حديث شريف:
1- امام باقر عليه السلام مىفرمايد:
«هنگامى كه آيهإِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِن عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُبر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شد، از ايشان سؤال شد:
منظور از ميسر چيست؟ ايشان فرمود:
«كلّ ما تقومر به حتّى الكعاب[1]والجوز...»[2].
«هر آنچه با آن قمار كنند حتّى قاب و گردو..»
2- امام صادق عليه السلام دربارهى اين قول خداوند عزّ وجلّ:لَاتَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِفرمود:
«ذلك القمار»[3].
«منظور قمار است.»
3- امام محمّدباقر عليه السلام در تفسير آيه 90 سوره مائده مىفرمايند:
«... وأمّا الميسر فالنرد والشطرنج، وكلّ قمار ميسر...- إلى أن قال:- كلّ هذا بيعه وشراؤه والانتفاع بشيء من هذا حرام من اللَّه محرّم، وهو رجس من عمل الشيطان»[4].
[1]- كعاب: تاس تخته نرد، قاب.
[2]- وسائل الشّيعة، ج 12، ابواب ما يكتسب به، باب 35، ص 119، ح 4.
[3]- همان، ص 121، ح 14.
[4]- همان، باب 102، ص 239، ح 12.
«... و امّا منظور از ميسر، نرد و شطرنج بوده و البتّه هر قمارى ميسر است... تا آنجا كه مىفرمايد: همه اين موارد خريد و فروش و استفاده از آن نزد خداوند حرام است و پليدى بوده و از عمل شيطان است.»
4- و امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود:
«إنّ الملائكة تحضر الرهان في الخفّ والحافر والريش، وما سوى ذلك فهو قمار حرام»[1].
«همانا ملائكه در مسابقات شتردوانى، و اسبدوانى، و تيراندازى حضور دارند، و غير از اين موارد قمار و حرام است.»
5- معمّر بن خلّاد از امام رضا عليه السلام نقل مىكند كه فرمود:
«... كلّ ما قومر عليه فهو ميسر»[2].
«هر آنچه با آن قمار شود ميسر است.»
6- امام امير المؤمنين عليه السلام فرمود:
«النرد والشطرنج هما الميسر»[3].
«نرد و شطرنج ميسراند.»
7- اسحاق بن عمّار به امام صادق عليه السلام گفت: كودكان در بازى با گردو و تخم مرغ، قمار مىكنند. حضرت فرمودند:
[1]- وسائل الشّيعة، ج 13، كتاب السبق والرماية، باب 3، ص 349، ح 3.
[2]- همان، ج 12، ابواب ما يُكتسب به، باب 104، ص 242، ح 1.
[3]- همان، ح 2، و نيز روايات صحيح و بسيارى دربارهى تحريم نرد و شطرنج از رسول خدا صلى الله عليه و آله و امام على و ساير ائمّه اهلبيت عليهم السلام رسيده است.
«لا تأكل منه فإنّه حرام»[1].
«از آن نخور كه همانا حرام است.»
احكام:
1- قمار حرام است و مال اندوزى بوسيله آن و بوسيله هر فعّاليّتى كه به نوعى با قمار مرتبط است، حرام مىباشد. برخى از اين فعّاليّتها عبارتنداز:
الف- ساختن و توليد وسايل و ابزار قمار.
ب- تجارت آن و واردات و صادرات، خريد و فروش و هر معاملهى ديگرى از اين دست.
ج- گرفتن مزد بابت هر عمل و خدمتى كه به نوعى با قمار مرتبط است.
د- تهيه مقدّمات آن مانند فراهم كردن مكان قمار (خانهها و مراكز و باشگاههاى قمار) و حاضر كردن وسايل و ابزار قمار براى قماربازان و موارد مشابه.
2- بازى به اقسامى تقسيم مىشود:
الف- بازى با وسايل قمار با شرطبندى كه اين حرام است.
ب- بازى با وسايل قمار بدون شرطبندى، كه احتياط واجب در اجتناب از آن است، به خصوص در مورد نرد و شطرنج كه روايات بسيارى در مورد اين دو وارد شده است.
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، ابواب ما يُكتسب به، باب 35، ص 120، ح 7.
ج- بازى با غير از وسايل قمار امّا با شرطبندى كه اين هم حرام است.
د- بازى با غير از وسايل قمار و بدون شرطبندى و برد و باخت، كه از اين جهت اشكال ندارد زيرا دليلى بر تحريم آن نيست.
3- شرطبندى در مسابقات اسب دوانى و تيراندازى از شرط بنديهاى حرام، استثنا شده است، كه اين دو جايز است. (و ان شاء اللَّه احكام مربوط به آنها در جاى خود بيان مىشود.)
4- خريد و فروش بليتهاى بختآزمايى، به هدف بدست آوردن سود نيز از انواع شرطبندى حرام است.
5- امّا خريد بليتهاى بختآزمايى خيريّه تنها به هدف انجام عمل خير و بدون قصد بدست آوردن سود اشكالى ندارد.
