بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 102

نداشتن آلت مردى 3. ناتوانى از نزديكى جنسى 4. در صورتى كه بيضه‌هاى او را كشيده باشند. و چنانچه زن به خاطر يكى از عيوب بالا عقد را بر هم زند نيازى به طلاق نيست، و همان فسخ كافى است.[1]

سؤال 252- در صورتى كه زوجه با استفاده از حقّ فسخ، عقد را بر هم زند حكم مهريّه چيست؟

جواب:هرگاه زن به خاطر ناتوانى مرد از نزديكى، عقد را بر هم زند، شوهر بايد نصف مهر او را بپردازد، ولى اگر به خاطر يكى ديگر از عيبهايى كه گفته شد مرد يا زن عقد را بر هم زند، چنانچه با هم نزديكى نكرده باشند چيزى بر مرد نيست، و اگر آميزش كرده باشند بنابر احتياط واجب بايد تمام مهر را بپردازد.

سؤال 253- اگر حال شوهر پس از عقد بر خلاف آنچه ادعا كرده بود و عقد بر مبناى آن حال و شرايط اجرا گرديده بود ظاهر گردد، آيا بازهم طلاق و فسخ به دست شوهر است؟ اگر زن مهريّه را گرفته و بخواهد عقد را قبل از دخول فسخ كند حكم مهريّه چيست؟

جواب:اگر زن شرايطى را بر مرد شرط كرده باشد و مرد از آن شرايط تخلّف كند، يا در بعضى صفات زن را فريفته باشد و خلاف آن ثابت شود، زن حق فسخ عقد را دارد. و اگر قبل از دخول فسخ كند مستحق مهريّه نيست.

و) عيوب و بيماريهاى قابل درمان‌

سؤال 254- مواردى كه قبلًا بيان مى‌شد كه مرد مى‌تواند عقد را به هم زند، مانند بيمارى برص (ويتيليگو)، نقص مادرزادى، افضا، موانع مقاربت (مانع استخوانى يا پرده پوستى و مانند آن) همگى امروزه با درمان قابل رفع مى‌باشد.

[1]شرح و تفصيل اين عيوب را در كتاب ما دوره سه جلدى استفتائات جديد مطالعه فرماييد.


صفحه 103

حال چنانچه مردى پس از ازدواج متوجّه موارد مذكور گردد، آيا بازهم اختيار بر هم زدن عقد را دارد؟

جواب:چنانچه به سهولت قابل معالجه بوده باشد، و زن با هزينه خود اقدام به درمان نمايد، خيار فسخ جارى نيست.

سؤال 255- اگر يكى از مجوّزات فسخ نكاح قبل از عقد وجود داشته، لكن با عمليّات پزشكى درمان شده، و عيب مزبور رفع گرديده باشد، آيا حقّ فسخ نكاح براى طرف ديگر پابرجاست؟

جواب:حقّ فسخ ندارد.

ز) بيماريها و عيوب جايگزين‌

سؤال 256- با توجّه به اينكه كشور ما در حال حاضر در مرحله حذف بيمارى جذام است، آيا مى‌توان جايگزينهاى ديگرى، مانند بيمارى ايدز، يا ساير بيماريهاى پوستى كه مخلّ به روابط زناشويى است، براى آن در نظر گرفت؟

جواب:در صورتى كه واقعاً مخلّ روابط زناشويى باشد، حقّ فسخ ثابت است.

سؤال 257- با توجّه به اينكه يكى از راههاى سرايت بيمارى ايدز تماس جنسى است، لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:

1. ازدواج و همبستر شدن با همسر مبتلا به ايدز چه حكمى دارد؟

2. آيا بيمارى ايدز مبطل عقد است و مجوّز فسخ مى‌شود؟

جواب:ازدواج با مبتلايان به ايدز باطل نيست، ولى چنانچه اطّلاع نداشته قابل فسخ است. امّا احتياط آن است كه زن با اجازه حاكم شرع خود را مطلّقه كند. و در هر صورت، اگر آميزش خطر ابتلا به ايدز را به همراه داشته باشد، جايز نيست.


