بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 236

چيزى نخواند و اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بايستد و ركوع را ايستاده به جا آورد، بايد بايستد و از حال ايستاده به ركوع رود و اگر نتواند، بايد ركوع را هم نشسته به جا آورد.

649- كسى كه خوابيده نماز مى‌خواند، اگر در بين نماز بتواند بنشيند، بايد مقدارى را كه مى‌تواند، نشسته بخواند. و نيز اگر مى‌تواند بايستد، بايد مقدارى را كه مى‌تواند، ايستاده بخواند، ولى تا بدنش آرام نگرفته نبايد چيزى بخواند.

650- كسى كه مى‌تواند بايستد، اگر بترسد كه به واسطه ايستادن، مريض شود يا ضررى به او برسد، مى‌تواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد، مى‌تواند خوابيده نماز بخواند.

تأخير براى ايستاده خواندن نماز

651- اگر انسان احتمال بدهد كه تا آخر وقت بتواند ايستاده نماز بخواند، مى‌تواند اول وقت نماز بخواند، اگر چه احتياط آن است كه نماز را تأخير بيندازد.

ركوع در نماز نشسته‌

652- كسى كه نشسته ركوع مى‌كند، بايد به قدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد و بهتر است به قدرى خم شود كه صورت نزديك جاى سجده برسد.

653- اگر نتواند به مقدار ذكر ركوع بماند، در صورتى كه بتواند پيش از


صفحه 237

آن كه از حدّ ركوع بيرون رود، ذكر را بگويد، بايد در آن حال تمام كند و اگر نتواند در حال برخاستن ذكر را به قصد رجاء بگويد.

آرامش بدن در حال ركوع‌

654- اگر به واسطه بيمارى و مانند آن بدن در ركوع آرام نگيرد، نماز صحيح است ولى بايد پيش از آن كه از حال ركوع خارج شود، ذكر واجب، يعنى‌ «سبحان ربّى العظيم و بحمده» يا سه مرتبه‌ «سبحان اللّه» را بگويد.

ناتوانى از ركوع‌

655- هرگاه نتواند به اندازه ركوع خم شود، بايد به چيزى تكيه دهد و ركوع كند و اگر موقعى هم كه تكيه داده نتواند به طور معمول ركوع كند، بايد به هر اندازه مى‌تواند، خم شود و اگر هيچ نتواند خم شود، بايد موقع ركوع بنشيند و نشسته ركوع كند و احتياط مستحب آن است كه نماز ديگرى هم بخواند و براى ركوع آن با سر اشاره نمايد.

656- كسى كه مى‌تواند ايستاده نماز بخواند، اگر در حال ايستاده يا نشسته نتواند ركوع كند، بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع، با سر اشاره كند و اگر نتواند اشاره كند، بايد به نيّت ركوع چشم‌ها را هم بگذارد و ذكر ركوع را بگويد و به نيّت برخاستن از ركوع، چشم‌ها را باز كند و اگر از اين هم عاجز است، بايد در قلب، نيّت ركوع كند و ذكر آن را بگويد.

657- كسى كه نمى‌تواند ايستاده يا نشسته ركوع كند و براى ركوع، فقط


صفحه 238

مى‌تواند در حالى كه نشسته است، كمى خم شود يا در حالى كه ايستاده است با سر اشاره كند، بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع با سر اشاره نمايد و احتياط مستحب آن است كه نماز ديگرى هم بخواند و موقع ركوع آن بنشيند و هر قدر مى‌تواند، براى ركوع خم شود.

ناتوانى از سجده كامل‌

658- در سجده بايد كف دست را بر زمين بگذارد ولى در حال ناچارى پشت دست هم مانعى ندارد، و اگر پشت دست ممكن نباشد، بايد مچ دست را بگذارد، و چنانچه آن را هم نتواند، بايد تا آرنج، هر جا را كه مى‌تواند بر زمين بگذار و اگر آن هم ممكن نيست، گذاشتن بازو كافى است.

659- كسى كه مقدارى از شست پايش بريده، بايد بقيه آن را بر زمين بگذارد و اگر چيزى از آن نمانده، يا اگر مانده خيلى كوتاه است، بايد بقيه انگشتان را بگذارد و اگر هيچ انگشت ندارد، بايد هر مقدارى كه از پا باقى مانده بر زمين بگذارد.

