بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 229

- زوال خورشيد، كه مشهور و معلوم است و نماز ظهر در اين وقت واجب مى‌شود.

براى نماز عصر، وقت معلوم و مشهور مانند اوقات چهارگانه فوق نيست و لذا وقت آن، بعداز فراغت از نماز قبل از آن قرار داده شده‌است.

علّت ديگر اين است كه خداوند متعال دوست دارد كه مردم هر كارى را با اطاعت وعبادت او آغاز كنند، و لذا دستور داده كه اوّل روز رابا عبادت او آغاز نمايند و سپس براى تأمين زندگى دنيايى و تهيه مؤنه زندگى پراكنده شوند و بدين جهت نماز صبح را واجب كرده است.

موقعى كه روز، به نيمه رسيد و مردم كارهاى خود را تعطيل كردند واين وقتى است كه مردم، جامه از تن كشيده و به استراحت و خوردن‌غذا و خواب نيمروز (قيلوله) مى‌پردازند، خداوند دستور داده است كه اوّل به ذكر و عبادت او بپردازند و بعد به هرچه دوست‌دارند مشغول شوند و لذا نماز ظهر را واجب كرده است.

زمانى كه ظهر را گذراندند و خواستند براى آخر روز پراكنده شوند، باز هم بايد با عبادت او كار خود را آغاز نمايند و بعد به هرچه دوست‌دارند بپردازند و از اين رو نماز عصر را واجب كرده است كه بعداز آن، مردم به دنبال كسب و تأمين زندگى خود مى‌روند.

و هنگامى كه شب فرارسيد، و مردم زينت خود را از تن بيرون كردند وبه وطن وكاشانه خود بازگشتند، در اين زمان باز هم بايد باعبادت پروردگار خود آغاز كنند وبعد به آنچه دوست دارند بپردازند و لذا مغرب را بر آنها واجب كرده است.

موقعى كه وقت خواب فرارسيد و از همه اشتغالات خود فارغ شدند باز خداوند دوست داشته است كه با عبادت و اطاعت او شروع كنند وبعد به آنچه خود مى‌خواهند بپردازند تا هر عملى را با اطاعت وعبادت او آغاز كرده باشند و بدين جهت نماز عشاء را واجب كرده است. وقتى كه بندگان اين عبادتها را انجام دادند، خدا را فراموش نمى‌كنند و از او غفلت نمى‌ورزند و دل آنان قساوت پيدا نمى‌كند و شوق و علاقه‌آنان به خداوند كم نمى‌شود.»

سوم- احكام قبله‌

قرآن كريم:

1- (قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ‌فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ‌[1]

«نگاههاى انتظار آميز تو را به سوى آسمان (براى تعيين قبله نهايى) مى‌بينيم. اكنون تو را به سوى‌

[1]سوره بقره، آيه 144.


صفحه 230

قبله‌اى كه از آن‌خوشنود باشى باز مى‌گردانيم. پس روى خود را به سوى مسجدالحرام كن. و هر جا باشيد، روى خود را به سوى آن بگردانيد. وكسانى كه‌كتاب آسمانى به آنها داده شده، بخوبى مى‌دانند اين فرمان حقى است كه از ناحيه پروردگارشان صادر شده، و خداوند از اعمال آنها غافل‌نيست.»

2- (وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَبِّكَ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّاتَعْمَلُونَ‌[1]

«از هرجا خارج شدى (به هنگام نماز) روى خود را به سوى مسجدالحرام كن. اين دستور حقى‌از طرف پروردگارتوست؛ وخداوند، از آنچه‌انجام مى‌دهيد، غافل نيست.»

3- (وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلَّا يَكُونَ‌لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ‌[2]

«و از هرجا خارج شدى، روى خود را به جانب مسجدالحرام كن، و هر جا بوديد، روى خود را به‌سوى آن كنيد؛ تا مردم، جزظالمان، دليلى بر ضد شما نداشته باشند. از آنها نترسيد و (تنها) از من بترسيد. (اين تغيير قبله به خاطر آن بود كه) نعمت خود را بر شما تمام كنم شايد هدايت شويد.»