صفحه 104

ح) برخى از عيوبى كه حق فسخ نمى‌آورد

1. بيمارى صرع‌

سؤال 258- دخترى را به ازدواج دائم پسرم در آورده‌ام. پس از عروسى معلوم شد كه دختر مدتها به بيمارى صرع (غش كردن) مبتلاست. خود دختر و طبيبش نيز اين مطلب را تصديق كرده، ولى پدر و مادرش آن را از ما پنهان كرده‌اند. حتى دختر مى‌گويد: «مى‌خواستم بگويم، ولى پدر و مادرم مانع شدند.» تكليف عقد و مهريّه چيست؟

جواب:بيمارى صرع موجب خيار فسخ در عقد نكاح نيست؛ بنابراين اگر زوج بخواهد زوجه را طلاق دهد. چنانچه عروسى نموده‌اند بايد تمام مهر را بپردازد.

2. بيماريهاى روحى و عصبى‌

سؤال 259- زوجه در دوران عقد متوجّه بيمارى روحى و عصبى صعب العلاجى در همسرش مى‌گردد، به گونه‌اى كه عوارض بيمارى زندگى را براى وى مخاطره‌آميز ساخته است. نظر به ترس و نگرانى زوجه از زندگى مشترك، و ضرورت درمان طولانى چندساله، و نبودن عزم جدّى بر معالجه از سوى زوج و خانواده‌اش، آيا زوجه مى‌تواند نكاح را فسخ نموده، يا درخواست طلاق كند؟

جواب:در صورتى كه قبلًا زوج و كسان او اظهار داشته‌اند كه از سلامت كامل برخوردار است زوجه مى‌تواند به عنوان تدليس، نكاح را فسخ كند. در غير اين صورت، هرگاه ثابت شود زندگى با آن مرد مستلزم عسر و حرج شديد است حق دارد از حاكم شرع تقاضاى طلاق كند.

3 و 4. سوختگى و پرده ضخيم مانع آميزش‌

سؤال 260- پس از ازدواج معلوم شد كه در قسمتهاى بالاى پاى زوجه آثار


صفحه 105

سوختگى به طور ضعيفى به جاى مانده است، و از طرفى پرده بكارت از نوع گوشتى و بسيار ضخيم است كه آميزش قبل از عمل جرّاحى ممكن نيست.

چنانچه در خصوص سلامتى زوجه قبل از ازدواج هيچ سؤالى مطرح نشده باشد، آيا اين مورد از موارد فسخ است؟

جواب:در صورتى كه با جرّاحى معمولى مشكل حل شود و عوارض خاصى نداشته باشد، اين مقدار عيب باعث فسخ نمى‌شود.

5. غير طبيعى بودن قسمتى از بدن‌

سؤال 261- جوانى دختر باكره‌اى را، مشروط بر صحّت كامل طرفين، عقد كرده است. زوجه در اوّلين فرصت پس از عقد كه با شوهرش تنها بوده، متوجّه مى‌شود كه ناحيه فوقانى بدن زوج داراى عوارض مادرزادى، قيفى‌شكل، ناموزون و غير طبيعى است، بدين جهت از تمكين خوددارى نموده است. آيا زوجه حق فسخ دارد؟

جواب:اين عيب از عيوب موجب فسخ نكاح نيست؛ مگر اينكه قبلًا شرط صحّت كامل كرده باشند. كه در اين صورت زن حقِّ فسخ از باب خيار تدليس دارد.

6. بيمارى ام اس (SM)

سؤال 262- آيا بيمارى‌SMموجب فسخ نكاح مى‌شود؟

جواب:اين بيمارى از عيوب مجوّز فسخ نكاح نيست.