سجده كسى كه در پيشانى، دمل دارد

660- اگر در پيشانى دمل و مانند آن باشد، چنانچه ممكن است، بايد با جاى سالم پيشانى سجده كند و اگر ممكن نيست بايد زمين را گود كند و دمل را در گودال و جاى سالم را به مقدارى كه براى سجده كافى باشد، بر زمين بگذارد.

661- اگر دمل يا زخم، تمام پيشانى را گرفته باشد، بايد به يكى از دو


صفحه 239

طرف پيشانى سجده كند و اگر ممكن نيست، به چانه و اگر چانه هم ممكن نيست بايد به هر جاى از صورت كه ممكن است سجده كند و اگر هيچ جاى از صورت نيز ممكن نباشد، بايد با جلوى سر سجده نمايد.

662- كسى كه نمى‌تواند پيشانى را به زمين برساند، بايد به قدرى كه مى‌تواند خم شود و مهر يا چيز ديگرى را كه سجده بر آن صحيح است، روى چيز بلندى گذاشته و طورى پيشانى را بر آن بگذارد كه بگويند سجده كرده است، و نيز بايد كف دست‌ها و زانوها و انگشتان پا را به طور معمول به زمين بگذارد.

ناتوانى از سجده‌

663- كسى كه به هيچ وجه نمى‌تواند خم شود، بايد براى سجده بنشيند و با سر اشاره كند و اگر نتواند بايد با چشم‌ها اشاره نمايد و در هر دو صورت احتياط واجب آن است كه اگر مى‌تواند به قدرى مهر را بلند كند كه پيشانى را بر آن بگذارد و اگر نمى‌تواند، احتياط مستحب آن است كه مهر را بلند كند و به پيشانى بگذارد و اگر با سر يا چشم‌ها نمى‌تواند اشاره كند، بايد در قلب نيّت سجده كند و بنا بر احتياط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نمايد.

664- كسى كه نمى‌تواند بنشيند، بايد ايستاده نيّت سجده كند و چنانچه مى‌تواند، براى سجده با سر اشاره كند و اگر نمى‌تواند، با چشم‌ها اشاره نمايد و اگر اين را هم نمى‌تواند، در قلب نيّت سجده كند و بنا بر احتياط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نمايد.

رعشه در سجده‌


صفحه 240

665- اگر- به خاطر بيمارى رعشه و مانند آن- پيشانى، بى‌اختيار و به طور مكرر از جاى سجده بلند شود، چنانكه ممكن باشد، بايد نگذارد دوباره به جاى سجده برسد و اين را يك سجده حساب كند، چه ذكر سجده را گفته باشد يا نه. و اگر نتواند سر را نگه دارد و بى‌اختيار- مكرراً- به جاى سجده برسد، روى هم يك سجده حساب مى‌شود و اگر ذكر نگفته باشد، بايد بگويد.

سرفه، آروغ و آه در نماز

666- سرفه كردن و آروغ زدن و آه كشيدن در نماز اشكال ندارد، ولى گفتن آخ و آه و مانند اينها كه دو حرف است، اگر عمدى باشد، نماز را باطل مى‌كند.

شرايط امام جماعت‌

667- اگر كسى مرضى دارد كه نمى‌تواند از بيرون آمدن ادرار و مدفوع خوددارى كند، بنا بر احتياط واجب نمى‌شود به او اقتدا كرد.

668- بنا بر احتياط واجب كسى كه مرض خوره يا پيسى دارد، نبايد امام جماعت بشود.

669- اگر كسى به خاطر عذرى با تيمّم يا با وضوى جبيره‌اى نماز بخواند، مى‌شود به او اقتدا كرد، امّا اگر به جهت عذرى با لباس نجس نماز مى‌خواند، بنا بر احتياط واجب نبايد به او اقتدا كرد.


صفحه 241

احكام روزه بيماران‌

بى‌هوشى پس از نيّت روزه‌

670- اگر پيش از اذان صبح نيّت روزه كند و بى‌هوش شود و در بين روز به هوش آيد، بنا بر احتياط واجب بايد روزه را تمام نمايد و اگر تمام نكرد قضاى آن را به جا آورد.

