بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 64

يده في الطعام، ففعل، فأخرج طعاماً رديئاً، فقال لصاحبه: ما أراك إلّا وقد جمعت خيانة وغشّاً للمسلمين»[1].

«پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در بازار شهر به غذايى گذر كردند، پس به صاحب آن گفتند: غذاى تو را نيكو مى‌بينم، و از بهاى آن پرسيدند، پس خداوند عزّ وجلّ به ايشان وحى كرد كه به آن غذا دست برد، پس ايشان نيز انجام دادند، پس [از آن ميان‌] غذايى فاسد بيرون كشيدند، پس به صاحب آن غذا گفتند: تورا نمى‌بينم مگر اينكه خيانت وفريب را براى مسلمانان گردآورده‌اى.»

10- همچنين در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمودند:

«لا تناجشوا»[2].

«قيمت كالا را در مزايده بالا نبريد در حاليكه نمى‌خواهيد آن را بخريد.»

احكام:

اصل در تجارت (به معنى عامّ كلمه كه دادوستدهاى بازرگانى- خريد وفروش-، فروش خدمات و صنعت را شامل مى‌شود) در صورت وجود رضايت دو طرف قرارداد و همچنين وقوع قرارداد در چارچوب احكام شريعت، آزادى كامل افراد در آن مى‌باشد. ضرورت حلال بودن موضوع قرارداد (يعنى بها و كالا)[3]از جمله نمونه‌هاى احكام شريعت است.

پس اگر موضوع قرارداد حرام باشد، مانند فروش آنچه خدا حرام ساخته،

[1]- وسائل الشّيعة، ج 12، كتاب التّجارة، ابواب ما يكتسب به، ب 86، ص 209، ح 8.

[2]- همان، ابواب آداب التّجارة، باب 49، ص 337، ح 4.

[3]- (ثمن و مثمن).


صفحه 65

ويا فروش خدمات در چارچوب امورى كه جز حرام دربرندارند (همچون اجاره ساختمانى به عنوان قمارخانه، بار مشروبات حرام، رقّاص خانه، ويا محلّى براى نمايش فيلمهاى مبتذل حرام)، قرارداد نامشروع خواهد بود.

2- يكى از مهمترين اهداف بازرگانى و دادوستد حلال، اداى حقوق مردم بر مبناى عدالت مى‌باشد. در واقع خداوند پيامبران خود را براى نهادينه كردن همين عدالت فروفرستاده است. عدالت متضادّ ظلمى است كه خداوند از آن به شدّت نهى كرده است. از همين رو قرآن كريم سرقت و دزدى را يكى از مصاديق ظلم مى‌داند:

وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ* فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ‌[1].

«دست مرد دزد و زن دزد را، به كيفر عملى كه انجام داده‌اند، بعنوان يك مجازات الهى، قطع كنيد و خداوند توانا و حكيم است* امّا آن كس كه پس‌از ستم كردن، توبه و جبران نمايد، خداوند توبه او را مى‌پذيرد، (و ازاين مجازات، معاف مى‌شود، زيرا) خداوند، آمرزنده و مهربان است.»

3- معامله و دادوستد تجارى و مالى با ديگران به خودى خود جواز گرفتن اموال ديگران را موجب نمى‌شود، بلكه عملكردهاى بازرگانى و مالى جملگى مى‌بايست براساس تراضى (رضايت طرفهاى قرارداد)

[1]- سوره مائدة، آيات 38 و 39.


صفحه 66

صورت پذيرند، از اين رو مبناى گرفتن اموال ديگران بگونه‌اى حلال، رضايت صاحب مال مى‌باشد.

4- خوردن دارائيهاى ديگران چه مسلمان و چه غير مسلمان حرام است. مگر اينكه دستاويز شرعى بسنده‌اى براى اين كار داشته باشيم. چه، خداوند متعال يهوديان را بخاطر خوردن داراييهاى مردمان ديگر اقوام ملامت مى‌كند. در واقع خوردن اموال ديگران گونه‌اى ستم است، و ستم نيز حرام و مخالف عدل و قسطى است كه خداوند بدان دستور داده است.

بايد گفت: احترام به حقوق مالى مردم (مگر در جاهايى كه شرع حرمت آن را نفى مى‌كند) قاعده فقهى اساسى دراين بحث مى‌باشد.