ط) حكم ازدواج بعد از تغيير جنسيّت واقعى‌

سؤال 263- اگر زن و شوهر با هم در يك زمان تغيير جنسيّت دهند، حكم‌


صفحه 106

ازدواج قبلى آنها چيست؟

جواب:اگر تغيير حقيقى باشد زوجيّت بلافاصله فسخ مى‌شود، و مى‌توانند مجدّداً عقد ازدواج در شكل جديد بخوانند؛ ولى احتياط آن است كه زمان عدّه بگذرد.

سؤال 264- اگر يكى از زوجين تغيير جنسيّت دهد لطفاً بفرماييد:

1. حكم ازدواج آنها چيست؟

2. مهريّه زوجه چه حكمى دارد؟

جواب:اگر تغيير جنس واقعى باشد نه صورى، ازدواج آنها باطل مى‌شود، ولى مهريّه مربوط به زمان قبل به قوّت خود باقى است.

ى) نفقه زوجه بيمار

سؤال 265- با توجّه به اينكه مداواى بيمارى عرفاً جزء نيازهاى اوليّه هر انسانى است، آيا هزينه دارو و درمان زوجه مريض نيز جزء نفقه زوجه محسوب مى‌شود؟

جواب:مداوا در حدّ متعارف جزء نفقه است.

سؤال 266- هرگاه طبق نظر پزشك، زوجه دائمى مبتلا به بيمارى باشد كه براى مدّت طولانى يا براى هميشه قادر بر تمكين نباشد، يا به علّت ابتلاى به جنون ادوارى يا دائم، در تيمارستان يا منزل بسترى و تحت درمان باشد، و به هيچ وجه حاضر به نزديكى با شوهرش نباشد، آيا چنين زنى در دو فرض بالا نفقه دارد؟

جواب:در صورتى كه زن مقصّر نبوده باشد احتياط واجب آن است كه نفقه او را بپردازد.

سؤال 267- زنى به سبب آتش‌سوزى در منزل شوهر راهى بيمارستان شده، و پس از چند ماه بسترى شدن فوت مى‌كند. آيا هزينه بيمارستان بر عهده شوهر است؟

جواب:احتياط واجب آن است كه شوهر هزينه درمان او را بدهد.


صفحه 107

11- تغيير جنسيّت‌

1. تغيير جنسيّت از منظر شرع‌

سؤال 268- تغيير جنسيّت از نظر شرع چگونه است؟

جواب:تغيير جنسيّت ذاتاً خلاف شرع نيست، ولى بايد از مقدّمات مشروع استفاده شود؛ يعنى نظر به عورت و لمس آن لازم نيايد، مگر اينكه به حدّ ضرورت، همچون ضرورت مراجعه به طبيب رسيده باشد، كه در اين صورت جايز است.

سؤال 269- مردى در اثر عدم تربيت صحيح، و مراعات نكردن مسائل شرعى در خانواده، در كودكى لباس زنانه پوشيده، و اكنون كه بزرگ شده خود را زن مى‌داند، و با استفاده از داروهاى شيميايى حالات زنانه را در خود تقويت كرده، و درخواست تغيير جنسيّت دارد، آيا مى‌تواند تغيير جنسيّت بدهد؟

جواب:همان طور كه در بالا گفته شد تغيير جنسيّت صورى جايز نيست، ولى اگر جنسيّت واقعى او خلاف آن است كه در او ظاهر مى‌باشد، تغيير آن جايز، بلكه گاه واجب است.

سؤال 270- مردى به علّت اينكه در گذشته علاقه زيادى به بازى با دختران‌


صفحه 108

داشته، و به جهت اينكه صاحب فرزندى در زندگى مشترك خود نگرديده، و به خاطر لجبازى در برخى مسائل با دوستانش، تصميم به تغيير جنسيّت مى‌گيرد.

