بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 102

3- آميزش جنسى دراين حالت گاهى موجب درد و ناراحتى در زن مى‌شود.

4- مهمّ‌تر از همه اين است كه خداوند متعال در آيه 222 سوره بقره (كه درباره آن‌سخن خواهيم گفت) از اين عمل نهى فرموده است.

قاعدگى در قرآن كريم‌

خداوند مى‌فرمايدوَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُواالنِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَ‌اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ‌[1].

«و از تو درباره حيض سؤال مى‌كنند. بگو: چيز زيان‌بار و آلوده‌اى است، از اين رو درحالت قاعدگى، از زنان كناره‌گيرى كنيد و با آنها نزديكى ننمائيد تا پاك شوند وهنگامى كه پاك‌شدند، از طريقى كه خدا به شما فرمان داده، با آنها آميزش كنيد. خداوند توبه كنندگان را دوست دارد وپاكان را (نيز) دوست دارد.»

دراين آيه كريمه حقايق زيادى درباره عادت ماهيانه زن ذكر شده است:

الف- از(وَيَسْأَلُونَكَ)استفاده مى‌شود كه قاعدگى يك‌مسأله اجتماعى بوده است كه مردم درباره آن از پيامبر اكرم‌صلى الله عليه وآله سؤال مى‌كردند.

ب- واژه (الْمَحِيضِ) به معناى حالت قاعدگى يا زمان آن‌مى‌باشد، و گويا سؤال مردم از خود حيض نبوده بلكه از حالت حيض براى زن بوده و جواب هم‌مطابق سؤال ذكر شده است.

ج- واژه‌(أَذىً)به معناى عارضه‌اى است كه متناسب طبع‌انسان و خوشايند او نيست.[2]به نظر مى‌رسد كه (أَذىً) چيزى كمتر از «ضرر» است و مخالف آن راحتى است و در آيه‌به معناى يك حالت غير طبيعى در زن مى‌باشد.

د- امر به اعتزال و كناره‌گيرى از زنان‌(فَاعْتَزِلُوا)درحالت حيض يا در زمان آن، يك امرو دستور عامّ است و نشان مى‌دهد كه هر نوع نزديك شدن به زنان و به هر صورت ناپسند است‌ولى جمله بعدى قرآن، نزديكى حرام را به آميزش جنسى اختصاص داده است و اين بدان معنى‌است كه حكم (كناره‌گيرى مطلق) نوعى از حكم تنزيهى يا آن چيزى است كه آن راكراهت مى‌ناميم.

ه- اينكه در آيه:(فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ)آمده، نه «فيه»، يعنى اسم «محيض» تكرار شده و به جاى آن ضمير نيامده‌است، شايد اين نكته را برساند كه دورى كردن از زنان مخصوص حالت جريان خون نيست‌بلكه ساير ايام حيض وروزهايى را كه در حكم حيض است‌

[1]سوره بقره، آيه 222.

[2]الميزان، ج 2، ص 207.


صفحه 103

نيز شامل مى‌شود.

و- نهى از مقاربت‌(وَلَا تَقْرَبُوهُنَ)كه با توجّه به جمله‌(فَأْتُوهُنَّ)تنها به معناى مقاربت جنسى و آميزش است، تأكيد بر اين مطلب است كه در حالت حيض تنها آميزش جنسى حرام است و تعبير(حَتَّى يَطْهُرْنَ)هم نشان مى‌دهد كه حدّ و مرز حرمت، پايان يافتن حالت حيض است زيرا طهارت (كه همان بازگشت به حالت طبيعى بعدازحالت زيان آلود(أَذىً)غير طبيعى است) زمانى تحقّق‌مى‌يابد كه جريان خون به طور كامل متوقّف شده باشد.

