بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 176

دهند وگرنه يكبار با خاك تيمّم بدهنداگر چه احتياط استحبابىِ اين است كه سه بار تيمم بدهند.

8- اگر كسى در حال احرام بميرد، نبايد كافور به بدن او برسد چون كافور بوى خوش است وبوى خوش ديگرى هم نبايد به بدن اوزده شود.

9- روش تيمم دادن ميت اين است كه كسى كه مباشر آن مى‌باشد دست خود را يك يا دو باربه زمين بزند سپس با دست خود بر مواضع تيمم از قبيل پيشانى وپشت دستان ميت مسح كند و بهتر اين است كه دست خود را بار دوم‌به زمين بزند و بعد بر پشت دستان ميت مسح كند.

احكام غسل ميت:

1- از شرايط غسل ميت اين است كه كسى كه مباشر غسل دادن است، نيت قربت كند و از همين رو جايز نيست كه براى غسل دادن‌درخواست اجرت نمايد، مگر در برابر بعضى از مقدماتى كه فراهم كرده يا در مقابل اينكه تنها او- نه غير او- بر انجام اين عمل‌مبادرت ورزيده است.

2- طاهر بودن آب غسل و همچنين طاهر بودن هر عضوى كه غسل داده مى‌شود، از شرايط صحت غسل ميت است بلكه احتياطاين است كه اعضاى بدن ميت قبل از شروع به غسل طاهر باشد.

3- واجب است در حد امكان، هر چيزى كه مانع رسيدن آب به بدن ميت مى‌شود، برطرف شود.

4- فقها گفته‌اند: هر چيزى كه مربوط به غسل است بايد مباح باشد مانند آب غسل و مكان غسل و محل ريختن آب و غيره. مراعات اين شرط موافق احتياط است همانطور كه در ساير طهارات هم يادآورى شد.

5- جايز است كه ميت از روى لباس غسل داده شود، و شايد بهتر اين باشد كه بر روى بدن ميت پارچه‌اى انداخته شود تا عيوب اواز ديد غسل دهنده وهمكارانش، پنهان بماند.

6- اگر ميت در حال جنابت يا حيض و مانند آن مرده باشد به غسل ميت به حسب معمول اكتفا مى‌شود و اضافه كردن غسل ديگربراى جنابت يا حيض واجب نيست.

7- واجب است غسل دهنده از نگاه كردن به عورت ميت خوددارى كند، ولى با نگاه كردن، غسل باطل نمى‌شود.

8- اگر خون يا چيز نجس ديگر از بدن ميت خارج شود، اعاده غسل واجب نيست مگر بنابر احتياط مستحب. البته تطهير بدن اوهر چند بعد از گذاشتن در قبر اگر حرج و مشقتى نداشته باشد، واجب است.


صفحه 177

چگونگى تكفين:

1- كفن كردن مرده مسلمان بر همه مسلمانان واجب كفائى است. كفن عبارت از سه تكه پارچه است: لنگ كه از ناف تا پاهايش‌با آن پيچيده مى‌شود، و پيراهن، و سرتاسرى كه همه بدن را دربرمى‌گيرد ومستحبّ است كه با پارچه‌اى كمر ميّت بسته شود و بر سراو هم عمامه‌اى پيچيده شود.

2- لنگ بايد از ناف تا زانو را بپوشاند، و به اندازه‌اى كه لنگ گفته شود كفايت مى‌كند، وپيراهن از شانه تا ميانه ساق پا رابپوشاند و بهتر اين است كه تا روى پاها برسد، امّا سرتاسرى بايد همه بدن را بپوشاند و احوط اين است كه سرتاسرى بگونه‌اى باشد كه‌از نظر پهنا يك طرف آن روى طرف ديگر قرار گيرد، و از نظر درازا هم بستن دو سر آن ممكن باشد.

3- ميّت با پوست مردار و پارچه غصبى و چيز نجس (حتى آنچه در نماز عفو شده است) وپارچه ابريشمى خالص‌كفن نمى‌شود، واحوط اين است كه از پارچه زربافت هم اجتناب شود، وهم‌چنين با پوست ومو و كرك حيوان حرام گوشت هم كفن‌كردن جايز نيست، امّا پوست حيوان حلال گوشت هم اگر بر آن جامه يا پارچه صدق نكند احوط آن است كه در كفن كردن از آن‌اجتناب شود.

