بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 202

وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ‌[1]

«و آنان كه بر نمازشان مواظبت دارند.»

وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ‌[2]

«و آنان كه بر نمازهايشان مراقبت و مواظبت دارند.»

مواظبت بر نماز است كه مقام انسان را تا درجات بلند ايمان بالا مى‌برد و از جمله درجات ايمانى، نگهداشتن انسان از حرص و آزدنيا است.

امام رضاعليه السلام در پاسخ سؤالات محمّد بن سنان چنين نوشت:

«إنّ علّة الصلاة أنّها إقرار بالربوبيّة للَّه عزّ وجلّ، وخلع الأنداد، وقيام بين يدي الجبّار جلّ جلاله بالذلّ والمسكنة والخضوع والاعتراف، والطلب للإقالةمن سالف الذنوب، ووضع الوجه على الأرض كلّ يوم إعظاماً للَّه عزّ وجلّ، وأن يكون ذاكراً غير ناس ولا بطر، ويكون خاشعاً متذلّلًا راغباً، طالباً للزيادة في الدين‌والدنيا، مع ما فيه من الايجاب والمداومة على ذكر اللَّه عزّ وجلّ بالليل والنهار، لئلا ينسى العبد سيّده ومدبّره وخالقه فيبطر ويطغى ويكون من ذكره لربه وقيامه‌بين يديه، زاجراً له عن المعاصي ومانعاً له عن أنواع الفساد.[3]

«علّت وجوب و تشريع نماز اين است كه نماز، اقرار به ربوبيّت خداوند، نفى شريك و مانند وهمتا از او، قيام ذليلانه و متواضعانه‌و توام با خضوع در محضر او، واعتراف به گناه و طلب آمرزش گناهان گذشته از او است. نماز، گذاشتن صورت در هر روز بر روى خاك‌است براى تعظيم خداوند وبراى اينكه انسان هميشه به ياد او باشد، فراموش نكند، نا سپاسى نورزد، خاشع و ذليل و متمايل‌به او باشد و زيادت در دين ودنيا را از او بخواهد. نماز مداومت شبانه روز ياد خداوند است تا بنده، مولا، مدبّر وخالق خود را فراموش‌نكند و به كفران و طغيان و سركشى كشانده نشود و هميشه به ياد او و در محضر او باشد تا او را از گناهان و از انواع فساد، باز دارد.»

برپا داشتن نماز در هر حال‌

در حالات استثنايى (مانند جنگ) لازم است كه ذكر خدا بگوييم، امّا در حالت آرامش، اقامه نماز واجب است نه‌فقط ذكر خدا، و اين دو فرق زيادى دارند زيرا اقامه و برپا داشتن نمازبه معناى انجام دادن نماز با همه شرايط آن مى‌باشد، در حاليكه ذكر خدا در هر حال، در حال ايستاده يا نشسته يا خوابيده هم امكان‌دارد. باهم كلام خداوند را بخوانيم:

[1]سوره معارج، آيه 34.

[2]سوره مؤمنون، آيه 9.

[3]وسائل الشيعه، ج 3، كتاب‌الصلاة، باب 1، ابواب اعداد الفرائض ونوافلها، ص 4، حديث 7.


صفحه 203

(فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى‌الْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً مَوْقُوتاً[1]

«و هنگاميكه نماز را به پايان رسانديد، خدا را ياد كنيد، ايستاده و نشسته و در حاليكه به پهلو خوابيده‌ايد و هرگاه آرامش يافتي (دو حالت ترس زايل گشت)، نماز را به طور معمول انجام دهيد زيرا نماز وظيفه ثابت و معيّنى براى مؤمنان است.»

