باطل مىشود، ولى اگر باطل كنندهاى را انجام نداده است بنابر اقوا، دوسجده فراموش شده را بجا آوردهوتشهد را بخواند وسلام دهد ودو سجده سهو بجا آورد ونمازش صحيح است ولى بنابر احتياط استحبابى، نماز را اعاده كند. اما اگرفراموش شده يك سجده بوده است، آن را بعد از سلام قضا كند ونمازش صحيح است.
چيزهايى كه سجده برآنها صحيح است:
1- واجب است در هنگام سجده، پيشانى بر زمين يا روئيدنى زمين كه خوردنى وپوشيدنى نباشد، گذاشته شود.
2- براى تشخيص وتعيين زمين وروئيدنى زمين واينكه خوردنى وپوشيدنى است يانه، بايد كاربرد عرف را ملاك قرار داد واينكه درعرف چه ناميده مىشود، پس آنچه زمين يا گياه ناميده مىشود، سجده برآن جايز است وآنچه عرف آن را خوردنى وپوشيدنى مىنامد، سجده برآن جايز نيست.
برخى از مثالها ونمونههاى عينى آن، چنين است:
الف- معادنى كه از دل زمين يا از كوهها استخراج مىشود، اگر در عرف، اسم زمين برآنها اطلاق مىشود، سجده برآنها صحيحاست مانند انواع صخرهها، سنگها، سنگ مرمر وغيره، واگر در عرف اسم زمين برآنها به كار برده نمىشود، سجده برآنها صحيحنيست مانند آهن، طلا، نقره، شيشه، عقيق، فيروزه، زغال سنگ وهمچنين بنابر احتياط قير وزِفْت.
ب- همچنين است گياهان، پس آنچه برآن نام گياه زمين صدق مىكند، سجده برآن جايز است، اما چيزهايى مانند صمغوكائوچو طبيعى، بنابر احوط از سجده برآنها بايد اجتناب كرد زيرا صدق «گياه زمين» برآنها مورد ترديد است. واللَّهالعالم.
ج- علفهاى دارويى وگلهاى طبّى كه در درمان و اغراض پزشكى استفاده مىشود، اگر در عرف آنها را از خوردنيها مىشمارند، ازسجده برآنها بايد اجتناب كرد، واگر چنين نباشد وبه ندرت براى درمان استفاده مىشود مثل بعضى از انواع سموم وزهرها، سجدهبرآنها اشكال ندارد.
د- اگر بعضى از گياهان در جايى، خوردنى ودر جاى ديگرى غير خوردنى باشد، پس اگر در جاى دوم به گونهاى باشد كه در واقعخوردنى شمرده مىشود اما مردم آن را خوش ندارند ونمىخورند، سجده برآن صحيح نيست، اما اگر اصلًا در نزد آنها خوردنى شمردهنمىشود، سجده برآن اشكال ندارد.
3- پارهاى از نمونههايى كه سجده برآنها صحيح است بدين شرح است:
الف- زمين به معنى اعم آن كه شامل خاك، شن، ريگ، صخره، سنگ، مرمر ومانند آن مىباشد.
ب- چوبهاى درختان وبرگهاى غير مأكول آنها.
ج- كاه وهمه انواع علف، گياهان تر و خشك، چمن، گياهان خوشبو وگلهاى غير خوردنى.
د- شاخ وبرگ درخت خرما وهسته خرما.
ه- همه هستههايى كه خوردنى نيست.
و- سبوس گندم وجو وپوست برنج.
ز- تنباكو وساير ميوههاى غيرمأكول مانند حنظل.
ح- ميوههاى نارس وقبل از فرارسيدن وقت خوردن آنها.
ط- پوستهاى غير خوردنى جدا شده از ميوهها مانند پوست انار وليمو و ... اما پوستهايى كه باميوه خورده مىشود مانند پوستخيار وسيب، پس سجده بر آنها صحيح نيست.
ى- كاغذ هر چند ساخته شده از پنبه ياپشم ياحرير وابريشم باشد.
ك- فرش بافته شده از ليف خرما، نى، ياساير الياف نباتى كه سجده برآنها صحيح است.