4- اگر كفن، بعد از گذاشتن ميّت در آن، نجس شود بايد تطهير شود، يا با شستن يا بريدن و يا تبديل آن به كفن ديگر، چه قبل ازگذاشتن جنازه در قبر باشد يا بعد از آن.

5- كفن زن بر شوهر است اگر قدرت مالى داشته باشد، مگر اينكه كسى ديگر كفن او را به عهده گيرد و بخشش كند يا اينكه زن‌وصيّت خاصّى كرده باشد. پس اگر وصى او وصيّت را انجام داد از شوهر ساقط مى‌شود، و احوط آن است كه ساير مخارج وفات هم‌مثل كفن است و شوهر بايد آنها را به دوش بگيرد.

آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام عبادات - قم، چاپ: دوم، 1381.

كفن هر انسان از اموال خود او تهيه مى‌شود. فقهارحمهم الله گفته‌اند: اگر ميّت فقير باشد و كسى هم كفن او را به عهده نگيرد، برهنه‌دفن مى‌شود و بر خويشاوندان او ويا ساير مسلمانان، كفن او واجب نيست. ولى اقرب و احوط اين است كه كفن ميّت بر كسى است كه‌ميّت واجب النفقه او بوده است يا بر بيت‌المال واجب است، در غير اين صورت بر ساير مسلمانان واجب كفايى است.

7- مقدار واجب كفن، از اصل مال ميّت برداشته مى‌شود و هم‌چنين- بنابر اشبه- ساير مخارج احكام ميّت. و در اين صورت بايدحدّ متوسّط و متعادل لايق شأن ميّت در نظر گرفته شود و از اسراف پرهيز گردد، امّا ساير هزينه‌هاى وفات كه از مستحبّات يا ازسنّتها و رسوم اجتماعى است، بايد با اذن ورثه صورت گيرد مگر اينكه خود ميّت وصيّت كرده باشد كه در اين صورت از ثلث اوبرداشته مى‌شود.


صفحه 178

8- در كفن، مستحب است كه براى مرد يك عمامه اضافه شود كه بر سر او پيچيده مى‌شود ودو سر آن از زير گردن بر روى سينه اورها مى‌گردد، بدين صورت كه طرف راست عمامه به طرف چپ سينه و طرف چپ آن به طرف راست سينه ميّت انداخته مى‌شود.

9- و مستحبّ است براى زن بجاى عمامه، مقنعه اضافه شود و پارچه‌اى كه پستانهايش رابه پشتش ببندد.

10- مستحب است با پارچه‌اى كمر ميّت- چه مرد باشد و يا زن- بسته شود و با پارچه ديگر رانهاى او بسته گردد.

11- علاوه بر سرتاسرى واجب، مستحب است يك سرتاسرى ديگر هم اضافه شود و بهتر اين است كه بُرد يمانى باشد.

12- مستحب است مقدارى پنبه روى عورت ميّت و در مقعد او گذاشته شود تا چيزى از آن خارج نگردد و هم‌چنين در فرج زن وبلكه در سوراخ‌هاى بينى نيز اگر بترسند كه چيزى از آن خارج شود، مقدارى پنبه گذاشته شود.

13- مستحب است كه كفن خوب انتخاب شود و از جنس پنبه (نخى) و رنگش سفيد باشد ورنگ زده هم نباشد مگرپارچه حبره‌[1]كه روايت شده كفن رسول خداصلى الله عليه وآله حبره سرخ بوده است. و مستحب است كفن از مال خالص ميّت باشد واگر از جامه‌احرام و نماز او باشد بهتر است، و هم‌چنين مستحب است مقدارى كافور يا ذريره (دانه خوشبو و معطّرى است به اندازه دانه‌گندم) پاشيده شود و اگر چيزى از تربت امام حسين‌عليه السلام همراه ميّت گذاشته شود بهتر خواهد بود ومستحبّ است طرف راست‌كفن بر روى طرف چپ آن گذاشته شود و اگر نيازى به دوختن داشته باشد از نخ خود كفن بدوزند.

14- مستحب است كسى كه ميّت را غسل مى‌دهد، بعد از طاهر كردن خود وشستن دستان وپاهايش به كفن كردن ميّت بپردازد.

