اگر نيّت روزه كرده و مست شده و بين روز از مستى بيرون آيد، بنا بر احتياط واجب بايد روزه را تمام و نيز قضا نمايد و اگر در حال مستى روزه را تمام كرده باشد، قضا نمايد.
عدم وجوب قضاء روزه
687- اگر به واسطه مرض، يا حيض، يا نفاس، روزه ماه رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن ماه رمضان بميرد، لازم نيست روزههايى را كه نگرفته براى او قضا كنند.
ادامه بيمارى تا ماه رمضان سال بعد
688- اگر به واسطه مرضى، روزه ماه رمضان را نگيرد و مرض او تا ماه رمضان سال بعد طول بكشد، قضاى روزههايى را كه نگرفته بر او واجب نيست و بايد هر روز، يك مُدّ طعام- كه تقريباً ده سير است- از گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد، ولى اگر به واسطه عذر ديگرى- مثلًا براى مسافرت- روزه نگرفته باشد و عذر او تا ماه رمضان بعدى باقى بماند، روزههايى را كه نگرفته، بايد قضا كند و بايد براى هر روز، يك مُدّ طعام هم به فقير بدهد.
689- اگر به واسطه مرضى روزه ماه رمضان را نگيرد و بعد از ماه رمضان، مرض او برطرف شود، ولى عذر ديگرى پيدا كند كه نتواند تا ماه رمضان بعد، قضاى روزه را بگيرد، بايد روزههايى را كه نگرفته، قضا نمايد و نيز اگر در ماه رمضان، غير مرض، عذر ديگرى داشته باشد و بعد از ماه رمضان، آن عذر برطرف شود و تا ماه رمضان سال بعد، به واسطه
مرض نتواند روزه بگيرد، روزههايى را كه نگرفته بايد قضا كند.
طول كشيدن بيمارى به مدت چند سال
690- اگر مرض انسان چند سال طول بكشد، بعد از آن كه خوب شد اگر تا ماه رمضان آينده به مقدار قضا وقت داشته باشد بايد قضاى ماه رمضان آخر را بگيرد و براى هر روز از سالهاى پيش، يك مد كه تقريباً ده سير است، طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد.
روزه و تشنگى زياد
691- اگر انسان مرضى دارد كه زياد تشنه مىشود و نمىتواند تشنگى را تحمّل كند، يا براى او مشقت دارد، روزه بر او واجب نيست. ولى در صورت دوم بايد براى هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد. و احتياط واجب آن است كه بيشتر از مقدارى كه ناچار است، آب نياشامد و چنانچه بعد بتواند روزه بگيرد، بنا بر احتياط واجب بايد روزههايى را كه نگرفته قضا نمايد.
روزه زنى كه زايمان او نزديك است
692- زنى كه حامله است و روزه براى حملش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست و بايد براى هر روز يك مد طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد و نيز اگر روزه براى خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست و بنا بر احتياط مستحب بايد براى هر روز يك مدّ طعام به فقير بدهد و در هر دو صورت روزههايى را كه نگرفته، بايد
قضا نمايد.
روزه زن شيرده
693- زنى كه بچه شير مىدهد و شير او كم است، چه مادر بچه يا دايه او باشد، يا بىاجرت شير دهد، اگر روزه براى بچهاى كه شير مىدهد ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست و بايد براى هر روز يك مد طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد، و نيز اگر براى خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست و بنا بر احتياط مستحب بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد و در هر دو صورت روزههايى را كه نگرفته بايد قضا نمايد. ولى اگر كسى پيدا شود كه بىاجرت بچه را شير دهد، يا براى شير دادن بچه از پدر يا مادر بچه يا از كس ديگر كه اجرت او را بدهد، اجرت بگيرد، احتياط واجب آن است كه بچه را به او بدهد و روزه را بگيرد.
استعمال اسپرى در هنگام روزه
694- مصرف داروهايى كه به صورت اسپرى مىباشد و براى تسكين يا درمان تنگى نفس به كار مىرود، چون استعمال آنها، خوردن و آشاميدن محسوب نمىشود، روزه را باطل نمىكند.
