نكاتى ديگر:
نخست- موارد زير از حكم تحريم مستثنى شدهاند:
الف- حالتهاى شديد ناچارى كه موجب جواز امور نامشروع مىشوند. به عنوان نمونه: اگر درمان يك بيمارى سخت منحصر به استفاده از مادّه مسكر و يا مخدّر ويژهاى باشد، دادوستد آن مادّه، به اندازه ضرورت جايز خواهد بود. نكته قابل ذكر اين است كه بنابر احتياط، اينگونه معاملات بايد به اعتبار ظرف محتوى آن مادّه و يا به ازاى خدمتى كه طرف ديگر انجام مىدهد، برقرار شوند.
ب- در صورتى كه بر آن معامله مصلحتى غير حرام مترتّب باشد. مانند دستيابى و استفاده از مردار جهت انجام آزمايشات علمى در مراكز تحقيقاتى براى رسيدن به نتايجى سودمند براى جامعه.
ج- بخشهايى از بدن مردار كه در حال حيات روح ندارند، همچون مو، پشم، كرك، پر، و... در صورت داشتن فايدهاى مشروع و هدفمند.
دوّم- حرمت دادوستد محرّمات و نجاساتى كه ذكر شد، شامل معامله با كافرانى كه اين امور و موارد را حلال و يا پاك مىشمارند نيز مىشود. از همين رو به عنوان نمونه: فروش شراب، گوشت خوك، آلات قمار، و يا ابزارهاى لهو و آوازه خوانى به كافرى كه آنها را مباح و يا پاك مىشمرد نيز، جايز نمىباشد.
سوم- مىتوان بر سر آب ميوه جوشانده شدهاى كه هنوز دوسوّم آن بخار نشده، هر چند قايل به نجاست آن باشيم، معامله كرد. چه، مىتوان
در صورت ادامه جوشانيدن و بخار شدن تمام دوسوّم آن عصاره، از آن بگونهاى حلال بهرهمند شد.
چهارم- معامله بر سر ادرار و فضولات حيوانى پاك در صورتى كه فايده حلالى دربرداشته باشد، جايز شمرده مىشود، همچنانكه معامله بر سر خون در صورتى كه فايدهاى حلال دربرداشته باشد، و همچنين معامله بر سر فضولات انسانى و حيوانى نجس نيز، البتّه با كراهت دراين مورد، جايز مىباشد.
پنجم- مىتوان بر سر هر چيز نجس شده، كه قابل تطهير و پاك شدن مىباشد (همچون فرش، پارچه، ظروف و ابزارهاى نجس شده) معامله كرد. همچنين معامله بر سر چيزهاى متنجّس غير قابل تطهير، البتّه در صورتى كه استفاده از آنها متوقّف بر طهارت و پاكى آنها نباشد، (همچون سوخت نجس شده، مصالح ساختمانى نجس شدهاى كه در اماكن استفاده مىشود كه مشروط به طهارت نيست، و يا روغنهاى نجس شدهاى كه در صنعت به كار گرفته مىشوند و طهارت آنها الزامى نمىباشد و...) نيز جايز شمرده مىشود.
ششم- اگر بهرهمندى از چيز نجس شده غير قابل تطهيرى (همچون آب ميوه، روغن خوراكى و يا سركه نجس شده) تنها در صورت پاكى و طهارت آن، متصوّر باشد، دادوستد آن جايز شمرده نمىشود، مگر اينكه عرفاً بتوان براى آن استفاده حلال و هدفمند ديگرى را تعريف كرد.
از اين دست مىتوان به دادوستد روغن خوراكى نجس شده، البتّه به عنوان سوختِ چراغهاى قديم اشاره كرد.
3- غِشّ و تَدْليس[1]
قرآن كريم:
خداوند متعال مىفرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ...[2].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد؛...»
حديث شريف:
1- امام جعفر صادق عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مىكند كه ايشان به مردى كه خرما مىفروخت فرمود:
[1]- غِشّ در اصطلاح فقهى به معناى تقلّب در كالاى مورد معامله است و تدليس نيز با اندك تفاوتى به همين مفهوم است (با اين تفاوت كه بيشتر در يك مورد خاصّ يعنى نيرنگ در آرايش زن براى ازدواج بكار مىرود.) امّا از آنجا كه نه غشّ و نه تدليس معادل دقيق و مناسبى در فارسى ندارد لذا در ترجمه از همان الفاظ عربى استفاده شده است- مترجم.
[2]- سوره نساء، آيه 29.
«يا فلان، أما علمت أنّه ليس من المسلمين من غشّهم»[1].
«اى مرد! آيا نمىدانى آنكس كه (در معامله) با مسلمانان تقلّب كند، از مسلمانان نيست.»
2- و همچنين از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده است كه به زنى عطر فروش فرمود:
«إذا بعتِ فأحسني ولا تغشّي، فإنّه أتقى وأبقى للمال»[2].
«هنگامى كه عطر مىفروشى، نيكى كن و تقلّب نكن (در معامله غش نكن) كه همانا اين امر براى پاكى و بقاى مال، بهتر است.»
3- حسين بن مختار مىگويد: به حضرت صادق عليه السلام گفتم: ما كلاه مىسازيم و در درون آن پنبه كهنه قرار مىدهيم و سپس آن را بدون توضيح به خريدار، مىفروشيم. امام فرمود:
«أحبّ لك أن تبيّن ما فيها»[3].
