بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 110

امّا قسم دوّم يعنى آنان كه عادت معيّنى ندارند نيز بر سه قسم مى‌باشند:

1- مبتدئه. 2- مضطربه. 3- ناسيه.

هريك از اين اقسام ششگانه، احكام خاصّى دارند. تعريف هر كدام و احكام و فروع‌مسائل هر قسم را به ترتيب ذكر مى‌كنيم.

زنانى كه عادت معيّنى دارند

كسانى كه عادت معيّنى دارند به سه دسته تقسيم مى‌شوند:

الف- كسى كه عادت وقتيّه دارد:

زنى است كه حدّاقلّ دوماه پشت‌سرهم در وقت معيّن خون حيض ببيند مثلًا در دوماه‌قمرى پشت‌سرهم در روز پنجم هر ماه خون ديده باشد كه بدين ترتيب داراى عادت وقتيّه‌مى‌شود.

اين زن اگر عادت او منظّم شود، طبق عادت خود عمل مى‌كند امّا اگر قبل‌از ايّام عادت خودخون ببيند و تا ايّام عادت ادامه يابد و مجموع آن از ده روز كمتر باشد، چنانچه خون در همه‌مدّت با يك صفت بوده و ادامه حيض او تا همه اين مدّت احتمال برود، مجموع آن ايّام حيض‌حساب مى‌شود.

ب- كسى كه عادت عدديّه دارد:

زنى است كه شماره روزهاى قاعدگى او در دوبار پشت‌سرهم به يك اندازه باشد ولى تاريخ‌ديدن آن دوخون يكى نباشد مثلًا در دوبار پشت‌سرهم، هفت روز خون ديده است ولى در باراوّل از اوّل ماه و بار دوّم از وسط يا آخر ماه.

دارنده عادت عدديّه، چنانچه به تعداد روزهاى عادت خود خون ببيند، طبق عادت خودعمل مى‌كند ولى اگر بيشتر از روزهاى عادت خود خون ببيند و از ده روز تجاوز نكند، مجموع‌آن روزها نيز حيض محسوب مى‌شود.

دارنده عادت عدديّه اگر خونى ببيند كه مشخّصات حيض را نداشته باشد، در صورتيكه‌علامت ديگرى بر حيض بودن داشته باشد مثل تغيير حالات روحى و جسمى او و احتمال‌نداشتن منبع ديگر براى خون- مانند دمل، يا زخم و يا استحاضه- بايد آن را حيض حساب‌كند.

امّا اگر همه نشانه‌ها منتفى باشد و احتمال برود كه به خاطر بيمارى مزاجى استحاضه‌باشديا از جهت زخم و مانند آن، خونريزى كرده باشد، اقرب اين است كه او همچنان پاك‌مى‌باشد.


صفحه 111

ج- كسى كه عادت وقتيّه و عدديّه دارد:

زنى است كه دوماه پشت‌سرهم در تاريخ معيّن حيض ببيند و شماره روزهاى حيض او هم‌در هر ماه يك اندازه باشد مثل اينكه دوماه پشت‌سرهم از پنجم تا يازدهم ماه خون ببيند.

مسائل مربوط به اين قسم از زنان بشرح ذيل است:

1- اگر دارنده عادت وقتيّه و عدديّه، در وقت عادت خود خون ببيند ولى به اندازه شماره‌روزهاى عادتش نباشد بلكه يا بيشتر يا كمتر از آن باشد و بعداز قطع شدن خون، دوباره در غيروقت عادت خود، به تعداد روزهاى عادت خود خون ببيند، چنانچه خون اوّل با مشخّصات‌حيض بوده و پاكى واقع بين هر دو، ده روز يا بيشتر بوده باشد، هر دوى آنها حيض است. امّااگر مدّت پاكى ده روز نباشد بلكه كمتر از آن باشد، عادت وقتيّه بر غير آن مقدّم داشته مى‌شودمگر اينكه از راه نشانه‌هاى ديگر به خلاف آن يقين پيدا كند يعنى خون اوّل كه در وقت عادت‌بوده حيض حساب مى‌شود نه خون دوّم مگر اينكه بر خلاف آن يقين حاصل شود.

