این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش دوّم خانواده
هسته مركزى و اصلى جوامع بشرى
جامعه سالم در گروه ايمان و تعهّد خانوادهها
اسلام خانواده را پايه و اساس جامعه قرار داده است:
يا ايّها النّاس انّا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا لتعارفوا انّ اكرمكم عند اللّه اتقيكم.[1]«اى مردم بدرستى كه ما هم همه شما را نخست از مرد و زنى آفريديم و آنگاه شعبههاى بسيار و فرقههاى مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد. بدرستى كه گرامىترين شما نزد پروردگار، با تقوىترين شما مىباشد.»
آنچه در آغاز مطرح بوده، اجتماع كوچك و ازدواج زن و مرد و پس از آن بناى اجتماعات بزرگتر مىباشد، و در حقيقت خانواده اجتماع كوچكى است كه هسته مركزى جامعه را تشكيل داده است. و اولين قدمى را كه انسان از وضع انفرادى برداشته و به حالت اجتماعى در آمده، موضوع تأسيس خانواده و زناشويى است.
[1]- سوره حجرات، آيه 12.
از اين رو سلامت و كاميابى يا بيمارى و ناكامى جوامع هم كاملا به آن بستگى خواهد داشت، يعنى اگر پايه و شالوده خانوادهها از نظر ايمان و اخلاق متزلزل و شيرازه زندگى زناشويى از هم پاشيده و در هم ريخته باشد قطعا در جامعهها اثر منفى داشته و در آن را ويران مىسازد، و به همان نسبت، رو به سقوط و انحطاط خواهد رفت. در صورتى كه اگر زندگى توأم با ايمان و تعهّدهاى اخلاقى بوده باشد، در رشد و تكامل جامعهها اثر مىگذارد، و نكته قابل توجّه اينكه در اين ميان آن كسى كه از نقش بيشترى برخوردار بوده و پايه اصلى خانواده به حساب مىآيد، همانا «زن» مىباشد، زيرا هر انسانى خوب يا بد، نخست در شكم مادر مرحله اول زندگى را طى مىكند و آنگاه در آغوش مادر مهربان پرورش مىيابد، بنابراين از دامن زن، مرد به معراج و ملكوت اعلى مىرود، و از دامن زن انسانهايى ساقط و منحط مىگردند.
در اينجاست كه دنيا پيوسته به عناوين و بهانههاى فريبنده با لگدمال كردن شخصيت اصيل و واقعى زن، ظلم بزرگى در حق تمام افراد بشر روا داشتهاند. تنها دستورات آسمانى به ويژه شريعت مقدس اسلام است كه همراه با فطرت و شكوفايى استعدادهايى استعدادهاى فطرى و نيازهاى طبيعى زن، احكام و حقوق خاصى پايهگذارى نموده و عالىترين شخصيت و ارزش را به وى عطا كرده است. و به همين وسيله اخلاق و نظام معنوى اجتماع و حياء عمومى را- كه از همان اجتماعات كوچك (خانوادهها) سرچشمه گرفته- تأمين و حفظ نموده است.
از جمله خواستهاى طبيعى مرد و زن- كه همراه با رشد جسم و غرايز نهفته آنان رشد مىكند- غريزه جنسى مىباشد كه آيين آسمانى، قانون «ازدواج» را در جهت تعديل، كنترل و هدايت آن وضع نموده و از اين رهگذر، زن و مرد را از انحراف و سقوط رهايى بخشيده است.
بدين ترتيب يكى از عوامل پذيرفتن بار سنگين مسؤليتهاى خانوادگى و زندگى زناشويى، همين غريزه جنسى مىباشد، كه اسلام براى ازدواج و تشكيل خانواده اهميت فراوانى قائل است.
قال الصادق (عليه السلام):
ركعتان يصلّيها المتزوّج افضل من سبعين ركعة يصلّيها اعزب[1].
«دو ركعت نمازى كه انسان ازدواج كرده بخواند از هفتاد ركعت نماز كسى كه ازدواج نكرده (عزب) بالاتر است.»
