بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 188

روى سر ميّت يا صورت يا دست او كه مو دارد بگذارد، زيرا عرف چنين حالتى را مسّ ميّت مى‌شمارد. امّا تماس با استخوان وناخن ودندان ميّت، بنابر احوط غسل دارد زيرا مسّ ميّت ناميده مى‌شود.

3- عضوى كه از بدن ميّت جدا شده است اگر استخوان داشته باشد، مسّ آن موجب غسل مى‌شود. امّا در حديثى وارد شده و آمده‌است كه مسّ استخوان بدون گوشت كه يك سال يا بيشتر از وفات ميّت بر آن گذشته باشد، غسل ندارد.

4- در موردى كه شك كند آيا موجب مسّ ميّت شده است يا نه، حكم به برائت مى‌شود وغسل واجب نيست و هم‌چنين است اگرشك كنى كه آيا قبل از وفاتش او را لمس كرده‌اى يا بعد از آن يا از پشت ساتر (پوشاننده) يا اينكه جسد را مسّ كرده‌اى ياموى اورا، غسل بر تو واجب نيست؛ آرى! اگر ندانى ميّتى را كه جسدش را مسّ كرده‌اى غسل داده شده بوده يا نه، غسل مسّ ميّت بر توواجب است.

5- اگر كودكى، ميّت را مسّ كند، بعد از بلوغ بايد غسل مسّ ميّت را انجام دهد، و گفته‌اند كه اگر مميّز باشد، غسلش مانند سايرعباداتش صحيح است واحوط اين است كه اگر مميّز نيست، ولىّ او به نيابت از او نيّت كند و سپس او را غسل دهد و همچنين است‌حكم مجنون.

6- كسى كه بر او غسل مسّ ميّت واجب شده است، نماز او و ساير عباداتى كه توقّف بر طهارت دارد، صحيح نيست مگر بعد ازانجام دادن غسل. امّا وضو بنابر اقوى بر او واجب نيست.

7- براى كسى كه اين غسل بر او واجب است، بنابر اقوى جايز است كه وارد مساجد شود وسوره‌هاى سجده را بخواند ولى احوطآن است كه ترك كند آن چيزهايى را كه ترك آنها بر جنب وحائض واجب است.


صفحه 189

احكام نماز


صفحه 190

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 191

نماز، شعار ايمان‌.[1]

(الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ* أُوْلئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌوَرِزْقٌ كَرِيمٌ‌[2](.

«آنها كه نماز را برپا مى‌دارند؛ و از آنچه به آنها روزى داده‌ايم، انفاق مى‌كنند* مؤمنان حقيقى آنها هستند، براى آنان درجاتى نزدپروردگارشان است، و براى آنها آمرزش وروزى كريمانه‌اى است.»

ايمان آن است كه در دل مؤمن، با «ترس و بيم»، در خرد او، با «يقين»، در عمل او، با «توكّل»، در عبادت او، با «نما» ز، در اقتصاد و معيشت او، با «انفاق»، تجلّى مى‌يابد. اگر ما درمورد صفاتى كه در آغاز سوره انفال ذكر شده، تأمّل و دقّت كنيم، درمى‌يابيم كه اين صفات ما را از ظاهر و مفهوم ايمان، به حقايق آن‌هدايت مى‌كند؛ حقايقى كه در واقعيت زندگى ما تجلّى مى‌يابد و ما را از تاريكى‌هاى خويشتن به سوى نور حق (شناخت‌خداوند، ياد او، آيات و احكام او) رهنمون مى‌سازد. بدين ترتيب ايمان در «توكّل به خدا»، «نماز براى‌خدا» و «انفاق بر بندگان خدا» تجلّى مى‌يابد.

ولى، حقايق ايمان به چه چيز كامل مى‌گردد؟ مگر نه اين است كه با نماز كامل مى‌شود؟ بياييد با هم به سخنان رسول خداصلى الله عليه وآله‌گوش جان بسپاريم.