رهنمودى از آيات: پيامبر خداصلى الله عليه وآله از اهل مكّة بود و عظمت مكّه و جلال و شكوه آن را نزد خداوند به خوبى مى‌دانست ولى‌چون خدا امر كرده بود، به سوى مسجدالاقصى نماز مى‌گزارد، زيرا او اوّلين پرستنده و تسليم شونده به امر خدا بود، ولى اين تسليم‌بودن مانع از اين نمى‌شد كه پيامبر اسلام به درگاه خداوند دعا كند و بخواهد كه قبله ديگرى كه حضرت از آن خوشنود باشد، تعيين‌كند، و لذا به گونه انتظار آميز رو به آسمان مى‌كرد و علاقه‌مند بود كه مسجد الحرام و كعبه، قبله او قرار گيرد. خداوند نيز اين دعا رإ؛ 88

استجابت نمود و به پيامبر دستور داد كه رو به جانب مسجدالحرام نمايد.

فقه آيات: از آيات مذكور، بصيرت‌هاى زير را استفاده مى‌كنيم:

الف- تعيين قبله تشريع و قانون الهى است، مگرنه اين است كه قبله شرط اساسى نماز است؟ پس بايد درباره آن وحى نازل شود وحكم خدا بيان گردد و لذا در قرآن تعيين قبله به صورت «امر» آمده است.

ب- رو نمودن- كه قرآن به آن دستور داده- عبارت است از اينكه با رو، در مقابل چيزى قرار بگيرى، و چون سر انسان به صورت‌دايره است، پس رو و صورت، قسمتى از اين دايره را تشكيل‌مى‌دهد، و مقابل شدن با چيزى با صورت، تنها به معناى مقابل قرار گرفتن بينى نيست‌

[1]سوره بقره، آيه 149.

[2]سوره بقره، آيه 150.


صفحه 231

بلكه مقابل قرار گرفتن يكى از دو جانب‌صورت را به گونه‌اى كه «رو كردن» صدق كند نيز شامل مى‌شود. مگر اين چنين نيست كه اگر در ميان جمعى نشسته باشيدكه اطراف يك ميزگرد نشسته باشند، هر فردى، رو به سوى همه كسانى دارد كه در جلو او قرار گرفته‌اند نه تنها يك شخصى كه درمقابل بينى او قرار گرفته است زيرا معيار، صورت و رو است نه بينى.

ج- «شطر» به معناى قسمت و بخشى از يك چيز است و به جهات چهارگانه هم «شطر» گفته مى‌شودچون قسمتها و بخشهايى از مكانى است كه بر انسان احاطه دارد.

بنابراين اگر آنچه خداوند دستور داده، رو كردن به «شطر المسجدالحرام» باشد، پس مقدار واجب، رو كردن به جهت‌و جانبى است كه اين مسجد در آن جهت قرار داد، يعنى رو به سمتى كند كه مسجدالحرام در آن سمت است. در عرف هم معمولًا، جهات وجوانب را به چهار طرف وحدّاكثر به هشت طرف وسمت تقسيم مى‌كنند. پس جهت و سمت، وسيع‌تر از خود مسجد ياخود كعبه است. بدين ترتيب از مجموع آياتى كه كلمه (شطر) در آنها تكرار شده، استفاده مى‌كنيم كه قبله مأمور به، جهت و سمت مسجدالحرام است نه خود آن. واللَّه العالم.

قبله چيست؟

1- محل و جايگاه كعبه (شرّفها اللَّه) قبله مسلمانان است، و بر مردم است كه در هر كشور ومنطقه‌اى باشند، به‌سمت مسجدالحرام- كه كعبه در آن قرار دارد- نماز بگزارند.

2- سمت و جانب مسجدالحرام، هرچه كه شخص از آن دورتر شود، وسيع‌تر مى‌گردد وواجب هم رو كردن به طرف و جهت‌عرفى مسجدالحرام است، و لذا درست است آنچه گفته‌اند كه اهل عراق روبه ركن عراقى- ركن حجرالاسود- و اهل شام روبه ركن‌شامى و مغربى‌ها روبه ركن مغربى و اهالى يمن روبه ركن يمانى نماز مى‌گزارند، و رو در رو قرار گرفتن دقيق، واجب نيست و همين‌كه «روبه سمت قبله» صدق كند كافى است.

