احكام بانوان از متن توضيح المسائل حضرت آية اللّه العظمى اراكى «دامت افاضاته»
استحاضه
يكى از خونهايى كه از زن خارج مىشود خون استحاضه است و زن را در موقع ديدن استحاضه، مستحاضه مىگويند.
مسأله 389- خون استحاضه در بيشتر اوقات زرد رنگ و سرد است و بدون فشار و سوزش بيرون مىآيد و غليظ هم نيست ولى ممكن است گاهى سياه يا سرخ و گرم و غليظ باشد و با فشار و سوزش بيرون آيد.
مسأله 390- استحاضه سه قسم است: قليله و متوسطه و كثيره. استحاضه قليله آن است، كه خون، فقط روى پنبهاى را كه زن داخل فرج مىنمايد آلوده كند و در آن فرو نرود. استحاضه متوسطه آن است كه خون در پنبه فرو رود، اگرچه در يك گوشه آن باشد، ولى به دستمالى كه معمولا زنها براى جلوگيرى از خون مىبندند، جارى نشود. استحاضه كثيره آن است كه خون از پنبه به دستمال جارى شود.
احكام استحاضه
مسأله 391- در استحاضه قليله بايد زن براى هر نماز يك وضو بگير و ظاهر فرج را هم اگر خون به آن رسيده، آب بكشد و پنبه را عوض كند يا آب بكشد.
مسأله 392- اگر پيش از نماز يا در بين نماز خون استحاضه متوسطه ببيند بايد براى آن نماز غسل كند.
مسأله 393 ردر استحاضه كثيره علاوه بر كارهاى استحاضه متوسطه كه در مسأله پيش گفته شد، بايد برا ى هر نماز دستمال را عوض كند، يا آب بكشد و يك غسل براى نماز ظهر و عصر و يكى براى نماز مغرب و عشا به جا آورد، و بين نماز ظهر و عصر فاصه نيدازد، و اگر فاصله بيندازد بايد براى نماز عصر دوباره غسل كند و نيز اگر بين نماز مغرب و عشا فاصله بيندازد بايد براى نماز عشا دوباره غسل نمايد.
مسأله 394- اگر خون استحاضه، پيش از وقت نماز هم بيايد اگرچه زن براى آن خون، وضو را انجام داده باشد، بايد در موقع نماز وضو و غسل را به جا آورد.
مسأله 395- مستحاضه متوسطه و كثيره كه بايد وضو بگيرد و غسل كند هر كدام را اوّل به جا آورد صحيح است، ولى بهتر آن است كه اوّل وضو بگيرد.
مسأله 396- اگر استحاضه قليله زن، بعد از نماز صبح، متوسطه شود، بايد براى نماز ظهر و عصر غسل كند، و اگر بعد از نماز ظهر و عصر متوسطه شود بايد براى نماز مغرب و عشا غسل نمايد.
مسأله 397- اگر استحاضه قليله يا متوسطه زن بعد از نماز صبح كثيره شود بايد براى نماز ظهر و عصر يك غسل، و براى نماز مغرب و عشا غسل ديگرى به جا آورد و اگر بعد از نماز ظهر و عصر كثيره شود، بايد براينماز مغرب و عشا غسل نمايد.
مسأله 398- مستحاضه كثيره يا متوسطه اگر پيش از داخل شدن وقت نماز براى نماز غسل كند، غسل او باطل است، مگر آن كه بخواهد نماز شب بخواند كه در اين صورت غسل كردن قبل از وقت نماز صبح مانع ندارد.
مسأله 399- زن مستحاضه، براى هر نمازى چه واجب باشدو چه مستحب، بايد وضو بگيرد و نيز اگر بخواهد نمازى را كه خوانده احتياطا دوباره بخواند، يا بخواهد نمازى را كه تنها خوانده است دوباره با جماعت بخواند، بايد تمام كارهايى را كه براى استحاضه گفته شد انجام دهد. ولى براى خواندن نماز احتياط و سجده فراموش شده و تشهّد فرامش شده و سجده سهو، اگر آنها را بعد از نماز فورا به جا آورد لازم نيست كارهاى استحاضه را انجام دهد.
مسأله 400- زن مستحاضه بعد از آن كه خونش قطع شد، فقط براى نماز اوّلى كه مىخواند، بايد كارهاى استحاضه را انجام دهد و براى نمازهاى بعد لازم نيست.
مسأله 401- اگر زن نداند استحاضه او چه قسم است، موقعى كه مىخواهد نماز بخواند، بايد مقدارى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند و بيرون آورد و
بعد از آن كه فهميد استحاضه او كدام يك از آن سه قسم است كارهايى را كه براى آن قسم دستور داده شده انجام دهد، ولى اگر بداند تا وقتى كه مىخواهد نماز بخوانداستحاضه او تغيير نمىكند پيش از داخل شدن وقت هم مىتواند خود را وارسى نمايد.
مسأله 402- زن مستحاضه اگر پيش از آن كه خود را وارسى كند مشغول نماز شود، چنانچه قصد قربت داشته و به وظيفه خود عمل كرده مثلا استحاضهاش قليله بوده و به وظيفه استحاضه قليله عمل نموده، نماز او صحيح است و اگر قصد قربت نداشته يا عمل او مطابق وظيفهاش نبوده مثل آنكه استحاضه او متوسطه بوده و به وظيفه قليله رفتار كرده، نماز او باطل است.
مسأله 403- زن مستحاضه اگر نتواند خود را وارسى نمايد، بايد به آنچه مسلما وظيفه اوست عمل كند مثلا اگر نمىداند استحاضه او قليله است يا متوسطه، بايد كارهاى استحاضه قليله را انجام دهد، و اگر نمىداند متوسطه است يا كثيره، بايد كارهاى استحاضه متوسطه را انجام دهد، ولى اگر بداند سابقا كدام يك از آن سه قسم بوده بايد به وظيفه همان قسم رفتار نمايد.
مسأله 404- اگر خون استحاضه در باطن باشد و بيرون نيايد، وضو و غسل باطل نمىشود و اگر بيرون بيايد هرچند كم باشد، وضو و غسل را به تفصيلى كه گذشت باطل مىكند.
مسأله 405- زن مستحاضه اگر بعد از نماز خود را وارسى كند و خون نبيند اگر چه بداند دوباره خون مىآيد، با وضويى كه دارد مىتواند نماز بخواند.
مسأله 406- زن مستحاضه اگر بداند از وقتى كه مشغول وضو يا غسل شده خونى از او بيرون نيامده و تا بعد از نماز هم خون در داخل فرج نيست و بيرون نمىآيد، مىتواند خواندن نماز را تأخير بيندازد.
مسأله 407- اگر مستحاضه بداند كه پيش از گذشتن وقت نماز بكلّى پاك مىشود، يا به اندازه خواندن نماز، خون بند مىآيد، بايد صبر كند و نماز را در وقتى كه پاك است بخواند.
مسأله 408- اگر بعد از وضو و غسل، خون و در ظاهر قطع شود و مستحاضه بداند كه اگر نماز را تأخير بيندازد، به مقدارى كه وضو و غسل و نماز را به جا آورد، بكلّى پاك مىشود، بايد نماز را تأخير بيندازد و موقعى كه بكلّى پاك شد، دوباره وضو و غسل را به جا آورد و نماز را بخواند. و اگر وقت نماز تنگ شد لازم نيست وضو و غسل را دوباره به جا آورد، بلكه با وضو و غسلى كه دارد مىتواند نماز بخواند.
مسأله 409- مستحاضه كثيره و متوسطه وقتى بكلّى از خون پاك شد بايد غسل كند، ولى اگر بداند از وقتى كه براى نماز پيش، مشغول غسل شده ديگر خون نيامده لازم نيست دوباره غسل نمايد.