15- مستحب است در حاشيه كفن، شهادت ميّت به وحدانيّت خدا و نبوّت پيامبر اسلام‌صلى الله عليه وآله و امامت ائمّه معصومين‌عليهم السلام و نام‌آنان نوشته شود، بدين ترتيب كه نوشته شود: فلان فرزند فلان شهادت مى‌دهد به چنين و چنين ... و مستحبّ است همه قرآن را روى‌كفن ميّت بنويسند يا بر پارچه‌اى ديگر كه همراه كفن گذاشته شود.

16- مستحبّ است كه انسان قبل از مرگش، كفن خود را تهيه نمايد تا جزء غافلان شمرده نشود.

[1]نوعى پارچه (پارچه نرم و لطيف). (فرهنگ عميد


صفحه 179

17- مكروه است كه كفن با آهن بريده شود و آستين و دكمه براى آن گذاشته شود، و اگر ميّت در پيراهن خود كفن شود بايددكمه‌هاى آن را بردارند و هم‌چنين مكروه است كه نخ كفن را با آب دهن تر كنند.

18- مكروه است كه كفن را بخور بزنند و هم‌چنين مكروه است كه رنگ كفن سياه باشد يا با رنگ سياه چيزى بر آن نوشته شود يااز جنس كتّان يا مخلوط با ابريشم باشد.

19- مكروه است كه انسان در خريد كفن چانه بزند.

20- مكروه است كه به قول بعضى از فقها كفن كثيف و چركين باشد.

حنوط و جريدتين و آداب تشييع:

1- حنوط كردن ميّت يعنى ماليدن كافور بر مواضع هفتگانه سجده (پيشانى، هر دو كفّ دست، زانوها و سر دو انگشت‌بزرگ پاها) واجب است، و احتياط اين است كه سر بينى نيز اضافه شود، وفرقى ندارد كه كافور را بر مواضع يادشده با دست يابا پارچه بمالد، بلكه پاشيدن كافور در آن مواضع هم جايز است ومستحب است كه بر مفاصل، سر، ريش، سينه، فرج، گردن، شانه‌ها، آرنج‌ها وپشت دستان نيز ماليده شود.

2- وقت حنوط كردن، بعد از غسل (يا تيمّم) است چه پيش از كفن كردن باشد يا بعد و يا در هنگام آن، و اوْلى اين‌است كه پيش از كفن كردن حنوط شود، واحتياط اين است كه كافور طاهر، مباح، ساييده شده و خوشبو باشد.

3- شخص مُحرِم كه قبل از طواف مرده باشد، از حنوط كردن استثنا شده است.

4- در حنوط، مسمّاى آن كفايت مى‌كند و بهتر اين است كه وزن آن به اندازه سيزده درهم ويك سوم درهم (در حدود هفت‌مثقال صيرفى) باشد و حدّاقل آن يك مثقال شرعى (سه چهارم مثقال صيرفى) و بهتر از آن چهار درهم است.

5- اگر حنوط كردن با كافور امكان نداشته باشد وجوب آن ساقط مى‌شود.

6- مستحب است كافور، با مقدارى از تربت قبر امام حسين‌عليه السلام مخلوط گردد، ومكروه است كه به دنبال جنازه بخوردان حمل‌شود.

7- مستحب است كه در حنوط كردن از پيشانى آغاز شود.

8- مستحب است كه همراه ميّت دو جريده (دو چوب تازه و سبز) گذاشته شود و بهتر اين است كه از نخل خرماباشد، و گرنه از سدر و گرنه از خلاف (بيد) يا انار باشد و اگر درختان يادشده در دسترس نباشد از هر درخت ديگر هم‌درست است وبايد تر باشد و چوب خشك فايده‌اى ندارد، و اينكه طول هر يك به اندازه يك ذراع باشد.


صفحه 180

9- جريده اوّل در طرف راست ميّت روى استخوان بالاى سينه نزديك گردن (استخوان چنبره يا ترقوه) و چسپيده به‌بدن گذاشته شود و جريده دوّم در سمت چپ ميّت و در همان محلّ ولى روى پيراهن و زير سرتاسرى قرار داده شود.

10- اگر دو جريده در قبر ميّت گذاشته نشود، روى قبر او بگذارند.