3- سمت و جهت مسجدالحرام قبله است نه خود ساختمانها، و لذا اگر ساختمانهاى كعبه يا مسجد، از بين بروند، باز هم‌مسلمان روبه سمت آن نماز مى‌خواند، وكسى كه در جايگاه بلندتر از كعبه قرار داشته باشد، باز هم به همان سمت نماز مى‌خواند وكسى كه در داخل كعبه نماز بخواند، به هر طرف كه بخواهد بخواند.

تشخيص قبله:

4- بر مسلمانان لازم است كه جايگاه خود را نسبت به كعبه و قبله مشخّص سازند تا روبه‌سمت مسجدالحرام نمايند. تشخيص و تعيين قبله هم با هر وسيله‌اى كه موجب اعتماد و اطمينان‌


صفحه 232

شود، صورت مى‌گيرد و احوط اين‌است كه تا آنجا درباره قبله جستجو كند كه علم‌اليقين حاصل شود، اگرچه بنابر اقوا، حصول اطمينان نيز كفايت مى‌كند.

5- اگر كسى سمت مسجدالحرام را نداند، بايد به نشانه‌هاى مورد اعتماد عقلا، كه موجب اطمينان مى‌شود، عمل كند. از جمله‌اين نشانه‌ها، امور ذيل است:

الف- قبله‌يابى به‌وسيله ستارگان مطابق با موقعيت‌جغرافيايى شخص در خشكى ودريا وفضا.[1]

ب- اعتماد به خبر عادل از مؤمنان يا خبر ثقه از عامّه مردم. بدينسان به قبله مناطق و كشورهايى كه انسان به آنجا مى‌رود، مى‌توان اعتماد كرد اگر علم به خطا و اشتباه آن نداشته باشد.

ج- قبله را از راههاى علمى ممكن نيز مى‌توان مشخّص كرد، از قبيل: حركت بادها و وضعيّت خورشيد و ماه در اوقات مختلف ومكانهاى مختلف، در صورتيكه براى عقلا، اطمينان آور باشد.

د- اگر نشانه‌ها، متعارض باشند، بايد به آنچه اطمينان آور است عمل كند و بقيّه را رها نمايد. پس اگر اجتهاد و جستجو كرد وقبله را تشخيص داد ولى صاحب خانه، قبله را بر خلاف آن جهت، اعلام كرد يا اينكه قبله آن منطقه بر خلاف قبله مورد تشخيص اوبود، او بايد به آن جهتى عمل كند كه اطمينان پيدا كرده است، امّا كسى كه عاجز از جستجو وتفحّص است مانند شخص نابينا وزندانى، بايد در شناخت نشانه‌ها يا تعيين قبله يا كمك گرفتن از ابزارهاى علمى اطمينان آور، به غير خود مراجعه كند.

ه- اجتهاد به رأى و قياس يا اعتماد بر گمان و تصوّر كه شارع مقدّس از آنها نهى كرده، جايز نيست زيرا گمان، انسان را به حق‌نمى‌رساند، و بايد مطابق با روشهايى كه شرع در نظر گرفته يا عرف عقلا صحّت آن را تصديق كرده، قبله را تشخيص داد.

6- كسى كه نمى‌تواند جهت قبله را تشخيص بدهد، مخيّر است به هر طرف كه بخواهد نماز بگزارد، در اين مورد قول مشهور اين‌است كه به چهار طرف نماز بخواند، و اين قول احوط است.

7- براى مسافر لازم است كه جهت قبله را پيدا كند و جايز نيست نمازهاى واجب را سواره بخواند مگر در صورتيكه بتواند بدون‌اختلال در قبله، نماز را بجا آورد مانند كشتى و قطار وهواپيما. امّا حركتهاى جزئى كه در اين هنگام ايجاد مى‌شود، اشكالى نداردولى اگر حركت‌به گونه‌اى باشد كه باعث سلب استقرار شود مانند قايق در درياى طوفانى يا هواپيما در هنگام پرواز كردن يا فرود آمدن ومانند آن، پس‌احوط اين است كه در صورت امكان، نماز را به تأخيراندازد تا در يك محلّ ديگر و با استقرار وآرامش بجا آورد. و بر او لازم است در

[1]در اين مورد جزئياتى است كه فقها 4 ذكر كرده‌اند و كارشناسان و دانشمندان از نظر علمى، بر جزئيات آن آگاهند و چون در اين زمان، نياز كمترى به اين راه وجود دارد از ذكر آن صرف‌نظر كرديم.