در حديث هم آمده است كه همراه امير المؤمنين‌عليه السلام در جنگ صفّين، نمازهاى ظهر و عصر ومغرب و عشا از مردم فوت شد وحضرت به آنان دستور داد كه پياده و سواره، تكبير بگويند، «لا الهَ الَّا اللَّه وَسُبْحانَ اللَّهِ» بگويند و آنان هم‌چنين كردند زيرا نماز در هيچ حالتى ترك نمى‌شود ويك وظيفه ثابت ومعيّنى براى مؤمنان است و حتّى در حالت جنگ هم كه سخت‌ترين حالات است ترك نمى‌شود. اين مسأله را از اين سخن خداوندالهام مى‌گيريم كه مى‌فرمايد:

(وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَ‌الْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوّاً مُبِيناً[2]

«هنگامى كه سفر مى‌كنيد، گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد اگر از فتنه وخطر كافران بترسيد؛ زيرا كافران، براى شمادشمن آشكارى هستند.»

بدين ترتيب واجب است كه در حال ترس، نماز، كوتاه (قصر) شود، امّا همچنان وجوب آن بر انسان باقى است زيرايك حكم ثابت وتغييرناپذير است.

هم‌چنين در حديث منقول از امام صادق‌عليه السلام در تفسير آيه ياده شده آمده است: «كتاب موقوت به معناى كتاب ثابت (حكم ثابت) است امّا اينكه اندكى شتاب كنى يا اندكى به تأخير اندازى، ضررى به نمازت ندارد تا زمانى كه نماز را ضايع‌نكرده باشى، زيرا خداوند مى‌فرمايد:

أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيّاً.

«نماز را تباه كردند و از شهوات پيروى نمودند، پس به زودى گمراهى خود را خواهند ديد.[3]

از همين رو، نماز حتّى در هنگام رويارويى نظامى و در جبهه جنگ، واجب است. خداوند مى‌فرمايد:

(وَإِذَا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَاةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُم مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِن‌وَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ‌[4]

[1]سوره نساء، آيه 103.

[2]سوره نساء، آيه 101.

[3]تفسير الميزان، ج 5، ص 67، نقل از كافى.

[4]سوره نساء، آيه 102.


صفحه 204

«و هنگامى كه در ميان آنها باشى و (در ميدان جنگ) نماز را براى آنها برپا كنى، بايد دسته‌اى از آنها با تو (به‌نماز) برخيزند و سلاحهايشان را با خود برگيرند، وهنگامى كه سجده كردند (و نماز را به‌پايان رساندند) بايد به پشت سرشما بروند، وآن دسته ديگر كه نماز نخوانده‌اند بيايند و با تو نماز بگذارند. آنها بايد وسايل دفاعى وسلاحهايشان را (در حال‌نماز) با خود حمل كنند.»

اقامه نماز، شرط توبه‌

از آنجا كه نماز رمز عبوديّت و بندگى است، كسى كه توبه مى‌كند، بايد توبه‌اش را با برپا داشتن نماز به اثبات برساند.

خداوند مى‌فرمايد:

فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الْصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ‌[1]

«هرگاه توبه كنند و نماز را برپا بدارند و زكات بدهند، آنها را رها سازيد.»

فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ‌[2]

«هرگاه توبه كنند و نماز بخوانند و زكات بدهند، برادر دينى شما هستند.»

فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ[3]

«اكنون كه اين كار را نكرديد و خداوند توبه شما را پذيرفت پس نماز را برپا بداريد و زكات را ادا كنيد.»

اقامه نماز، شعار دعوتگران به سوى خدا

نماز، ارزش مهمى است، و گوهر اين ارزش، ارتباط انسان با خداوند است ومظهر اين ارزش، ذكر خدا، سجده براى خدا، ركوع‌براى خدا، قرائت قرآن كريم و نيايش است و از همين رو، يكى از شعارهاى دعوتگران به سوى خدا، و بلكه هدف اساسى آنان دردعوت و گسترش آن، نماز است و لذا مى‌بينيم كه حضرت ابراهيم‌عليه السلام برخى از فرزندان خود را در بيت‌الحرام ساكن مى‌گرداند تا نمازرا برپا دارند:

(رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ‌تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ* رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِن شَيْ‌ءٍ فِي الْأَرْضِ وَلَافِي السَّماءِ* الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ

[1]سوره توبه، آيه 5.

