يا برادر شوهر (شوهر خاله، شوهر عمه، پسر خاله، پسر عمه، پسر دائى، پسر عمو) هم با بقيه نامحرمها فرقى ندارند و بايستى بهمان مقدار كه زن در هنگام برخورد با ديگر نامحرمان حجاب خود را حفظ مىكند در مقابل آنها هم بايستى خود را بپوشاند.
حديث:* قال الّصادق (عليه اسلام):
النّظر سهم من سهام ابليس مسموم و كم من نظرة اورثت حسرة طويله.[1]
امام صادق (عليه السلام) فرمود: نگاه به نامحرم يكى از تيرهاى مسمومو زهرآلود شيطان است و گاهى مىشود يك نگاه حسرت دامنهدارى ايجاد مىكند.
* قال الصّادق (عليه السلام):
من نظر الى امرئة فرفع بصره الى السّماء و او غمض بصره لم يرتدّ اليه بصره حتّى يزوّجه اللّه عزّ و جلّ من الحور العين.[2]
امام صادق) عليه السلام) فرمود: كسى كه چشمش بزنى بيفتد آنگاه چشمش را بطرف آسمان كند يا اينكه چشم را ببندد، چشم خود را نمىگشايد جز اينكه خداى بزرگ فرشتهاى از بهشت را به همسرى او در مىاورد.
* قال رسول اللّه (صلّى اللّه عليه و آله):
ايّما امراة تطيبت و خرجت من بيتها فهى تلعن حتّى ترجع الى بيتها متى ما رجعت.[3]
رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود،: هر زنى خود را خوشبو كند و از خانه بيرون رود تا وقتى كه بخانه برمىگردد خدا او را لعنت مىكند.
* قال رسول اللّه (صلّى اللّه عليه و آله):
اشتدّ غضب اللّه تعالى على امرأة ذات بغل ملات عينها من غير زوجها.[4]
پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: هيچ چيز بيشتر از نگاه كردن زن شوهردار كه چشمهاى شهوتآلود خود را به مردهاى ديگر مىدوزد خدا را بخشم و غضب نمىآورد.
* كان ابو عبد اللّه (عليه السلام) يقول: لا تدع النّفس و هواها، فانّ هواها فى رداها و ترك النّفس و ما تهوى اذاها
[1]- سفينة البحار، ج 2، ص 596
[2]- همان مدرك، ص 595
[3]- وسائل، ج 14، ص 114
[4]- سفينة اللحار، ج 2، ص 596
و كفّ النّفس عمّا تهوى دواها.[1]
امام صادق (عليه السلام) پيوسته مىفرمود: نفس و هواهاى آنرا آزاد وامگذار، زيرا آزاد گذاردن هوى و تمايلات نفسانى باعث رنجو ملال و سقوط و نابودى انسان مىگردد و رها كردن نفس و هواهاى نفسانى آزار رساندن به نفس است و كنترل نمودن نفس را از هواها درمان امراض نفسانى است.
* قال رسول اللّه (صلّى اللّه عليه و آله):
يقول اللّه عزّ و جلّ و عزّتى و جلالى و عظمتى و كبريايى و نورى و علّوى و ارتفاع مكانى لا يؤثر عبد هواه على هواى الّا شتّت عليه امره و لبست عليه دنياه و شغلت قلبه بها و لم أوته منها الّا ما قدرت له و عزّتى و جلالى و عظمتى و نورى و علوّى و ارتفاع مكانى لا يؤثر عبد هواى على هواه الّا استحفظته ملائكتى و كفلت السّماوات و الارضين رزقه و كنت له من وراء تجارة كلّ تاجر و اتته الدّنيا و هى راغمة.[2]
رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: خدا مىفرمايد: بعزت و جلال و بزرگى و كبريايى و نور مقام بلند خودم سوگند، هيچ بندهاى خواستههاى خود را بر خواستههاى من مقدّم نمىدارد جز اينكه او را در كارش سرگردان مىنمايم دنيا را برايش سرپوش مىگذارم (تشخيصش را نسبت بدنيا كور مىكنمو در اثر دلبستگى و علاقه شديد به دنيا و سرگرمىهاى آن دلش را مشغول مىكنم و با وجود آن همه اشتغالات و كوششهاى زيبايى غير از آنچه مقدر كردهام خير اضافهترى به او نمىدهم اما بندهاى كه رضايت و خواستههاى مرا بر هوى و ميلهاى نفسانى خويش اختيار كند فرشتگانم را بر نگهبانى او بر مىگزينم. آسمان و زمين را كفيل روزى او مىكنم و در كسب تجارت دلهاى ديگران را متمايل به او مىسازم و از او پشتيبانى مىنمايم تا خير و بركت يابد و دنيا خاضعانه به استقبال او آيد.
[1]- اصول كافى، ج 2، ص 336
[2]- همان مدرك، ص 335
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش دوّم خانواده
هسته مركزى و اصلى جوامع بشرى
جامعه سالم در گروه ايمان و تعهّد خانوادهها
اسلام خانواده را پايه و اساس جامعه قرار داده است:
يا ايّها النّاس انّا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا لتعارفوا انّ اكرمكم عند اللّه اتقيكم.[1]«اى مردم بدرستى كه ما هم همه شما را نخست از مرد و زنى آفريديم و آنگاه شعبههاى بسيار و فرقههاى مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد. بدرستى كه گرامىترين شما نزد پروردگار، با تقوىترين شما مىباشد.»
