بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 125

سطر نوشته شود: سطر اوّل:

آمنت باللَّه و كتبه‌

، سطر دوم:

إنّي واثق باللَّه و رسله،

و در اطراف نگين نيز اين عبارت كنده كارى شود:

أشهد أن لا إله إلّا اللَّه مخلصا

؛ به اين صورت:

نيز در ساير خواسته‌هايت- كه دست‌يابى به آن‌ها مشكل است- آن را در انگشت كن و هر گاه از آزار كسى ترسيدى، آن را به دست كن كه حتما نيازمندى‌هايت برآورده شود و ترس‌هايت زدوده گردد و هم چنين اگر بر زنى كه زايمان بر او دشوار شده، آويخته گردد، به خواست خدا فارغ مى‌شود و اگر كسى كه زخم چشم ديده است، آن را به انگشت كند، اثر چشم زخم از بين مى‌رود و آن را از نجاست و چربى غذا و بوى بد دور نگه دار و با خود به گرمابه و آبريزگاه مبر و در حفظ آن بكوش؛ زيرا آن از رازهاى پنهان خداوند- عزّ و جلّ- است.» سپس امام حسن7‌[1]به جانب ما روى كرد و فرمود: «هر گاه يكى از شما جان خود را در معرض خطر ديد، اين كار را انجام دهد؛ امّا آن را به دشمنان خود ياد ندهيد؛ مبادا از آن بهره گيرند! تنها در اختيار افرادى بگذاريد كه به آن‌ها اطمينان داريد.» راوى خبر گويد: اين انگشترى را آزمودم و همه‌ى اين خاصيت‌ها را در آن يافتم؛ سپاس از آن خداست.»

[1]با آن كه روايت از امام صادق7نقل شده است، معلوم نيست چرا راوى نام امام حسن7را ذكر كرده است.


صفحه 126

فصل 5: بيان آثار و نتايج به دست كردن انگشترى عقيق در سفر و هنگام ترس از پيش آمدهاى ناگوار و اين كه دفع‌كننده‌ى ضررها و زيان‌هاست‌

چند روايت از كتاب «فضل العقيق و التّختّم به» نوشته‌ى سيّد قريش سبيع ابن مهنّاى علوى مدنى رضى اللَّه عنه مى‌آوريم كه به سند متّصل از امام صادق7چنين نقل مى‌كند:

«انگشترى عقيق مايه‌ى ايمنى در سفر است.»[1]در همان كتاب روايت ديگرى از امام صادق7آورده است كه فرمود:

«انگشترى عقيق موجب حفظ در سفر است.»[2]نيز مؤلّف كتاب مذكور از غيداق و به اسناد او از ابو هاشم داود جعفرى رحمه اللَّه نقل مى‌كند كه او گفت: اسماعيل بن جعفر گفت: حضرت ابو جعفر محمّد بن على، امام باقر8، به من فرمود:

«پسرم، هر كس صبح كند در حالى كه انگشترى عقيق در دست راست خود كرده باشد و پيش از آن كه كسى را ببيند، نگين انگشترى را به طرف كف دست بگرداند و سوره‌ى‌إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِرا تا آخر بخواند، سپس بگويد:

آمنت باللَّه وحده لا شريك له و كفرت بالجبت و الطّاغوت و آمنت بسرّ آل محمّد و علانيتهم و ظاهرهم و باطنهم و أوّلهم و آخرهم،

[1]كافى 6: 470.

[2]عدّة الدّاعي: 94؛ ثواب الأعمال: 208.


صفحه 127

(يعنى: به خدايى كه يگانه و بى‌همتاست، ايمان آوردم و از جبت و طاغوت بيزارى جستم و به امور نهان و آشكار و ظاهر و باطن و اوّل و آخر آل محمّد صلوات اللَّه عليهم اجمعين معتقد گرديدم)، خداوند در آن روز او را از گزند بلاهايى كه از آسمان فرود مى‌آيد و يا به آسمان بالا مى‌رود و زيان‌هاى روى زمين و آن چه از درون آن برآيد، آسوده نگاه مى‌دارد و آن روز را تا شب در حفظ خدا و در پناه ولىّ او خواهد بود.»[1]در همان كتاب، در حديث ديگرى از امام باقر7نقل كرده است كه آن حضرت پس از نام بردن از عقيق و بيان انواع مختلف آن، در پايان گفتار مفصّلى، چنين فرمود:

«هر كس يكى از انواع آن عقيق‌ها را به انگشت نمايد و از پيروان آل محمّد صلوات اللَّه عليهم اجمعين نيز باشد، جز نيكى نبيند و خوبى و گشايش روزى و بى‌نيازى از مردم و ايمنى از تمام بلاها نصيبش گردد و هم چنين مايه‌ى آسودگى از شرّ زمام‌دار بيدادگر و از هر كسى است كه انسان از او مى‌ترسد.»