ز- امّا امر(فَأْتُوهُنَ)كه دلالت بر جواز مقاربت جنسى‌دارد، براى زمانى است كه طهارت كامل تحقّق يافته باشد و طهارت كامل هم با غسل كردن‌تحقّق مى‌يابد و لذا خداوند فرموده است:(فَإِذَا تَطَهَّرْنَ‌فَأْتُوهُنَ)كه دلالت بر اين امر دارد كه آميزش جنسى قبل از طهارت همچنان‌مكروه باقى مى‌ماند كه اهل مروت بايد از آن اجتناب ورزند مگر در ضرورت مانند سفر وغيره.

ح- ولى بهترين شيوه آميزش جنسى چگونه صورت مى‌گيرد؟ بايد گفت كه تنها با رعايت‌حدود الهى و از راهى كه خدا امر كرده است. جمله‌(مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ‌اللَّهُ)نشان مى‌دهدكه راه طبيعى همان راهى است كه خداوند امر كرده است‌ونبايد از آن تجاوز كرد و اين همان راهى است كه از آن طريق زاد و ولد صورت مى‌گيرد. پس ازجمله‌(مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ)استفاده مى‌شود كه‌انسان مؤمن‌بايد به اين راه و به ساير واجبات و محرّمات در هنگام آميزش متعهّد و مقيّد باشد.

حقايقى درباره عادت ماهيانه‌

اوّل- حيض يا حالت قاعدگى يك پديده طبيعى است كه براى زنان عارض مى‌شود و غالباًدر هر ماه تكرار مى‌گردد و چون اين حالت از نظر فيزيكى و روانى، تأثيرات خاصى براى زنان‌دارد، اسلام هم دراين زمينه احكام مشخّص و ويژه‌اى را تشريع كرده است.

دوّم- اين پديده از سوى خود انسان با روش علمى و كوشش عرفى و تجربى قابل شناسائى‌است چنانكه همه پديده‌هايى كه احكام شرعى بر آنها مترتّب مى‌گردد، مانند: بيمارى وسلامت، فقر وغنى، قدرت و ضعف و غيره نيز به همين طريق شناخته مى‌شوند. خداوندفرموده است:

(بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ[1].

«بلكه انسان، خودش از وضع خود آگاه است.»

سوم- چون يك سلسله احكام شرعى براين پديده مترتّب شده، سؤالات مردم هم درباره‌آن‌

[1]سوره قيامه، آيه 14.


صفحه 104

زياد شده و از طرف رهبران شريعت (يعنى پيامبر عظيم الشأن و امامان معصوم) پاسخها با بيان نشانه‌ها و علايم ارائه گرديده است، ولى به اين نكته نيز اشاره رفته كه اين‌پديده يك حقيقت شناخته شده بوده و جاى خفا و ابهام ندارد، و اين نشان مى‌دهد كه‌شناخت اين پديده، موكول‌به عرف است و امارات و نشانه‌هايى را كه شريعت بيان داشته غالباً جنبه ارشادى دارد، چنانكه در حديث منقول از پيامبر اكرم‌صلى الله عليه وآله خطاب به زنان آمده است: «اگر خون، خون حيض باشد، رنگ آن سياه و شناخته شده است و اگر چنين باشد، نمازبجانياور.»[1]

چهارم- از آنجا كه قاعدگى يك پديده طبيعى است، پس زنى كه از نظر بهداشتى ازسلامتى كامل برخوردار باشد، اين عادت را مى‌بيند بر خلاف ساير خونها مانند: استحاضه يانفاس‌يا خون بكارت يا خون زخمها و لذا خونى كه زن مى‌بيند، اساساً، حيض محسوب مى‌شودمگر در حالات استثنائى كه نتوان آن را حيض تلقّى كرد.

پنجم- گاهى علايم و نشانه هايى كه در شرع، يا در عرف و يا به وسيله متخصّصان، مشخّص شده با يكديگر همخوانى پيدا نمى‌كند يا در ميان آنها تعارض ديده مى‌شود (مانندتعارض علايم هر پديده طبيعى ديگر) دراين صورت بايد به عرف مراجعه شود تإ؛ خخغطعلامت نزديكتر و نشانه موثق‌تر به حسب شرايط مختلف مربوط به موضوع بدست آيد، چنانكه مشروح آن در آينده خواهد آمد.

