نمىكند. اين گروه از مردم به بازرگانى مشغول بودند، پس هر گاه وقت نماز فرامىرسيد، بازرگانى خود را رها مىكردند و براى نماز برمىخاستند، پاداش ايشان از كسانى كه تجارت نمىكنند و نماز مىخوانند بزرگتر است.»
احكام:
نخست: برگرفتن راه و روش اجمال و بىتكلّفى در كسب روزى، امرى مستحبّ و پسنديده بشمار مىرود. مفهوم «اجمال»- آنگونه كه از روايات برمىآيد- عبارت است از:
1- اهتمام به درخواست روزى حلال، و نه حرام.
2- زيان نرساندن و به مشقّت و سختىهاى بزرگ نينداختن خود براى كسب روزى بيشتر.
3- واننهادن ديگر اوامر الهى چه واجب و چه مستحبّ، به خاطر زياده خواهى در طلب دنيا.
دوّم: روايات، اصل تساهل و تسامح را در فعّاليّتهاى اقتصادى، به ويژه به هنگام داد و ستد با ديگران مورد تأكيد قرار مىدهند. به طور كلّى توجّه انسان به كسب درآمد و سود نبايد برخوردارى وى از اخلاق نيكو را تحت تأثير قرار دهد. برخى مصاديق «تساهل و تسامح» در داد و ستد عبارتاند از:
1- فسخ قرارداد در صورتى كه يكى از طرفين معامله پشيمان شده باشد، و قبول لغو قرارداد در صورت درخواست يكى از طرفين، هر چند درخواست او بدون دليل واضحى باشد.
2- تفاوت قائل نشدن ميان مشتريان در بهاى كالا، و پايبندى به بهايى يكسان براى تمام معامله كنندگان. البتّه اختلاف محدودى ميان قيمتها براى افراد مختلف به دلايل معنوى چون خويشاوندى، دوستى و يا برترى در پرهيزگارى و اخلاق، اشكالى ندارد.
3- اينكه فروشنده به هنگام خريد و فروش براى دورماندن از زيان زدن به مردم و بر حذر ماندن از كم فروشى كمى بر پيمانه مورد نظر بيفزايد.
4- به طور كلّى آسانگيرى در داد و ستدهاى تجارى با مردم و همچنين آسانگيرى در پرداخت بدهيهاى خود و همچنين در وصول طلبهاى خود از ديگران.
5- سخت نگرفتن و پافشارى نكردن بر قيمتها در هنگام فروش.
در واقع روايات بر فروش كالا هر چند با سودى كم تأكيد دارند.
سوم: رنگ و لعاب الهى دادن به مراكز اقتصادى و تجارى، از آن رو كه فضاى مادّى اينگونه مراكز، اخلاق انسان را تحت تأثير قرار ندهد. اين امر با اتّخاذ تدابير زير به وقوع خواهد پيوست:
1- برپاداشتن نماز اوّل وقت در اينگونه مراكز و متوقّف ساختن دادوستد، كار، توليد و اعمالى از اين دست به هنگام فرارسيدن وقت نماز.
2- ياد كردن خدا در بازار و مراكز تجارى و اقتصادى و توليدى، با خواندن دعاهاى منقول از معصومين و گفتن شهادتين و تلاوت قرآن و اعمالى از اين دست.
3- امور ناپسند و مكروه در عرصه كسب روزى
قرآن كريم:
1-وَالسَّماءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ* أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ* وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ[1].
«و آسمان را برافراشت، و ميزان و قانون (در آن) گذاشت* تا در ميزان طغيان نكنيد (و از مسير عدالت منحرف نشويد)* و وزن را براساس عدل برپا داريد و ميزان را كم نگذاريد.»
رهيافت:
خداوند هر چيزى را در سرجاى خود و متوازن با جهان آفرينش، آفريده و اينگونه رحمت خود را در آن نمايان ساخته است، و همچنين انسان را به توازن در زندگى امر كرده، تا از آن رهگذر در سالم سازى و نيكبخت ساختن زندگى بشرى سهيم شود. از اين رو زيادهروى
[1]- سوره رحمن، آيات 7- 9.
