احكام تيمّم
مسأله 157: تيمّمى كه بجاى وضو است با تيممى كه به جاى غسل است، فرقى ندارد.
مسأله 158: كسى كه بجاى وضو تيمم كرده است، اگر يكى از چيزهايى كه وضو را باطل مىكند از او سر بزند، تيممش باطل مىشود.
مسأله 159: كسى كه به جاى غسل، تيمم كرده، هرگاه يكى از چيزهايى كه غسل را باطل مىكند، براى او پيش آيد تيممش باطل مىشود؛ مثلًا اگر به جاى غسل جنابت تيمم كرده، اگر دوباره جنب شود تيممش باطل مىشود.
مسأله 160: تيمم در صورتى صحيح است كه انسان نتواند وضو بگيرد يا غسل كند، بنابراين اگر بدون عذر تيمم كند، صحيح نيست و اگر عذر داشته باشد و برطرف شود؛ مثلًا آب نداشته و آب پيدا كند، تيمم او باطل مىشود.
مسأله 161: اگر به جاى غسل جنابت تيمم كند، لازم نيست، براى نماز وضو بگيرد. ولى اگر به جاى غسلهاى ديگر تيمم كند، با آن تيمم نمىتواند نماز بخواند و بايد براى نماز وضو بگيرد و اگر نتواند وضو بگيرد، بايد تيمم ديگرى به جاى وضو انجام دهد.
نماز
اهمّيت نماز
نماز مهمترين اعمال دينى است كه اگر مورد قبول درگاه خداوند عالم واقع شود، عبادتهاى ديگر نيز قبول مىگردد و اگر نماز پذيرفته نشود، اعمال ديگر نيز قبول نخواهد شد. همان طور كه اگر انسان در شبانهروز پنج نوبت خود را در نهر آبى شستشو دهد، چركى در بدنش نمىماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مىكند. سزاوار است انسان نماز را در اوّل وقت بخواند. كسى كه نماز را سبك بشمارد، مانند كسى است كه نماز نمىخواند.
پيامبر اكرم (ص) فرمود: «كسى كه به نماز اهميّت ندهد و آن را سبك شمارد، سزاوار عذاب آخرت است». شايسته است نمازگزار كارهايى كه ثواب نماز را كم مىكند بجا نياورد؛ مثلًا با حالت خواب آلودگى نماز نخواند و در
نماز به آسمان نگاه نكند، بلكه كارهايى كه ثواب نماز را زياد مىكند بجا آورد؛ مثلًا لباس پاكيزه بپوشد، خود را خوشبو كند، دندانهايش را مسواك بزند و موهايش را شانه كند.
اقسام نماز
براى آشنايى با مسائل و احكام نماز، ابتدا يادآور مىشويم كه نماز يا واجب است و يا مستحب. نمازهاى واجب هم دو دستهاند؛ برخى از آنها تكليف هر روز مىباشد كه بايد در هر شبانهروز و در زمانهاى خاصى بجا آورده شود و برخى ديگر نمازهايى هستند كه گاهى اوقات به سببى خاص واجب مىشود و برنامه هميشگى و هر روز نمىباشد.
نمازهاى واجب روزانه
مسأله 162: نمازهاى هر روز، پنج نماز و مجموع آنها هفده ركعت است. نماز صبح: دو ركعت. نماز ظهر: چهار ركعت. نماز عصر: چهار ركعت. نماز مغرب: سه ركعت. نماز عشاء: چهار ركعت.
وقت نمازهاى روزانه
مسأله 163: وقت نماز صبح از اذان صبح تا طلوع آفتاب است كه در اين مدت بايد خوانده شود و هرچه به اذان صبح نزديك تر باشد بهتر است. وقت نماز ظهر و عصر از ظهر شرعى تا مغرب است كه به اندازه خواندن يك نماز چهار ركعتى در اوّل وقت مخصوص نماز ظهر و به همين مقدار كه به مغرب مانده باشد، مخصوص نماز عصر است. وقت نماز مغرب و عشاء از مغرب تا نصف شب است كه به اندازه خواندن يك نماز سه ركعتى بعد از مغرب مخصوص نماز مغرب و به اندازه يك نماز چهار ركعتى كه به نصف شب مانده است، مخصوص نماز عشا مىباشد.
ابتداى وقت نماز صبح
مسأله 164: نزديك اذان صبح از طرف مشرق سفيدهاى رو به بالا حركت مىكند كه آن را «فجر اوّل» گويند، هنگامى كه آن سفيده پهن شد، «فجر دوّم» و ابتداى وقت نماز صبح است.
ابتداى وقت نماز ظهر
مسأله 165: اگر چوب يا چيزى مانند آن را عمود بر زمين قرار دهيم، صبح كه خورشيد طلوع مىكند سايه آن به طرف مغرب مىافتد و هرچه آفتاب بالا مىآيد سايه كم مىشود، وقتى كه سايه آن به كمترين مقدار رسيد و رو به افزايش
گذاشت «ظهر شرعى» و ابتداى وقت نماز ظهر است.[1]
مغرب
مسأله 166: مغرب موقعى است كه سرخى طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پيدا مىشود، از بالاى سر بگذرد.