[2]سوره توبه، آيه 11.

[3]سوره مجادله، آيه 13.


صفحه 205

إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ‌الدُّعَاءِ* رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ[1]

«پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بى‌آب و علفى، در كنار خانه‌اى كه حرم تو است، ساكن ساختم تا نماز را برپادارند. تو دلهاى گروهى از مردم را متوجّه آنها ساز و از ثمرات به آنها روزى دِه شايد آنان شكر تو را بجاآورند* پروردگارا! تو مى‌دانى آنچه راما پنهان و يا آشكار مى‌كنيم وچيزى در زمين و آسمان بر خدا پنهان نيست* حمد خداى را كه در پيرى، اسماعيل و اسحاق رابه من بخشيد. مسلّماً پروردگار من شنونده دعا است* پروردگارا! مرا برپا كننده نماز قرار دِه و از فرزندانم نيز. پروردگارا! دعاى مرابپذير.»

حضرت اسماعيل نيز خانواده خود را دستور به نماز مى‌داد. خداوند مى‌فرمايد:

وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِيّاً[2]

«خانواده خودرا به‌نماز وزكات دستور مى‌داد ودر نزد پروردگارش پسنديده ومورد رضايت او بود.»

خداوند بر پيامبر اسلام‌صلى الله عليه وآله و از طريق ايشان بر امّت آن‌حضرت واجب كرده است كه خانواده خود را به نماز فرمان دهند:

وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا[3]

«خانواده‌ات را به نماز فرمان بده و در انجام آن شكيبا باش.»

وصيّت لقمان به فرزندش چنين بود:

يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ[4]

«اى فرزندم! نماز را برپا دار و به معروف امر و از منكر نهى كن.»

نماز شعار امّت اسلامى‌

نماز از بارزترين نشانه‌هاى امّت اسلامى است، آنجا كه پروردگار سبحان مى‌فرمايد:

(مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ وَفِي هذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى‌النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ‌[5]

«از آيين پدرتان ابراهيم پيروى كنيد؛ خداوند شما را در كتابهاى پيشين و در اين كتاب، مسلمان ناميد تا پيامبر گواه بر شما باشد وشما گواهان بر مردم. پس نماز را برپا داريد و زكات را بدهيد

[1]سوره ابراهيم، آيات 40- 37.

[2]سوره مريم، آيه 55.

[3]سوره طه، آيه 132.

[4]سوره لقمان، آيه 17.

[5]سوره حجّ، آيه 78.


صفحه 206

و به خدا تمسّك جوييد.»

برپا داشتن نماز يكى از بندهاى پيمان و ميثاقى است كه خداوند آن را بر بنى‌اسرائيل مقرّر كرده است. قرآن كريم دراين رابطه‌مى‌گويد:

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوالِلنَّاسِ حُسْناً وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ‌[1]

«از بنى‌اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند را پرستش نكنيد، و به پدر و مادر ونزديكان و يتيمان و بينوايان نيكى كنيد، و به‌مردم نيك بگوييد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بدهيد. پس همه شما، جز عدّه كمى، پشت كرديد و اعراض نموديد.»

از آنجا كه نماز شعار مسلمانان است، از شرايط قبول توبه مشركان اين است كه نماز را برپا دارند. قرآن مجيد مى‌گويد:

(فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍفَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الْصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ‌[2]

«پس وقتى كه ماههاى حرام پايان يافت، مشركان را هرجا يافتيد به‌قتل برسانيد وآنها را اسير سازيد و محاصره كنيد و در هركمينگاه بر سرراه آنان بنشينيد. پس اگر توبه كنند و نماز را برپا دارند و زكات را بپردازند، آنها را رها سازيد زيرا خداوند آمرزنده و مهربان‌است.»