در خوردن و نوشيدن، و لخرجى، مصرف بيش از توليد و مهمتر از همه عدم پايبندى به توازن و عدالت (ميزان) در دادوستدهاى تجارى با ديگران، ناپسند شمرده مىشوند.
كم گذاشتن از ميزان، همان تجاوز از حدود عدالت مىباشد، كه به ناچيز شمردن حقوق مردم مىانجامد، و كم فروشى به مردم و زيادهطلبى از ايشان از مصاديق آن بشمار مىروند، حال آنكه خداوند ما را از اينگونه اعمال بازداشته و ما را به برپايى توازن و عدل و برترين گونه آن يعنى قسط امر مىكند. مفهوم توازن و عدل نيز تنها با بزرگداشت آن مفاهيم و پايبندى دقيق به آموزههاى آنها بدست مىآيند.
مفهوم «ميزان» در اينجا تمام سنجههاى سامان يافته توسّط انسان براى تنظيم زندگى اجتماعى و اقتصادى، شامل پيمانه و وزن و اندازهگيرى مساحت و ديگر سنجههاى نوين، از اين دست را در برمىگيرد.
2- خداوند متعال مىفرمايد:
وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذَا كِلْتُمْ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا[1].
«و هنگامى كه پيمانه مىكنيد، حق پيمانه را ادا نماييد، و با ترازوى درست وزن كنيد اين براى شما بهتر، و عاقبتش نيكوتر است.»
رهيافت:
وزن كردن با ترازوى درست، همان دادوستد تجارىايست كه در آن
[1]- سوره اسراء، آيه 35.
نه از فريب خبرى هست و نه از تقلّب. چهبسا بزرگداشت اداى حقّ پيمانه، به مفهومى فراتر از بزرگداشت حقوق مردم دلالت مىكند، چرا كه در زمره احترام به قوانين اجتماعى و عدم مخالفت با آنها بر مبناى مصلحتى شخصى به شمار مىرود. از سويى احترام به حقوق و پايبندى به موازين آن، به صورت فطرى و اجتماعى، امرى نيكو شمرده مىشود، و همچنين برترين فرجام فردى و اجتماعى، به شمار مىرود. چه، در صورت حاكميّت فضاى تقلّب در يك جامعه، آن جامعه دچار فاجعهاى مىشود كه رهايى از آن ناممكن مىنمايد، از سوى ديگر فرد متجاوز به حقوق ديگران در چنين فضايى مىبايست از به تاراج رفتن حقوق خود نيز بيمناك باشد.
3- خداوند همچنين مىفرمايد:
وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْباً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِن إِلهٍ غَيْرُهُ وَلَا تَنْقُصُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِنِّي أَرَاكُم بِخَيْرٍ وَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ* وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ[1].
«و بسوى (مدين) برادرشان شعيب را (فرستاديم)، گفت: اى قوم من خدا را پرستش كنيد، كه جز او، معبود ديگرى براى شما نيست پيمانه و وزن را كم نكنيد (و دست به كمفروشى نزنيد) من (هم اكنون) شما را در نعمت مىبينم، (ولى) از عذاب روز فراگير، بر شما بيمناكم* و اى قوم من پيمانه و وزن را با عدالت، تمام دهيد و بر اشياء (و اجناس) مردم، عيب نگذاريد،
[1]- سوره هود، آيات 84 و 85.
و از حقّ آنان نكاهيد و در زمين به فساد نكوشيد.»