مسأله 410- مستحاضه قليله بعد از وضو، و مستحاضه كثيره و متوسطه بعد از غسل و وضو، بايد فورا مشغول نماز شود، ولى گفتن اذان و اقامه و خواندن دعاهاى قبل از نماز اشكال ندارد و در نماز هم مىتواند كارهاى مستحب مثل قنوت و غير آن را به جا آورد.
مسأله 411- زن مستحاضه اگر بين غسل و نماز فاصله بيندازد، بايد دوباره غسل كند و بلافاصله مشغول نماز شود. ولى اگر خون در داخل فضاى فرج نيايد غسل لازم نيست.
مسأله 412- زن مستحاضه بايد بعد از وضو و غسل بوسيله پنبه از بيرون آمدن خون جلوگيرى نمايد، و چنانچه كوتاهى كند و خون بيرون آيد، بايد دوباره غسل كند و وضو هم بگيرد و اگر نماز هم خوانده بايد دوباره بخواند.
مسأله 413- اگر در موقع غسل، خون قطع نشود، غسل صحيح است، ولى اگر در بين غسل، استحاضه متوسطه كثيره شود، واجب است چنانچه مشغول غسل ترتيبى (يا ارتماسى) بوده همان را از سر بگيرد.
مسأله 414- احتياط واجب آن است كه زن مستحاضه در تمام روزى كه روزه است به مقدارى كه مىتواند از بيرون آمدن خون جلوگيرى كند.
مسأله 415- روزه زن مستحاضهاى كه غسل بر او واجب مىباشد در صورتى صحيح است كه در روز غسلهايى را كه براى نمازهاى روزش واجب است، انجام دهد،: و نيز بايد غسل نماز مغرب و عشاى شبى كه ميخواهد فرداى آنرا روزه بگيرد به جا آورد.
مسأله 416- اگر بعد از نماز عصر، مستحاضه شود و تا غروب غسل نكند روزه او صحيح است.
مسأله 417- اگر استحاضه قليله زن پيش از نماز، متوسطه يا كثيره شود بايد كارهاى متوسطه يا كثيره را كه گفته شد انجام دهد. و اگر استحاضه متوسطه، كثيره شود بايد كارهاى استحاضه كثيره را انجام دهد و چنانچه براى استحاضه متوسطه غسل كرده باشد فايده ندارد و بايد دوباره براى كثيره غسل كند.
مسأله 418- اگر در بين نماز، استحاضه متوسطه زن كثيره شود، بايد نماز را بشكند و براى استحاضه كثيره غسل كند و وضو بگيرد و كارهاى ديگر آن را انجام دهد و همان نماز را بخواند. و اگر براى هيچكدام از غسل و وضو وقت ندارد. بايد دو تيمّم كند، يكى بدل از غسل، وديگر بدل از وضو، و اگر براى يكى از آنها وقت ندارد بايد عوض آن تيمّم كند و ديگرى را به جا آورد، ولى اگر براى تيمّم هم وقت ندارد نمىتواند نماز را بشكند، و بايد نماز را تمام كند، و بنابر احتياط واجب قضا نمايد، و همچنين است اگر در بين نماز استحاضه قليله او متوسطه يا كثيره شود.
مسأله 419- اگر در بين نماز، خون، بند بيايد و مستحاضه نداند كه در باطن هم قطع شده يا نه، چنانچه بعد از نماز بفهمد قطع شده بوده، بايد وضو و غسل و نماز را دوباره به جا آورد.
مسأله 420- اگر استحاضه كثيره زن متوسطه شود، بايد براى نماز اوّل عمل كثيره و براى نمازهاى بعد عمل متوسطه را به جا آورد. مثلا اگر پيش از نماز ظهر استحاضه كثيره متوسطه شود، بايد براى نماز ظهر غسل كند و براى نماز عصر و مغرب و عشا فقط وضو بگيرد ولى اگر براى نماز ظهر غسل نكند و فقط به مقدار نماز عصر وقت داشته باشد، بايد براى نماز عصر غسل نمايد، و اگر براى نماز عصر هم غسل نكند بايد براى نماز مغرب غسل كند. و اگر براى آن هم غسل نكند و فقط به مقدار نماز عشا وقت داشته باشد بايد براى عشا غسل نمايد.
مسأله 421- اگر پيش از هر نماز، خون مستحاضه كثيره، قطع شود و دوباره بيايد، براى هر نماز، بايد يك غسل به جا آورد.
مسأله 422- اگر استحاضه كثيره قليله شود، بايد براى نماز اوّل عمل كثيره و براى نمازهاى بعد عمل قليله را انجام دهد، و نيز اگر استحاضه متوسطه قليله شود بايد براى نماز اوّل، عمل متوسطه و براى نمازهاى بعد عمل قليله را به جا آورد.
مسأله 423- اگر مستحاضه يكى از كارهايى را كه بر او واجب مىباشد حتى عوض كردن پنبه را ترك كند، نمازش باطل است.
مسأله 424- مستحاضه قليله اگر بخواهد غير از نماز كارى انجام دهد، كه شرط آن وضو داشتن است، مثلا بخواهد جايى از بدن خود را به خط قرآن برساند بايد وضو بگيرد و وضويى كه براى نماز گرفته كافى نيست، بنابر احتياط واجب.
مسأله 425- اگر مستحاضه غسلهاى واجب خود را به جا آورد، چنانچه بين غسل و نماز فاصله نينداخته باشد، رفتن به مسجد و توقّف در آن و خواندن سورهاى كه سجده واحب دارد، و نزديكى شوهر با او، حلال مىشود ولى اگر بين غسل و نماز فاصله انداخته باشد، احتياط واجب آن است كه براى هريك از اين اعمال غسل جداگانهاى انجام دهد، و اگر عغسلهاى واجب خود را انجام ندهد، بنابر احتياط واجب، نمىتواند اعمال ذكرشده را انجام دهد.
مسأله 426- اگر زن در استحاضه كثيره يا متوسطه بخواهد پيش از وقت نماز جايى از بدن خود را به خط قرآن برساند، بايد غسل كند و وضو هم بگيرد.
مسأله 427- نماز آيات بر مستحاضه واجب است. و بايد براى نماز آيات هم كارهايى را كه براى نماز يوميه گفته شد انجام دهد.
مسأله 428- هرگاه در وقت نماز يوميه نماز آيات بر مستحاضه واجب شود اگرچه بخواهد هر دو را پشت سر هم به جا آورد، بايد براى نماز آيات هم تمام كارهاى را كه برا ينماز يوميه او واجب است به جا آورد.
مسأله 429- اگر زن مستحاضه بخواهد نماز قضا بخواند، بايد براى هر نماز كارهايى را كه براى نماز ادا بر او واجب است به جا آورد.
مسأله 430- اگر زن بداند خونى كه از او خارج مىشود خون زخم نيست و شرعا حكم حيض و نفاس را ندارد، بايد به دستور استحاضه عمل كند، بلكه اگر شك داشته باشد كه خون استحاضه است يا خونهاى ديگر، چنانچه نشانه آنها را نداشته باشد، بنابر احتياط واجب بايد كارهاى استحاضه را انجام دهد.
حيض
حيض خونى است كه غالبا در هر ماه چندروزى از رحم زنها خارج مىشود و زن را در موقع ديدن خون حيض، حائض مىگويند.
مسأله 431- خون حيض در بيشتر اوقات، غليظ و گرم و رنگ آن سرخ مايل به سياهى يا سرخ است و با فشار و كمى سوزش بيرون مىآيد.
مسأله 432- زنهاى سيده بعد از تمام شدن شصت سال يائسه مىشوند يعنى خون حيض نمىبينند و زنهايى كه سيده نيستند، بعد از تمام شدن پنجاه سال يائسه مىشوند.