نيمه شب
مسأله 167: براى محاسبه نيمه شب كه پايان وقت نماز عشا به دست مىآيد، احتياط واجب آن است كه فاصله بين غروب تا اذان صبح را دونيم كنيم.[2]
احكام وقت نماز
مسأله 168: نمازهاى غير روزانه داراى وقت مشخصى نمىباشد و بستگى به زمانى دارد كه به علّتى آن نماز واجب شود؛ مثلًا نماز آيات بستگى به زلزله يا كسوف يا خسوف و يا حادثهاى دارد كه پيش آمده است و نماز ميّت، زمانى واجب مىشود كه مسلمانى از دنيا برود.
مسأله 169: اگر تمام نماز قبل از وقت خوانده شود و يا عمداً
[1]. در برخى از شهرها از جمله مكّه، گاهى اوقات موقع ظهر سايه از بين مىرود، بعد از آنكه سايه دوباره پيدا شد، معلوم مىشود ظهر شده است.
[2]. تقريباً يازده ساعت و ربع كه از ظهر شرعى بگذرد آخر وقت نماز مغرب و عشا است؛ مثلًا اگر ظهر شرعى ساعت 15/ 12 باشد، نيمه شب ساعت 30/ 11 مىباشد.
نماز را قبل از وقت شروع كند، باطل است. [اگر نماز در وقت خودش خوانده شود، در اصطلاح مىگويند: نماز «اداء» است و اگر نماز بعد از گذشتن وقت خوانده شود، در اصطلاح مىگويند: نماز «قضاء» شده است.]
مسأله 170: انسان بايد نماز را در وقت معين آن بخواند و اگر عمداً در آن وقت نخواند، گناهكار است.
مسأله 171: مستحب است انسان نماز را در اول وقت بخواند و هر چه به اول وقت نزديكتر باشد بهتر است، مگر آنكه تأخير آن از جهتى بهتر باشد؛ مثلًا صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.
مسأله 172: اگر وقت نماز تنگ باشد، به طورى كه اگر بخواهد مستحبّات نماز را بجا آورد، بخشى از نماز بعد از وقت خوانده مىشود، بايد مستحبّات را بجا نياورد؛ مثلًا اگر بخواهد قنوت بخواند، وقت مىگذرد، بايد قنوت نخواند.
مسأله 173: انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشارا بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمداً نماز عصر را پيش از نماز ظهر و نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند، باطل است.
قبله
مسأله 174: خانه كعبه كه در شهر مَكّه و در مسجد الحرام قرار دارد، «قبله» است و نمازگزار بايد رو به آن نماز بخواند.
مسأله 175: كسى كه بيرون شهر مكه و دور از آن است، اگر
طورى بايستد كه بگويند رو به قبله نماز مىخواند، كافى است.
پوشاندن بدن در نماز
مسأله 176: پسرها و مردان در نماز، بايد عورت را بپوشانند و بهتر است از ناف تا زانو را بپوشانند.
مسأله 177: دخترها و زنان بايد تمام بدن را بپوشانند، ولى پوشاندن دستها و پاها تا مچ و صورت به مقدارى كه در وضو بايد شسته شود، لازم نيست گرچه پوشاندن آن نيز اشكال ندارد. هر چند زنان و دختران مىتوانند در نماز تا مچ پاها را نپوشانند ولى در مقابل نامحرم بايد آن را نيز بپوشانند.
مسأله 178: لباس نمازگزار بايد اين شرايط را داشته باشد:*پاك باشد (نجس نباشد).*مباح باشد (غصبى نباشد).*از اجزاء مردار نباشد؛ مثلًا از پوست حيوانى كه مطابق دستور اسلام ذبح نشده است تهيه نشده باشد، حتى كمربند و كلاه و بند ساعت.*از حيوان حرام گوشت نباشد؛ مثلًا از پوست پلنگ يا روباه تهيه نشده باشد.*اگر نمازگزار مرد است لباس او طلاباف يا ابريشم خالص نباشد.
مسأله 179: علاوه بر لباس، بدن نمازگزار نيز بايد پاك باشد.
مسأله 180: اگر انسان بداند بدن يا لباسش نجس است، ولى
هنگام نماز فراموش كند و با آن نماز بخواند نمازش باطل است.
مسأله 181: در اين موارد، اگر با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، صحيح است:*نداند بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز متوجه شود.*به واسطه زخمى كه در بدن اوست، بدن يا لباسش نجس شده و آب كشيدن يا عوض كردن آن هم دشوار است.*لباس يا بدن نمازگزار به خون نجس شده است، ولى مقدار آلودگى كمتر از دِرْهَم (تقريباً به اندازه يك سكه دوريالى) است.[1]*ناچار باشد كه با بدن يا لباس نجس نماز بخواند؛ مثلًا آب براى آب كشيدن آن ندارد (به شرحى كه در رساله توضيح المسائل، مسأله 819 آمده است).
مسأله 182: اگر لباسهاى كوچك نمازگزار؛ مثل دستكش و جوراب نجس باشد، و يا دستمال كوچك نجسى در جيب داشته باشد، چنانچه از اجزاء مردار يا حرام گوشت نباشد، اشكال ندارد.
مسأله 183: پوشيدن عبا و لباس سفيد و پاكيزهترين لباسها و خوش بو كردن خود و دست كردن انگشترى عقيق در نماز، مستحب است.
مسأله 184: پوشيدن لباس سياه و چرك و تنگ و لباسى كه
[1]. اين مسأله چند مورد استثناء دارد كه براى آشنايى مىتوانيد به رساله توضيح المسائل مسأله 867 مراجعه كنيد.