صفحه 233

هنگاميكه در داخل وسيله نقليّه نماز مى‌خواند، مواظب قبله باشد و با انحراف وسيله نقليّه از قبله، او خود، رو به سمت قبله كند، و اگر نمى‌تواند به طور دقيق، به موازات قبله قراربگيرد و مى‌ترسد نمازش قضا شود، لازم است به هر مقدار كه امكان دارد حتّى با تكبيرةالاحرام، روبه قبله كند و اگر اين هم امكان‌نداشته باشد، نمازش بدون قبله كافى‌است. همچنين‌است حكم كسى كه مضطرّ است در حال راه رفتن‌نماز بخواند.

8- جايز است براى شخص در حالت سواره يا راه رفتن، نمازهاى نافله را در سفر و حضر، روبه غير قبله بخواند امّا در حالت‌استقرار، جايز نيست و بايد روبه قبله نماز بخواند. و اگر بعضى از نوافل به واسطه نذر، واجب شود، حكم آن، حكم ساير نوافل‌است.

9- حكم ساير نمازهاى‌واجب مانند نمازآيات ونمازميّت، حكم نمازهاى‌واجب يوميّه است.

احكام روبه قبله كردن:

1- چگونگى روبه قبله كردن در هنگام نماز، به عرف برمى‌گردد و برخى از حالات آن به‌ترتيب ذيل است:

الف- اگر صورت نماز گزار و جلو بدن او به سمت مسجدالحرام باشد كفايت مى‌كند اگرچه انگشتان پاها و حالت دستها و زانوهاروبه قبله نباشد.

ب- كسى كه نشسته نماز مى‌خواند، بايد صورت و مجموع بدنش را به سوى قبله قرار دهد هر چند كه نوك زانوانش به طرف قبله‌نباشد.

ج- كسى كه مى‌خواهد به پهلو خوابيده نماز بخواند، بايد روبه قبله كند مانند حالت ميّت در قبرش، اگر به پهلوى راست خوابيده‌باشد، وبرعكس وضع ميّت، اگر به‌پهلوى چپ خوابيده باشد.

د- كسى كه به پشت خوابيده نماز بگزارد، احوط اين است كه در حال نماز، كف پاهايش به‌طرف قبله باشد به گونه‌اى كه اگربنشيند، روبه قبله قرار گيرد كاملًا مانند وضعيّت شخصى كه در حال احتضار، رو به قبله قرار داده مى‌شود.

2- شخص محتضر، اگر امكان داشته باشد، به روشى كه گفته شد روبه قبله گذاشته شود. در هنگام نماز بر ميّت، جنازه بايدطورى قرار گيرد، كه سر او به سمت راست نمازگزار باشد. امّا در قبر، ميّت به پهلوى راستش گذاشته مى‌شود به گونه‌اى كه رويش به‌طرف قبله باشد.

3- در هنگام ذبح حيوان، بايد جلو بدن حيوان روبه قبله قرار گيرد و از باب احتياط گفته‌اند خود ذبح كننده هم روبه قبله باشد.

4- مستحب است در هنگام قرائت دعا و قرآن و ذكر و در هنگام مرافعه نزد قاضى و در


صفحه 234

سجده‌شكر و سجده تلاوت آيات سجده قرآن، روبه قبله كند امّا در هنگام جماع و نزديكى با زن وپوشيدن شلوار، روبه قبله كردن كراهت‌دارد.

5- وجوب روبه قبله كردن در هنگام اضطرار مانند نماز خوف، ساقط مى‌شود، و همچنين در هنگاميكه انسان‌مضطرّ (ناگزير) شود در حالت سواره نماز بخواند، وهمچنين در ذبح حيوان چموش و يا ساقط شده در چاه.

