بيمار قلبى نمود، يا صرف ده بيمار ديگر كرد، كه به امراض ديگرى مبتلا هستند، حال اگر بيمار قلبى را مداوا ننماييم خواهد مرد، و اگر مداواى بيماران ديگر را رها سازيم دچار رنجهاى شديد، و موجب پيشرفته شدن بيمارى آنان مىگردد، و راهى هم براى مداواى هيچ يك از بيماران فوق جز از طريق هزينه كردن اين پول وجود ندارد، در اين صورت تكليف طبيب انتخاب كدام طرف مىباشد؟
جواب:هرگاه بيمارى آن يك نفر خطر جانى دارد و بيمارى آن ده نفر خطرناك نيست، بايد اوّلى را مقدّم داشت.
سؤال 366- اگر پزشكى خطرناك بودن بيمارى بيمار و نااميد بودنش را از حيات بيمار به وى بگويد، اسباب نگرانى شديد روحى بيمار و كسان وى را فراهم مىنمايد. ولى از طرف ديگر براى گرفتن اذن از بيمار و كسان وى در صورت نياز به عمل جرّاحى گفتن آن لازم است. و چه بسا موجب مىشود بيمار وصيّت نمايد، يا امانات مردم را به آنان بازگردانده، و از آنها كسب حلّيّت كند، و خود پزشك هم مورد اعتراض بعدى بازماندگان بيمار نسبت به عدم اخبار به آنان در مورد خطرناك بودن بيمارى قرار نگيرد. و چنانچه خطرناك بودن بيمارى را اطّلاع ندهد، صدمه روحى و فكرى به بيمار وارد نمىشود- هرچند تأثيرى هم در جهت بهبودى مريض ندارد- اگر راه منحصر در گفتن صريح خطرناك بودن بيمارى و يا نگفتن باشد، طبيب چه بكند؟
جواب:معمولًا در اين گونه موارد راه سومى وجود دارد، و آن اينكه با عبارات مناسبى از مريض و كسان او اجازه مىگيرند، و مىتوان مطلب را براى بعضى از كسان او، كه روحيه بهترى دارند، بيان كرد. بنابراين ضرورتى ندارد كه همه چيز را با صراحت بگويد.
سؤال 367- انتخاب اولويّت در رسيدگى به چند بيمار كه همگى به اقدامات
اورژانس نياز دارند بر چه اساسى است؟ آيا تنها معيار، رسيدگى به حال بيمار بدحالتر است، يا اينكه شخصيّت حقوقى و حقيقى افراد باعث تقديم يك نفر بر ديگرى مىشود. مثلًا رسيدگى به جان يك پزشك يا مهندس تحصيل كرده كه براى جامعه مفيدتر است با يك كارگر ساده يكسان است؟ يا مثلًا رسيدگى به يك فرد معتاد به هروئين كه تصادف كرده، با يك فرد مؤثر در جامعه مساوى است؟
جواب:اگر حال يكى خطرناكتر است اولويّت دارد، و هرگاه از نظر وضع پزشكى در شرايط مساوى باشند رعايت اولويّتهاى اجتماعى و اخلاقى بهتر است.
سؤال 368- گاه به خاطر مصالح بيمار يا اطرافيان وى مجبور به كتمان حقيقت هستيم. اين كار چه حكمى دارد؟
جواب:در صورتى كه مصلحت ايجاب كند اين كار لازم است.