2- اگر دارنده عادت وقتيّه و عدديه، به اندازه شماره روزهاى عادتش خون ببيند ولى دروقت عادتش نباشد، چه قبل‌از آن باشد يا بعداز آن، و در وقت عادتش و به اندازه روزهاى‌عادتش هم خون ببيند بايد روزهاى عادت وقتيه وعدديه خود را حيض قرار دهد و آن خون‌ديگر را استحاضه، مگر اينكه از علايم ديگر بفهمد كه عادتش تغيير يافته است مثل اينكه‌خون در روزهاى عادت، مشخّصات حيض را نداشته باشد ولى خون ديگر واجد آن مشخّصات‌باشد وحالت عمومى او هم در ايّام عادت، طبيعى باشد ولى در ايام ديگر، حالات حائض راپيدا كندويا نشانه‌هاى ديگرى كه دلالت كند عادت او تغيير يافته است، دراين صورت طبق همين‌نشانه‌ها بايد عمل كند و خون روزهاى عادت قبلى خود را استحاضه قرار دهد.

در يك كلام اينكه: عادت هميشه يك نشانه شاخص براى متمايز نمودن خون حيض ازديگر خونهاست، ولى گاهى هم نمى‌تواند در مقابل ساير نشانه‌ها اگر همگى برخلاف آن‌باشد، مقاومت كند.

3- در صورت تعارض وقت و عدد نزد دارنده عادت وقتيه و عدديه، وقت مقدّم است. مثل‌اينكه در وقت عادتش، كمتر يا بيشتر از شماره روزهاى عادتش خون ببيند، سپس در غيروقت عادتش بازهم خون ببيند ولى به اندازه شماره روزهاى عادت باشد، وقت مقدّم شمرده‌مى‌شود و او بايد خونى را كه در وقت عادت خود ديده، حيض قرار دهد.

چند مسأله:

1- دارنده عادت وقتيّه چه عادت عدديّه هم داشته باشد يا نه، به صرف ديدن خون دروقت عادت بايد عبادت را ترك كند و اگر به فاصله يك يا دو روز قبل يا بعداز تاريخ عادت،


صفحه 112

خون ببيند، معمولًا از عادت حساب مى‌شود مخصوصاً در صورتيكه مشخّصات خون و حالات‌زن نشان دهد كه اين عادت ماهيانه اوست كه جلو يا عقب افتاده است. همچنين گاهى قبل‌ازبيرون آمدن خون زياد، مايع زرد رنگى ديده مى‌شود كه آن هم از حيض است. زن نبايدضرورت اهمّيت دادن به ساير نشانه‌هاىِ دالّ بر حيض را ناديده بگيرد.

زن هر زمان عقيده پيدا كند كه وارد عادت ماهيانه خود شده، به صرف ديدن خون بايدنماز را ترك كند، ولى اگر به اعتقاد اينكه در حيض است، عبادات را ترك كند، سپس روشن‌شود كه اشتباه كرده است، واجب است قضاى عبادات ترك شده را بجا آورد و گناهى بر اونيست.

امّا كسى كه تنها عادت عدديّه دارد، عبادت را تنها وقتى با ديدن خون ترك مى‌كند كه‌مشخّصات خون حيض را داشته باشد.

2- چون خون حيض با ماههاى قمرى ارتباط دارد، وقت و شماره روزها (كه‌معمولًا عادت ناميده مى‌شود) علامت بسيار روشن براى حيض محسوب مى‌شود و اين‌علامت بر ساير علامتها مقدّم است.

ولى وقتى كه حالت زن اضطراب پيدا كند و عادتش را از دست بدهد، بايد به ساير نشانه‌هارجوع كند مثل مشخّصات خون و حالات روانى و جسمى ديگر كه غالباً همراه با حيض پيش‌مى‌آيد. براساس اين قاعده، حالات و صور گوناگون كسى را كه عادتش به هم خورده ذكرمى‌كنيم:

آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام عبادات - قم، چاپ: دوم، 1381.

ّل- اگر در طول ده روز، گاهى خون جارى شود و گاهى قطع گردد، چنانكه قبلًا نيز گفته‌شد، با ديدن خون در حال حيض است و بدون آن پاك است.

دوّم- اگر در روزهاى عادت و بعداز آن خون ببيند و از ده روز هم تجاوز كند، تنها ايّام‌عادت را حيض قرار دهد و بعداز آن پاك است، و همچنين اگر يك يا دو روز قبل يا بعدازعادت خون ببيند و مجموع آن از ده روز تجاوز نكند، همه آن روزها حيض حساب مى‌شودزيرا عادت گاهى جلو و گاهى عقب مى‌افتد.