كسى كه به خاطر پيرى روزه نمىگيرد
695- كسى كه به واسطه پيرى نمىتواند روزه بگيرد، يا براى او مشقت دارد، روزه بر او واجب نيست، ولى در صورت دوم بايد براى هر
روز يك مد طعام كه تقريباً ده سير است، گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد.
696- كسى كه به واسطه پيرى روزه نگرفته، اگر بعد از ماه رمضان بتواند روزه بگيرد، بنا بر احتياط واجب بايد قضاى روزههايى را كه نگرفته بجا آورد.
خونريزى لثه و روزه
697- افراد مبتلا به بيمارى لثه كه از لثههايشان خون مىآيد، اگر متوجه شوند، بايد خون را بيرون بريزند ولى اگر بدون توجه، مقدارى از خون فرو رود، روزه را باطل نمىكند.
698- فرو بردن وسايل پزشكى يا دندانپزشكى در دهان به هنگام روزهدارى، روزه را باطل نمىكند.
زكات فطره
699- اگر كسى موقع غروب آفتاب شب عيد فطر، ديوانه يا بىهوش باشد، زكات فطره بر او واجب نيست.
700- اگر پيش از غروب شب عيد فطر، ديوانه، عاقل گردد در صورتى كه شرايط واجب شدن زكات فطره را دارا باشد، بايد زكات فطره را بدهد.
701- اگر كسى بعد از غروب آفتاب شب عيد فطر بميرد، بايد زكات فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند. ولى اگر پيش از غروب آفتاب
بميرد، واجب نيست زكات فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند.
حجّ
702- اگر در سال اولى كه مستطيع شده، حج به جا نياورد و بعد به واسطه پيرى يا مرض و ناتوانى نتواند حج انجام دهد و نااميد باشد از اينكه بعداً خودش حج كند، بايد ديگرى را از طرف خود بفرستد، بلكه اگر در سال اولى كه به قدر رفتن حج مال پيدا كرده، به واسطه پيرى يا مرض يا ناتوانى نتواند حج كند، احتياط مستحب آن است كسى را از طرف خود بفرستد كه حج نمايد.
معاملات
703- همه معاملات ديوانه اعمّ از خريدوفروش، شركت، صلح، اجاره و ... باطل است.
704- فرد سفيهى كه مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف مىكند، همه معاملاتش باطل است.
705- اگر يكى از شريكها ديوانه يا بىهوش يا سفيه شود و حاكم شرع او را از تصرف در اموالش جلوگيرى كند، شريكهاى ديگر نمىتوانند در مال شركت تصرف كنند.
706- ديوانه و سفيه، يعنى كسى كه مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف مىكند، نمىتواند در مال خود تصرف نمايد.
707- كسى كه گاهى عاقل و گاهى ديوانه است، تصرفى كه موقع
ديوانگى در مال خود مىكند، صحيح نيست.
708- انسان مىتواند در مرضى كه به آن مرض از دنيا مىرود، هر قدر از مال خود را به مصرف خود و عيال و ميهمان و كارهايى كه اسراف شمرده نمىشود برساند و نيز اگر مال خود را به كسى ببخشد يا ارزانتر از قيمت بفروشد يا اجاره دهد صحيح است.
709- اگر وكيل يا موكّل، ديوانه هميشگى شود وكالت باطل مىشود. و نيز اگر گاهگاهى ديوانه شود يا بىهوش شود، بنا بر احتياط واجب بايد به معاملهاى كه انجام مىدهد، ترتيب اثر ندهند.
710- اگر كسى كه امانت را قبول كرده ديوانه شود، ولىّ او بايد هر چه زودتر به صاحب مال اطلاع دهد يا امانت را به او برساند.
711- اگر امانتدار نشانههاى مرگ را در خود ببيند چنانچه ممكن است بايد امانت را به صاحب آن يا وكيل او برساند و اگر ممكن نيست بايد آن را به حاكم شرع اطلاع بدهد و چنانچه به حاكم شرع دسترسى ندارد، در صورتى كه وارث او امين است و از امانت اطلاع دارد، لازم نيست وصيّت كند وگرنه بايد وصيّت كند و شاهد بگيرد و به وصىّ و شاهد اسم صاحب مال و جنس و خصوصيات مال و محل آن را بگويد.