حضرت مى‌فرمايد:

«من أسبغ وضوءه، وأحسن صلاته، وأدّى زكاته، وكفّ غضبه، وسجن لسانه، واستغفر لذنبه، وأدّى النصيحة لأهل بيت نبيّه، فقد استكمل حقائق‌الإيمان، وأبواب الجنّة مفتّحة له».[3]

«كسى كه وضوى خود را به طور كامل‌انجام دهد، و نمازش را نيكو برپا دارد، وزكاتش را پرداخت كند، و از خشمش جلوگيرى‌نمايد، و زبانش را به بند كشد، وبراى گناهش، آمرزش بطلبد وبراى اهل‌بيت پيامبر خود، صادق و مخلص باشد، حقايق ايمان را تكميل‌كرده است و دروازه‌هاى بهشت براى‌

[1]اين قسمت، از جلد چهارم كتاب «التشريع الاسلامى» نوشته مؤلّف، برگرفته شده و به خاطر اهمّيت موضوعى آن در اين‌جا درج گرديده است.

[2]سوره انفال، آيات 4- 3.

[3]بحارالانوار، ج 79، ص 218، حديث 35.


صفحه 192

او گشوده است.»

نماز، حلقه وصل و ارتباط بين قلب بنده و نور خداوند است. نماز معراجى است كه مؤمن‌به وسيله آن به سوى عرش خداوند، صعود مى‌كند و به گفته حضرت على‌عليه السلام:

«لو يعلم المصلّي ما يغشاه من جلال اللَّه، ما سرّه أن يرفع رأسه من السجود.[1]

«اگر نمازگزار بداند آنچه را كه از جلال و شكوه خداوند، او را فرا مى‌گيرد، هرگز خوش نمى‌دارد سر از سجده بلند كند.»

نماز رمز بندگى انسان براى خداوند و تسليم بودن او در برابر امر خداوند، در همه صحنه‌هاى زندگى است. لذا اوّلين عملى كه به آن‌نگاه مى‌شود و مورد بررسى قرار مى‌گيرد، نماز است.

على‌عليه السلام مى‌فرمايد:

«پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:

إنّ عمود الدين الصلاة، وهي أوّل ما ينظر فيه من عمل ابن آدم، فإن صحّت نظر في عمله، وإن لم تصحّ لم ينظر في بقيّةعمله‌.[2]

«به يقين، نماز ستون دين است و اوّلين چيزى از اعمال فرزند آدم است كه مورد بررسى قرار مى‌گيرد، پس اگر صحيح و درست‌بود، پرونده اعمال او مورد ملاحظه وبررسى قرار مى‌گيرد و گرنه از ملاحظه بقيّه اعمال او صرف نظر مى‌شود.»

نماز، چارچوب ياد خداوند بزرگ، زبان سخن گفتن مستقيم بين انسان وخداوند، ستون دين، محور احكام دين، هنگامه‌گواهى دادن به حق وشعار برپا داشتن قسط و عدالت است.

امام محمّدباقر مى‌فرمايد:

«الصلاة عمود الدين، ومثلها كمثل عمود الفسطاط، إذا ثبت العمود ثبتت الأوتاد والأطناب، وإذا مال العمود وانكسر لم يثبت وتد ولا طنب‌.[3]

«نماز ستون دين است. مثل نماز، مثل ستون خيمه است. اگر ستون ثابت و پابرجا باشد، ميخ‌ها و طناب‌ها نيز ثابت و پابرجاخواهند بود، و اگر ستون كج شود يا بشكند، ميخ و طنابى هم پابرجا نخواهد ماند.»

برپاداشتن نماز، رمز مدنيّت ايمان است. خداوند سبحان فرموده است:(وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِيهِ أَن تَبَوَّءَالِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتاً وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ‌[4](.

«به موسى و برادرش وحى كرديم كه: براى قوم خود، خانه‌هايى در سرزمين مصر انتخاب كنيد

[1]بحارالانوار، ج 82، ص 37. الخصال، ج 2، ص 167.