سؤال 369- در برخى بيماريها، مثل نارسايى كليه، با اطمينان مىتوان به بيمار توصيه نمود كه روزه نگيرد؛ امّا در خيلى از موارد به علّت شكّى كه در اصل بيمارى، يا چگونگى تأثير روزه بر آن وجود دارد، يا به علّت عدم وجود تحقيقات و نتايج لازم در مورد اثرات روزه بر بسيارى از بيماريها، و كلّاً به خاطر عدم امكان تعيين نقش روزه بر بيمارى، پزشك واقعاً نمىداند روزه را به بيمار توصيه كند يا خير؟ در اين صورت وظيفه پزشك چيست؟ آيا پزشك در صورت توصيه، يا عدم توصيه به روزه مسئول است؟
جواب:اين مسأله دو صورت دارد: گاه براى طبيب خوف ضرر حاصل مىشود، يعنى احتمال قابل توجّهى نسبت به زيان داشتن روزه براى او حاصل مىشود، در اينجا مىتواند همان را به بيمار منتقل كند، چنانچه بيمار از قول طبيب
خوف ضرر پيدا كرد روزه را ترك مىكند. صورت دوّم آن است كه احتمال ضعيف و كم رنگى باشد، در اينجا نمىتوان ترك روزه را به بيمار توصيه كند.
2. وظيفه پزشك در برابر اطرافيان بيمار
سؤال 370- جوانى جهت ازدواج براى آزمايش به پزشك مراجعه مىكند.
پزشك وى را دچار بيمارى مسرى مىيابد، و يا متوجّه مىشود كه معتاد است.
در اينجا، اگر واقعيّت را براى ديگران، كه منتظر نتيجه آزمايش هستند بگويد، پرده از روى راز پنهان بيمار برداشته مىشود، كه قطعاً براى بيمار تبعات سوئى به دنبال خواهد داشت. و اگر نگويد همسر آينده وى دچار بيمارى مسرى شده، و گرفتاريهايى پيدا مىكند، و ممكن است براى طبيب هم مشكلساز شود. تكليف طبيب چيست؟
جواب:با توجّه به اينكه اين گونه آزمايشها نوعى مشورت با طبيب است، كتمان كردن واقعيّت، خيانت در مشورت محسوب مىشود، و بايد واقعيّت را بگويد.
3. وظيفه پزشك در برابر همكاران
سؤال 371- متأسفانه برخى از همكاران پزشك سيگار مىكشند. اين كار چه حكمى دارد؟ مخصوصاً كه برخى از مردم با استدلال به كار آنها سيگار مىكشند و مىگويند: اگر سيگار ضرر داشت پزشكان سيگار نمىكشيدند؟ وظيفه ما چيست؟
جواب: با توجه به اينكه سيگار كشيدن به خاطر ضررهاى[1]فوق العادهاش كه همه آگاهان به آن اعتراف دارند حرام مىباشد با زبان خوب به آنها تذكّر دهيد كه اين كار را ترك كنند.
[1]مضرّات سيگار را بطور مشروح در كتاب «سيگار، پديده مرگبار عصر ما» مطالعه فرماييد.
4. وظيفه پزشك در برابر حكومت اسلامى
سؤال 372- اگر بيمارى به پزشك مراجعه نمايد، و پزشك هم در معاينات وى به سرّى از اسرار بيمار مطّلع شود كه در صورت كتمان، نفع بيمار و كسان وى در آن لحاظ مىگردد، و بيمار هم خواهان مكتوم ماندن آن بيمارى پنهان باشد، ولى اگر به اطّلاع مسئولين مملكتى و حكومتى برساند، نفع و مصلحت جامعه در آن وجود دارد، اينجا طبيب چه تكليفى دارد؟
جواب:تنها در موردى كه مصالح جامعه به خطر مىافتد لازم است آن را فاش كند، و به مسئولين مربوطه اطّلاع دهد.
5. وظيفه پزشك در برابر خودش
سؤال 373- اين جانب پزشك هستم. آيا مىتوانم براى دستيابى به جديدترين دستاوردهاى علمى پزشكى از ماهواره استفاده كنم؟
جواب:در صورتى كه مطمئن باشيد در منزل شما كسى از آن سوء استفاده نمىكند مانعى ندارد.
سؤال 374- ساخت و نگهدارى و استفاده از اسكلتهاى انسان جهت آموزش پزشكى چه حكمى دارد؟ آيا احكام مجسّمه بر آن بار مىشود؟
جواب:احكام مجسّمه ندارد، و به مقدار ضرورت مىتوان از آن استفاده كرد.