712- اگر امانتدار نشانههاى مرگ را در خود ببيند و به وظيفهاى كه در مسأله پيش گفته شد عمل نكند، چنانچه آن امانت از بين برود بايد عوضش را بدهد، اگر چه در نگهدارى آن كوتاهى نكرده باشد و مرض او خوب شود، يا بعد از مدتى پشيمان شود و وصيّت كند.
713- كسى كه از روى عمد مثلًا زخمى به خود زده يا سمّى خورده است كه به واسطه آن يقين يا گمان به مردن او پيدا مىشود، اگر وصيّت كند كه
مقدارى از مال او را به مصرف برسانند، صحيح نيست.
714- وقتى انسان نشانههاى مرگ را در خود ديد، بايد فوراً امانتهاى مردم را به صاحبانش برگرداند و اگر به مردم بدهكار است و موقع دادن آن بدهى رسيده بايد بدهد، و اگر خودش نمىتواند بدهد يا موقع دادن بدهى او نرسيده، بايد وصيّت كند و بر وصيّت، شاهد بگيرد ولى اگر بدهى او معلوم باشد و اطمينان دارد كه ورثه مىپردازند، وصيّت كردن لازم نيست.
715- كسى كه نشانههاى مرگ را در خود مىبيند، اگر خمس و زكات و مظالم بدهكار است، بايد فوراً بدهد و اگر نمىتواند چنانچه از خودش مال دارد، يا احتمال مىدهد كسى آنها را ادا نمايد، بايد وصيّت كند و همچنين است اگر حج بر او واجب باشد.
716- كسى كه نشانههاى مرگ را در خود مىبيند، اگر نماز و روزه قضا دارد، بايد وصيّت كند كه از مال خودش براى آنها اجير بگيرند، بلكه اگر مال نداشته باشد ولى احتمال دهد كسى بدون آن كه چيزى بگيرد آنها را انجام مىدهد، بازهم واجب است وصيّت نمايد و اگر قضاى نماز و روزه او بر پسر بزرگترش واجب باشد، بايد به او اطلاع دهد يا وصيّت كند كه براى او به جا آورند.
717- كسى كه نشانههاى مرگ را در خود مىبيند، اگر مالى نزد كسى دارد يا در جايى پنهان كرده است كه ورثه نمىدانند، چنانچه به واسطه ندانستن، حقشان از بين برود، بايد به آنان اطلاع دهد و لازم نيست براى بچههاى صغير خود قيّم و سرپرست معين كند، ولى در صورتى كه بدون قيّم مالشان از بين مىرود، يا خودشان ضايع مىشوند، خوب است براى
آنان قيّم امينى معين نمايد.
718- اگر كسى در مرضى كه به آن مرض مىميرد، مقدارى از مالش را به كسى ببخشد و وصيّت كند كه بعد از مردن او هم مقدارى به كسى ديگر بدهند، آنچه را كه در حال زندگى بخشيده از اصل مال است و احتياج به اذن ورثه ندارد و چيزى را كه وصيّت كرده، اگر زيادتر از ثلث باشد، زيادى آن محتاج به اذن ورثه است.
719- اگر در مرضى كه به آن مرض مىميرد، بگويد مقدارى به كسى بدهكار است، چنانچه متهم باشد كه براى ضرر زدن به ورثه گفته است، بايد مقدارى را كه معين كرده، از ثلث او بدهند و اگر متّهم نباشد و كسى هم منكر گفته او نشود، بايد از اصل مالش بدهند.
720- اگر انسان در مرضى كه به آن مرض از دنيا مىرود، زنى را عقد كند ولى با او نزديكى نكند، آن زن از او ارث نمىبرد و حق مهر هم ندارد.
721- اگر زن در حال مرض، شوهر كند و به همان مرض بميرد، شوهرش اگر چه با او نزديكى نكرده باشد، از او ارث مىبرد. و صلّى اللَّه على محمّد و آله الطّيّبين الطّاهرين