[2]الخصال، ج 2، ص 227.

[3]بحار الانوار، ج 79، ص 218، حديث 36.

[4]سوره يونس، آيه 87.


صفحه 193

وخانه‌هايتان را مقابل يكديگر (و متمركز) قرار دهيد و نماز را برپا داريد وبه مؤمنان بشارت ده.»

بدين سان خداوند، مؤمنان را به جهت نماز و عبادت‌شان، نويد وبشارت مى‌دهد؛ نويد پيروزى و رستگارى.

امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«للمصلّي ثلاث خصال:

إذا قام في صلاته يتناثر عليه البرّ من أعنان السماء إلى مفرق رأسه، وتحفّ به الملائكة من تحت قدميه إلى أعنان السماء، وملك‌ينادي: أيّها المصلّي لو تعلم من تناجي ما انفتلت‌.[1]

«براى نمازگزار سه خصوصيّت است: زمانى كه او به نماز مى‌ايستد، از آفاق آسمان تا فرق سرش، نيكويى بر او افشانده مى‌شود، و فرشتگان از زير قدمهايش تا آفاق آسمان به گِرد او مى‌چرخند و طواف مى‌كنند، و فرشته‌اى فرياد مى‌زند: اى نمازگزار! اگر بدانى كه با كه‌مناجات مى‌كنى، هرگز از او روبر نمى‌تابانى.»

نشانه ايمان‌

نماز، نشانه ايمان و توشه مؤمن براى روز قيامت است. گوش فرادهيم كه خداوند عزّ وجلّ خطاب به پيامبرش چه مى‌فرمايد:

(قُل لِّعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَيُنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلَانِيَةً مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَاخِلالٌ ([2]

«به بندگان من كه ايمان آورده‌اند بگو نماز را برپا دارند و از آنچه به آنها روزى داده‌ايم، پنهان وآشكار، انفاق كنند، پيش از آنكه‌روزى فرارسد كه نه در آن خريد وفروش است و نه دوستى.»

از امام صادق‌عليه السلام نيز چنين روايت شده است:

«يؤتى بشيخ يوم القيامة فيدفع إليه كتابه، ظاهره ممّا يلي الناس لا يرى إلّا مساوئ فيطول ذلك عليه فيقول: يا ربّ! أتأمر بي إلى النار؟ فيقول الجبّارجلّ‌جلاله: يا شيخ أنا استحي أن اعذّبك وقد كنت تصلّي في دار الدنيا، اذهبوا بعبدي إلى الجنّة.[3]

«روز قيامت، پيرمردى در محضر خدا آورده مى‌شود و كارنامه اعمالش به او داده مى‌شود، در ظاهر آن كه به سوى مردم است جزبدى ديده نمى‌شود، و اين بر او سخت وگران تمام مى‌شود. پس مى‌گويد: پروردگارا! آيا دستور مى‌دهى به آتش شوم؟ خداوند مى‌فرمايد: اى پيرمرد! من خجالت مى‌كشم كه تو را عذاب كنم در حاليكه تو در دنيا نماز بجا مى‌آوردى. بنده‌ام را به بهشت ببريد.»

[1]بحارالانوار، ج 79، ص 215، حديث 30.

[2]سوره ابراهيم، آيه 31.

[3]بحارالانوار، ج 79، ص 204، حديث 4.


صفحه 194

نماز، آتش گناهانى را كه انسان بين دو نماز برافروخته است، خاموش مى‌گرداند. در خبر منقول از پيامبر اكرم‌صلى الله عليه وآله چنين آمده‌است:

«ما من صلاة يحضر وقتها إلّا نادى ملك بين يدي الناس (أيّها الناس) قوموا إلى نيرانكم التي أوقدتموها على ظهوركم فأطفؤوهابصلاتكم‌.[1]

«در هر نمازى كه وقت آن فرامى‌رسد، فرشته‌اى در ميان مردم، ندا سر مى‌دهد كه: اى مردم! بلند شويد آتشى را كه پشت سر خودروشن كرده‌ايد، با نماز خود خاموش گردانيد.»