مسأله 433- خونى كه دختر پيش ازتمام شدن نه سال و زن بعد از يائسه شدن مىبيند حيض نيست.
مسأله 434- زن حامله و زنى كه بچه شير مىهد، ممكن است حيض ببيند.
مسأله 435- دخترى كه نمىداند نه سالش تمام شده يا نه اگر خونى ببيند كه نشانههاى حيض را نداشته باش حيض نيست. و اگر نشانههاى حيض را داشته باشد حيض است و معلوم مىشود نه سال او تمام شده است.
مسأله 436- زنى كه شك دارد يائسه شده يا نه، اگر خونى ببيند و نداند حيض است يا نه، بايد نبا بگذارد كه يائسه نشده است.
مسأله 437- مدّت حيض كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نمىشود و اگر مختصرى هم از سه روز كمتر باشد، حيض نيست.
مسأله 438- بايد سه روز اوّل حيض، پشت سر هم باشد، پس اگر مثلا دو روز خون ببيند و يك روز پاك شود و دوباره يك روز خون ببيند حيض نيست.
مسأله 439- لازم نيست در تمام سه روز خون بيرون بيايد، بلكه اگر در فرج خون باشد (بدين معنى كه اگر پنبه بگذارد و كمى صبر كند و بيرون آورد، خونى شود، هرچند به قدار سر سوزنى باشد) كافى است، و چنانچه در بين سه روز مختصرى پاك شود و مدّت پاك شدن بقدرى كم باش كه بگويند در تمام سه روز در فرج خون بوده، باز هم حيض است.
مسأله 440- لازم نيست شب اوّل و شب چهارم را خون ببيند، ولى بايد در شب دوّم و سوّم خون قطع نشود، پس اگر از اذان صبح روز اوّل تا غروب روز سوّم پشت سر هم خون بيايد، يا در وسطهاى روز اوّل شروع شود و در همان موقع از روز چهارم قطع شود و در شب دوّم و سوّم هم هيچ خون قطع نشود، حيض است.
مسأله 441- اگر سه روز پشت سر هم خون ببيند و پاك شود، چنانچه دوباره خون ببيند و روزهايى كه خون ديده و در وسط پاك بوده روى هم از ده روز بيشتر نشود روزهائى هم كه در وسط پاك بوده حيض است.
مسأله 442- اگر خونى ببيند كه از سه روز بيشتر و از ده روز كمتر باشد و نداند خون دمل است يا خون حيض، چنانچه نداند دمل در طرف چپ است يا طرف راست در صورتى كه ممكن باشد مقدارى پنبه داخل كند و بيرون آورد پس اگر خون از ظرف چپ بيرون آيد، خون حيض است و اگر از طرف راست بيرون آيد خون دمل است، و اگر ممكن نباشد كه وارسى كند در صورتى كه مىداند خون سابق حيض بوده حيض قرار دهد و اگر دمل بوده خون دمل قرار دهد، و اگر نمىداند خون حيض بوده يا دمل بنابر احتياط واجب بايد همه چيزهايى را كه بر حائض حرام است ترك كند و همه عبادتهايى را كه زن غير حائض انجام مىدهد به جا آورد.
مسأله 443- اگر خونى ببيند كه از سه روز بيشتر باشد و از ده روز زيادتر نباشد و نداند خون حيض است يا زخم، اگر قبلا حيض بوده حيض، و اگر پاك بوده پاك، قرار دهد، و چنانچه نمىداند پاك بوده يا حيض، همه چيزهايى را كه بر حائض حرام است ترك كند و همه عبادتهايى كه زن غير حائض انجام مىدهد به جا آورد.
مسأله 444- اگر خونى ببيند و شك كند كه خون حيض است يا نفاس، چنانچه شرايط حيض را داشته باشد، بايد حيض قرار دهد.
مسأله 445- اگر خونى ببيند ه نداند خون حيض است يا بكارت، بايد خود را وارسى كند، يعنى مقدارى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند، بعد بيرون آورد پس اگر اطراف آن آلوده باشد، خون بكارت است و اگر به همه آن رسيده، حيض مىباشد.
مسأله 446- اگر كمتر از سه روز خون ببيند و پاك شود و بعد از سه روز خون ببيند خون اوّل اگرچه در روزهاى عادتش باشد حيض نيست، و خون دوّم اگر داراى شرائط حيض است، حيض مىباشد.
احكام حائض
مسأله 447- چند چيز بر حائض حرام است:
اوّل: عبادتهايى كه مانند نماز بايد با وضو يا غسل يا تيمّم به جا آورده شود، ولى به جا آوردن عبادتهايى كه وضو و غسل و تيمّم براى آنها لازم نيست، مانند نماز ميّت، مانعى ندارد.
دوّم: تمام چيزهايى كه بر جنب حرام است و در احكام جنابت گفته شد.
سوّم: جماع كردن در فرج، كه هم براى مرد حرام است و هم براى زن، اگر چه به مقدار ختنهگاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد، بلكه احتياط واجب آن است كه مقدار كمتر از ختنهگاه را هم داخل نكند و در دبر زن حائض، وطى كردن، محل اشكال است.
مسأله 448- جماع كردن در روزهايى هم كه حيض زن قطعى نيست ولى شرعا بايد براى خود حيض قرار دهد حرام است. پس زنى كه بيشتر از ده روز خون مىبيند و بايد به دستورى كه بعدا گفته مىشود روزهاى عادت خويشان خود را حيض قرار دهد، شوهرش نمىتواند در آن روزها با او نزديكى نمايد.
مسأله 449- اگر شماره روزهاى حيض زن به سه قسمت تقسيم شود و مرد در قسمت اوّل آن، با زن خود در قبل جماع كند، بنابر احتياط واجب بايد هجده نخود طلا كفّاره به فقير بدهد و اگر در قسمت دوّم جماع كند، نه نخود و اگر در قسمت سوّم جماع كند، بايد چهار نخود و نيم طلا بدهد. مثلا زنى كه شش روز خون حيض مىبيند، اگر شوهرش در شب يا روز اوّل و دوّم با او جماع كند بايد هيجده
نخود طلا بدهد و در شب يا روز سوّم جارم نه نخود و در شب يا روز پنجم و ششم بايد چهار نخود و نيم بدهد.
مسأله 450- بنابر احتياط واجب، وسى در دبر زن حائض هم كفّاره دارد.
مسأله 451- اگر قيمت طلا در وقتى كه جماع كرده با وقتى كه مىخواهد به فقير بدهد فرق كرده باشد، بايد قيمت وقتى را كه مىخواهد به فقير بدهد حساب كند.
مسأله 452- اگر كسى هم در قسمت اوّل و هم در قسمت دوّم و هم در قسمت سوّم حيض، با زن خود جماع كند، بايد هر سه كفّاره را كه روى هم سى و يك نخود و نيم مىشود بدهد.
مسأله 453- اگر انسان بعد از آن كه در حال حيض جماع كرده و كفّاره آن را داده دوباره جماع كند باز هم بايد كفّاره بدهد.
مسأله 454- اگر با زن حائض چند مرتبه جماع كند و در بين آنها كفّار ندهد احتياط واجب آن است كه براى هر جماع يك كفّاره بدهد.
مسأله 455- اگر مرد در حال جماع بفهمد زن حائض شده، بايد فورا از او جدا شود و اگر جدا نشود بنابر احتياط واجب بايد كفاره بدهد.
مسأله 456- اگر مرد با زن حائض زنا كند يا با زن حائض نامحرمى به گمان اينكه عيال خود او است جماع نمايد، كفّاره واجب نيست اگرچه احتياط مستحب است.