11- اگر روى هر دو جريده، اسم ميّت و اسم پدرش و اينكه او به شهادتين وائمّه دوازده‌گانه‌عليهم السلام شهادت مى‌دهد، نوشته شودنيكو خواهد بود.

12- مستحب است كه مؤمنين از وفات برادر مؤمن‌شان مطّلع شوند تا از ثواب حضور در تشييع جنازه بهره‌مند گردند، و مستحب‌است كه شخص تشييع كننده در هنگام تشييع، دعاهاى روايت شده از معصومين را بخواند، و به دنبال جنازه پياده راه برود و نه سواره‌وهمچنان نعش‌را بر شانه‌هاى خود حمل كنند نه‌روى وسايل نقليّه مگر در هنگام ضرورت، و هم‌چنين مستحب است كه تشييع‌كننده، خاشع باشد و انديشه كند و از ديدن جنازه عبرت بگيرد وپشت سر جنازه يا دو طرف آن حركت كند نه جلو آن، و جامه تزيين‌شده روى نعش گذاشته نشود و جنازه را چهار نفر حمل كنند.

13- مستحب است كه تشييع كننده از چهار گوشه جنازه آن را حمل كند، كه به اين كار (تربيع) گفته مى‌شود. و بهتراين است كه از طرف راست ميّت شروع كند وبر شانه راست خود بگذارد و بعد گوشه عقب تابوت را روى شانه راست خود حمل كند وسپس گوشه ديگر آن را روى شانه چپ خود حمل كند و بعد به جلو تابوت برود و سمت چپ ميّت را روى شانه چپ خود حمل‌نمايد، و اگر برعكس اين ترتيب تربيع كند هم خوب است.

14- مستحب است صاحب عزا پا برهنه راه برود و رداى خود را وارونه بپوشد تا شناخته شود كه او صاحب مصيبت است.

15- خنده كردن و كارهاى لهو و لعب در كنار جنازه مكروه است، وهم‌چنين مكروه است كه غير صاحب مصيبت، رداى خود راوارونه بپوشد، و هم‌چنين مكروه است سخن گفتن به غير ذكر خداوند و اينكه جنازه را با سرعت ببرند و اينكه تشييع كننده دست برران يا دست بر روى دست خود بزند و اينكه بدنبال جنازه بخوردان حمل شود.

نماز ميّت‌

1- نماز گذاردن بر ميّت مسلمان، واجب است. نماز بر ميّت كودك تا قبل از رسيدن به شش سالگى واجب نيست اگر چه از بدوتولّد جايز است در صورتيكه زنده متولّد شده باشد.

2- نماز بر جنازه غير مسلمانان يا كسى كه محكوم به كفر شده است مانند مرتدّ، جايز


صفحه 181

نيست، و ميّتى كه در بلاد مسلمين پيدا شده است، بر او نماز خوانده مى‌شود و هم‌چنين بنابر احتياط بر ميّتى كه در ساير بلاد پيداشده، ولى احتمال دارد كه مسلمان باشد نماز خوانده مى‌شود.

3- در كفايت كردن نماز، ايمان نماز گزار شرط است و هم‌چنين بنابر احوط اذن ولى نيز شرط است، امّا نماز كودك بنابر احوطكفايت نمى‌كند.

4- وقت نماز ميّت، بعد از غسل و كفن است و اگر غسل و كفن امكان نداشته باشد، بعد از پوشاندن عورتش، بر او نماز گزارده‌شود واگر دفن شده، در همان حالت بر او نماز خوانده شود وتغيير دادن وضعيّت او بنابر اقوى واجب نيست.

5- نماز ميّت بصورت جماعت نيز جايز است و در اين صورت همگى نيّت وجوب مى‌نمايند، پس اگر دسته اوّل نماز را بجاآوردند، و دسته ديگرى خواستند نماز بخوانند، بايد نيّت استحباب كنند.

6- بر اعضاى ميّت، در صورتيكه قلب ميّت در ميان آن عضوها باشد، برآنها نماز خوانده مى‌شود.

7- اگر اولياى ميّت چند نفر باشند بايد از همگى اجازه گرفته شود، و اگر ولىّ ميّت، زن باشد جايز است خودش بر ميّت نمازبگذارد يا به ديگران اجازه دهد كه بر او نماز بخوانند.