ششم- نشانه‌هايى هم وجود دارد كه زن از طريق آنها مى‌تواند قاعدگى خود را تشخيص‌دهد كه به برخى از آنها اشاره مى‌شود:

الف- چون عادت ماهيانه در هر چهار هفته يكبار اتّفاق مى‌افتد، پس آن عادتى است باوقت معيّن و يا با مقدار و وقت معيّن.

ب- قاعدگى معمولًا با مجموعه‌اى از حالات خاصّى همراه است كه زن با احساس آن‌حالات آگاهى مى‌يابد كه وارد عادت ماهيانه خود شده است، مانند تغيير مزاج، تمايل به‌گريه، احساس ناراحتى و گاهى هم درد در ناحيه شكم واحساس خستگى و حتّى سرگيجه.[2]

البتّه هر زنى در آغاز قاعدگى، حالت خاصّ خود را دارد، كه به وسيله آن، به سرعت‌و به آسانى مى‌تواند قاعدگى خود را تشخيص دهد.

[1]«إذا كان دم الحيض فإنّه أسود يُعرف، فإذا كان كذلك فأمسكي عن الصلاة».

[2]دكتر فريدرك كهن مى‌گويد: برخى از زنان از علايم فيزيكى و روانى مى‌توانند نزديك شدن قاعدگى خود را تشخيص دهند. ازجمله اين علايم است: دردهاى شديد در شكم، خستگى، سنگين شدن بالاى چشمها، اسهال، گلوگير شدن، استفراغ، سرگيجه، بيهوش، ناخوشى وهذيان. دكتر وان ديولين مى‌گويد: احساس گرفتگى و خستگى يك امر طبيعى در هر زن است وگاهى دردسر شديد نيز همراه آن مى‌شود، آب دهان زياد مى‌گردد، كبد بزرگ مى‌شود، زن اشتهاى به غذا را از دست مى‌دهد ودستگاه هاضمه او نيز اختلال پيدا مى‌كند. (الزواج المثالى، ص 100 وما بعد


صفحه 105

ج- چون اين خون، صفات خاصّى دارد مانند سياهى يا سرخى شديد و سوزش و فشار، با ديدن اين صفات نيز مى‌توان خون قاعدگى را از غير آن باز شناخت.[1]

د- چون خون حيض تنها بعداز بلوغ و قبل‌از يائسگى ديده مى‌شود (زيرا اين خون‌مربوطبه مسأله حاملگى است) و چون معمولًا كمتر از سه روز پياپى و بيشتر از ده روز نيست (مگر در صورت مختلّ شدن سلامتى زن كه در آن صورت خون استحاضه خواهدبود) شريعت، اين ويژگيها را از علايم و نشانه‌هاى قاعدگى قرار داده است.

جزئيات اين مسائل را مشروحاً يادآور خواهيم شد.

احكام حيض‌

شرايط حيض:

قاعدگى تنها با وجود شرايط ذيل تحقّق مى‌يابد:

1- بيرون آمدن خون بعداز كامل كردن سنّ نُه سال باشد.

2- بيرون آمدن خون قبل‌از سنّ يائسگى باشد.

3- مدّت ديدن خون كمتر از سه روز نباشد.

4- مدّت ديدن خون بيشتر از ده روز نباشد.

5- بيرون آمدن خون در طول سه روز استمرار عرفى داشته باشد.

6- مدّت فاصله بين دو حيض كمتر از ده روز نباشد.

7- صفات و علايم خون حيض را داشته باشد يا به گونه‌اى باشد كه بتوان آن را خون‌قاعدگى‌به شمار آورد. چنانكه مشروح آن بيان خواهد شد.

هريك از شرايط بالا احكام و فروعى دارد كه در سطور بعدى بيان مى‌گردد.