ل- سفال، آجر، گچ، سنگ آهك وهمه مواد خاكى كه باآتش پخته مىشود، اگر به سبب احتراق، تبديل به چيز ديگر نشدهباشد.
4- نمونههايى از آنچه سجده برآن صحيح نيست:
الف- فرشهاى بافته شده از پنبه، پشم، مو، كُرك، مواد پلاستيكى ونخهاى مصنوعى.
ب- لباسها وپارچهها به طور كلى.
ج- غذاها، ميوهها، سبزيجات وگلهاى خوردنى.
د- برگ چاى، قهوه وبرگ انگور قبل از خشك شدنش.
ه- ترياك از باب احتياط.
و- خزهها وگياهانى كه در سطح آب مىرويند، از باب احتياط.
ز- معادنى كه لفظ زمين برآنها اطلاق نمىشود مانند آهن، طلا، نقره، مس، ودهها چيز ديگر.
5- سجده برزمين وخاك، بهتر از سجده بر گياه وكاغذ است، وبهتر از همه، سجده برتربت امام حسينعليه السلام است كه رواياتى دراين باره نقل شده است.
6- مساجد وخانهها چون غالباً باچيزهايى فرش مىشوند كه سجده برآنها صحيح نيست، لذا نماز گزار مىتواند يك قطعه گِلخشك شده يا ريگ يا سنگ يا چوب يا مواد ياد شده ديگر را در جلو خود بگذارد وبرآن سجده نمايد. اما اگر مكان نماز گزار، ازسنگ، مرمر طبيعى، قطعات صخره فرش شده وپاك باشد مثل مسجد نبوى يا مسجد الحرام يا صحن مساجد بزرگ و مشاهد مشرّفهائمه اطهارعليهم السلام، سجده برآنها كافى است ونياز به گذاشتن چيزى ديگر نيست،
وتربت (مهر) متداول اگر تربت حسينى باشد، از چيزهاى ديگر بهتر است- چنانكه اشاره شد- اما غير آن، برترى وافضليتىندارد.
7- اگر آنچه سجده برآن صحيح است مانند زمين وگياه وكاغذ دردسترس نماز گزار نباشد يامانعى از سجده برآنهاوجود داشتهباشد، برلباس خود وسپس برمعدن وسپس برپشت دست خود سجده نمايد.
آداب سجده
در سجده مستحباتى است كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
1- تكبير گفتن بعد از بلند شدن از ركوع ودر حاليكه ايستاده است. وجايز است تكبير بگويد در حاليكه به سجده مىرود.
2- بلند كردن دستها در هنگام تكبير- همانطور كه قبلًا گفته شد-.
3- گذاشتن دستها بر زمين قبل از زانوها در هنگام نشستن براى سجده.
4- قرار گرفتن بيشترين مقدار ممكن پيشانى برروى سجدهگاه.
5- نهادن بينى برزمين ياحتى برچيزى كه سجده برآن صحيح نيست.
6- نهادن دستها برزمين با انگشتان بهم چسبيده وبه موازات گوشها وروبه قبله.
7- خواندن اين دعا كه از حضرت صادقعليه السلام روايت شده قبلاز ذكر واجب:
«اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَلَكَ أَسْلَمْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، وَأَنْتَ رَبِّي، سَجَدَ وَجْهِي لِلَّذِي خَلَقَهُ، وَشَقَّ سَمْعَهُ وَبَصَرَهُ، الْحَمْدُ للَّهِ رَبِالْعالَمِينَ».
8- تكرار ذكر سجده وبهتر است تسبيح بزرگ (سُبْحانَ رَبِّي الْأَعْلى وَبِحَمْدِهِ) انتخاب شود وسه بار تكرار گردد وبهتر آن است كهپنج يا هفت بار تكرار كند وبه پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله درود بفرستد.
9- گذاشتن پيشانى برزمين وخاك نه سنگ وچوب.