8- نماز ميّت با جماعت، افضل است و شرايط جماعت در اين جا مانند شرايط جماعت در نمازهاى واجب ديگر است ولى امام‌در اين جا نسبت به مأمومين، وظيفه ديگرى جز اجازه گرفتن از ولىّ بر عهده ندارد.

9- بنابر احوط بايد مأموم پشت‌سر امام بايستد و زنان پشت‌سر مردان بايستند وحائض‌به تنهايى در يك صف بايستد.

10- وقتى كه به نماز ميّت حاضر شدى، اگر ديدى كه امام بعضى از تكبيرات را گفته است، مى‌توانى همراه با امام تكبير بگويى وبعد از پايان يافتن نماز امام، تكبيرات باقيمانده را با دعاى آن تكميل كنى و اگر بترسى از اينكه جنازه را بردارند، تكبيرات باقيمانده‌را پشت‌سرهم بدون دعا بگو و يا در حاليكه به دنبال جنازه حركت مى‌كنى، بقيّه تكبيرات را بگو.

چگونگى نماز ميّت:

1- كيفيّت معروف در نماز ميّت اين است كه پنج تكبير بگوئى، بعد از تكبير اوّل شهادت به توحيد و رسالت پيامبر اسلام‌صلى الله عليه وآله‌مى‌دهى و بعد از تكبير دوّم بر محمّد و آل اوصلى الله عليه وآله صلوات مى‌فرستى و بعد از تكبير سوم براى مؤمنين و مؤمنات دعا مى‌كنى و بعد ازتكبير چهارم براى‌


صفحه 182

خودميّت دعا مى‌كنى و آمرزش مى‌طلبى و با تكبير پنجم نماز تمام مى‌شود.

2- اگر اذكار مختلف را بعد از هر تكبير بخوانى و از تكبير دوم دعا وطلب آمرزش براى ميّت را شروع كنى، جايز است زيرا نمازميّت دعاست و دعاى خاصّى در آن لازم نيست، بلكه آنچه لازم است دعا كردن براى ميّت به هر صورتى كه باشد، و اوْلى اين است كه‌شهادتين و صلوات فرستادن بر محمّد و آل محمّ (دصلّى اللَّه عليه و عليهم اجمعين) به آن اضافه شود.

3- چهار تكبير براى نماز ميّت كفايت نمى‌كند مگر در حالت تقيّه يا اينكه ميّت منافق باشد. در صورتى كه از حدّ واجب كمترتكبير گفته باشد، اگر موالات باقى است بايد تكبيرات را تكميل كند و اگر موالات از بين رفته باشد نماز را اعاده نمايد.

4- در هنگام نماز بر ميّت، دعا كردن با زبانهاى ديگر جايز است مشروط بر اينكه حداقلّ اذكار واجب، به زبان عربى خوانده‌شود.

5- نماز ميّت، سلام و هم‌چنين ركوع و سجود ندارد، و حرام است كسى به قصد تشريع، چيزى را كه در نماز ميّت نيست بر آن‌اضافه كند، زيرا اين كار بدعت است.

6- جايز است در دعاهاى نماز (كه به زبان عربى خوانده مى‌شود) با ضمير مذكّر يا مؤنّث‌به ميّت اشاره كنى مخصوصاً در صورتى كه جنس او را هم ندانى، بدين ترتيب كه اگر ضمير را مذكّر آوردى، منظورت بدن يا نعش‌باشد و اگر مؤنّث آوردى به جنازه اشاره كرده باشى.

7- اگر ندانى كه تكبير چندم را گفته‌اى، بنا را بر كمتر بگذار مگر اينكه دليلى بر بيشتر داشته باشى.

8- واجب است در هنگام نماز، ميّت به پشت گذاشته شود و سر ميّت به طرف راست نماز گزار قرار بگيرد و نماز گزار، پشت‌ميّت بايستد و بين او و ميّت، حايلى مانند ديوار و پرده نباشد و جنازه از نمازگزار دور نباشد مگر اينكه صفوف جماعت متّصل بهم‌باشد و هم‌چنين واجب است نمازگزار رو به قبله بايستد و در موقع نماز، ميّت غسل و كفن شده باشد و اگر كفن نداشته باشد، عورت‌او پوشانده شود.