سوم- اگر در غير روزهاى عادت خون ببيند و از ده روز هم تجاوز كند، آن خونى را كه‌مشخّصات حيض دارد، حيض و آن خونى را كه آن مشخّصات را ندارد استحاضه قرار دهد و اومى‌تواند طبق نشانه‌هاى مخصوص خود از قبيل وضعيّت و حالتش در ايام حيض، و يا طبق نظركارشناسان و متخصّصان، عمل كند.

چهارم- اگر در غير روزهاى عادت و در دو مدّت مختلف با فاصله افتادن پاكى، خون‌ببيند پس اگر براى هر دو خون هيچ نشانه مشخّص كننده‌اى نيابد، مى‌تواند هر كدام را كه‌بخواهد حيض و ديگرى را استحاضه قرار دهد، واوْلى اين است كه اوّلى را حيض قرار دهد.

البتّه همه اين حرفها در صورتى است كه بين هر دو خون ده روز فاصله نباشد وگرنه هر دو


صفحه 113

حيض محسوب مى‌شود.

3- از آنچه گذشت فهميديم خونى كه يك يا دو روز قبل‌از وقت عادت ديده شود ومشخّصات حيض را نداشته باشد ولى بعد داراى آن مشخّصات شود، از حيض حساب مى‌شوددر صورتيكه متّصل به حيض باشد و مجموع روزها هم از ده روز تجاوز نكند.

4- ملاك و معيار در عادت وقتيّه يا عدديّه، روزهاى ديدن خون است و نه ساعتها. مثلًازنى كه هر ماه در روز هفتم خون مى‌بيند، اگر يكبار صبح و بار ديگر در ساعات ديگر يا درآخر روز خون ببيند، به عادت او ضررى نمى‌رساند و او صاحب عادت محسوب مى‌شود، وهمچنين است نسبت به دارنده عادت عدديه زيرا اندازه حيض به ساعت حساب نمى‌شود بلكه‌با روز حساب مى‌گردد. پس روزى را كه خون ديده يك روز حساب مى‌شود چه در صبح آن‌ديده باشد يا ظهريا شب.

5- زنى كه به صورت مستمرّ خون مى‌بيند ولى در دوماه پشت‌سرهم در روزهاى معيّن‌با مشخّصات حيض بوده است، مثل اينكه از اوّل تا پنجم ماه با مشخّصات حيض ولى درروزهاى بعداز آن با مشخّصات استحاضه خون ديده است، عادت او همان روزهايى است كه بامشخّصات حيض ديده است يعنى در مثال يادشده، عادت او از روز اوّل تا پنجم ماه مى‌باشد.

6- زنى كه عادت دارد مثلًا سه روز پياپى خون مى‌بيند، سپس براى سه روز قطع مى‌شود، سپس دوباره سه روز ديگر خون مى‌بيند، اگر اين ترتيب و حالت ادامه پيدا كند، عادت اوهمين خواهد بود، در روزهاى خون، حائض و در غير آن پاك است (يعنى در سه روزاوّل حيض و در سه روز دوّم پاك و در سه روز سوّم بازهم حيض مى‌باشد).

7- اگر زن دو بار پشت‌سرهم بر خلاف عادت خود خون ببيند، عادت او چه وقتيّه باشد يإ؛ ژژظظعدديّه بهم مى‌خورد، پس اگر دوبار پشت‌سرهم برخلاف عادت قبلى خود و به يك صورت‌خون ببيند چه از جهت وقت، يا عدد و يا هر دو، صاحب عادت جديد مى‌شود و اگر اصلًا به‌يك صورت خون نبيند، او مانند مضطربه خواهد بود كه عادت معيّنى ندارد.

8- اگر وقت يا شماره روزها فقط يكبار تغيير پيدا كند، عادت به هم نمى‌خورد.

زنانى كه عادت معيّنى ندارند

كسانى كه عادت معيّنى ندارند، بر سه گونه مى‌باشند:

الف- مبتدئه و او زنى است كه براى اوّلين بار خون مى‌بيند.

ب- مضطربه واو زنى است كه چندين ماه حيض ديده ولى هنوز عادت منظّمى پيدا نكرده‌است.