وى بدون اطّلاع خانواده‌اش، قريب به شش ماه داروهاى هورمونى زنانه مصرف كرده، و جهت محكم نمودن تصميم خويش با روانشناسى مشاوره نموده است. ابتدا با طرح مسائلى دروغ در خانواده، از قبيل اينكه به گفته پزشكان «قلب من زنانه است» و مانند آن، قصد آماده‌سازى زمينه اين كار را داشته است، پس از مدّتى با اغفال خانواده‌اش موفّق مى‌شود خانمش را طلاق دهد، و در گام بعد براى اوّلين بار لباس زنانه پوشيده، و با آراستن شكل ظاهرى خويش به شكل زنان به منزلشان مى‌آيد، كه با عكس العمل تند والدين روبه‌رو مى‌شود، ولى نه تنها عقب‌نشينى نكرده، بلكه تهديد مى‌نمايد كه اگر به آرزويش نرسد انتحار خواهد كرد. و بالاخره تغيير جنسيّت داده، و با تغيير نام خود با مردى ازدواج مى‌كند. حكم اين مسأله چيست؟

جواب:چنانچه قبلًا هم گفته‌ايم تغيير جنسيّت دو صورت دارد:

گاهى صرفا ظاهرى و صورى است؛ يعنى اثرى از آلت جنس مخالف نيست، بلكه فقط يك جرّاحى صورى انجام مى‌گيرد، و چيزى شبيه آلت جنس مخالف ظاهر مى‌گردد، اين كار حرام است، و بايد بشدّت از آن پرهيز نمود. و اگر ازدواجى بر اساس آن صورت گيرد حرام و باطل است و حدّ شرعى دارد.

ولى گاه واقعى است، يعنى با جرّاحى كردن، عضو تناسلى مخالف ظاهر مى‌گردد، اين كار ذاتاً جايز است و محذور شرعى ندارد، مخصوصاً در مواردى كه آثار جنس مخالف در او باشد؛ امّا چون اين جرّاحى نياز به لمس و نظر دارد، تنها در موارد ضرورت جايز است.

سؤال 271- سؤالى در موردِ جنسيّتِ يكى از دوستان به شرح زير دارم:


صفحه 109

«پس از ازدواج تا دو سال مشخّص نشد كه زن است؛ ولى اين مطلب بعداً باعث طلاق شد. در اين روستاى كوچك همه با هم خويشاوند هستند، و ايشان با همه مردها روابط حسنه و دوستانه‌اى دارد. اكنون كه با اين مشكل مواجه شده، نمى‌تواند در روستا زندگى كند.» با اين مشكل چه كند؟ نماز و روزه اين شخص چگونه است؟ كدام حالت را رعايت كند؟ مرد باشد همان گونه كه در اين مدّت بوده، يا زن شود؟

جواب:چنانچه واقعاً جنسيّت او زن است، و مرد بودن اشتباه بوده، بايد فعلًا به وظايف زن عمل كند، و نسبت به گذشته كه اطّلاعى نداشته، گناهى مرتكب نشده است. البتّه ماندن او در آن محيط كوچك با اين حال مشكل است، و مصلحت اين است كه از آنجا مهاجرت كند. شكّى نيست كه او گرفتار وضع دشوارى است، امّا به لطف خدا مشكل او حلّ مى‌شود.

2. وظيفه پزشك در برابر متقاضيان تغيير جنسيّت‌

سؤال 272- دخترى از كودكى لباس مردانه مى‌پوشيده، و اكنون كه بزرگ شده خود را مرد مى‌داند، و با استفاده از داروهاى شيميايى حالت مردانه در خود ايجاد كرده، و با مراجعه به پزشك، در خواست تغيير جنسيّت نموده است، آيا پزشك مجاز به تغيير جنسيّت مى‌باشد؟

جواب:تغيير جنسيّت اگر صورى باشد، جايز نيست، و اگر واقعى باشد (اين امر در افراد دو جنسى واقع مى‌شود) به عنوان درمان و ظاهر شدن جنسيّت واقعى جايز، و گاه واجب است.

سؤال 273- با توجّه به اينكه تغيير جنسيّت از نظر طبّى در غير خنثى (دو جنسى) به تعبير اطبا تنقيص جنسيّت محسوب مى‌شود، بعضاً اطبا با مواردى‌