«دوست دارم آنچه در آن است، آشكار كنى.»
4- و دربارهى همين موضوع از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است كه ايشان در حديث مناهى فرمودند:
«ومن غَشَّ مسلماً في شراء أو بيع فليس منّا، ويُحشر يوم القيامة مع اليهود؛ لأنّهم أغشّ الخلق للمسلمين».
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، ابواب ما يُكتسب به، باب 86، ح 2.
[2]- همان، ح 6.
[3]- همان، ح 9.
«هركس در خريد و فروش مسلمانى را فريب دهد، از ما نيست و در روز قيامت با يهود محشور مىشود، زيرا كه آنها فريبكارترين مردم در حق مسلمانان هستند.»
و فرمود:
«ليس منّا من غشّ مسلماً».
«از ما نيست آنكس كه مسلمانى را فريب دهد.»
و فرمود:
«ومن بات وفي قلبه غشّ لأخيه المسلم، بات في سخط اللَّه وأصبح كذلك حتّى يتوب»[1].
«هركس شب را بخوابد و در قلبش فريب (و خيانتى) نسبت به برادر مسلمانش باشد، شب را در غضب خدا گذرانده است و در همين حالت صبح مىكند تا اينكه توبه كند.»
احكام:
فريب و غِش در معاملات و قراردادها حرام است، كه دراين مورد به اجمال سخن گفته شد. يكى از مصداقهاى غش در معامله تدليس است.
مثالى كه در منابع فقهى از آن ياد مىشود، آرايشگرى است كه در مورد زنى كه قصد ازدواج با او دارند تقلّب مىكند. يعنى به وسيله تغييرات ظاهرى بر روى زنى كه قصد ازدواج با او دارند سعى مىكند كه به دروغ او را زيبا نشان دهد، به گونهاى كه عيبهايش براى فريب مردى كه قصد ازدواج با او را دارد پنهان شود. مانند تغيير رنگ صورت يا پوشاندن طاسى سر بوسيلهى گذاشتن موى مصنوعى، يا پنهان كردن عيبهاى صورت يا چشم
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، ابواب ما يُكتسب به، باب 86، ح 10.
بوسيلهى پودرها و كرمهاى زيبايى.
بنابراين تدليس هر عملى است كه براى پنهان كردن و مخفى نمودن عيبهاى يك شئ و نشان دادن آن به گونهاى خلاف واقع، انجام شود.
در حرمت اين عمل، اگر با قصد فريب دادن انجام شود، هيچ شكّى نيست، زيرا از آشكارترين مصداقهاى غِش يا فريب است كه حرام مىباشد.
با اين تفاوت كه امروز تدليس به كار آرايشگرى منحصر نيست، بلكه امروزه زمينههاى بسيارى براى تدليس حرام در قراردادها و معاملات روزانه وجود دارد كه توجّه شما را به بعضى از مصداقها و مثالهاى آن جلب مىنماييم:
1- تدليس در محلّ ساخت يك كالا، يعنى كالايى كه در كشور معيّنى ساخته شده بعنوان توليدى كشور ديگرى عرضه شود.
2- تدليس در نشانههاى تجارى، مانند اينكه شخص يا كارخانهاى از علامت تجارى معروف و مرغوبى براى فروش كالاى خود بهره ببرد كه در غير اين صورت (اگر از اين علامت استفاده نكند) مشترى از آن كالا استقبال نخواهد كرد.
3- تدليس در ذكر تركيبات كالا و مقدار آن، مثلًا در ساخت مادّهاى غذايى از مواد خام غير مرغوب مانند رنگهاى مصنوعى و يا مواد نگهدارندهاى كه مضرّ است استفاده شود و بر روى آن نوشته شود كه اين كالا از اين مواد خالى است، يا اينكه در بيان مواد بكار رفته فقط نام بعضى
ذكر شود كه موجب گمراهى مشترى گردد و همچنين هر چيزى كه موجب پنهان كردن تركيبات حقيقى كالا شود.
4- تدليس در تاريخ توليد و انقضاء مصرف، مانند نوشتن تاريخهاى غير حقيقى، و يا تغيير تاريخ انقضا و همچنين هرگونه تغيير در تاريخ كه منجر به گمراه كردن مشترى شود.
5- تدليس در نوع و درجه بندى كالاى توليدى، به اين صورت كه مثلًا اگر كالا از حيث نوع به درجات ممتاز، متوسّط و عادى تقسيم مىشود، كالايى از نوع عادى را بعنوان كالاى ممتاز عرضه كند.
6- در آنچه از مصاديق غش و تدليس ذكر شد، هيچ فرقى بين اينكه توسط خود شخص و يا ديگرى انجام شده باشد نيست، پس اگر كالايى داراى غش و تدليس باشد، فروش و هر نوع دخالت در فروش آن توسط هركس كه نسبت به آن آگاه باشد حرام است.
4- قمار و شرطبندى
قرآن كريم:
1- خداوند متعال مىفرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِن عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ...[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! شراب و قمار و بتها و ازلام- نوعى بخت آزمايى-، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد...»[2]
2- و همچنين مىفرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ...[3].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد...»
[1]- سوره مائدة، آيه 90.
[2]- منظور از ميسر در لغت و روايات قمار است.
[3]- سوره نساء، آيه 29. [بسيارى از روايات «خوردن اموال يكديگر را به باطل» به قمار تفسير كردهاند.]