6- اگر وسيله معيّنى قبلًا از ابزار قمار بوده است، امّا وضعيت آن تغيير كرده و مردم ديگر آن را بعنوان وسيله قمار نمىشمرند، بازى با آن بدون شرطبندى اشكالى ندارد. اگرچه بنابر احتياط واجب بايد از نرد و شطرنج اجتناب شود زيرا كه در حرمت اين دو رواياتى خاصّ از معصومين وارد شده است.
7- در تطبيق احكام مذكور بر وسايل قمارى كه در زمان پيامبر اسلام متداول بوده و آنچه بعداً بوجود آمده فرقى نيست، حتّى بازى قمار از طريق رايانه و اينترنت نيز مشمول اين احكام است.
8- مرجع و ملاك در تشخيص آنچه آلت قمار شمرده مىشود،
عرف خاصّ است، يعنى عرف اشخاص خبره دراين مورد و طبيعتاً اين امر با اختلاف زمان و مكان تفاوت مىكند، بنابراين چهبسا آلتى در مكان و زمان معيّنى وسيله قمار باشد ولى همين وسيله در مكان و زمان ديگر وسيله قمار شمرده نشود.
5- غنا و موسيقى
قرآن كريم:
خداوند متعال مىفرمايد:
1-وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ[1].
«و بعضى از مردم سخنان بيهوده را مىخرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آيات الهى را به استهزا گيرند؛ براى آنان عذابى خوار كننده است.»
2-قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ* الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ* وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ[2].
«مؤمنان رستگار شدند* آنها كه در نمازشان خشوع دارند* و آنها كه
[1]- سوره لقمان، آيه 6.
[2]- سوره مؤمنون، آيات 1- 3.
از لغو و بيهودگى رويگردانند.»
3-... فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ[1].
«... از بتهاى پليد اجتناب كنيد، و از سخن باطل بپرهيزيد.»
4-وَالَّذِينَ لَايَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَاماً[2].
«و كسانى كه شهادت به باطل نمىدهند (و در مجالس باطل شركت نمىكنند)؛ و هنگامى كه با لغو و بيهودگى برخورد مىكنند، بزرگوارانه از آن مىگذرند.»
رهيافت:
لهو، هرگونه گفتار و عملى است كه از هرگونه هدف خالى است و نهايتاً موجب زيان و ضرر آدمى مىشود، و انسان آن را حتّى به قيمت بسيار اندك هم نمىخرد، بلكه انسان ساعتها و فرصتهاى گرانبهاى عمر خود را بخاطر لهو و گفتار و كردار بيهوده از دست مىدهد و به همين جهت چنين آدمى از آيات الهى دور شده و آن را كنار مىگذارد.
موارد لهو يا گفتار بيهوده بسيار است، امّا آنچه از احاديث منقول از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و اهلبيت ايشان عليهم السلام در تفسير اين آيه استفاده مىشود نهى از غنا است، به اعتبار اينكه يكى از مصداقهاى بارز سخن بيهوده است.
[1]- سوره حجّ، آيه 30.
[2]- سوره فرقان، آيه 72.
همچنين احاديث شريف كلمه «لغو» را در اين دو آيه (مؤمنون، 3/ فرقان، 72) به چيزى كه استماع آن حلال نيست تفسير كردهاند كه شامل بدزبانى، غيبت و مسخره كردن آيات الهى مىشود؛ در بعضى روايات نيز به يكى از مصداقهاى بارزش يعنى غنا و بازيهاى بيهوده تفسير شده است.
امّا در مورد عبارت «قول الزور» (در آيه 30 سوره حج)، مجموعه رواياتى كه در تفسير آن وارد شده، اشاره دارد كه منظور از آن هرگونه گفتار باطل است و همچنين از مصداقهاى بارز قول باطل غنا، طرب و لهو را برمىشمرد.
به نظر مىرسد كه حكمت تحريم غنا همانند حكمت تحريم شراب و ساير مسكرات و مواد مخدّر و قمار است زيرا همه اين موارد انسان را از ياد خدا و آخرت باز مىدارد و او را در حل مشكلات زندگيش ناتوان مىكند، و در نتيجه موجب نوعى فرار از مشكلات و چالشهاى زندگى مىشود كه انسان بوسيله لهو و لعب آنها را به فراموشى مىسپارد.
همچنانكه همه اين موارد، جامعه را به فساد مىكشاند و باعث هرج و مرج و نفاق مىگردد.
همانگونه كه اهل هوى و هوس غنا را وسيلهاى براى انگيزش شهوات خود بكار مىبرند، موجب افزايش فساد و بىبند و بارى جنسى نيز شده و نهاد خانواده را با خطرات جدّى تهديد مىكند.
علاوه براين غنا مانند مسكرات و مواد مخدّر موجب اعتياد مىشود، زيرا آثار سوئى بر بافتهاى عصبى مىگذارد.