9- نمازگزار در حين نماز ميّت بايد ايستاده باشد و به گونه‌اى استقرار داشته باشد كه مخالف قيام و ايستادن نباشد، و فصول نمازبايد به طور متوالى وپشت‌سرهم خوانده شود به گونه‌اى كه صورت نماز حفظ گردد. هم‌چنين نمازگزار بايد ميّت معيّنى را نيّت كند، و نيز قصد قربت را نيّت كند.

10- ولى نماز ميّت در همه احكام مانند نمازهاى واجب ديگر نيست، پس واجب نيست كه نمازگزار با وضو، يا غسل و يا تيمّم‌باشد، همچنين لازم نيست كه بدن يا لباس او طاهر باشد، بلكه حتّى اگر لباس او هم غصبى باشد اشكالى در نماز او نيست، اگرچه‌احتياط دورى‌


صفحه 183

جستن ازمبطلات نماز است، به ويژه: سخن گفتن، قهقهه و انحراف از قبله.

11- اگر بر ميّت نماز خوانده نشود تا اينكه دفن گردد، واجب است كه بر روى قبر او نماز خوانده شود و هم‌چنين اگر بعد از دفن، معلوم شود كه نماز خوانده شده، باطل بوده است، بايد بر قبر او نماز بگذارند ولى نبش قبر به خاطر نماز جايز نيست و اگر بر او نماز خوانده نشودتا اينكه يك شب و روز از دفنش سپرى شود، احوط اين است كه بر او نماز خوانده شود و اگر جنازه به خاطر عواملى مانند سيل وغيره‌از قبر بيرون شود، بنابراحتياط مستحبّ براو نماز خوانده شود.

12- نماز ميّت، وقت معيّنى ندارد، حتى در اوقاتى كه نماز كراهت دارد، نماز ميّت اشكال ندارد، و اگر با وقت نماز فريضه‌همزمان شود، نماز فريضه مقدّم مى‌شود تا وقت فضيلت آن از دست نرود ونمازميّت به تأخير انداخته شود مگر اينكه خوف فاسدشدن جنازه يا دليل ديگر باشد كه در اين صورت نماز ميّت مقدّم مى‌شود.

13- خواندن يك نماز مشترك بر مجموعه‌اى از مردگان جايز است، واگر امام بر جنازه‌اى نماز مى‌خواند و در همان حين، جنازه ديگرى راهم حاضر كردند در اين صورت چند راه وجود دارد: اوّل- اينكه تكبيرات باقيمانده را به طور مشترك براى جنازه اوّل‌ودوّم بخواند و سپس براى جنازه دوم، تكبيرات باقيمانده او را به طور اختصاصى بخواند. دوم- اين است كه نماز اوّل را تمام كند بعدبراى جنازه دوم نماز بخواند. سوم- اينكه جايز است نماز ميّت اوّل را قطع كند و براى هر دو جنازه از نو به طور مشترك نماز بخواند.

14- در نمازميّت، طهارت مستحب‌است ودر صورت خوف فوت‌نماز، تيمّم هم جايزاست.

15- مستحب است نمازگزار در برابر وسط پيكر ميّت مرد و در برابر سينه ميّت زن بايستد ومستحب است پا برهنه باشد و درتكبير اوّل بلكه در همه تكبيرات، دست خود را بلند نمايد ونزديك جنازه بايستد و در صورتيكه بخواهد مأمومين از او تبعيّت كنندبايد تكبيرات و دعاها را با صداى بلند بخواند.

16- مستحب است براى نماز ميّت، جاهايى انتخاب شود كه تردّد ورفت و آمد مؤمنين زياد باشد تا جماعت شركت كننده نيززياد شود، به استثناى مساجد زيرا برگزارى نماز ميّت در مساجد- جز مسجدالحرام- مكروه است.

17- مستحب است در دعا براى ميّت و براى مؤمنين، كوشش وتلاش شود وهم‌چنين مستحب است قبل از اقامه نماز، سه بار باعنوان «الصلاة» اعلام شود تا همه مطّلع شوند.

18- مى‌توانى نماز ميّت را به يكى از دو شكل زير بخوانى:

اوّل- شكلى كه تنها به دعاهاى واجب اكتفا مى‌شود بدين ترتيب: در ابتدا نيّت و قصد قربت‌