مسأله 457- كسى كه نمىتواند كفّاره بدهد، بنابر احتياط واجب بايد استغفار كند، و هر وقت توانست بايد كفّاره بدهد.
مسأله 458- طلاق دادن زن در حال حيض، به طورى كه در كتاب طلاق گفته مىشود باطل است.
مسأله 459- اگر زن بگويد حائضم يا از حيض پاك شدهام، بايد حرف او را قبول كرد.
مسأله 460- اگر زن در بين نماز حائض شود، نماز او باطل است.
مسأله 461- اگر زن در بين نماز شك كند كه حائض شده يا نه، نماز او صحيح است ولى اگر بعد از نماز بفهمد كه در بين نماز حائض شده نمازى كه خوانده باطل است.
مسأله 462- بعد از آنكه زن از خون پاك شد، واجب است براى نماز و عبادتهاى ديگرى كه بايد با وضو يا غسل يا تيمّم به جا آورده شود، غسل كند. و دستور آن مثل غسل جنابت است، ولى براى نماز بايد پيش از غسل يا بعد از آن وضو هم بگيرد. و اگر پيش از غسل وضو بگيرد بهتر است.
مسأله 463- بعد از آنكه زن از خون حيض، پاك شد، اگرچه غسل نكرده باشد، طلاق او صحيح است، و شوهرش هم مىتواند با او جماع كند، ولى احتياط مستحب آن است كه پيش از غسل از جماع با او خوددارى نمايد. امّا كارهاى ديگرى كه در وقت حيض بر او حرام بوده بجز مسّ خط قرآن و اسم خداوند و مانند آن، پس از قطع خود هرچند غسل نكرده باشد حرام نمىباشد ولى مسّ خط قرآن و اسم خداوند و مانند آن چون بدون طهارت جائز نيست بايد غسل كند.
مسأله 464- اگر آب براى وضو و غسل كافى نباشد و به اندازهاى باشد كه بتواند يا غسل كند يا وضو بگيرد، بايد غسل كند و بدل از وضو تيمّم نمايد. و اگر فقط براى وضو كافى باشد و به اندازه غسل نباشد، بايد وضو بگيرد و عوض غسل تيمّم نمايد و اگر بار هيچيك از آنها آب ندار، بايد دو تيمّم كند، يكى بدل از غسل و ديگرى بدل از وضو.
مسأله 465- نمازهاى يوميهاى كه زن در حال حيض نخوانده، قضا ندارد، ولى روزه هاى واجب را بايد قضا نمايد.
مسأله 466- هرگاه وقت نماز داخل شود و بداند كه اگر نماز را تأخير بيندازد حائض مىشود، بايد فورا نماز بخواند.
مسأله 467- اگر زن نماز را تأخير بيندازد و از اوّل وقت به اندازه انجام واجبات يك نماز بگذرد و حائض شود، قضاى آن نماز بر او واجب است، ولى در تند خواندن و كند خواندن و چيزهاى ديگر بايد ملاحظه حال خود را بكند، مثلا زنى كه مسافر نيست اگر در اوّل ظهر نماز نخواند، قضاى آن در صورتى واجب مىشود كه به مقدار خواندن چهار ركعت نماز به دستور كه گفته شد از اوّل ظهر بگذرد و حائض شود، و براى كسى كه مسافر است گذشتن وقت به مقدار خواندن دو ركعت كافى است نيز بايد ملاحظه تهيه شرايطى را كه دارا نيست بنمايد، پس اگر به مقدار فراهم آوردن آنمقدمات و خواندن يك نماز بگذرد و حائض شود قضا واجب است وگرنه واجب نيست.
مسأله 468- اگر زن در آخر وقت نماز از خون پاك شود و به اندازه غسل و وضو و مقدمات ديگر نماى مانند تهيه كردن لباس يا آب كشيدن آن و خواندن يك ركعت نماز يا بيشتر از يك ركعت وقت داشته باشد، بايد نماز را بخواند و اگر نخواندبايد قضاى آن را به جا آورد.
مسأله 469- اگر زن حائض به اندازه غسل و وضو وقت ندارد، ولى مىتواند با تيمّم نماز را در وقت بخواند آن نماز بر او واجب نيست، امّا اگر گذشته از تنگى وقت تكليفش تيمّم است، مثل آن كه آب برايش ضرر دارد، بايد تيمّم كند و آن نماز را خواند.
مسأله 470- اگر زن حائض بعد از پاك شدن شك كند كه براى نماز وقت دارد يا نه، بايد نمازش را بخواند.
مسأله 471- اگر به خيال اين كه به اندازه تهيه مقدمات نماز و خواندن يك ركعت وقت ندارد نماز نخواند و بعد بفهمد وقت داشته، بايد قضاى آن نماز را به جا آورد.
مسأله 472- مستحب است زن حائض در وقت نماز، خود را از خون پاك نمايد و پنبه دستمال را عوض كند و وضو بگيرد و اگر نمىتواند وضو بگيرد تيمّم نمايد و در جاى نماز رو به قبله بنشيند و مشغول ذكر و دعا و صلوات شود.
مسأله 473- خواندن و همراه داشتن قرآن و ساندن جايى از بدن به حاشيه و مابين خطهاى قرآن و نيز خصاب كردن به حنا و مانند آن براى حائض مكروه است.
اقسام زنهاى حائض
مسأله زنهاى حائض بر شش قسمند:
اوّل: صاحب عادت وقتيه و عدديه، و آن زنى استكه دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن خون حيض ببيند و شماره روزهاى حيض او ه در هر دو ماه يك اندازه باشد، مثل آن كه دو ماه پشت سر هم از اوّل ماه تا هفتم خون ببيند.
دوّم: صاحب عادت وقتيه، و آن زنى است كه دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن، خون حيض ببيند ولى شماره روزهاى حيض او در هر دو ماه يك اندازه نباشد، مثلا در دو ماه پشت سر هم از روز اوّل ماه خون ببيند ولى ماه اوّل روز هفتم، و ماه دوّم روز هشتم از خون پاك شود.
سوّم: صاحب عادت عددّيه، و آن زنى است كه شماره روزهاى حيض او در دو ماه پشت سر هم به يك اندازه باشد، ولى وقت ديدن آن دو خون يكى نباشد، مثل آن كه ماه اوّل از پنجم تا دهم و ماه دوّم از دوازدهم تا هفدهم خون ببيند.
چهارم: مضطربه، و آن زنى است كه چند ماه خون ديده، ولى عادت معينى پيدا نكرده يا عادتش بهم خورده و عادت تازهاى پيدا نكرده است.
پنجم: مبتدئه، و آن زنى استكه دفعه اوّل خون ديدن او است.
ششم: ناسيه، و آن زنى است كه عادت خود را فراموش كرده است. و هر كدام اينها احكامى دارند كه در مسائل آينده گفته مىشود.
1- صاحب عادت وقتيه و عدديه:
مسأله 475- زنهايى كه عادت وقتيه و عدديه دارند سه دستهاند:
اوّل: زنى كه دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن، خون حيض ببيند و در وقت معيّن هم پاك شود، مثلا دو ماه پشت سر هم از روز اوّل ماه، خون ببيند و روز هفتم پاك شود كه عادت حيض اين زن از اوّل ماه تا هفتم است.
دوّم: زنى كه از خون پاك نمىشود ولى دو ماه پشت سر هم چند روز معيّن مثلا از اول ماه تا هشتم خونى كه مىبيند نشانههاى حيض را دارد، يعنى غليظ و سياه و گرم است و با فشار و سوزش بيرون مىآيد. و بقيه خونهاى او نشانههاى استحاضه را دارد كه عادت او از اوّل ماه تا هشتم مىشود.