نماز از بارزترين صفات پرهيزكاران است؛ پرهيزكارانى كه قرآن براى هدايت آنان فرود آمده است:

(الم* ذلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ* الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ‌يُنْفِقُونَ‌[2](.

«الم* اين كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد و مايه هدايت پرهيزكاران است* همان كسانيكه به غيب ايمان دارند ونماز را برپا مى‌دارند و از آنچه به آنان روزى داده‌ايم انفاق مى‌كنند.»

همچنين خداوند فرموده است:

طس تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُبِينٍ* هُدىً وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ* الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم‌بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ‌.[3]

«اين آيات قرآن و كتاب مبين است* وسيله هدايت و بشارت براى مؤمنين است* همان كسانيكه نماز را برپا مى‌دارند و زكات راپرداخت مى‌كنند و به آخرت يقين دارند.»

برترين اعمال‌

نماز برترين اعمال صالح و با اجرترين آنها در نزد خداوند است. خداوند متعال مى‌فرمايد:

(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوْا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ‌[4].

«كسانى كه ايمان آوردند و اعمال شايسته انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زكات را ادا نمودند، اجر آنها در نزد پروردگارشان‌است.»

نيز از حضرت على‌عليه السلام روايت شده است:

«من أتى الصلاة عارفاً بحقّها غُفِرَ له‌.[5]

[1]بحارالانوار، ص 209، حديث 21.

[2]سوره بقره، آيات 3- 1.

[3]سوره نمل، آيات 3- 1.

[4]سوره بقره، آيه 277.

[5]بحارالانوار، ج 79، ص 107، حديث 12.


صفحه 195

«كسى كه نماز را بجا آورد در حاليكه به حقيقت نماز شناخت داشته باشد، آمرزيده مى‌شود.»

نماز بهترين شكر براى نعمتهاى فراوان خداوند و بلكه خود خير فراوان (كوثر) است.

خداوند مى‌فرمايد:

(إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ* فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ* إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ[1]

«ما به تو كوثر] خير و بركت فراوان [عطا كرديم* پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن* (و بدان) دشمن توقطعاً بريده نسل و بى‌عقب است.»

شرط ولايت‌

برپا داشتن نماز از شرايط ولايت است، پس كسى كه رهبرى مسلمانان را به عهده مى‌گيرد، بر او واجب است كه نماز را در ميان‌آنان برپا دارد. مگر خداوند متعال نفرموده است:

(الَّذِينَ إِن مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ[2]

«همان كسانى كه هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا مى‌دارند وزكات مى‌دهند.»

همچنين مى‌فرمايد:

(إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ‌[3]

«سرپرست و ولىّ شما تنها خدا است و پيامبر او و آنان كه ايمان آوردند، همان كسانيكه نماز را برپا مى‌دارند و زكات را ادامى‌نمايند در حاليكه در ركوع هستند.»

و همچنين مى‌فرمايد:

إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَى أُولئِكَ أَن‌يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ‌[4]

«مساجد خدا را تنها كسى آباد مى‌كند كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده باشد ونماز را برپا داشته و زكات را داده باشد و جز ازخدا نترسد. اميدست چنين گروهى از هدايت يافتگان باشند.»

اينان، همان سرپرستان مساجد، متولّيان و خدمتگزاران خانه‌هاى خدا وشايسته‌ترين مردم نسبت به مساجد هستند، نه‌كسانيكه ظاهر مسجد را آباد امّا واقع و حقيقت آن را، خراب مى‌نمايند و از حركت مردم در راه خدا مانع مى‌شوند.

نماز، همچنين- بعداز امر به معروف و نهى از منكر- شرط ولايت برخى از مؤمنان بر

[1]سوره كوثر.

[2]سوره حجّ، آيه 41.

[3]سوره مائده، آيه 55.

[4]سوره توبه، آيه 18.