6- كسى كه عمداً روبه قبله نماز نخواند، بايد نمازش را اعاده نمايد، امّا كسى كه تعمّد نداشته امّا جهت قبله را نمى‌دانسته و وقت‌نماز هم تنگ شده باشد، يا قبله را فراموش كرده باشد، يا اينكه قبله را جستجو كرده امّا اشتباه كرده و اندكى از قبله منحرف شده‌مانند اينكه بين مشرق ومغرب نماز خوانده براى كسى كه قبله او به طرف جنوب يا شمال قرار داشته است‌[1]، دراين حالات نماز اوصحيح بوده واعاده ندارد، امّا اگر پشت به قبله نماز خوانده يا براى كسى كه قبله او سمت جنوب است، به سوى مشرق يا مغرب نمازخوانده است، اگر وقت باقى باشد بايد نماز را اعاده كند و اگر وقت فوت شده است، اعاده ندارد.

7- كسى كه درباره قبله تفحّص و جستجو كرده امّا اشتباه نموده و پشت به قبله يا كاملًابه سمت راست يا چپ قبله نماز گزارده باشد، پس اگر در وقت، قبله را تشخيص داد، نمازش را اعاده كند و گرنه نمازش صحيح‌است، امّا احتياط اقتضا مى‌كند كه در هر دو صورت اعاده كند. شخص جاهل و فراموشكار و غافل نيز همين حكم را دارد، اگرچه‌احتياط به اعاده در وقت، در اين جا مؤكّدتر است و اين احتياط در مورد جاهل به حكم نبايد ترك شود.

8- اگر در اثناى نماز معلوم شد كه از قبله انحراف دارد، پس اگر انحراف، اندك باشد، بايد به طور صحيح رو به قبله بايستد ونمازش را ادامه بدهد، امّا اگر انحراف به راست يا چپ يا پشت به قبله است، بايد نماز را از نو بجا بياورد.

چهارم- احكام پوشانيدن بدن در نماز

1- وجوب پوشش‌

1- پوشاندن بدن در هنگام نماز بر مرد و زن واجب است چه، كسى باشد كه به او نگاه كنديا نباشد. همچنين پوشاندن بدن واجب است در انجام دادن توابع نماز مانند قضاى سجده‌

[1]به عبارت ديگر انحراف از قبله در هريك از دو طرف آن، كمتر از 90 درجه باشد، يا به عبارتى ديگر ما بين طرف راست و چپ قبله باشد.


صفحه 235

فراموش‌شده و تشهّد فراموش شده و همچنين بنابر احتياط مستحب در سجده سهو. در نماز ميّت، پوشاندن بدن واجب نيست ولى مستحبّ‌است، و همچنين در سجده تلاوت آيات سجده قرآن و در سجده شكر، واجب نيست.

در وجوب پوشاندن بدن، بين نمازهاى واجب و نمازهاى مستحبّ فرقى وجود ندارد.

2- مقدار پوشش واجب بر مرد در حال نماز، پوشاندن هر دو عورت است ومستحب است از زانو تا ناف را بپوشاند.

3- امّا مقدار پوشش واجب بر زن، پوشاندن همه بدن حتى سر و موهاست جز صورت ودستها تا مچ و ظاهر و باطن پاها تا مچ.

4- بر زن در حال نماز واجب نيست كه آرايشهايى كه در صورت دارد مانند سرمه، سرخه وساير روغنها و كرمهاى زينتى و يازيور آلات خود را بردارد و يا بپوشاند. هر چند كه پوشاندن آنها را از نگاه بيننده نامحرم واجب بدانيم. احوط اين است كه مويى را كه‌به موى اصلى خود بسته است، هم بپوشاند.

5- دخترى كه هنوز به سنّ بلوغ شرعى نرسيده، هر چند قائل به صحّت ومشروعيّت نماز او باشيم، پوشاندن موى و سر و گردن براو در حال نماز واجب نيست.