سوّم: زنى كه دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن، خون حيض ببيند و بعد از آن كه سه روز يا بيشتر خون ديد يكروز يا بيشتر پاك شود و دوباره خون ببيند و تمام روزهائى كه خون ديده با روزهائى كه در وسط پاك بوده از ده روز بيشتر نشود و در هر دو ماه همه روزنهائى كه خون ديده و در وسط پاك بوده روى هم يك اندازه باشد كه عادت او به اندازه تمام روزهايى است كه خون ديده و در وسط پاك بوده است، و لازم نيست روزهايى كه در وسط پاك بوده در هر دو ماه به يك اندازه باشد، مثلا اگر در ماه اوّل از روز اوّل ماه تا سوّم خون ببيند و سه روز پاك شود و دوباره سه روز خون ببيند و در ماه دوّم بعد از آن كه سه روز خون ديد، سه روز يا كمتر يا بيشتر پاك شود و دوباره خون ببيند و روى هم از نه روز بيشتر نشود، همه حيض است و عادت اين زن نه روز مىشود.
مسأله 476- زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد، اگر در وقت عادت يا دو سه روز جلوتر يا دو سه روز عقبتر خون ببيند، بطور كه بگويند حيض را جلو يا عقب انداخته اگرچه آن خون، نشانههاى حيض را نداشته باشد بايد به احكامى كه براى زن حائض گفته شد عمل كند. و چنانچه بعد بفهمد حيض نبوده مثل اينكه پيش از سه روز پاك شود بايد عبادتهائى را كه به جا نياورده قضا نمايد.
مسأله 477- زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد اگرچند روز پيش از عادت و همه روزهاى عادت و چند روز بعد از عادت خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود، همه حيض است. و اگر از ده روز بيشتر شود، فقط خونى را كه در روزهاى عادت خود ديده، حيض است و خونى كه پيش از آن و بعد از آن ديده استحاضه مىباشد، و بايد عبادتهائى را كه در وزهاى پيش از عادت و بعد از عادت و به جا نياورده قضا نمايد و اگر همه روزهاى عدت را با چند روز پيش از عادت خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود همه حيض است و اگر از ده روز بيشتر شود، فقط روزهاى عادت او حيض است و خونى كه جلوتر از آن ديده استحاضه مىباشد و چنانچه در آن روزها عبادت نكرده بايد قضا نمايد. و اگر همه روزهاى عادت را با چند روز بعد از عادت خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود، همه حيض است، و اگر بيشتر شود فقط روزهاى عادت حيض و باقى استحاضه است.
1- آن كه تمام خونى كه دفعه اوّل ديده يا مقدارى از آن، در روزهاى عادت باشد و خون دوّم كه بعد از پاك شدن مىبيند در روزهاى عادت نباشد، كه بايد همه خون اوّل را حيض و خون دوّم را استحاضه قرار دهد.
2- آن كه خون اوّل در روزهاى عادت نباشد، و تمام خون دوّم يا مقدارى از آن در روزهاى عادت باشد كه بايد همه خون دوّم را حيض و خون اوّل را استحاضه قرار دهد.
3- آن كه مقدارى از خون اوّل و دوّم در روزهاى عادت باشد و خون اوّلى كه در روزهاى عادت بوده از سه روز كمتر نباشد و با پاكى وسط و مقدارى از خون دوّم كه آن هم در روزهاى عادت بوده از ده روز بيشتر نباشد، كه در اين صورت همه آنها حيض است و مقدارى از خون اوّل كه پيش از روزهاى عادت بوده و مقدارى از خون دوّم كه بعد از روزهاى عادت بوده استحاضه است، مثلا اگر عادتش از سوّم ماه تا دهم بوده، در صورتى كه يك ماه از اوّل تا ششم خون ببيند و دو روز پاك شود و بعد تا پانزدهم خون ببيند، از سوّم تا دهم حيض است و از اوّل تا سوّم و همچنين از دهم تا پانزدهم استحاضه مىباشد.
4- آن كه مقدارى از خون اوّل و دوّم در روزهاى عادت باشد ولى خون اوّلى كه در روزهاى عادت بوده، از سه روز كمتر باشد، كه بايد از ابتداء خون اوّل، به تعداد روزهاى عادت حيض قرار دهد و بقيه را استحاضه.
مسأله 480- زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد، اگر در وقت عادت خون نبيند و در غير آن وقت به شماره روزهاى حيضش خون ببيند، بايد همان را حيض قرار دهد، چه پيش از وقت عادت ديده باشد چه بعد از آن.
مسأله 481- زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد، اگر در وقت عادت خود خون ببيند ولى شماره روزهاى آن كمتر يا بيشتر از روزهاى عادت او باشد و بعد از پاك شدن، دوباره به شماره روزهاى عادتى كه داشته خون ببيند، بايد خونى كه در وقت عادت خود ديده است حيض و بقيّه را استحاضه قرار دهد.
مسأله 482- زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد اگر بيشتر از ده روز خون ببيند، خونى كه در روزهاى عادت ديده اگرچه نشانههاى حيض را نداشته باشد، حيض است، و خونى كه بعد از روزهاى عادت ديده اگرچه نشانههاى حيض را داشته باشد استحاضه است. مثلا زنى كه عادت حيض او از اوّل ماه تا هفتم است، اگر از اوّل تا دوازدهم خون ببيند، هفت روز اوّل آن حيض و پنج روز بعد استحاضه مىباشد.
2- صاحب عادت وقتيّه:
مسأله 483- زنهايى كه عادت وقتيه دارند سه دستهاند:
اوّل: زنى كه دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن، خون حيض ببيند و بعد از چند روز پاك شود ولى شماره روزهاى آن در هر دو ماه يك اندازه نباشد، مثلا دو ماه پشت سر هم روز اوّل ماه خون ببيند ولى ماه اوّل روز هفتم، و ماه دوّم روز هشتم از خون پاك شود، كه اين زن بايد روز اوّل ماه را عادت حيض خود قرار دهد.
دوّم: زنى كه از خون پاك نمىشود ولى دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن خون او نشانههاى حيض را دارد يعنى غليظ و سياه و گرم است و با فشار و سوزش بيرون مىآيد و بقيه خونهاى او نشانه استحاضه را دارد و شماره روزهايى كه خون او نشانه حيض دارد، در هر دو ماه يك اندازاه نيست مثلا در ماه اوّل، از اوّل ماه تا هفتم و در ماه دوّم از اول ماه تا هشتم، خون او نشانههاى حيض و بقيه نشاني استحاضه را داشته باشد، كه اين زن هم بايد روز اوّل ماه را روز اوّل عادت حيض خود قرار دهد.
سوّم: زنى كه دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن، سه روز يا بيشتر خون حيض ببيند و بعد پاك شود و دو مرتبه خون ببيند و تمام روزهايى كه خون ديده با روزهايى كه در وسط پاك بوده از ده روز بيشتر نشود ولى ماه دوّم كمتر يا بيشتر از ماه اوّل باشد، مثلا در ماه اوّل هشت روز و درماه دوّم نه روز باشد كه اين زن هم بايد روز اوّل ماه را روز اوّل عادت حيض خود قرار دهد.
مسأله 484- زنى كه عادت وقتيه دارد، اگر در وقت عادت خود يا دو سه روز پيش از عادت يا دو سه روز بعد از عادت، خون ببيند بطور كه بگويند حيض را جلو يا عقب انداخته، اگرچه آن خون نشانههاى حيض را نداشته باشد، بايد به احكامى كه براى زنهاى حائض گفته شد رفتار نمايد و اگر بعد بفهمد حيض
نبوده، مثل آن كه پيش از سه روز پاك شود، بايد عبادتهايى را كه به جا نياورده قضا نمايد.