ج- ناسيه و او كسى است كه قبلًا عادت معيّنى داشته ولى آن را فراموش كرده، مانند زنى كه‌


صفحه 114

به جهت توقّف عادت ماهيانه براى مدّت دراز به سبب باردارى و شير دادن يا بيمارى، عادت‌خود را فراموش كرده است.

احكام اين دسته‌ها را ذيلًا بيان مى‌كنيم:

1- مبتدئه و مضطربه و ناسيه به صرف ديدن خون در صورتيكه مشخّصات خون حيض راداشته باشد، بايد عبادت را ترك كرده و به احكام حائض عمل نمايند.

2- امّا اگر مشخّصات حيض را نداشته باشد و نشانه ديگرى نيز باشد كه دلالت كند بر اينكه‌خون حيض نيست مثل اينكه بيمار باشد يا زخم داشته باشد، حكم به حيض بودن نمى‌شود.

3- ولى اگر سالم باشد و خون ببيند، اقرب اين است كه خون حيض است زيرا خون حيض، خون صحّت و سلامتى زن است.

4- زنان مبتدئه و مضطربه و ناسيه اگر دوبار پشت‌سرهم به يك صورت از نظر وقت، يا شماره روزها و يا هر دو خون ببيند، صاحب عادت خواهند شد يعنى از حالت مبتدئه يامضطربه يا ناسيه بودن بيرون شده و عادت معيّن (از نظر وقت يا عدد يا هر دو) پيدا خواهند كرد.

احكام شك در حيض‌

شك در خونى كه زن مى‌بيند، خالى از حالات ذيل نيست:

1- اگر نداند كه چيزى از رحم خارج شده است يا نه، بنا را براين بگذارد كه چيزى خارج‌نشده است و بر او تفحّص و بررسى واجب نيست.

2- اگر بداند كه چيزى از رحمش خارج شده ولى نداند كه خون است يا ماده روان ديگر، لازم است بررسى كند تا مطمئن شود كه خون است يا چيز ديگر، و در صورتى كه ثابت شودخون است بايد به مشخّصات و نشانه‌ها رجوع كند، تا بداند كه خون حيض است يا چيزديگر.

3- اگر بداند كه آنچه خارج شده خون است ولى نداند كه از كدام قسم خونها است، دراين‌جا چند صورت وجود دارد:

الف- اگر نداند كه خون حيض است يا بكارت، بايد خود را بدين صورت وارسى كند: مقدارى پنبه در محل قرار دهد و كمى صبر كند، سپس به آرامى آن را بيرون آورد پس اگراطراف آن به خون آلوده باشد، خون بكارت است و اگر خون در پنبه فرورفته باشد، حيض‌مى‌باشد. اين وارسى‌به عنوان اينكه راه كشف حكم است واجب مى‌باشد و اگر راه علمى ديگرى مانند مراجعه‌به پزشك يا شناسائى خون از طريق مشخّصات آن وجود داشته باشد، مى‌تواند طبق آن عمل‌كند، و اگر هر نوع راه بررسى ناممكن باشد يا از طريق آن نتوان نوع خون را تشخيص داد، خون ديده‌شده از عادت محسوب نمى‌شود.


صفحه 115

ب- اگر نداند كه خون حيض است يا زخم، بايد به نشانه‌هايى كه نشان مى‌دهد او حائض‌است يا نه مراجعه نمايد، و اگر نشانه‌اى بر حيض بودن نيابد، حكم به پاكى او مى‌شود زيرااصل پاكى است.

ج- اگر نداند كه خون حيض است يا استحاضه، فروعى دارد كه بيان مى‌شود:

اوّل- اگر زن، عادت وقتيّه و عدديّه داشته باشد و به طور مثال هميشه در هرماه از اوّل تاپنجم آن خون مى‌بيند، چنانچه خونريزى او از ده روز تجاوز كند، آن مقدار اضافه از عادت‌هميشگى او، استحاضه است ولى اگر از ده روز بيشتر نباشد بلكه مثلًا هفت روز خون ببيند، همه اين روزها براى او حيض محسوب مى‌شود.

دوّم- امّا كسى كه عادت وقتيّه دارد، اگر از ده روز بيشتر خون ببيند، اقرب اين است كه‌مازاد ده روز، استحاضه است.

سوم- امّا كسى كه عادت عدديّه دارد، از جهت عدد روزها بايد به عادت خود مراجعه‌كند، امّا از جهت وقت و زمان بايد به مشخّصات و نشانه‌ها و قرائن رجوع كند و آن زمانى رإ؛ س‌س‌ظظكه از نظر او نزديكتر به حيض است، حيض حساب كند.