6- اگر زن يا مرد، از اوّل نماز يا در اثناى نماز، عمداً پوشش را ترك كند، نماز او باطل مى‌شود. امّا اگر از ابتدا يا در اثنا، پوشش‌را فراموش كند، يا از باب غفلت، ترك كند، اقوا صحيح بودن نماز اوست اگرچه احتياط، اقتضا دارد كه بعداز تمام كردن نماز، دوباره آن را بجا آورد. امّا كسى كه از باب ندانستن حكم شرعى، پوشش را ترك كند بنابر احتياط مانند كسى است كه عمداً ترك كرده‌باشد.

7- اگر در اثناى نماز، به علّت وزيدن باد يا غفلت نماز گزار، قسمتى از اعضايى كه پوشاندن آن در نماز واجب است، برهنه شود، نماز او باطل نمى‌شود، ولى هنگامى كه متوجّه شد، واجب است فوراً آن را بپوشاند ونمازش صحيح است، ولى احتياط ايجاب مى‌كندكه نماز را بعداز اتمام، دوباره بجا آورد مخصوصاً در صورتيكه پوشاندن بدن، وقت زيادى را بطلبد.

8- اگر لباس نمازگزار، پاره يا كوتاه باشد به گونه‌اى كه مقدار واجب را در بعضى از حالات مانند حالت ايستاده، بپوشاند امّا درحالت ديگر مانند ركوع يا سجود، نپوشاند، شروع به نماز با آن لباس جايز است به شرطى كه نمازگزار، به هر طريق ممكن بتواندعورت خود را در آن حالت ديگر، قبل از آشكار شدن، بپوشاند.

9- جايز است از برگهاى درخت، علف، گياه، پنبه و پشم به عنوان ساتر وپوشش استفاده شود ولى احتياط ايجاب مى‌كند كه ازاين پوشش‌ها تنها در حالات اضطرار استفاده شود.


صفحه 236

پوشاندن با ماليدن گِل كفايت نمى‌كند مگر در حالات استثنائى. در شرايط عادى‌بهتر اين است كه بدن با لباسهاى متعارف ومعمولى پوشانده شود.

10- كسى كه پوشش شرعى واجد شرايط آتى را ندارد، واجب است كه هر چند با خريدن يا اجاره حتّى به بيشتر از قيمت معمولى‌بازار، آن را تهيه كند مگر در صورتيكه اجحاف به حال او يا ضرر به مال او حساب شود. همچنين، قبول هبه، يا عاريه گرفتن، اگردر آن حرجى نباشد، بر او واجب است، بلكه مى‌توان گفت: درخواست هبه و عاريه واجب است اگر مشقّت و حَرَج نداشته باشد.

11- كسى كه پوشش شرعى ندارد ولى احتمال مى‌دهد كه تا قبل از پايان وقت بدست آورد، از باب احتياط و بلكه بنابر اقوا واجب‌است كه نماز را از اوّل وقت به تأخير اندازد تا لباس پيدا شود و اگر هم پيدا نشد به حسب وظيفه شرعى خود در آخر وقت نماز را بجاآورد.

2- شرايط لباس نمازگزار

علاوه بر چگونگى پوشش واجب در نماز كه جزئيات آن ذكر گرديد، لباس نمازگزار، شش شرط دارد:

1- طاهر باشد.

2- مباح باشد.

3- از اجزاء مردار نباشد.

4- از اجزاء حيوان حرام گوشت نباشد.

5 و 6- لباس نمازگزار مرد، از طلا و ابريشم نباشد.

جزئيات اين شرايط را در سطور ذيل بيان مى‌كنيم:

اوّل- طهارت‌

1- شرط اوّل لباس نمازگزار اين است كه همه لباسهاى او، و همچنين بدن او، در حال نماز طاهر باشد، و اگر عمداً با لباس يا بدن‌نجس نماز بخواند، نماز او باطل است.

2- قطعه‌هاى كوچك لباس كه به تنهايى نمى‌تواند مقدار واجب از بدن مرد را بپوشاند، مانند جوراب و كلاه، از اين شرط استثناشده است كه سخن درباره آنها مى‌آيد.

3- حكم كسى كه نجاست چيزى از نجاسات را نمى‌داند يا شرط بودن طهارت را در نماز نمى‌داند، مانند حكم عامد است، يعنى‌نماز او باطل است.