5- انسان مى‌بايست در دادوستدهاى تجارى و عملكردهاى مالى خود از فروافتادن در ظلم وامور حرام، اجتناب ورزد. حال خواه اين ظلم پنهانى باشد كه در قرآن از آن به (غل) يعنى فريب تعبير شده و خواه ظلمى آشكار باشد.

برخى از مصاديق مال حرام عبارت‌اند از:

الف- سوء استفاده شخصى از جايگاه و موقعيّت براى مال‌اندوزى نامشروع. همچون تقسيم ناعادلانه اموال، دزدى از بيت‌المال، يا اينكه كسى در برابر ارائه خدمات به مردم، كه از وظائف و مسئوليتهاى او است، از آنها طلب مال كند.

ب- كم‌فروشى؛ كم‌فروشى عبارت است از كاستن از پيمانه، وزن، شمارش و يا مساحت مورد نظر در هنگام فروش و يا عقد قراردادهاى ديگر.


صفحه 67

ج- خوردن به ناحقّ داراييهاى يتيمان؛ چه اين گروه اجتماعى در زمره اقشار فرودست و ناتوان جامعه قرار دارند، و همين ناتوانى ايشان گاهى موجب مى‌شود تا آزمندان، داراييهاى ايشان را به نفع خود بكار برند.

د- ستم مالى به همسر؛ زيرا اين مرد است كه امور همسر خود را سامان مى‌بخشد، از همين رو زن در برابر مرد موجودى ناتوان خواهد بود.

برخى مردان از اين ناتوانى به نفع خود سوء استفاده مى‌كنند و به زن ستم مى‌ورزند. امتناع از دادن مهريه زنى كه مستحقّ آن است، فشار آوردن بر زن بخاطر كوتاه آمدن از مهريه يا بخشى از آن، يا امتناع از پرداخت مهريه زنى كه مرد، پس‌از دخول خواستار طلاق او مى‌باشد و اعمال ديگرى از اين دست، در زمره ستم مالى به همسر به شمار مى‌آيند.

ه- فريبكارى‌[1]در معاملات؛ تقلّب يا فريبكارى در عرصه دادوستد عبارت است از ارائه كالا بر خلاف عرف و يا بر خلاف قرارداد بسته شده ميان دو طرف. برخى نمونه‌هاى آن عبارت‌اند از:

- آميختن شير به آب بدون اطّلاع خريدار.

- آميختن كالاهاى نامرغوب با كالاهاى مرغوب بگونه‌اى كه خريدار متوجّه آن نشود.

- پنهان كردن آسيبهاى يك كالا و يا نقاط ضعفى كه اگر خريدار به آن عيبها پى برد از خريد صرف نظر خواهد كرد.

- دادن كالايى با مرغوبيّت كمتر نسبت به آن چيزى كه در قرارداد عنوان‌

[1]- غشّ.


صفحه 68

شده است. و...

در واقع نمونه‌هاى تقلّب در دادوستدهاى امروزين بسيار گوناگون‌اند.

پس هرچه در عرف مردم به عنوان تقلّب و يا فريب شناخته شود، مشمول اين حكم خواهد شد.

و- اينكه كسى قيمت كالا را بدون اينكه بخواهد آن را خريدارى كند با هدف تشويق ديگر خريداران به بالا بردن قيمت كالا، بالا ببرد.

اين عمل كه در ادبيات فقهى از آن به (نجش) تعبير شده است، اگر با همكارى فروشنده صورت گيرد نامشروع است. لازم به ذكر است كه بيشتر اوقات استفاده از اين روش در مزايده‌هاى عمومى ديده مى‌شود.

چه‌بسا هر روشى كه فروشندگان براى ايجاد اشتياق دروغين در مشتريان براى خريدارى كالاها به بهايى بيش از بهاى واقعى آنها، اتّخاذ كنند، و در نتيجه هر عملكردى كه به فريب و نيرنگ وكلاهبردارى در معاملات تجارى بينجامد، مشمول اين حكم خواهد شد.[1]

[1]- مصاديق مال‌اندوزى حرام بسيارند، كه مى‌توان در ابواب معاملات كتب فقهى بيش‌از پيش بدانها دست يافت. همچنين در فصلهاى بعدى نيز بدين مصاديق اشاره خواهد رفت.