10- دعا در سجده، متعارف اين است كه دعا در سجده اخير شود، ومستحب است كه دعا در مورد حاجات دنيا وآخرت باشدوآنچه از امام باقرعليه السلام نقل شده اين دعاست: يَا خَيْرَ الْمَسْؤُولِينَ، وَيَا خَيْرَ الْمُعْطِينَ، ارْزُقْنِي وَارْزُقْ عِيالِي مِنْ فَضْلِكَ، فَإِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ[1]
11- تَوَرُّك نمودن در نشستن بعد از سجده، يعنى نشستن بر ران چپ وروى پاى راست را بركف پاى چپ قرار دادن.
12- استغفار در جلسه بين دوسجده.
[1]وسائل الشيعة، باب 17، ابواب السجود، حديث 4، ص 974.
13- تكبيرگفتن بعد از برداشتن سر از سجده اول ونشستن وآرام گرفتن بدن، وهمچنين تكبير گفتن براى سجده دوم قبل از آنكه بهسجده رود، ونيز بعد ازبرداشتن سر از سجده دوم. ومستحب است كه در تكبيرها، دست را بلند كند.
14- نهادن دستها بر رانها در هنگام نشستن.
15- نچسباندن شكم به زمين (به اين حالت «تجافى» گفته مىشود.)
16- مرد، آرنجهاى خود را از زمين بالانگهدارد و بين آنها و بدن خود فاصله قرار دهد.
17- مرد، در وقت برخاستن اول زانوها سپس دستها را از زمين بردارد.
18- در هنگام برخاستن بگويد: بِحَوْلِ اللَّهِ وَقُوَّتِهِ أَقُومُ وَأَقْعُدُ.
19- در هنگام برخاستن، انگشتان را مشت نكند، بلكه آنها را بر زمين پهن نمايد وبراى برخاستن برآنها تكيه كند.
20- اما براى زن، مستحب اين است كه در هنگام به سجده رفتن، زانوهايش را قبل از دستش برزمين بگذارد، واعضاى خود را درحال سجده، بهم بچسباند، وشكمش را برزمين بچسباند، وهنگاميكه براى قيام، بلند مىشود، از حال نشسته، به طور مستقيموراست بلند شود، بدون اينكه خود را خم كند وكمانى بسازد.
سجدههاى قرآن:
اوّل- كسى كه آيات سجده واجب در قرآن را مىخواند، بر او لازم است كه سجده كند. اين آيات در چهار سوره واقع شده كه بنام «سور العزائم» ناميده مىشوند، همچنين در يازده مورد از قرآن، سجده كردن مستحب است.
آيات سجده واجب عبارتند از:
1- آيه 15 از سوره سجده (الم، تنزيل ...)
2- آيه 37 از سوره فصلت (حم، السجده)
3- آيه 62 از سوره نجم
4- آيه 19 از سوره علق (اقرأ باسم ربّك ...)
اما آيات سجده مستحب عبارتند از:
1- آيه 206 از سوره اعراف.
2- آيه 15 از سوره رعد.
3- آيه 50 از سوره نحل.
4- آيه 109 از سوره اسراء (يابنى اسرائيل).
5- آيه 58 از سوره مريم.
6- آيه 18 از سوره حج.
7- آيه 77 از سوره حج.
8- آيه 60 از سوره فرقان.
9- دو آيه 25 و 26 از سوره نمل.
10- آيه 24 از سوره ص.
11- آيه 21 از سوره انشقاق.
بهتر اين است كه در هرآيهاى كه امر به سجده شده است سجده كند چنانكه امام سجادعليه السلام طبق روايت امام باقرعليه السلام چنينمىكرد.
دوّم- در آيات سجده واجب، سجده بر كسى واجب است كه آن آيات را مىخواند يا به آن گوش فرا مىدهد واستماع مىكند[1]اماكسى كه صرفاً مىشنود بنابر احتياط مستحب سجده كند.
وجوب سجده، وجوب فورى است. پس بايد فوراً به انجام آن اقدام نمايد وتأخير جايز نيست، واگر كسى آن را فراموش كند، هروقت كه به يادش آمد، بجا آورد.
سوم- سجده، چه واجب (در موارد وجوب) يامستحب (در موارد استحباب)، بر كسى كه آيه سجده رامىنويسد يا آن را در ذهن خود تصور مىكند يا نوشته آن را مىبيند يا آن رابه خاطرش خطور مىدهد، بدون اين كه آن را تلفظ كند، لازم نيست.