سؤال 375- گاه اموال بيماران در مطب مىماند و آدرسى از بيمار در اختيار ما نيست. با آنها چه كنيم؟
جواب:در صورتى كه از يافتن صاحبان آن مأيوس باشيد بايد آن را از طرف صاحب اصلى به نيازمندى صدقه دهيد.
سؤال 376- آيا آزمايش اسپرم، كه با استمنا حاصل مىشود و براى ازدواج در
بعضى از موارد لازم مىباشد، جايز است؟
جواب:گرفتن اسپرم براى آزمايش از طريق استمنا، تنها در صورت ضرورت جايز است.
سؤال 377- هرگاه به هنگام عمل جرّاحى وقت نماز تنگ شود، و امكان وضو و تيمّم نباشد، با توجّه به اينكه كادر اطاق عمل بايد تمام هوش و هواس خود را بر روى بيمار متمركز كنند تكليف نماز آنان چه مىشود؟
جواب:در صورتى كه هيچ راهى ندارد نماز را به همان صورت در حين كار انجام دهد، و اگر آن هم ميسّر نيست به چند تكبير قناعت كند و بعداً قضا نمايد.
سؤال 378- نگهدارى جنين ساقط شده، چه از حيث جسمى سالم باشد يا ناقص الخلقه و يا عقب مانده، و چه مال خود شخص باشد يا آن را از ديگرى گرفته باشد، به عنوان كلكسيون در شيشه الكل چه حكمى دارد؟
جواب:هرگاه جنين به صورت انسان كاملى در آمده باشد بايد او را غسل داد و كفن كرد و دفن نمود. و نگهدارى آن به صورتى كه نوشتهايد جايز نيست. امّا اگر به اين مرحله نرسيده باشد، مانعى ندارد.
سؤال 379- چنانچه دست پزشك با جنين مرده داخل شكم مادر تماس پيدا كند، آيا غسل مسّ ميّت بر او واجب مىشود؟
جواب:تنها در صورتى غسل مسّ ميّت واجب مىشود كه تماس در بيرون از رحم صورت گيرد، و خلقت جنين كامل شده باشد؛ يعنى بعد از چهار ماه.
سؤال 380- پزشكان و پرستارانى كه به عنوان مأموريّت به حج مشرف مىشوند، آيا حج آنها كفايت از حج واجب (حجة الاسلام) مىكند؟
جواب:آرى كفايت مىكند.
سؤال 381- طبيبى ابزار كار اضافه بر نياز دارد، كه اگر اضافه را بفروشد مىتواند
با بقيّه آن بدون زحمت امرار معاش كند، آيا چنين شخصى مستطيع است؟
جواب:در صورتى كه فروختن آن مخالف شئونات او نباشد، و ساير شرايط نيز جمع باشد، مستطيع است.
سؤال 382- در ساعات كارى كه در استخدام بيمارستان يا درمانگاههاى خصوصى هستم و مراجعه كنندهاى ندارم، آيا مىتوانم به كارهاى شخصى نظير مطالعه، نظافت، شست و شو و مانند آن بپردازم؟
جواب:هرگاه هيچ وظيفهاى در آن ساعت نداريد، مطالعه و مانند آن مانعى ندارد.
سؤال 383- پزشك در برخى از مسائل پزشكى مقلّد يك مرجع، و بيمار مقلّد مرجع تقليد ديگرى است. چنانچه نظر آنها متفاوت باشد، كدام نظريّه ملاك عمل است؟
جواب:پزشك به وظيفه خود مطابق فتواى مرجع تقليدش عمل مىكند.
سؤال 384- آيا پزشك در مسائلى كه حكم آن را نمىداند مىتواند به اجتهاد خويش عمل كند؟ در صورت اضطرار و نياز و اقدام به عمل فورى چطور؟
جواب:اگر واقعاً اضطرار باشد، و دسترسى به شخص مطّلعى نباشد، مىتواند به آنچه احساس ضرورت مىكند عمل نمايد.