شرط اوّل- رسيدن به سنّ نُه سالگى‌

شرط اوّل تحقّق حيض اين است كه بعداز كامل كردن سنّ نه سالگى ديده شود امّا اگر قبل‌ازآن خون ببيند حكم حيض را ندارد. فروع مسأله به شرح ذيل است:

الف- آنچه را دختر قبل از كامل كردن نُه سال قمرى‌[2]ببيند، حيض نيست مگر اينكه خون‌به گونه‌اى باشد كه اطمينان حاصل شود كه حيض است. دراين صورت خود حيض، نشانه‌و

[1]اين صفات را بعداً بيان مى‌كنيم.

[2]در حدود هشت سال و نُه ماه به تقويم شمسى يا ميلادى.


صفحه 106

علامت بلوغ به شمار مى‌آيد.

ب- مقصود از بلوغ دراين‌جا پديدار شدن يكى از نشانه‌هاى بلوغ دختر است كه قبلًا درباب احكام بلوغ ذكر شده است.

ج- اگر دختر شك كند كه بالغ شده يا نه حكم به عدم بلوغ مى‌شود تا اين كه بلوغ ثابت‌شود، و به واسطه يكى از نشانه‌هاى بلوغ كه قبلًا در باب احكام بلوغ يادآورى شده است، به تحقّق آن‌اطمينان حاصل شود.

شرط دوّم- قبل‌از سنّ يائسگى‌

شرط دوّم اين است كه ديدن خون قبل‌از رسيدن به سنّ يائسگى باشد. فروع مسأله بدين‌شرح است:

الف- يائسگى از حقايق خارجى است كه علايم و نشانه‌هاى فراوانى دارد كه از جمله آنهاسنّ است و همچنين باردار نشدن. البتّه سنّ مخصوص بايد با مراعات شرايط ويژه زنان باشدكه زنان همسان او يا متخصّصان و اهل خبره آن را مى‌دانند.

ب- گاهى سنّ يائسگى براى زن قريشى‌[1]و برخى ديگر از قبايل عربى به شصت سال هم‌مى‌رسد در حاليكه براى ديگران اين سنّ، 45 سالگى است و گاهى به 55 سال هم مى‌رسد.[2]ولى سنّ يائسه شدن به حسب طبيعت و مزاجهاى زنان وهمچنين شرايط محيط و آب و هوا، تفاوت پيدا مى‌كند.

ج- خونى كه زن بعداز سنّ يائسه شدن ببيند، حيض محسوب نمى‌شود، بلكه يا ازجراحت است يا استحاضه و يا مانند آن.

[1]قريشى كسى است كه از طرف پدر به نضر بن كنانه برسد، چنانكه در نسب پيامبر گرامى اسلام چنين آمده است: محمّد بن عبداللَّه‌بن عبدالمطّلب (شيبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف (مغيره) بن قصى (زيد) بن كلاب بن مرّه بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانه (قريش) بن خزيمة بن مدركه بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان. (الاصطلاحات، ص 107

[2]روايات دراين زمينه اختلاف دارد ولى همه اينها ارشادى و براى بيان يك واقعيّت خارجى است. خداوند براى يائسه در مورد طلاق‌حكم خاصّى قرار داده و فرموده است: وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ‌ [سوره طلاق، آيه 4] با تحقيقى كه درباره حالات‌زنان به عمل آمده روشن شده كه سنّ يائسگى بين زنان متفاوت است و پزشكان مى‌گويند: تفاوت اين امر به تفاوت محيطها ومزاجها برمى‌گردد. دكتر كهن مى‌گويد: سنّ يائسه شدن در مناطق معتدل معمولًا بين 45 و 60 سالگى است و دكتر ريولين مى‌گويد: مدّت فعاليّت جنسى در زنان تا 50 يا 45 سالگى ادامه مى‌يابد و در سن 50 سالگى اين فعاليّت قطع مى‌شود و به ندرت تا 55 سالگى‌ادامه مى‌يابد.) الزواج المثالى، ص 66.


صفحه 107

شرط سوم- كمتر از سه روز نباشد

شرط سوم اين است كه مدّت ديدن خون از سه روز كمتر نباشد.