مسأله 485- زنى كه عادت وقتيه دارد، اگر بيشتر از ده روز خون ببيند و نتواند حيض را بواسطه نشانههاى آن تشخيص دهد، بايد شماره عادت خويشان خود را حيض قرار دهد، چه پدرى باشند چه مادرى، زنده باشند يا مرده. ولى در صورتى مىتواند عادت آنان را حيض خود قرار دهد كه شماره روزهاى حيض همه آنان يك اندازه باشد و اگر شماره روزهاى حيض آنان يك اندازه نباشد، مثلا عادت بعضى پنج روز و عادت بعضى ديگر هفت روز باشد نمىتواند عادت آنان را حيض خود قرار دهد. مگر كسانى كه عادتشان با ديگران فرق دارد بقدرى كم باشند كه در مقابل آنان هيچ حساب شوند كه در اين صورت بايد عادت بيشتر آنان را حيض خود قرار دهد.
مسأله 486- زنى كه عادت وقتيه دارد و شماره عادت خويشان خود را حيض قرار مىدهد، بايد روزى را كه در هر ماه اوّل عادت او بوده، اوّل حيض خود قرار دهد، مثلا زنى كه هر ماه، روز اول ماه خون مىديده و گاهى روز هفتم و گاهى روز هشتم پاك مىشده چنانچه يك ماه دوازده روز خون ببيند و عادت خويشانش هفت روز باشد، بايد هفت روز اول ماه را حيض و باقى را استحاضه قرار دهد.
مسأله 487- زنى كه عادت وقتيه دارد و بايد شماره عادت خويشان خود را حيض قرار دهد، چنانچه خويش نداشته باشد، يا شماره عادت آنان مثل هم نباشد، مخيّر است كه شش روز يا هفت روز را در هر ماه حيض و بقيّه را استحاضه قرار دهد و يا در يك ماه سه روز و در ماه ديگر ده روز را حيض و بقيّه را استحاضه قرار دهد، و يا عكس اين را عمل نمايد يعنى ماه اول ده روز حيض قرار دهد، و ماه دوّم سه روز.
3- صاحب عادت عدديه:
مسأله 488- زنهائى كه عادت عدديه دارند سه دستهاند:
اوّل: زنى كه شماره روزهاى حيض او در دو ماه پشت سر هم يك اندازه باشد، ولى وقت خون ديدن او يكى نيباشد كه در اين صورت هرچند روزى كه خون ديده عادت او مىشود، مثلا اگر ماه اول از روز اول تا پنچم و ماه دوم از يازدهم تا پانزدهم خون ببيند، عادت او پنج روز مىشود.
دوّم: زنى كه از خون پاك نمىشود ولى دو ماه پشت سر هم چند روز از خونى كه مىبيند نشانه حيض و بقيه نشانه استحاضه را دارد و شماره روزهايى كه خون نشانه حيض دارد و در هر دو ماه يك اندازه است، امّا وقت آن يكى نيست، كه در اين صورت هرچند روزى كه خون او نشانه حيض را دارد، عادت او مىشود. مثلا اگر يك ماه از اوّل ماه تا پنجم و ماه بعد از يازدهم تا پانزدهم، خون او نشانه حيض و بقيه نشانه استحاضه را داشته باشد، شماره روزهاى عادت او پنج روز مىشود.
سوّم: زنى كه دو ماه پشت سر هم سه روز يا بيشتر خون ببيند و يك روز يا بيشتر پاك شود و دو مرتبه خون ببيند و وقت ديدن خون در ماه اوّل با ماه دوّم فرق داشته باشد، كه اگر تمام روزهايى كه خون ديده و روزهايى كه در وسط پاك بوده از ده روز بيشتر نشود و شماره روزهاى آن هم به يك اندازه باشد، تمام روزهايى كه خون ديده با روزهاى وسط كه پاك بوده عادت حيض او مىشود و لازم نيست روزهايى كه در وسط پاك بوده در هر دو ماه به يك اندازه باشد. مثلا اگر ماه اوّل، از روز اوّلماه تا سوّم خون ببيند و دو روز پاك شود و دوباره سه روز خون ببيند و ماه دوّم، از يازدهم تا سيزدهم خون ببيند و دو روز يا بيشتر يا كمتر پاك شود و دوباره خون ببيند و روى هم از هشت روز بيشتر نشود عادت او هشت روز مىشود.
مسأله 489- زنى كه عادت عدديه دارد، اگر بيشتر از شماره عادت خود خون ببيند و از ده روز بيشتر شود، چنانچه همه خونهايى كه ديده يكجور باشد بايد از موقع ديدن خون به شماره روزهاى عادتش حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد، و اگر همه خونهايى كه ديده يكجور نباشد، بلكه چند روز از آن، نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه را داشته باشد اگر روزهايى كه خون، نشانه حيض را دارد با شمارههاى روزهاى عادت او يك اندازه است، بايدهمان روزها را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد، و اگر روزهايى كه خون نشانه حيض دارد، از روزهاى عادت او بيشتر است، فقط به اندازه روزهاى عادت او حيض، و بقيه استحاضه است، و اگر روزهايى كه خون نشانه حيض دارد از روزهاى عادت او كمتر است بايد آن روزها را با چند روز ديگر كه روى هم به اندازه روزهاى عادتش شود، حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.
4- مضطربه:
مسأله 490- مضطربه يعنى زنى كه چند ماه خون ديده ولى عادت معيّنى پيدا نكرده اگر بيشتر از ده روز خون ببيند و همه خونهايى كه ديده يكجور باشد، بايد شماره عادت خويشان را حيض قرار دهدو بقيّه را استحاضه، و چنانچه خويشاوندانى نداشته باشد با شماره عادت آنها مثل هم نباشد، همچنانكه در مسأله 487 بيان شد عمل نمايد.
مسأله 491- مظطربه اگر بيشتر از ده روز خونى ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه دارد، چنانچه خونى كه نشانه حيض دارد كمتر از سه روز يا بيشتر از ده روز نباشد، همه آن حيض است و اگر خونى كه نشانه حيض را دارد كمتر از سه روز باشد بايد همان را حيض قرار دهد و در تعداد روزها به خويشاوندان خود مراجعه كند و به دستور كه در مسأله قبل گفته شد رفتار نمايد، و همچنين اگر پيش از گذاشتن ده روز از خونى كه نشانه حيض دارد دوباره خونى ببيند كه آن هم نشانه حيض را داشته باشد، مثل آنكه پنج روز خون سياه و نه روز خون زرد و دوباره پنج روز خون سياه ببيند، بايد خون اوّل را حيض قرار دهد و در بقيه آن به دستورى كه در مسأله قبل گفته شد رفتار نمايد.
5- مبتدئه:
مسأله 492- مبتدئه يعنى زنى كه دفعه اوّل خون دين اوست، اگر بيشتر از ده روز خون ببيند و همه خونهايى كه ديده يكجور باشد، بايد عادت خويشان خود را بطورى كه در وقتيه گفته شد حيض، و بقيه را استحاضه قرار دهد.
مسأله 493- مبتدئه اگر بيشتر از ده روز خونى ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه را داشته باشد، چنانچه خونى كه نشانه حيض دارد كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد، همه آن حيض است ولى اگر پيش اط گذشتن ده روز از خونى كه نشانه حيض دارد دوباره خونى ببيندكه آن هم نشانه خون حيض داشته باشد، مثل آنكه پنج روز خون سياه و نه روز خون زرد و دوباره پنج روز خون سياه ببيند و بايد از اوّل خون اوّل، كه نشانه حيض دارد، حيض قرار دهد و در عدد، رجوع به خويشاندان خود كند و بقيه را استحاضه قرار دهد.