[1]عدّة الدّاعي: 94.


صفحه 128

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 129

بخش سوم در بيان هم سفران و زاد و توشه‌اى كه بايد هم راه مسافر باشد


صفحه 130

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 131

فصل 1: نهى از سفر كردن به تنهايى و يافتن رفيقان سفر براى دفع خطرها

برقى در كتاب «محاسن» به سند خود، از امام كاظم7روايت كرده است كه ايشان فرمود:

«پيامبر خدا6سه تن را نفرين كرد يكى از آن‌ها سواره‌اى است كه بيابان تهى از آب و گياه را به تنهايى طى كند.»[1]هم چنين به سند خود، از سرى‌[2]بن خالد و او از امام صادق7نقل كرده است كه فرمود:

«پيامبر خدا6فرمود: آيا نمى‌خواهيد بدترين مردم را به شما معرّفى كنم؟ عرض كردند: آرى، اى پيامبر خدا. فرمود: آن كه به تنهايى مسافرت كند و بذل و بخشش نداشته باشد و برده‌ى خود را كتك بزند.»[3]

[1]محاسن: 356.

[2]در« محاسن» و هم چنين در« فقيه»،« سندي» آمده است كه درست به نظر مى‌رسد؛ رك.

معجم رجال الحديث 8: 314.( ويراستار)

[3]محاسن: 356؛ مكارم الأخلاق: 356؛ فقيه 2: 181.


صفحه 132

در كتاب شهاب الأخبار [از پيامبر اكرم6‌] نقل شده است كه فرمود:

«قبل از سفر، هم‌سفرى را برگزين.»[1]نيز در كتاب مذكور به سند خود گفته است: پيامبر6فرمود:

«نخست هم‌سفر را بياب و بعد آماده‌ى حركت شو.» شخصى كه قصد مسافرت دارد- به تناسب طول راه و خطرها و ناملايماتى كه در آن هست و نيز وضعيّت خودش، از جهت دشمنان و حسودانى كه دارد، هم چنين ارزش ساير وسايل و كالاهايى كه هم راه مى‌برد- به هم‌سفر و دوست نياز دارد. من خود- هر گاه به قصد زيارت سفر مى‌كردم- به حسب موقعيت آن زمان، براى پشت‌گرمى، به دنبال هم‌راهان پياده و سواره و ساز و برگ نظامى بودم. يكى از بى‌خبران به من گفت: توكّل بر خداى بزرگ، بشر را از تهيّه و برداشتن اسلحه و پاس دار بى‌نياز مى‌سازد. گفتم: پيشواى توكّل‌كنندگان، حضرت محمّد6است كه آقاى اوّلين و آخرين است؛ با اين حال، خداوند نسبت به عبادت خاص الهى، يعنى بر پا كردن نماز، به او فرموده: هر گاه شخص تو در ميان سپاهيان باشى و بر ايشان نماز به پاى دارى، بايد گروهى از آن‌ها با تو به نماز ايستند و بايد سلاح‌هايشان را با خود برگيرند و چون سجده كنند (و نماز بگزارند)، به پشت سر شما بروند و گروهى كه نماز نخوانده‌اند، به نماز ايستند و بايد آن‌ها وسايل دفاعى و سلاح‌هايشان را با خود بردارند. كافران انتظار آن دارند كه شما از سلاح‌ها و وسايل خود غافل شويد تا ناگهان و يك باره بر شما هجوم آورند.»[2]. هم چنين خداوند فرموده است: (در مقام مبارزه با آن كافران تا آن اندازه كه مى‌توانيد از توان [و تسليحات و آلات جنگى‌] و اسبان سوارى براى‌

[1]شهاب الأخبار: 319.

[2]نساء( 4): 103:وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ وَ لْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى‌ لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ. وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَ أَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً واحِدَةً.