فروع مسأله:

الف- كمترين مدّت حيض سه روز است و آنچه كمتر از آن باشد حيض نيست. پس اگر زن‌خونى را با مشخّصات حيض ولى براى يك يا دو روز ببيند، نبايد آن را حيض قرار دهد.[1]

ب- معيار در استمرار قاعدگى براى مدّت سه روز، اين است كه در عرف گفته شود كه‌خون قطع نشده است، و لذا توقّف آن براى مدّت اندك، قطع قاعدگى به شمار نمى‌رود.

ج- اگر زن در ظهر روز اوّل خون ببيند و تا ظهر روز چهارم ادامه يابد، مدّت سه روزكامل شده است.

د- گاهى ممكن است كمترين مدّت قاعدگى، در شرايطى ويژه، يك يا دو روز هم باشد، مانند برخى حالات باردارى، چنانكه در روايت اسحاق بن عمّار از امام صادق‌عليه السلام آمده است‌كه: اگر زن باردار يك يا دو روز خون ببيند، در صورتى كه اوصاف خون حيض را داشته‌باشد، نماز را ترك كند.[2]و عليرغم اينكه به اين روايت عمل نشده، ولى مفاد آن موافق حقايق‌پزشكى است، و نيز از بعضى زنها هم نقل مى‌شود كه در دوران باردارى، خون قاعدگى را به مدّت كمتر از سه‌روز و به طور منظّم مى‌بينند، پس در چنين مواردى، اگر يقين حاصل شود كه خونِ ديده شده، خون قاعدگى است، نبايد احتياط ترك شود.

شرط چهارم- از ده روز بيشتر نشود

شرط چهارم اين است كه مدّت ديدن خون از ده روز تجاوز نكند.

فروع مسأله بشرح ذيل است:

الف- آنچه را زن در مدّت بيشتر از ده روز مى‌بيند، در ايّام بعداز دهم، حيض محسوب‌نمى‌شود هر چند مشخّصات حيض را هم داشته باشد.

ب- اگر صاحب عادت عدديه، بيش از ده روز خون ببيند (مثل اينكه عادت او پنج‌روز باشد امّا استثناءً پانزده روز خون ببيند) آن مقدار اضافه بر عادت (يعنى- دراين مثال- ده روز)

[1]دكتر كهن مى‌گويد: مدّت حيض معمولًا بين دو و شش روز است ولى پاكى كامل تنها در روز سوم حاصل مى‌شود و همين امر سبب‌شده كه مدّت حيض غالباً سه روز قرار داده شود و شايد به همين جهت است كه طبق روايات قبلى حدّاقلّ حيض در شريعت هم سه‌روز قرار داده شده است. (الزواج المثالى، ص 62

[2]وسائل الشيعه، ج 2، ص 553.


صفحه 108

استحاضه است امّا اگر كلًا ده روز يا كمتر از آن خون ببيند، بايد همه آن را (هر چندبيشتر از روزهاى عادتش باشد) حيض قرار دهد.

آنچه گفته شد در صورت شك است امّا اگر از راههاى ديگر يقين به تعداد روزهاى قاعدگى‌خود داشته باشد، مطابق همان يقين بايد عمل كند.

شرط پنجم- استمرار خون‌

شرط پنجم اين است كه خارج شدن خون به مدّت سه روز استمرار عرفى داشته باشد:

1- از آنجا كه خون حيض به طور مستمر جريان ندارد بلكه گاهى براى چند ساعت، توقّف‌پيدا مى‌كند، آن روزهايى كه زن هر چند بصورت پراكنده خون ديده، از قاعدگى او محسوب‌مى‌شود.

2- گاهى بعداز سه روز اوّل، براى يك روز بيرون آمدن خون قطع مى‌گردد[1]، سپس دوباره‌جريان مى‌يابد، دراين صورت چنانچه زن بداند كه خون بعدى ادامه خون قبلى است، حيض‌حساب مى‌شود.