صفحه 69

5- رضايت طرفين؛ مبناى دادوستد

قرآن كريم:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً[1].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد مگر اينكه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد. و خودكشى نكنيد خداوند نسبت به شما مهربان است.»

رهيافت:

انسان محترم است، هر چيزى كه با وى پيوند دارد نيز محترم است.

از سويى دارايى هركس بخشى از تلاش اوست، و در نتيجه بخشى از خود اوست. پس دست اندازى بدان حرام است چرا كه دست‌اندازى به كرامت انسان تلقّى مى‌شود، و هركس كه كرامت مردم را محترم نشمرد،

[1]- سوره نساء، آيه 29.


صفحه 70

بايد منتظر دست‌اندازى ديگران به حقوقش باشد.

از همين رو، گفته قرآن روى سخن را متوجّه همگان مى‌سازد و مردم را به رعايت حقوق يكديگر دستور مى‌دهد. چه، در صورت نهادينه نشدن ارزش احترام به حقوق مالى ديگران در جامعه، بيگمان حقوق هركس روزى مورد تجاوز قرار خواهد گرفت. پس بر ماست كه از مال اندوزى با استفاده از روشهاى باطل، دورى گزينيم.

در واقع راه و روشهاى باطل دراين عرصه همانهايى هستند كه توسّط دين رد شده‌اند و در چارچوب بازرگانى همراه با تراضى (رضايت طرفين) قرار نمى‌گيرند. پس مال اندوزى از راه قمار، خريد و فروش مُسكرات و موادّ مخدّر، فريبكارى، دزدى و چپاول باطل و نامشروع شمرده مى‌شوند، و تنها گونه مشروع دراين عرصه بازرگانى همراه با تراضى (رضايت طرفين) مى‌باشد. تعبير «بازرگانى همراه با تراضى» دربردارنده نشانگر دو امر است:

نخست- اينكه آن فعّاليّت گونه‌اى بازرگانى باشد. به ديگر سخن آن فعّاليّت بايد گونه‌اى گردش مالى از راههاى مشروع همچون (فروش، اجاره، رهن و...) باشد. از همين رو مال اندوزى از راه غصب و فريبكارى جايز نمى‌باشد.

دوّم- اينكه اين بارزگانى از اكراه و اجبار دور و از فريبكارى و تقلّب پيراسته باشد. چه در غير اين صورت شرط تراضى (رضايت طرفين) حاصل نخواهد شد.

اين قاعده بيان مى‌كند كه تمام قراردادهاى تجارى همراه با رضايت‌


صفحه 71

طرفين، مگر قراردادهاى مخالف با يكى از شرطهاى اساسى و آشكار دين همچون (بازرگانى با روشها و ابزارهاى نامشروع)، از ديدگاه اسلام درست تلقّى شده‌اند.

در واقع اين امر، شريعت اسلامى را در همسازى با پيشرفت نيازهاى بشرى، از انعطاف پذيرى كافى برخوردار مى‌سازد.

حديث شريف‌

1- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمودند:

«إنّما البيع عن تراضٍ»[1].

«همانا فروش، بر مبناى تراضى (رضايت طرفين) صورت مى‌پذيرد.»

2- از امام باقر وامام صادق عليهما السلام روايت شده كه فرمودند:

«لا طلاق إلّالمن أراد الطلاق»[2].

«طلاق رخ نمى‌دهد مگر از سوى كسيكه طلاق را اراده كند.»

3- زراره از يسع روايت مى‌كند كه گفت: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه در حديثى مى‌فرمود:

«ولو أنّ رجلًا طلّق على سُنّة وعلى طهر من غير جماع وأشهد ولم ينوِ الطلاق لم يكن طلاقه طلاقاً»[3].

«اگر مردى براساس سنّت رسول خدا، و در حال پاكى همسر خود از

[1]- الميزان فى تفسير القرآن، ج 4، ص 322، (تفسير آيه 29 سوره النساء).

[2]- وسايل الشّيعة، ج 15، ابواب مقدّمات الطلاق، باب 11، ص 285، ح 2.

[3]- همان، ح 1.