رهيافت:
قرآن كريم دراين آيات وضع بسامان اقتصادى قوم شعيب را كه پساز چندى به فساد اقتصادى دچار شد، يادآور مىشود. در واقع شعيب پيامبر عليه السلام ايشان را از پايان كار فساد اقتصادى بر حذر مىداشت و ايشان را به پرستش خدا و التزام به آموزههاى آسمانى فرامىخواند و ايشان را از پرستش دارائيهاى زوال يافتنى و همچنين از كوچك شمردن سنجههاى مورد اطمينان همه، چون پيمانه و ترازو نهى مىكرد. چه، در صورت وفادار نماندن به پيمانه و ترازو و كاهيدن از حقّ آنها، سازمان اجتماعى، خود تهديه به زوال خواهد شد، كه اين زوال نيز به نوبه خود به تباهى و فساد روابط موجود ميان انسانها و انحطاط نيكيها و نعمتهاى الهى منجر خواهد شد.
حديث شريف:
1- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«من باع واشترى فليحفظ خمس خصال، وإلّا فلا يشترين ولا يبيعن: الربا، والحلف، وكتمان العيب، والحمد إذا باع، والذمّ إذا اشترى»[1].
«هركس خريد و فروش مىكند، مىبايست از پنج ويژگى دورى گزيند، در غير اين صورت نه خريد كند و نه كالايى بفروشد. [آن پنج ويژگى
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، ابواب آداب التّجارة، باب 2، ص 284، ح 2.
عبارتاند از]: ربا، سوگند يادكردن (در معامله)، پنهان نمودن عيب كالا، مدح كالا در صورت فروش آن و بدگويى از يك كالا در صورت خريد آن.»
2- امام كاظم عليه السلام مىفرمايد:
«ثلاثة لا ينظر اللَّه إليهم؛ أحدهم رجل اتّخذ اللَّه بضاعة، لا يشتري إلّا بيمين، ولا يبيع إلّابيمين»[1].
«خداوند بر سه دسته نظر (لطف و رحمت) نمىكند: يكى از آنها كسى است كه خدا را كالايى شمرده و چيزى نمىخرد مگر با سوگند و چيزى نمىفروشد مگر با سوگند.»
3- روايت شده كه برخى از ياران امام صادق عليه السلام به ايشان عرض داشتند: مردى با نيّت تمام و كمال دادن پيمانه، نمىتوانست به درستى كالا را پيمانه كند. امام عليه السلام فرمودند:
«فما يقول الذي حوله؟».
«آنان كه در اطراف وى قرار دارند چه مىگويند؟»
راوى مىگويد: مىگويند پيمانه را تمام و كمال نمىدهد، پس امام فرمودند:
«هذا ممّن لا ينبغي له أن يكيل»[2].
«او از كسانى است كه نمىبايست پيمانه كنند.»
4- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه ايشان از فروش كالا در فاصله
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، ابواب آداب التّجارة، باب 25، ص 309، ح 2.
[2]- همان، باب 8، ص 292، ح 1.
زمانى ميان سپيده دم و طلوع خورشيد، نهى مىكردند.[1]
5- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايند:
«لا يحتكر الطعام إلّاخاطئ»[2].
«تنها نادرستكاران به احتكار مواد غذايى مىپردازند.»
6- در حديث ديگرى آمده كه اميرمؤمنان على عليه السلام از احتكار در شهرها نهى مىكردند.[3]
7- روايت شده كه امام صادق عليه السلام از پدران بزرگوارشان عليهم السلام در حديث مناهى (يعنى: امور نهى شده) از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل كردهاند، كه ايشان از دخالت در كار خريد و فروش برادران مسلمان (به منظور برهم زدن آن، و يا بهره بردارى از آن به سود خود) نهى كردند.[4]
8- هشام بن حكم مىگويد: در زير سايهاى مشغول فروش پارچه سابرى[5]بودم كه ابوالحسن امام موسى بن جعفر عليه السلام سوار بر مركب بر من گذر كرد، پس به من فرمود:
«يا هشام، إنّ البيع في الظلال غشّ، والغشّ لا يحلّ»[6].
[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، ابواب آداب التّجارة، باب 12، ص 295، ح 2.
[2]- همان، باب 27، ص 314، ح 8.
[3]- همان، ح 9.
[4]- همان، باب 49، ص 338، ح 3.
[5]- گونهاى پارچه است.
[6]- همان، باب 58، ص 342، ح 1.