نماز، تزكيه نفس‌

درجات مؤمن با نماز او تعالى مى‌يابد. پس هرچه بيشتر بر نماز خود مواظبت كند و آن را با شرايطش بجاآورد و در هنگام اقامه‌آن، خشوع بيشترى داشته باشد، ارتباط و قرب او به خداوند هم بيشتر خواهد شد ودر نتيجه، اين‌ارتباط و قرب، در همه‌ابعادزندگى او بازتاب خواهد يافت.

نماز باعث تقوا مى‌شود وتقوا، نفس را از هواپرستى‌ها باز مى‌دارد. خداوند سبحان مى‌فرمايد:

إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ ...[3]

[1]سوره بقره، آيه 83.

[2]سوره توبه، آيه 5.

[3]سوره عنكبوت، آيه 45.


صفحه 207

«... به‌يقين نماز (انسان را) از زشتيها وگناه باز مى‌دارد وياد خدا بزرگتر است ...»

نماز انسان را به پروردگارش نزديك مى‌گرداند، به همين دليل، اخلاص، يكتاپرستى و پاكى او از آلودگيها و پلشتى‌هاى شرك، افزايش مى‌يابد. خداوند مى‌فرمايد:(... قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ* وَأَنْ أَقِيمُواالصَّلَاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ‌[1]

«... بگو: هدايت واقعى، هدايت خداوند است و ما امر شده‌ايم كه تسليم پروردگار جهانيان باشيم* و اينكه نماز را برپا داريد وتقوا پيشه سازيد و خدا است كه به سوى او محشور مى‌شويد.»

همچنين در قرآن آمده است:

وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ* وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ‌[2].

«... و ترس‌شان را به امنيّت و آرامش مبدّل مى‌كند. تنها مرا مى‌پرستند و چيزى را شريك من نخواهند ساخت و كسانى كه پس ازآن كافر شوند، آنها فاسقانند* و نماز را برپا داريد و زكات را پرداخت نماييد و رسول خدا را اطاعت كنيد تا مشمول رحمت خداشويد.»

آيا نمى‌بينيد در اين آيات چگونه برپا داشتن نماز، به طور مستقيم بعداز امر به توحيدو عبوديّت مخلصانه خداوند مطرح شده است و در آيه دوّم هم اقامه نماز به اطاعت از رسول مرتبط شده است زيرا برپا داشتن نماز، نفس را تزكيه و آماده اطاعت از پيامبر مى‌گرداند.

بدين ترتيب نماز بهترين و برترين راه تقرّب به خداوند است، زيرا نماز پرده‌هاى شرك را كنار مى‌زند و موانع قرب به حقّ را ازميان برمى‌دارد. در روايت يزيد بن خليفه آمده است: امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«إذا قام المصلّي إلى الصلاة نزلت عليه الرحمة من أعنان السماء إلى الأرض، وحفّت به الملائكة، وناداه ملك: لو يعلم هذا المصلّي ما في الصلاة ماانفتل»[3]

«زمانى كه نمازگزار به نماز مى‌ايستد، رحمت الهى از آفاق آسمان تا روى زمين بر او فرود مى‌آيد وفرشتگان اطراف او جمع‌مى‌شوند و فرشته‌اى ندا مى‌دهد: اگر اين نمازگزار بداند آنچه را كه در نماز است هرگز از آن روبر نمى‌تاباند.»

نماز، احسان و نيكوكارى را درپى دارد زيرا نيكوكاران كسانى هستند كه نماز را برپا مى‌دارند. در قرآن آمده است:

(هُدىً وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ* الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُم‌

[1]سوره انعام، آيات 72- 71.

[2]سوره نور، آيات 55 و 56.

[3]وسائل الشيعه، ج 3، ص 21.


صفحه 208

يُوقِنُونَ‌[1]

«اين كتاب مايه هدايت و رحمت براى نيكوكاران است* همان كسانيكه نماز را برپا مى‌دارند وزكات را مى‌پردازند و همانها به‌آخرت يقين دارند.»