البتّه اين در صورتى است كه او اطمينان داشته باشد كه حيض او همان ايام عادتش مى‌باشدولى اگر بر خلاف آن اطمينان حاصل كند و از مشخّصات و ساير حالات بفهمد كه روزهاى‌ديگر، حيض اوست نه ايّام عادت، بايد بر طبق مشخّصات عمل كند (يعنى هر خونى راكه مشخّصات حيض داشته باشد حيض قرار دهد چه در ايّام عادت باشد يا بعداز آن) زيرا چنانكه قبلًا گذشت حيض يك حالت زنانه است و عادت و غيره فقط نشانه است و بر زن‌است كه از طريق اين نشانه‌ها، حقيقت را بيابد، سپس به وظيفه خود عمل كند و اگر از طريق‌نشانه‌ها ومشخّصات نتوانست حقيقت را بدست بياورد، مخيّراست هر خونى را كه بخواهدبراى خود حيض قرار دهد.

4- مبتدئه و مضطربه‌اى كه هنوز عادت منظّمى پيدا نكرده است، بايد آنچه را مشخّصات‌حيض دارد، حيض و آنچه را مشخّصات استحاضه دارد، استحاضه قرار دهد بشرطى كه آنچه‌مشخّصات حيض دارد از سه روز كمتر و از ده روز بيشتر نباشد به گونه‌اى كه زن به اين‌تشخيص اطمينان نكند، مگر اينكه مشخّصات ونشانه‌هاى خون طورى باشد كه او را عرفاًمطمئن گرداند كه او در حالت حيض است و دراين صورت عمل به مشخّصات و نشانه‌هاكفايت مى‌كند هر چند آن دو شرط هم موجود نباشد و اللَّه العالم.

5- اگر خونى كه مشخّصات حيض دارد با خون ديگرى كه آن هم همان مشخّصات را داردتعارض پيدا كند مثل اينكه زن پنج روز با مشخّصات حيض خون ببيند، سپس پنج روز ديگربا مشخّصات استحاضه خون ببيند، سپس پنج روز ديگر با مشخّصات حيض ببيند يا اينكه‌


صفحه 116

همه خون در همه اين روزها با يك صفت باشد، دراين صورت بايد در تعيين شماره روزهاى‌حيض به عادت خويشاوندان خود مراجعه كند بشرطى كه نزديكان و خويشاوندان او در شماره‌روزهاى حيض متّفق باشند يعنى عادت آنان يك اندازه باشد، يا اگر مخالفى هم در ميان آنهاباشد، اندك و نادر باشد.

6- در صورت رجوع به عادت خويشاوندان، آيا لازم است كه شهر محل سكونت آنان يكى‌باشد؟ جواب اين است كه گاهى يكى بودن شهر محل سكونت تأثير ندارد، مثل اينكه بخواهدبه عادت تنها عمّه‌اش مراجعه كند كه در يك شهر بسيار دور سكونت دارد، و گاهى هم مؤثّراست مثل اينكه عمّه‌اش از مادر ديگر غير از مادر پدرش باشد و در شهرهاى مختلف سكونت‌داشته باشند و آب و هواى آنها هم متفاوت باشد، شايد اختلاف شهرها دراين حالت مؤثّرباشد. به هر حال ملاك در آن ميزان اطمينان عرفى است كه از همگونى با خويشاوندان حاصل‌مى‌شود. به طور كلّى زن مضطربه و مبتدئه‌اى كه خون او نشانه‌هاى مشخّص كننده‌اى ندارد، مى‌تواند به برخى نشانه‌هاى ديگر همانند خويشاوندان و هم سنّ وسالان خود مراجعه كندچون سنّ و محيط زندگى در مقدار خون اثر دارد. پس اگر اين نشانه‌ها به مرحله اطمينان‌رسيد، طبق همان اطمينان عمل كند و گرنه بايد به روشى عمل كند كه در مسأله بعدى گفته‌مى‌شود.

7- در صورتيكه خويشاوندان هم در شماره روزهاى حيض، اختلاف داشته باشند، اومخيّر است بين اينكه براى خود سه روز را در يكماه و ده روز را در ماه ديگر حيض و باقى‌روزها را استحاضه قرار دهد، يا اينكه در هر ماه شش يا هفت روز را حيض قرار دهد و احوطهفت روز است و باقى روزها را استحاضه بداند.