چهارم- در سجده قرآن، نيت لازم است زيرا نيّت انگيزه اصلى عمل است، ونيز لازم است صورت سجده، آن گونه كه در سجدهنماز گفته شد، بجا آورده شود.
و احوط اين است كه:
- پيشانى را برچيزى بگذارد كه سجده برآن صحيح است.
- مكان سجده مباح باشد.
- محل سجده پيشانى بيش از چهار انگشت بالاتر از مكان سجدهگزار نباشد.
- ساير اعضاى سجده نيز بر زمين نهاده شود.
در سجده قرآن امور زير شرط نمىباشد:
- طهارت (وضوء وغسل)
- روبه قبله كردن.
[1]استماع يا گوش فرادادن آن است كه با قصد گوش دهد، اما سماع ياشنيدن آن است كه صدا به گوش انسان برسد بدون قصد گوش دادن.
- طهارت محل پيشانى.
- شرايط ساتر.
ولى احوط اين است كه لباس او غصبى نباشد، اگر سجده تصرف درآن لباس محسوب شود.
اين سجده، تكبيرة الاحرام، تشهد وسلام ندارد وتنها درهنگام سر برداشتن از سجده تكبير مستحب است.
پنجم- مقدار واجب اين است كه انسان براى خدا به سجده بيفتد وذكر گفتن واجب نيست اگر چه احوط اين است كه ذكر، به طوركلى ترك نشود وبهتر اين است كه ذكرهاى منقول از معصومين را بخواند كه از آن جمله است:
لا إِلهَ إِلَّا اللَّه حَقّاً حَقّاً، لَا إِلهَ إِلَّا اللَّه إِيماناً وَتَصْدِيقاً، لَا إِلهَ إِلَّا اللَّه عُبُودِيَّةً وَرِقَّاً. سَجَدْتُ لَكَ يا رَبِّ تَعَبُّداً وَرِقَّاً، لَا مُسْتَنْكِفاً وَلَا مُسْتَكْبِراً، بَلْ أَنا عَبْدٌ ذَلِيلٌخَائِفٌ مُسْتَجِيرٌ.
چند مسأله:
1- اگر قسمتى از آيهاى را كهامر به سجده دارد، بخواند يا گوش بدهد، احوط اين است كه سجده كند.
2- اگر قسمتى از آيه سجده را بخواند وقسمتى ديگر از آن را گوش بدهد، احتياط واجب اين است كه سجده كند.
3- اقوا اين است كه اگر آيه سجده را چند بار بشنود يا بخواند، بيش از يك سجده واجب نيست، اما اگر سجده كند ودوباره آيهسجده را بخواند يابشنود، تكرار سجده واجب است.
4- اگر آيه سجده را اشتباه بخواند يا از كسى بشنود كه اشتباه مىخواند، از باب احتياط سجده واجب است اگر آن اشتباه به حدىنباشد كه در عرف آن را ديگر آيه سجده نگويند.
5- بنابر احوط وبلكه بنابر اقوا، گوش دادن موجب سجده است چه قارى مكلف باشد يا جز آن، مانند صغير ومجنون، بشرطىكه بركلام آن دو، قرآن صدق كند، وچه از دستگاه ضبط يا راديو ياغير آنها يا حتى از طوطى بشنود.
6- باخواندن ترجمه آيه سجده ياگوش دادن به آن، سجده واجب نمىشود.
هشتم- تشهّد
1- در همه نمازها واجب است كه نماز گزار بعد از انجام دوسجده ركعت دوم، براى خواندن تشهّد بنشيند، همچنين در ركعتسوم نماز مغرب وركعت چهارم ظهر وعصر وعشا.
2- تشهد در نماز واجب است نه ركن ولذا تنها ترك عمدى آن موجب باطل شدن نماز
مىشود نه ترك سهوى آن.
3- صورت تشهد اين است كه بعد از سربرداشتن از سجده بنشيند وبعد از استقرار يافتن وآرام شدن بدن بگويد: أَشْهَدُ أَن لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُوَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَن مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، اللَّهُمَّ صلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.
