بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 54

«اى هشام! فروش در زير سايه تقلّب محسوب مى‌شود، و تقلّب‌[1]حلال نمى‌باشد.»

احكام:

نخست: بكارگيرى روشهايى كه امكان دارد به تقلّب، كم‌فروشى و يا ديگر امور نامشروع در چارچوب دادوستد و يا به طور كلّى قراردادها منجر شود مكروه و ناپسند است. برخى از اين روشها عبارت‌اند از:

1- تعريف فروشنده از كالاى مورد فروش و بدگويى مشترى از كالاى در حال خريد. لازم به ذكر است كه كراهت اين مورد در ديگر قراردادها ومبادلات نيز جارى مى‌باشد.

2- به درستى سوگند خوردن، در حين معامله؛ زيرا هركس به سوگند خوردن راست عادت كند احتمال مى‌رود كه رفته رفته سوگند دروغ نيز از او سرزند كه اين كار از محرّمات قطعى است.

3- عرضه و يا فروش كالا در مكان و يا شرايطى كه موجب پوشيده شدن عيبهاى كالا شوند؛ عرضه كالا در زير نور شديدى كه موجب پوشيده شدن نقاط ضعف كالا مى‌شود و يا فروش كالا، به دور از نور كه موجب پوشيده شدن عيبهاى كالا مى‌شود و كارهايى از اين دست از اين جمله‌اند.

4- اگر كسى وزن كردن، پيمانه كردن، اندازه‌گيرى مساحت‌

[1]- هرجا دراين كتاب از واژه (غشّ) استفاده شده يابه (فريب) ويابه (تقلّب) برگردانده شده است- مترجم.


صفحه 55

و يا شمارش كالا را به درستى نداند، مكروه است آن را انجام دهد.

دوّم: پيروى از روشهاى اقتصادى پيچيده‌اى كه امكان دارد به ديگران زيان رساند، مكروه و ناپسند است. برخى از اين روشها عبارت‌اند از:

الف- وارد شدن در قراردادهاى در حال انعقاد ميان ديگران، و تلاش براى بهره‌بردارى از آن به سود خود.

ب- احتكار كالاها، البتّه بجز موارد احتكارى كه حرام شمرده مى‌شوند.

سوم: فروش كالا در فاصله زمانى سپيده دم تا طلوع آفتاب (بين‌الطّلوعين) مكروه است. چه‌بسا اختصاص اين ساعات از روز به دعا و ياد خدا، كراهت فروش كالا را دراين فاصله زمانى موجب شده باشد.


صفحه 56

4- حلال و حرام در عرصه فعّاليّتهاى اقتصادى‌

قرآن كريم:

وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ* الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ* وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ* أَلَّا يَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُم مَبْعُوثُونَ* لِيَوْمٍ عَظِيمٍ* يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ‌[1].

«واى بر كم‌فروشان* آنان كه وقتى براى خود پيمانه مى‌كنند، حقّ خود را بطور كامل مى‌گيرند* امّا هنگامى كه مى‌خواهند براى ديگران پيمانه يا وزن كنند، كم مى‌گذارند* آيا آنها گمان نمى‌كنند كه برانگيخته مى‌شوند،* در روزى بزرگ،* روزى كه مردم در پيشگاه پروردگار جهانيان مى‌ايستند.»

رهيافت:

برخى از مردم تنها خود را بر حقّ مى‌دانند، و بر همين مبنا با ديگران به دادوستد مى‌پردازند. از همين رو تقلّب مى‌كنند، از اموال ديگران‌

[1]- سوره مطفّفين، آيات 1- 6.


صفحه 57

مى‌دزدند و به حقوق ديگران دست اندازى مى‌كنند. نشانه اين دسته، آن است كه به هنگام گرفتن حق خود از مردم، آن را تمام و كمال از مردم مى‌گيرند، ولى به هنگام اداى حقّ ديگران از آن كم مى‌گذارند. اين عمل همان كم‌فروشى است. پس واى بر ايشان چرا كه منصفانه عمل نمى‌كنند.

در واقع رسالتهاى الهى همواره با تمام گونه‌هاى فساد اقتصادى در جوامع به مبارزه پرداخته‌اند، كه كم‌فروشى يكى از بدترين گونه‌هاى آن مى‌باشد.

ولى پرسش اينجاست كه آيا فساد اقتصادى تنها در كم‌فروشى در وزن و پيمانه خلاصه مى‌شود يا ايندو تنها مثالهايى هستند براى مفهومى فراگيرتر؟ در پاسخ بايد گفت كه تقلّب، احتكار، سوء استفاده از نيروى فرودستان، بهره‌كشى از ثروت سرزمينها و كشورهاى مختلف، اخّاذى و ديگر روشهاى نامشروع كسب درآمد، همه و همه از گونه‌هاى مختلف فساد اقتصادى مى‌باشند.

2- خداوند متعال مى‌فرمايد:

أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ* وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ* وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ‌[1].

«حق پيمانه را ادا كنيد (و كم‌فروشى نكنيد)، و ديگران را به خسارت نيفكنيد* و با ترازوى صحيح وزن كنيد* وحق مردم را كم نگذاريد، و در زمين تلاش براى فساد نكنيد.»

[1]- سوره شعراء، آيات 181- 183.