و نيز فرمود، پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) نهى كرد از اينكه زنها ازدواج نكنند و خود را معطّل نمايند.[2]
و در رواياتى اشاره شده كه ازدواج سنّت نبىّ اكرم (صلّى اللّه عليه و آله) بوده و در بناهاى اسلامى محبوبترين چيزها نزد خداوند است و حتّى كسى كه اسباب و مقدّمات ازدواج فرد عزبى را فراهم آورد در قيامت مشمول رحمت الهى خواهد بود.[3]
در حالى كه اكثر اهل دوزخ را انسانهاى عزب (ازدواج نكرده) خاطر نشان كرده است.
و از سوى ديگر علاوه بر دعوت به تشكيل خانواده، دو طرف (مرد و زن) را به احترام متقابل و صميميّت و مهربانى نسبت به يكديگر راهنمايى فرموده كه متأسفانه دنياى آلوده و نظامهاى طاغوتى با زير پا نهادن ازدواج مشروع، مردم را از همه اين مزايا و امتيازات محروم و با ايجاد روابط نامشروع، اساس و بناى اجتماعات را متزلزل ساخته و افراد زيادى را از اين جهت بسوى جهنم فرستاده است.
حقوق متقابل
زندگى خانوادگى وقتى از حركت و حيات انسانى برخوردار است كه هريك از زن و شوهر به وظايف خود آشنا بوده و در عمل به آن متعهّد باشند.
قرآن مجيد از اين مسئوليت و حقوق متقابل كه هركدام از زن و مرد طبق استعداد و ساختمان جسمى و روحى خود نسبت به يكديگر دارند اينطور ياد مىكند:
و لهنّ مثل الّذى عليهنّ بالمعروف ...[4]
[1]- وسائل، ج 14، ص 6.
[2]- بحار، ج 7، ص 298 و وسائل الشيعه، ج 14.
[3]- وسائل، ج 14، ص 117.
[4]- سوره بقره آيه 227
«و زنان را حقوقى است بر شوهران چنانچه شوهران را بر آنها حقوقى مشروع است.»
و يا در تشبيه بسيار عالى و زيبا در مورد زن و مرد چنين مىفرمايد:
هنّ لباس لكم و انتم لباس لهنّ[1]
«زنان براى شما لباسند و شما نيز براى آنان لباس هستيد.»
يكى از خصوصيات لباس آن است كه بدن را از سرما و گرما و ظاهر شدن نواقص و عيبهاى بدن حفظ نموده و جلوگيرى مىكند.
زن و مرد هم، هر دو مانند لباس براى يكديگر مىباشند، يعنى بايد يكديگر را از هر نوع آفت و خطر داخلى و خارجى و همچنين از نمايان شدن صفات مذموم و ناپسند حفظ نموده، و در برابر سرما و گرما و عوارض خارجى عفاف و شخصيت و تفاهم خود را نگهدارند.
گذشته از اينها و با توجه به آنچه قبلا اشاره شده كه پايه اصلى هسته مركزى جامعه زن مىباشد، قرآن كريم در تشبيهى بسيار عميق چنين فرموده است:
نسائكم حرث لكم ...[2]
«زنان شما وسيله كشت (مركز بذر افشانى) شما هستند.»
همانگونه كه زمين در بدست آمدن محصول و كمّ و كيف آن بيشترين سهم را داراست و برداشت محصول بيشتر تابع زمين پر قابليت مىباشد، زن هم در مورد حفظ حيات و ادامه حيات نوع بشر به هر اندازه لياقت و قابليت بيشترى داشته باشد، فرزندان شايستهترى توسط آنان پا به جامعه مىگذارند و از همين جا معلوم مىگردد زن در حيات و بقاء جوامع چه اندازه نقش مهمّ و قابل توجهى دارد. و لذا زن خوب براى مرد همچون گوهر گرانبهايى است كه بايد در حفظ شخصيت او غافل نماند و قدرشناس اين نعمت گرانمايه الهى باشد و با ملاطفت و مهربانى- نه با خشونت و تندخويى- با او رفتار نمايد.