مسأله 494- مبتدئه اگر بيشتر از ده روز خونى ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگ رآن نشانه استحاضه داشته باشد، چنانچه خونى كه نشانه حيض دارد از سه روز كمتر يا از ده روز بيشتر باشد، بايد از اوّلى كه خون نشانه حيض دارد، حيض قرار دهد و در عدد، به خويشاوندان خود رجوع كند و بقيه را استحاضه قرار دهد.
6- ناسيه:
مسأله 495- ناسيه يعنى زنى كه عادت خود را فراموش كرده است اگر بيشتر از ده روز خون ببيند بايد روزهايى كه خون او نشانه حيض را دارد تا ده روز، حيض قرار دهد و بقيه را استحاضه قرار دهد، و اگر نتواندحيض را بواسطه نشانههاى آن تشخيص دهد، مخيّر است كه شش روز يا هفت روز را در هر ماه حيض، و بقيه را استحاضه قرار دهد و يا يك ماه سه روز و در ماه ديگر ده روز را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد، و يا عكس اين را عمل نمايد يعنى ماه اوّل ده روز حيض قرار دهد، و ماه دوّم سه روز، و احتياط مستحب آنست كه هفت روز را حيض، و بقيّه را استحاضه قرار دهد.
مسائل متفرقه حيض
مسأله 496- مبتدئه و مضطربه و ناسيه و زنى كه عادت عدديه دارد، اگر خونى ببينند كه نشانههاى حيض داشته باشد، يا يقين كنندكه سه روز طول مىكشد، بايد عبادت را ترك كنند، و چنانچه بعد بفهمند حيض نبوده بايد عبادتهايى را كهبه جا نياوردهاند قضا نمايند ولى اگر يقين نكنند كه تا سه روز طول مىكشد و نشانههاى حيض را هم نداشته باشد، بايد تا سه روز احتياط كرده، و كارهاى استحاضه را به جا آورند و كارهايى را كه بر حائض حرام است ترك نمايند و چنانچه پيش از سه روز پاك نشدند بايد آن را حيض قرار دهند.
مسأله 497- زنى كه در حيض عادت دارد، چه در وفت حيض عادت داشته باشد جه در عدد حيض، يا هم در وقت و هم در عدد آن، اگر دو ماه پشت سر هم بر خلاف عادت خود خونى ببيند كه وقت آن يا شماره روزهاى آن يا هم وقت و هم شاره روزهاى آن يكى باشد، عادتش برمىگردد به آنچه در اين دو ماه ديده است. مثلا اگر از روز اوّل ماه تا هفتم خون مىديده و پاك مىشده چنانچه دو ماه از دهم تا هفدهم ماه، خون ببيند و پاك شود، از دهم تا هفدهم، عادت او مىشود
مسأله 498- مقصود از يك ماه، از ابتداى خون ديدن است تا سى روز، نه از روز اوّل ماه تا آخر ماه.
مسأله زنى كه معمولا ماهى يك مرتبه خون مىبيند، اگر در يك ماه دو مرتبه خون ببيند و آن خوننشانههاى حيض را داشته باشد، چنانچه روزهايى كه در وسط پاك بوده از ده روز كمتر نباشد، بايد هر دو را حيض قرار دهد.
مسأله 500- اگر سه روز يا بيشتر خونى ببيند كه نشانه حيض را دارد، بعد ده روز يا بيشتر خونى ببيند كه نشانه استحاضه را دارد و دوباره سه روز خونى به نشانههاى حيض ببيند بايد خون اوّل و خون آخر را كه نشانههاى حيض داشته، حيض قرار دهد.
مسأله 501- اگر زن پيش از ده روز پاك شود و بداند كه در باطن خون نيست، بايد براى عبادتهاى خود غسل كند، اگرچه گمان داشته باشد كه پيش از تمام شدن ده روز دوباره خون مىبيند، ولى اگر يقين داشته باشد كه پيش از تمام شدن ده روز دوباره خون مىبيند نبايد غسل كند و نمىتواند نماز خواند و بايد به احام حائض رفتار نمايد. مسأله 502- اگر زن پيش از ده روز پاك شود، و احتمال دهد كه در باطن خون هست، بايد قدرى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند و بيرون آورد. پس اگر پاك بود، غيل كند و عبادتهاى خود را به جا آورد و اگر پاك نبوده اگرچه به آب زرد رنگى هم آلوده باشد، چنانچه در حيض عادت ندارد يا عادت او ده روز است بايد صبر كند كه اگر پيش ازده روز پاك شد، غسل كند، و اگر سر ده روز پاك شد، يا خون او از ده گذشت، سر ده روز غسل نمايد: و اگر عادتش كمتر از ده روز است، در صورتى كه بداند پيش از تمام شدن ده روز يا سر ده روز پاك مىشود، نبايد غسل كند و اگر احتمال دهد خون او از ده روز مىگذرد واجب است كه تا يك روز عبادت را ترك كند و چنانچه خون قطع نشد مستحب است يك روز ديگر عبادت را ترك كند و چنانچه بعد از آن هم قطع نشد يك روز ديگر و همچنين تا ده روز عبادت را ترك كند، پس اگر پيش از تمام شدن ده روز يا سر ده روز از خون پاك شد تمامش حيض است و اگر ده روز گذشت، بايد عادت خود را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد و عبادتهايى را كه بعد از روزهاى عادت به جا نياورده قضا نمايد.
مسأله 503- اگر چند روز را حيض قرار دهد و عبادت نكند، بعد بفهمد حيض نبوده است، بايد نماز و روزهاى را كه در آن روزها به جا نياورده قضا نمايد. و اگر چند روز را به گمان اين كه حيض نيست عبادت كند، بعد بفهمد حيض بوده، چنانچه آن روزها را روزه گرفته بايد قضا نمايد.
نفاس
مسأله 504- از وقتى كه اولين جزء بچه از شكم مادر بيرون مىآيد هر خونى كه زن مىبيند، اگر پيش از ده روز يا سر ده روز قطع شود خون نفاس است، و زن را در حال نفاس، نفساء مىگويند.
مسأله 505- خونى كه زن پيش از بيرون آمدن اوّلين جزء بچه مىبيند نفاس نيست.
مسأله 506- لازم نيت كه خلقت بچه تمام باشد، بلكه اگر خون بستهاى هم از رحم زن خارج شود و خود زن بداند، يا چهار نفر قابله بگويند كه اگر در رحم مىماند انسان مىشد، خونى كه تا ده روز ببيند خون نفاس است.
مسأله 507- ممكن است خون نفاس، يك آن، بيشتر نيايد، ولى بيشتر از ده روز نمىشود.
مسأله 508- هرگاه شك كند كه چيزى سقط شده يا نه، يا چيزى كه سقط شده اگر مىماند انسان مىشد يا نه لازم نيست وارسى كند، و خونى كه از او خارج مىشود شرعا خون نفاس نيست.
مسأله 509- توقّف در مسجد و رساندن جايى از بدن به خط قرآن و كارهاى ديگرى كه بر حائض حرام است، بر نفساء هم حرام است و آنچه بر حائض واجب و مستحب و كروه است، بر نفساء هم واجب و مستحب و مكروه مىباشد.
مسأله 510- طلاق دادن زنى كه در حال نفاس مىباشد باطل است و نزديكى كردن با او حرام مىباشد و اگر شوهرش با او نزديكى كند احتياط مستحب آن است به دستورى كه در احكام حيض گفته شده كفّار بدهد.
مسأله 511- وقتى زن از خون نفاس پاك شد، بايد غسل كند و عبادتهاى خود را به جا آورد، و اگر دوباره خون ببيند چنانچه روزهايى كه خون ديده با روزهايى كه در وسط پاك بوده، روى هم ده روز يا كمتر از ده روز باشد، تمام آن نفاس است، و اگر روزهايى كه پاك بوده روزه گرفته باشد بايد قضا نمايد.