8- مراد از خويشاوندان و نزديكان، اعمّ از ابوينى يا پدرى تنها يا مادرى تنها است و زنده‌بودن آنها هم شرط نيست.

9- اگر بعداز عمل كردن به روش‌هاى يادشده براى زن روشن گردد كه زمان حيض او غير اززمانى بوده‌است كه او قبلًا انتخاب كرده است، واجب است احتياطاً نمازهاى فوت شده را قضاكند وهمچنين‌است اگر روشن شود كه آنچه را انتخاب كرده از زمان حيض‌او، كمتر يا زيادتربوده است.

10- در مشخّصات خون حيض، رنگ سياه و سرخ فرق ندارد مثلًا اگر سه روز به رنگ‌سياه‌و سه روز ديگر به رنگ سرخ ببيند، سپس به مشخّصات استحاضه ببيند، شش‌روز را براى‌خود حيض حساب كند.

احكام زن در روزهاى قاعدگى‌

براى زن در روزهاى عادت ماهيانه احكام ويژه‌اى است كه در سطور ذيل به آنها اشاره‌مى‌شود:


صفحه 117

اوّل- همه عباداتى كه مشروط به طهارت است مانند: نماز، روزه، طواف واعتكاف، براو حرام است.

فروع مسأله:

1- اگر زن در هنگام نماز و حتّى قبل‌از سلام دادن، خون قاعدگى ببيند، نماز او باطل‌مى‌شود.

2- روزه نيز همچنين است، پس اگر زن بعداز داخل شدن فجر هر چند به يك لحظه، خون ببيند، آن روز را نبايد روزه بگيرد و اگر قبل‌از مغرب حتّى به يك لحظه نيز خون ببيند، روزه او باطل مى‌شود.

3- زن قضاى نمازهاى يوميّه‌اى را كه در حال قاعدگى از او فوت شده بجا نمى‌آورد ولى‌واجب است روزه‌هاى واجب فوت شده در اين حال را قضا كند.

4- اگر وقت نماز داخل شود و زن از طريق نشانه‌هاى ويژه زنانه بداند كه اگر نماز را به‌تأخير اندازد وارد عادت ماهيانه خواهد شد، واجب است فوراً نماز را بجا آورد، و اگر دراين‌حالت سستى كند و نماز نخواند تا اينكه عادت او آغاز شود، قضاى آن نماز بر او واجب است.

5- زنى كه در حال قاعدگى است اگر در آخر وقت نماز پاك شود و وقت، براى غسل و تهيه‌مقدّمات نماز و بجا آوردن حدّاقل يك ركعت نماز كفايت كند، واجب است فوراً مبادرت‌به انجام نماز نمايد واگر سستى كند تا اينكه وقت نماز سپرى شود، واجب‌است آن‌نماز را قضاكند.

6- اگر زن، پس از پاك شدن از قاعدگى، شك كند كه آيا وقت براى نماز دارد يا نه، واجب است نماز را بجا آورد.

7- بجا آوردن سجده شكر براى زنى كه در حال قاعدگى است جايز است و اگر به آيه سجده‌واجب گوش دهد، سجده بر او واجب مى‌گردد.

8- براى زن، در حال قاعدگى مستحب است كه در اوقات نماز خود را از خون پاكيزه كندونوار بهداشتى را عوض نمايد سپس وضو بگيرد و در جايگاه نمازش روبه قبله بنشيند و به‌اندازه وقت نماز، مشغول دعا و ذكر خدا شود.

دوّم- بر زن، در حال قاعدگى دست زدن به نوشته قرآن كريم و نامها و صفات خداوند- اگراز آن صفتها خداوند، اراده شده باشد- و بنابر احوط دست زدن به نامهاى پيامبران وامامان‌عليهم السلام حرام مى‌باشد.

سوّم- قرائت‌آيات سجده‌واجب وبلكه بنابراحوط قرائت سوره‌هاى سجده نيز براو حرام‌است.

چهارم- براو نيز حرام‌است توقّف ودرنگ‌در مساجد، وهمچنين گذاشتن چيزى درمساجد، امّا عبور كردن از مسجد بگونه‌اى كه از دربى داخل شده و از درب ديگر خارج شوداشكال ندارد، مگر مسجدالحرام و مسجد نبوى شريف كه حتّى عبور كردن او نيز از اين دو