آنچه در آغاز مطرح بوده، اجتماع كوچك و ازدواج زن و مرد و پس از آن بناى اجتماعات بزرگتر مىباشد، و در حقيقت خانواده اجتماع كوچكى است كه هسته مركزى جامعه را تشكيل داده است. و اولين قدمى را كه انسان از وضع انفرادى برداشته و به حالت اجتماعى در آمده، موضوع تأسيس خانواده و زناشويى است.
[1]- سوره حجرات، آيه 12.
از اين رو سلامت و كاميابى يا بيمارى و ناكامى جوامع هم كاملا به آن بستگى خواهد داشت، يعنى اگر پايه و شالوده خانوادهها از نظر ايمان و اخلاق متزلزل و شيرازه زندگى زناشويى از هم پاشيده و در هم ريخته باشد قطعا در جامعهها اثر منفى داشته و در آن را ويران مىسازد، و به همان نسبت، رو به سقوط و انحطاط خواهد رفت. در صورتى كه اگر زندگى توأم با ايمان و تعهّدهاى اخلاقى بوده باشد، در رشد و تكامل جامعهها اثر مىگذارد، و نكته قابل توجّه اينكه در اين ميان آن كسى كه از نقش بيشترى برخوردار بوده و پايه اصلى خانواده به حساب مىآيد، همانا «زن» مىباشد، زيرا هر انسانى خوب يا بد، نخست در شكم مادر مرحله اول زندگى را طى مىكند و آنگاه در آغوش مادر مهربان پرورش مىيابد، بنابراين از دامن زن، مرد به معراج و ملكوت اعلى مىرود، و از دامن زن انسانهايى ساقط و منحط مىگردند.
در اينجاست كه دنيا پيوسته به عناوين و بهانههاى فريبنده با لگدمال كردن شخصيت اصيل و واقعى زن، ظلم بزرگى در حق تمام افراد بشر روا داشتهاند. تنها دستورات آسمانى به ويژه شريعت مقدس اسلام است كه همراه با فطرت و شكوفايى استعدادهايى استعدادهاى فطرى و نيازهاى طبيعى زن، احكام و حقوق خاصى پايهگذارى نموده و عالىترين شخصيت و ارزش را به وى عطا كرده است. و به همين وسيله اخلاق و نظام معنوى اجتماع و حياء عمومى را- كه از همان اجتماعات كوچك (خانوادهها) سرچشمه گرفته- تأمين و حفظ نموده است.
از جمله خواستهاى طبيعى مرد و زن- كه همراه با رشد جسم و غرايز نهفته آنان رشد مىكند- غريزه جنسى مىباشد كه آيين آسمانى، قانون «ازدواج» را در جهت تعديل، كنترل و هدايت آن وضع نموده و از اين رهگذر، زن و مرد را از انحراف و سقوط رهايى بخشيده است.
بدين ترتيب يكى از عوامل پذيرفتن بار سنگين مسؤليتهاى خانوادگى و زندگى زناشويى، همين غريزه جنسى مىباشد، كه اسلام براى ازدواج و تشكيل خانواده اهميت فراوانى قائل است.
قال الصادق (عليه السلام):
ركعتان يصلّيها المتزوّج افضل من سبعين ركعة يصلّيها اعزب[1].
«دو ركعت نمازى كه انسان ازدواج كرده بخواند از هفتاد ركعت نماز كسى كه ازدواج نكرده (عزب) بالاتر است.»
و نيز فرمود، پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) نهى كرد از اينكه زنها ازدواج نكنند و خود را معطّل نمايند.[2]
و در رواياتى اشاره شده كه ازدواج سنّت نبىّ اكرم (صلّى اللّه عليه و آله) بوده و در بناهاى اسلامى محبوبترين چيزها نزد خداوند است و حتّى كسى كه اسباب و مقدّمات ازدواج فرد عزبى را فراهم آورد در قيامت مشمول رحمت الهى خواهد بود.[3]
در حالى كه اكثر اهل دوزخ را انسانهاى عزب (ازدواج نكرده) خاطر نشان كرده است.
و از سوى ديگر علاوه بر دعوت به تشكيل خانواده، دو طرف (مرد و زن) را به احترام متقابل و صميميّت و مهربانى نسبت به يكديگر راهنمايى فرموده كه متأسفانه دنياى آلوده و نظامهاى طاغوتى با زير پا نهادن ازدواج مشروع، مردم را از همه اين مزايا و امتيازات محروم و با ايجاد روابط نامشروع، اساس و بناى اجتماعات را متزلزل ساخته و افراد زيادى را از اين جهت بسوى جهنم فرستاده است.
حقوق متقابل
زندگى خانوادگى وقتى از حركت و حيات انسانى برخوردار است كه هريك از زن و شوهر به وظايف خود آشنا بوده و در عمل به آن متعهّد باشند.
قرآن مجيد از اين مسئوليت و حقوق متقابل كه هركدام از زن و مرد طبق استعداد و ساختمان جسمى و روحى خود نسبت به يكديگر دارند اينطور ياد مىكند:
و لهنّ مثل الّذى عليهنّ بالمعروف ...[4]
[1]- وسائل، ج 14، ص 6.
[2]- بحار، ج 7، ص 298 و وسائل الشيعه، ج 14.
[3]- وسائل، ج 14، ص 117.
[4]- سوره بقره آيه 227