[1]- سوره بقره آيه 187
[2]- سوره بقره آيه 223
امير المؤمنين (عليه السلام) در ضمن حديثى درباره خصوصيات زن چنين مىفرمايد:
فانّ المراة ريحانة و ليست بقهرمانة.[1]
«زن همانند گل (لطيف و خوشبو و نازك طبع) است نه همانند قهرمان (خشن و سخت) پس با او مدارا كن و رفتار نيكو نما تا زندگيت با صفا گردد.»
چنانچه داشتن همسر خوب و با ايمان براى مرد از سعادتهاى بزرگ او بحساب آمده زيرا اوست كه مىتواند با اخلاق نيكو و برخوردهاى محبت آميز نسبت به شوهر و همچنين تربيت صحيح فرزند بعنوان مادر، رشد و تكامل و نتيجة سعادت دنيا و آخرت شوهر و فرزندان نقش بسزايى داشته باشد، شوهر هم متقابلا بايد از بداخلاقى و بىتوجهى نسبت به وظايف همسردارى دورى نموده و با خوشرفتارى و حسن خلق و اظهار محبت به همسر خود زندگى آبرومندى را بگذارند.
قال رسول اللّه (صلّى اللّه عليه و آله)
خيركم، خيركم لنسائه و انا خيركم لنسائى[2]
پيامبر اكرم (ص) فرمود: «بهترين شما (مردان) كسانى هستيد كه بهترين شوهران براى همسران خود باشيد و من خود چنينم و در رعايت حقوق زنان از تمام شما برترم.»
بنابراين چنانچه گذشت وجود زن اهميّت حياتى براى بشر داشته و در زندگى خانوادگى نقش مهمّى دارد. و اگرچه بحسب طبيعى در اين جريان رياست را مرد بعهده داشته و او بعنوان رئيس خانه بشمار مىآيد، ولى حقيقت اين است كه با ضعف كانون مهر و محبت، و تزلزل ركن اصلى در تشكيلات خانواده، رياست چندان نقشى نداشته و رنگ و آبى ندارد.
گذشته از اينكه چه بسيار مرئوسى كه با كارشكنىها و خودسرىهاى خود عملا فعاليتهاى شخص رئيس را خنثى و بىاثر نموده و او را دچار سردرگمى و ورشكستگى بنمايد، همچنان كه مىتواند با همكارى و صداقت، جامعه كوچك يا بزرگ را مملوّ از صفا و صميميت بكند.
[1]- وسائل الشعية، ج 14، ص 120 و نهج البلاغه فيض، نامه 31 ص 939.
[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 122 و من لايحضره الفقيه، ص 458.
بنيان خانواده هنگامى محكم و استوار است كه بيش از هرچيز صلح و صفا در همه شئون خانوادگى حاكميت داشته باشد و بجاى حسن ارتباط و تفاهم، نفرت و انزجار جايگزين آن نشده باشد.
پس هرگاه تعهّد اخلاقى و پاىبند بودن به حدود وظايف از محيط خانواده بر كنار رود، مطمئنا كانون گرم خانواده تبديل به جهنّمى سوزان و تاريك خواهد شد و بهمين دليل عواقب تلخ و دردناكى كه به سادگى قابل جبران نيست براى فرزندان آنان بوجود خواهد آمد.
در اسلام همانطور كه در تمام شئون زندگى و اجتماعى، وظايف و مسئوليتهايى تعيين شده، بخاطر حسن تحكيم و ايجاد كانون محبّت خانوادگى براى هريك از زن و شوهر وظايف متقابل و خاصى در نظر گرفته شده كه سرپيچى و يا كم توجهى هريك از زن و شوهر موجب خسارت و ضرر آن ديگرى خواهد شد و از همينجا نظام اجتماعى خانوادگى مختلّ خواهد گشت.
با توجه به اختصاص داشتن مجموعه حاضر به احكام بانوان، اجمالا به بعضى از عمدهترين وظايف زن در خانه و بيرون خانه اشاره مىشود.
از يك نظر وظايف زن دو گونه است
1- خارج از منزل و در برخورد با نامحرمان.
2- داخل خانه و برنامههاى خانواده.