نماز از مهم‌ترين عباداتى است كه نفس را تزكيه مى‌كند و آن را به برترين درجات كمال ارتقا مى‌دهد. در قرآن آمده است:

(إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً* إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً* وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً* إِلَّا الْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَلَى‌صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ‌[2]

و به يقين انسان، حريص و كم طاقت آفريده شده است* هنگامى كه بدى به او برسد، بى‌تابى مى‌كند* و هنگامى كه خوبى به او برسد، مانع ديگران مى‌شود* مگر نمازگزاران، آنها كه نماز را پيوسته بجا مى‌آورند.»

برپا داشتن نماز در رشد روحيّه اصلاح‌طلبى در نفس انسان، نقش مؤثّرى دارد ونمازگزاران، مصلحان جامعه هستند:

(وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ‌[3]

«كسانى كه به كتاب تمسّك مى‌كنند و نماز را برپا مى‌دارند. ما به يقين پاداش مصلحان را ضايع نمى‌كنيم.»

برپا داشتن نماز از نشانه‌هاى اخلاص در دين است. قرآن كريم مى‌گويد:

(وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذلِكَ دِينُ‌الْقَيِّمَةِ[4]

«به آنها دستورى داده نشده بود جز اينكه خدا را بپرستند در حالى كه دين خود را براى او خالص كنند و از شرك به توحيد بازگردندو نماز را برپا دارند و زكات را بدهند. و اين است آيين مستقيم وپايدار.»

همچنين خداوند فرموده است:

(إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي‌[5]

«به‌يقين من خدا هستم، معبودى جزمن نيست پس مرا پرستش كن ونماز را براى ياد من برپادار.»

[1]سوره لقمان، آيات 3 و 4.

[2]سوره معارج، آيات 23- 19.

[3]سوره اعراف، آيه 170.

[4]سوره بيّنه، آيه 5.

[5]سوره طه، آيه 14.


صفحه 209

نماز، ياد خدا

جوهر و حقيقت نماز اين است كه نماز ياد خداوند يكتا، رمز عبوديت او، دليل تسليم بودن در مقابل او، نشانه ايمان و علامت‌اخلاص است و از همين رو آنجا كه خداوند فائده نماز را بيان فرموده و آن را باز دارنده از بدى‌ها و گناه معرفى كرده، گفته است:(... وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ...[1]«ياد خداوند بزرگتر و مهم‌تر از هر چيزى است.» و همچنين فرموده است:(وَأَقِمِ الصَّلَاةَلِذِكْرِي‌[2]«نماز را براى ياد من برپادار.» و همچنين فرموده است:(قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى* وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى‌[3]«به يقين رستگار شد كسى كه خود را پاك ساخته است* و نام پروردگارش را ذكر كرده‌ونماز خوانده است.»

در قرآن مجيد آمده است:

الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَابَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ[4]«همانها كه خدا را در حال ايستاده و نشسته و آنگاه كه بر پهلو خوابيده‌اند ياد مى‌كنند و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مى‌انديشندو مى‌گويند پروردگارا! اينها را بيهوده نيافريده‌اى منزّهى تو! ما را از عذاب آتش نگاه دار.»

نماز چون ذكر و ياد خدا است، در هيچ حالى نبايد ترك شود و تا انسان زنده است بايد آن را برپا دارد. قرآن مجيد مى‌گويد:

(وَجَعَلَنِي مُبَارَكاً أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَادُمْتُ حَيّاً[5]

«و مرا هرجا باشم، وجودى با بركت قرار داده و تا زمانى كه زنده‌ام مرا به نماز وزكات توصيه كرده است.»

در جاى ديگر مى‌گويد:(إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن‌ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ‌[6]

«شيطان مى‌خواهد به وسيله شراب و قمار، در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند وشما را از ياد خدا

[1])- سوره عنكبوت، آيه 45.

[2]سوره طه، آيه 14.

[3]سوره اعلى، آيات 15- 14.

[4]سوره آل عمران، آيه 191.

[5]سوره مريم، آيه 31.

[6]سوره مائده، آيه 91.