خوب شدن بيمار قبل از ظهر

671- اگر مريض پيش از ظهر ماه رمضان خوب شود و از اذان صبح تا آن وقت كارى كه روزه را باطل مى‌كند انجام نداده باشد، بايد نيّت روزه كند و آن روز را روزه بگيرد و چنانچه بعد از ظهر خوب شود، روزه آن روز بر او واجب نيست.

استعمال آمپول براى روزه‌دار

672- احتياط واجب آن است كه روزه‌دار از استعمال آمپولى كه به جاى غذا به كار مى‌رود، خوددارى كند، ولى تزريق آمپولى كه عضو را بى‌حس مى‌كند يا به جاى دوا استعمال مى‌شود و همچنين آمپول تقويتى، اشكال ندارد.

فرو بردن اخلاط براى روزه‌دار

673- فرو بردن اخلاط سر و سينه و عفونت گلو تا به فضاى دهان نرسيده‌


صفحه 242

اشكال ندارد، ولى اگر داخل فضاى دهان شود، احتياط واجب آن است كه فرو نبرد.

اماله كردن و استفاده از شياف‌

674- اماله كردن با چيز روان اگر چه از روى ناچارى و براى معالجه باشد روزه را باطل مى‌كند، ولى استفاده از شياف‌هايى كه براى معالجه است، اشكال ندارد و احتياط واجب آن است كه از استعمال شياف‌هايى كه براى كسب لذت است- مثل شياف ترياك- يا براى تغذيه از اين مجراست، خوددارى نمايند.

قى كردن در حال روزه‌

675- هرگاه روزه‌دار عمداً قى كند- اگر چه به واسطه مرض و مانند آن ناچار باشد- روزه‌اش باطل مى‌شود، ولى اگر سهواً يا بى‌اختيار قى كند، اشكال ندارد.

676- اگر روزه‌دار بتواند از قى كردن خوددارى كند، چنانچه براى او ضرر و مشقّت نداشته باشد، بايد خوددارى نمايد.

آروغ زدن در حال روزه‌

677- اگر روزه‌دار آروغ بزند و بدون اختيار چيزى در گلو يا دهانش بيايد، بايد آن را بيرون بريزد و اگر بى‌اختيار فرو رود، روزه‌اش صحيح است.


صفحه 243

678- اگر روزه‌دار آروغ بزند و چيزى در دهانش بيايد، چنانچه عمداً آن را فرو ببرد، روزه‌اش باطل است و بايد قضاى آن را بگيرد و كفاره هم بر او واجب مى‌شود و اگر خوردن آن چيز حرام باشد، مثلًا موقع آروغ زدن خون يا غذايى كه از صورت غذا بودن خارج شده، به دهان بيايد و عمداً آن را فرو ببرد، قضاى آن روزه را بگيرد و بنا بر احتياط، كفاره جمع بر او واجب مى‌شود.

679- دارو ريختن به چشم در صورتى كه مزه يا بوى آن به حلق برسد و انجام كارى كه موجب ضعف مى‌شود- مانند خون دادن- و كارى كه به واسطه آن خون از دهان بيايد- مانند كشيدن دندان- براى روزه‌دار مكروه است.

ضرر داشتن روزه‌

680- كسى كه مى‌داند روزه براى او ضرر ندارد، اگر چه پزشك بگويد ضرر دارد، بايد روزه بگيرد و كسى كه يقين يا گمان دارد كه روزه برايش ضرر دارد اگر چه پزشك بگويد ضرر ندارد، بايد روزه نگيرد، و اگر روزه بگيرد صحيح نيست مگر آن كه به قصد قربت بگيرد و بعد معلوم شود ضرر نداشته.

681- اگر پزشك، بيمار را از گرفتن روزه منع كند، در صورتى كه از گفته او بيمار اطمينان پيدا كند كه روزه برايش ضرر دارد و گفتن او موجب خوف ضرر شود، روزه گرفتن واجب نيست.

682- اگر انسان احتمال بدهد كه روزه برايش ضرر دارد و از آن احتمال، ترس براى او پيدا شود، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، نبايد