صفحه 58

رهيافت:

ظاهراً روابط ميان اصحاب ايكه [كه شهرى نزديك مدين بود] روابطى مبتنى بر فساد بوده است. ايشان به جاى هميارى در امر توليد، در زمين به فساد مى‌پرداختند و به حقوق يكديگر دست‌اندازى مى‌كردند، بگونه‌اى كه در پيمانه كردن به يكديگر زيان مى‌رساندند، و در وزن كردن از چارچوب عدل خارج مى‌شدند. از همين رو پيامبر ايشان حضرت شعيب عليه السلام ايشان را به شدّت از اين اعمال نهى كرد و دستور داد تا حقّ پيمانه را ادا كنند و به عدل و قسط، كالاها را وزن كنند.

3- خداوند مى‌فرمايد:

قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ‌[1].

«بگو: پروردگارم امر به عدالت كرده است، و توجّه خويش را در هر مسجد (و به هنگام عبادت) به سوى او كنيد و او را بخوانيد، در حالى كه دين (خود) را براى او خالص گردانيد (و بدانيد) همان گونه كه در آغاز شما را آفريد، (بار ديگر در رستاخيز) باز مى‌گرديد.»

4-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً[2].

[1]- سوره اعراف، آيه 29.

[2]- سوره نساء، آيه 29.


صفحه 59

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد مگر اينكه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد. و خودكشى نكنيد خداوند نسبت به شما مهربان است.»

5-وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّ وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى‌ كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَايُظْلَمُونَ‌[1].

« (گمان كرديد ممكن است پيامبر به شما خيانت كند؟ در حالى كه) ممكن نيست هيچ پيامبرى خيانت كند و هركس خيانت كند، روز رستاخيز، آنچه را در آن خيانت كرده، با خود (به صحنه محشر) مى‌آورد، سپس به هركس، آنچه را فراهم كرده (و انجام داده) است، به طور كامل داده مى‌شود، و (به همين دليل) به آنها ستم نخواهد شد (چرا كه محصول اعمال خود را خواهند ديد).»

رهيافت:

خداوند دراين سه آيه مردم را به عدالت كه مبناى استوار قوانين قراردادها و معاملات تجارى است، فرامى‌خواند، و از هر آنچه با عدالت ناسازگار باشد، نهى مى‌كند. مانند: خوردن اموال يكديگر از راههاى نامشروع، كه مى‌توان آن را بر بسيارى از اعمال درآمد زاى حرام به ويژه ربا، منطبق ساخت، و خيانت در اموال مردم، رشوه، دزدى و ديگر اعمالى از اين دست.

[1]- سوره آل عمران، آيه 161.


صفحه 60

6-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَايَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهاً وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى‌ أَن تَكْرَهُوا شَيْئاً وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً[1].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! براى شما حلال نيست كه از زنان، از روى اكراه (و ايجاد ناراحتى براى آنها،) ارث ببريد و آنان را تحت فشار قرار ندهيد كه قسمتى از آنچه را به آنها داده‌ايد (از مهر)، تملّك كنيد مگر اينكه آنها عمل زشت آشكارى انجام دهند. و با آنان، به طور شايسته رفتار كنيد و اگر از آنها، (به جهتى) كراهت داشتيد، (فوراً تصميم به جدايى نگيريد) چه‌بسا چيزى خوشايند شما نباشد، و خدا خير فراوانى در آن قرار مى‌دهد.»

7-وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِيناً[2].

«واگر تصميم گرفتيد كه همسر ديگرى به جاى همسر خود انتخاب كنيد، ومال فراوانى (بعنوان مهر) به او پرداخته‌ايد، چيزى از آن را پس نگيريد آيا براى باز پس گرفتن مهر زنان، به تهمت و گناه آشكار متوسّل مى‌شويد.»

8-إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى‌ ظُلْماً إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَاراً وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيراً[3].

«كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مى‌خورند، (در حقيقت،) تنها آتش مى‌خورند، و به زودى در شعله‌هاى آتش (دوزخ) مى‌سوزند.»

[1]- سوره نساء، آيه 19.

[2]- سوره نساء، آيه 20.

[3]- سوره نساء، آيه 10.


صفحه 61

رهيافت‌

يكى از نفرت‌انگيزترين گونه‌هاى مال حرام، مال حاصل از بهره كشى است، و يكى از نفرت‌انگيزترين گونه‌هاى بهره‌كشى، بهره‌كشى از دسته‌هاى فرودستى است كه توانايى دفاع از خود را ندارند. اين آيات نيز به عنوان نمونه، به دودسته از فرودستانى كه گاه طعمه بهره‌كشان مى‌شوند، يعنى زنان و يتيمان، اشاره مى‌كنند. از همين رو خداوند، به ناحقّ خوردنِ اموال ايشان، و دست اندازى بى‌دليل به حقوق ايشان را به شدّت نهى مى‌كند.

حديث شريف‌

1- از رسول اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه ايشان در خطبه وداع خود چنين فرمودند:

«يا أيّها النّاس! إنّما المؤمنون اخوة، ولا يحلّ لمؤمن مال أخيه إلّا عن طيب نفس منه»[1].

«اى مردم! همانا مؤمنان با يكديگر برادرند، و مال برادر مؤمن بر ديگر مؤمنان حلال نيست مگر با رضايت وى.»

2- امام صادق عليه السلام از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت مى‌كنند كه فرمودند:

«إنّ الروح الأمين جبرئيل أخبرني عن ربّي أنّه لن تموت نفس حتّى تستكمل رزقها، فاتّقوا اللَّه وأجملوا في الطلب، واعلموا أنّ الرزق رزقان:

فرزق تطلبونه ورزق يطلبكم، فاطلبوا أرزاقكم من حلال، فإنّكم إن‌

[1]- وسائل الشّيعة، ج 3، كتاب الصلاة، أبواب مكان المصلّي، باب 3، ص 425، ح 3.