مسأله 512- اگر زن از خون نفاس پاك شود و احتمال دهد كه در باطن خون هست بايد مقدارى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند كه اگر پاك است، براى عبادتهاى خود غسل كند.
مسأله 513- اگر خون نفاس زن از ده روز بگذرد، چنانچه در حيض عادت دارد به اندازه روزهاى عادت از نفاس و بقيه استحاضه است و اگر عادت ندارد تا ده روز نفاس و بقيه استحاضه مىباشد، و احتياط مستحب آن است كسى كه عادت دارد از روز بعد از عادت، و كسى كه عادت ندارد بعد از روز دهم تا روز هيجدهم زايمان، كارهاى استحاضه را به جا آورد و كارهايى را كه بر نفساء حرام است ترك كند.
مسأله 514- زنى كه عادت حيضش كمتر از ده روز است، اگر بيشتر از
روزهاى عادتش خون نفاس ببيند، بايد به اندازه روزهاى عادت خود نفاس قرار دهد، و بعد از آن تا روز دهم مىتواند عبادت را ترك نمايد يا كارهاى مستحاضه را انجام دهد، ولى ترك عبادت، يك روز واجب و دو روز تا ده روز خوب است. پس اگر از ده روز بگذرد روزهاى عادتش حيض است و بقيه استحاضه است و اگر عبادت را ترك كرده، بايد قضا كند.
مسأله 515- زنى كه در حيض عادت دارد، اگر بعد از زاييدن تا يك ماه يابيشتر از يك ماه پىدرپى خون ببيند به اندازه روزهاى عادت او نفاس است و ده روز از خونى كه بعد از نفاس مىبيند اگرچه در روزهاى عادت ماهانهاش باشد، استحاضه است، مثلا زنى كه عادت حيض او از بيستم هر ماه تا بيست و هفتم آن است، اگر روز دهم ماه زاييد و تا يك ماه يا بيشتر پىدرپى خون ديد، تا روز هفدهم نفاس و از روز هفدهم تا ده روز حتى خونى كه در روزهاى عادت خود كه از بيستم تا بيست هفتم است مىبيند استحاضه مىباشد، و بعد از گذشتن ده روز، اگر خونى را كه مىبيند در روزهاى عادتش باشد، حيض است چه نشانههاى حيض را داشته باشد يا نداشته باشد و اگر در روزهاى عادتش نباشد اگر نشانههاى حيض را داشته باشد حيض وگرنه استحاضه قرار دهد.
مسأله 516- زنى كه در حيض عادت ندارد، اگر بعد از زايمان تا يك ماه يا بيشتر از يك ماه خون ببيند، ده روز اوّل آن نفاس و ده روز دوّم آن استحاضه است و خونى كه بعد از آن مىبيند، اگر نشانه حيض را داشته باشد حيض وگرنه آن هم استحاضه مىباشد.
احكام بانوان از متن توضيح المسائل حضرت آية اللّه العظمى خوئى «دامت افاضاته» استحاضه
يكى از خونهايى كه از زن خارج مىشود خون استحاضه است، و زن را در موقع ديدن استحاضه، مستحاضه مىگويند.
(مسأله 398) خون استحاضه در بيشتر اوقات زرد رنگ و سرد است و بدون فشار و سوزش بيرون مىآيد و غليظ هم نيست ولى ممكن است گاهى سياه يا سرخ و گرم و غليظ باشد و با فشار و سوزش بيرون آيد.
(مسأله 399) استحاضه سه قسم است: قليله و متوسطه و كثيره. استحاضه قليله آن است، كه خون، فقط روى پنبهاى را كه زن با خود بر مىدارد آلوده كند و در آن فرو نرود. استحاضه متوسطه آن است كه خون در پنبه فرو رود، اگرچه در يك گوشه آن باشد، ولى از پنبه به دستمالى كه معمولا زنها براى جلوگيرى از خون مىبندند نرسد، استحاضه كثيره آن است كه خون پنبه را فرا گرفته و به دستمال برسد.
احكام استحاضه
(مسأله 400) در استحاضه قليله بايد زن براى هر نماز يك وضو بگيرد، و بنابر احتياط پنبه را عوض كند، و بايد ظاهر فرج را اگر خون به آن رسيده باشد آب بكشد.
(مسأله 401) در استحاضه متوسطه بايد زن براى نماز صبح غسل كند و تا صبح ديگر براى نمازهاى خود، كارهاى استحاضه قليله را كه در مسأله پيش گفته شد انجام دهدو اگر عمدا يا از روى فراموشى براى نماز صبح غسل نكند، بايد براى نماز ظهر و عصر غسل كند. و اگر براى نماز ظهر و عصر غسل نكند، بايد پيش از نماز مغرب و عشاء نمايد، چه آن كه خون بيايد يا قطع شده باشد.
(مسأله 393) در استحاضه كثيره علاوه بر كارهاى استحاضه متوسطه كه در مسأله پيش گفته شد، بايد براى هر نماز بنابر احتياط دستمال را عوض كند، يا آب بكشد و لازم است يك غسل براى نماز ظهر و عصر و يكى براى نماز مغرب و عشا به جا آورد، و بين نماز ظهر و عصر فاصله نيدازد، و اگر فاصله بيندازد، بايد براى نماز عصر دوباره غسل كند، و نيز اگر بين نماز مغرب و عشاء فاصله بيندازد بايد براى نماز عشا دوباره غسل نمايد، و اظهر اين است كه در استحاضه كثيره غسل از وضو كفايت مىكند.
(مسأله 403) اگر خون استحاضه، پيش از وقت نماز هم بيايد چنانچه زن براى آن خون، وضو يا غسل بجا نياورده باشد، بايد در موقع نماز وضو و غسل بجا آورد اگرچه در آن موقع مستحاضه نباشد.
(مسأله 404) مستحاضه متوسطه كه بايد وضو بگيرد و غسل كند هركدام را اول بجا آورد صحيح است ولى بهتر آن است كه اول وضو بگيرد. و مستحاضه كثيره اگر بخواهد وضو بگيرد بايد قبل از غسل وضو بگيرد.
(مسأله 405) اگر استحاضه قليله زن، بعد از نماز صبح، متوسطه شود، بايد براى نماز ظهر و عصر غسل كند، و اگر بعد از نماز ظهر و عصر متوسطه شود بايد براى نماز مغرب و عشا غسل نمايد.
(مسأله 406) اگر استحاضه قليله يا متوسطه زن بعد از نماز صبح كثيره شود بايد براى نماز ظهر و عصر يك غسل، و براى نماز مغرب و عشاء غسل ديگرى بجا آورد و اگر بعد از نماز ظهر و عصر كثيره شود، بايد براى نماز مغرب و عشا غسل نمايد.
(مسأله 407) مستحاضه كثيره يا متوسطه اگر پيش از داخل شدن وقت نماز براى نماز غسل كند، غسل او باطل است. ولى نزديك اذان صبح جائز است به قصد رجاء غسل نموده و نماز شب را بخواند. ولى بعد از طلوع فجر براى نماز صبح بايد غسل را اعاده نمايد.
(مسأله 408) زن مستحاضه، براى هر نمازى- غير از نماز يوميه كه حكم آن گذشت- چه واجب باشدو چه مستحب، بايد وضو بگيردو نيز اگر بخواهد نماز يوميهاى را كه خوانده احتياطا دوباره بخواند، يا بخواهد نمازى را كه تنها خوانده است دوباره با جماعت بخواند، بايد تمام كارهايى را كه براى استحاضه گفته شد