3- گاهى هم ممكن است قاعدگى زن دچار اضطراب شود، بدينسان كه يك روز خون ببين (دمثلًا اوّل ماه) سپس پاك شود، پس از آن دو روز ديگر (مثلًا ششم وهفتم‌ماه) خون ببيند كه جمعاً سه روز يعنى كمترين مدّت حيض شود، او در روزهايى كه‌خون ديده حايض محسوب مى‌شود به شرطى كه اين روزها در ضمن همين ده روز يعنى از اوّل تادهم ماه باشد.

امّا در روزهايى كه پاك بوده اوْلى اين است كه غسل كند و نماز بگزارد.

امّا بعد از سپرى شدن ده روز، اگر دوباره خون ببيند بايد به وظايف استحاضه عمل كندزيرا اين خون را بعداز ده روز ديده است.

شرط ششم- كمترين فاصله بين دو حيض‌

شرط ششم اين است كه فاصله بين دو حيض، كمتر از ده روز نباشد:

1- كمترين روزهاى پاكى كه بين دو قاعدگى فاصله مى‌افتد ده روز است امّا بيشترين مدّت‌فاصله، حدّ معيّنى ندارد.

2- روزهايى كه در بين مدّت يك حيض فاصله مى‌افتد، و جريان خون در آن روزها قطع‌

[1]دكتر وان ديولين مى‌گويد: زن در روزهاى نخست، بيشترين مقدار خون را از دست مى‌دهد سپس به تدريج كم مى‌شود تا اينكه به‌خونابه تبديل مى‌شود و سپس به تدريج خشك مى‌گردد واتّفاق مى‌افتد كه بعداز سه روز، براى يك يا چند روز جريان خون‌قطع مى‌شود، سپس دوباره براى چند روز ديگر جريان مى‌يابد.


صفحه 109

مى‌شود، پاكى مستقلّ محسوب نمى‌شود هر چند حكم كنيم كه زن دراين روزها پاك است وبايد نماز بخواند.

شرط هفتم- مشخّصات خون قاعدگى‌

شرط هفتم اين است كه خون، مشخّصات و علايم خون حيض را داشته باشد:

1- چنانكه در حديث آمده است، خون حيض چيز مخفى و پوشيده‌اى نيست وچون‌حيض از شؤونات ويژه بانوان است، غالباً هر زنى، حيض خود را بدون نياز به هيچ علامت ونشانه‌اى مى‌فهمد.

2- ولى در حالات اشتباه و اضطراب، خون حيض را غالباً با اوصاف ويژه آن كه در سنّت‌شريف بيان شده است، مى‌توان شناخت.

اوصاف خون حيض عبارتنداز:

الف- خون حيض غالباً رنگ سرخ تند دارد و گاهى هم سياه است.

ب- بيشتر اوقات غليظ است.

ج- با گرمى خارج مى‌شود.

د- غالباً همراه با سوزش است.

ه- غالباً با قوّت و فشار بيرون مى‌آيد.

اقسام عادتهاى ماهيانه‌

زنها از جهت عادت ماهيانه بر دو قسم هستند:

اوّل- كسانى كه عادت معيّنى دارند.[1]

دوّم- كسانى كه عادت معيّنى ندارند.

امّا قسم اوّل يعنى آنان كه داراى عادت هستند بر سه قسم مى‌باشند:

1- كسانى كه عادت وقتيه و عدديه دارند.

2- كسانى كه عادت عدديه دارند.

3- كسانى كه عادت وقتيه دارند.

[1]براساس پزشكى جديد، عادت ماهانه غالباً طبق حسابهاى قمرى نظم پيدا مى‌كند. دكتر كهن مى‌گويد: بدن زن در هر ماه قمرى يك‌تخمك پديد مى‌آورد كه با دقّت تمام مسير خود را طى مى‌كند. زن بالغ در هر 28 روز يك تخمك مى‌گذارد كه مقدارى معيّن ازخون نيز همراه آن است و همين وظيفه بنام حيض يا عادت ماهانه شناخته مى‌شود. پس حيات جنسى زن در هر ماه قمرى داراى‌چهار مرحله است و هر مرحله يك هفته را در برمى‌گيرد. حياتنا الجنسيه، ص 58