند، بايد به هر اندازه مىتواند، خم شود و اگر هيچ نتواند خم شود، بايد موقع ركوع بنشيند و نشسته ركوع كند و احتياط مستحب آن است كه نماز ديگرى هم بخواند و براى ركوع آن با سر اشاره نمايد.
656- كسى كه مىتواند ايستاده نماز بخواند، اگر در حال ايستاده يا نشسته نتواند ركوع كند، بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع، با سر اشاره كند و اگر نتواند اشاره كند، بايد به نيّت ركوع چشمها را هم بگذارد و ذكر ركوع را بگويد و به نيّت برخاستن از ركوع، چشمها را باز كند و اگر از اين هم عاجز است، بايد در قلب، نيّت ركوع كند و ذكر آن را بگويد.
657- كسى كه نمىتواند ايستاده يا نشسته ركوع كند و براى ركوع، فقط
مىتواند در حالى كه نشسته است، كمى خم شود يا در حالى كه ايستاده است با سر اشاره كند، بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع با سر اشاره نمايد و احتياط مستحب آن است كه نماز ديگرى هم بخواند و موقع ركوع آن بنشيند و هر قدر مىتواند، براى ركوع خم شود.
ناتوانى از سجده كامل
658- در سجده بايد كف دست را بر زمين بگذارد ولى در حال ناچارى پشت دست هم مانعى ندارد، و اگر پشت دست ممكن نباشد، بايد مچ دست را بگذارد، و چنانچه آن را هم نتواند، بايد تا آرنج، هر جا را كه مىتواند بر زمين بگذار و اگر آن هم ممكن نيست، گذاشتن بازو كافى است.
659- كسى كه مقدارى از شست پايش بريده، بايد بقيه آن را بر زمين بگذارد و اگر چيزى از آن نمانده، يا اگر مانده خيلى كوتاه است، بايد بقيه انگشتان را بگذارد و اگر هيچ انگشت ندارد، بايد هر مقدارى كه از پا باقى مانده بر زمين بگذارد.
سجده كسى كه در پيشانى، دمل دارد
660- اگر در پيشانى دمل و مانند آن باشد، چنانچه ممكن است، بايد با جاى سالم پيشانى سجده كند و اگر ممكن نيست بايد زمين را گود كند و دمل را در گودال و جاى سالم را به مقدارى كه براى سجده كافى باشد، بر زمين بگذارد.
661- اگر دمل يا زخم، تمام پيشانى را گرفته باشد، بايد به يكى از دو
طرف پيشانى سجده كند و اگر ممكن نيست، به چانه و اگر چانه هم ممكن نيست بايد به هر جاى از صورت كه ممكن است سجده كند و اگر هيچ جاى از صورت نيز ممكن نباشد، بايد با جلوى سر سجده نمايد.
662- كسى كه نمىتواند پيشانى را به زمين برساند، بايد به قدرى كه مىتواند خم شود و مهر يا چيز ديگرى را كه سجده بر آن صحيح است، روى چيز بلندى گذاشته و طورى پيشانى را بر آن بگذارد كه بگويند سجده كرده است، و نيز بايد كف دستها و زانوها و انگشتان پا را به طور معمول به زمين بگذارد.
ناتوانى از سجده
663- كسى كه به هيچ وجه نمىتواند خم شود، بايد براى سجده بنشيند و با سر اشاره كند و اگر نتواند بايد با چشمها اشاره نمايد و در هر دو صورت احتياط واجب آن است كه اگر مىتواند به قدرى مهر را بلند كند كه پيشانى را بر آن بگذارد و اگر نمىتواند، احتياط مستحب آن است كه مهر را بلند كند و به پيشانى بگذارد و اگر با سر يا چشمها نمىتواند اشاره كند، بايد در قلب نيّت سجده كند و بنا بر احتياط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نمايد.
664- كسى كه نمىتواند بنشيند، بايد ايستاده نيّت سجده كند و چنانچه مىتواند، براى سجده با سر اشاره كند و اگر نمىتواند، با چشمها اشاره نمايد و اگر اين را هم نمىتواند، در قلب نيّت سجده كند و بنا بر احتياط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نمايد.
رعشه در سجده