17- ضمان طبيب
1. خسارات ناشى از داروها
سؤال 385- اگر پزشك بنا به اصرار بيمار، دارويى تجويز نمايد، يا ساير اقدامات درمانى مضرّ را انجام دهد، در صورت ايجاد عارضه، مسئول كيست؟
جواب:اگر پزشك اثر زيانبخش دارو را اعلام كند مسئوليّتى در برابر عارضه ندارد؛ و اگر اعلام نكند، مسئول است. ولى در هر صورت پزشك بايد مقاومت كرده، و داروى مضرّ را به بيمار معرّفى نكند.
سؤال 386- با توجّه به اينكه ممكن است جان بيمار به طور اورژانسى (فورى) در خطر باشد، و زمانى جهت تعيين حساسيّت فرد به دارويى خاص وجود نداشته باشد، چنانچه با تجويز دارو، بيمار به آن حساسيّت پيدا كرده، و دچار عوارض شديد و يا مرگ شود، آيا پزشك معالج در قبال اين عوارض مسئوليّتى خواهد داشت؟
جواب:بايد از بيمار يا ولىّ او اجازه بگيرد. و اگر دسترسى به آنها نيست، ما به عنوان حاكم شرع در اين گونه موارد ضرورى به اطبا اجازه مىدهيم و ضامن نيستند. (به شرط اينكه به مقدار كافى دقّت كنند).
سؤال 387- با توجّه به علوم روز، چنانچه امكان تعيين حسّاسيّت يك دارو وجود نداشته باشد، آيا پزشك، در صورت ايجاد عارضه مسئول است؟
جواب:در صورتى كه آن دارو منحصر به فرد نباشد، و بيمار جنبه اورژانسى نداشته باشد، استعمال آن دارو روى انسان جايز نيست؛ امّا اگر دارو منحصر به فرد است، و استعمال آن ضرورى به نظر مىرسد، و احتمال نجات بيشتر از احتمال خطر است، بايد آن را در مورد بيمار به كار برد.
سؤال 388- به طور كلّى با توجّه به علوم امروزى اگر بدانيم يا احتمال دهيم كه نجات جان بيمار وابسته به مصرف داروهاى خاصّى مىباشد كه مضر است، و اين مضرّات به احتمال قوى براى همگان رخ خواهد داد، و با تجويز پزشك، شخص دچار يك يا چند مورد از اين عوارض شود، آيا پزشك مسئول است؟
جواب:در صورتى كه دارو منحصر به فرد باشد، و تأثير آن از زيانهاى آن بيشتر است، و پزشك چگونگى آن را به بيمار اعلام كند، تجويز آن مانعى ندارد.
سؤال 389- اگر دارو يا داروهايى نه براى نجات جان بيمار، بلكه جهت تسكين و مداواى ناراحتيهايى كه باعث آزار وى مىشود (همانند: تب، خارش، درد، زخم و مانند آن) تجويز گردد، و بدانيم يا احتمال دهيم كه اين داروها مؤثر است، ولى با توجّه به اينكه اكثر داروهاى مؤثر، در كوتاه مدّت يا درازمدت داراى عوارض زيادى مىباشد، در صورت تجويز پزشك و ايجاد عارضه، كه گاه بدتر از بيمارى اوّليه مىباشد، آيا چيزى بر عهده پزشك خواهد بود؟ (لازم به ذكر است شايعترين و بيشترين تجويز دارو در چنين مواردى صورت مىگيرد، و لذا اهمّيت فراوانى دارد، و از طرفى اگر به دنبال دارويى باشيم كه هيچ ضررى نداشته باشد، گاه هيچ درمانى نبايد انجام شود).
جواب:اگر ضرر مهمّى نداشته باشد اشكالى ندارد؛ زيرا داروها به هر حال