واگر دوشهادت را شهادت بدهد[1]وبه پيامبر وآل او درود بفرستد[2]كافى است.
4- واجب است جملهها، كلمات وحروف تشهد دنبال هم وبه عربى صحيح- تاحدّ امكان- ادا شود، وهمچنين بايد تشهّد را باعين لفظ «أشهدُ» وصلوات را با لفظ «صلاة» يا مشتقّات آن ادا شود، و آنها را با واژههاى ديگر جايگزيننكند، هرچند آن واژههاى ديگر هم بيانگر همان معناى شهادتين وصلوات باشد مانند اينكه به جاى «اشهد» بگويد «اعترف» يا «اقرُّ» يا «اعتقد»، و به جاى «اللّهمّ صلِ» بگويد «اللّهمّ سلّم ...» يا «اللّهمّ ارحم ...» و يا ...
5- اگر تشهد را فراموش كند، پس اگر قبل از ركوع ركعت سوم، بياد آورد، واجب است بنشيند وتشهد را ادا نمايد، وبعد بايستدونماز را ادامه بدهد وبعد از نماز، دوسجده سهو بجاآورد. اما اگر در اثنايا بعد از ركوع، به ياد آورد، تشهد را بعد از به پايان رساندننماز بايد قضا كند.
آداب ومستحبات تشهد
امور زير در تشهد مستحب است:
الف- در تشهد، مرد برران چپ بنشيند وروى پاى راست را بركف پاى چپ قرار دهد چنانكه در نشستن بيندوسجدهنيز گفتهشد، اما زن بايد در حالنشستن، رانهايشرا بههمديگر جمع كند.
ب- نمازگزار دستهاى خود را باانگشتان بهم چسبيده بررانهاى خود بگذارد، وبه دامنش نگاه كند.
ج- قبل از شهادتين، (الْحَمْدُ للَّهِ) يا (بِسْمِ اللَّهِ، وبِاللَّهِ، وَالْحَمْدُ للَّهِ، وَخَيْرُ الْأَسْماءِ للَّهِ) بگويد.
د- بعد از شهادت به رسالت پيامبر، بگويد: (أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَنَذِيراً بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ، وَأَشْهَدُ أَنَّ رَبِّي نِعْمَ الرَّبُّ، وَأَنَّ مُحَمَّداً نِعْمَالرَّسُول) وبعد برپيامبر وآل او صلوات بفرستد.
ه- بعد از صلوات برپيامبرصلى الله عليه وآله بگويد: وَتَقَبَّلَ شَفَاعَتَهُ وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ.
و- در وقت برخاستن از تشهد براى ركعت سوم بگويد: بِحَوْلِ اللَّهِ وَقُوَّتِهِ أَقُومُ وَأَقْعُدُ.
[1]يعنى هر چند با عبادت ديگر باشد، مثلًا بگويد: أَشْهَدُ أَن لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَشْهَدُ أَن مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه.
[2]يعنى هر چند صلوات را به عبارتى ديگر بفرستد مانند: ربِّ صلِّ على محمّد وآلِ محمّد، يا: صلّى اللَّه على محمّد و آل محمّد، يا: صلّى اللَّه على رسولِ اللَّه وعلى أهل بيته.
نهم- سلام دادن
1- سلام دادن، آخرين جزء نماز است. سلام از واجبات نماز است نه از اركان ولذاترك آن در صورتى مبطل نماز است كه عمدىباشد نه سهوى. باسلام دادن، انسان از نماز خارج مىشود وآن چيزهايى كه با تكبيرة الاحرام براو حرام شده بود، حلال مىگردد.
2- سلام دادن بعداز تشهد در آخرين ركعت هر نماز و در حال نشسته و آرامش بدن انجام مىشود.
3- سلام دو عبارت دارد: «السَّلَامُ عَلَينا وَعَلى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ» و «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ». ولى واجب يكىاز آنهاست. پس اگر عبارت اول را مقدم داشت، دوّمى مستحب است، اما اگر عبارت دوم را مقدم داشت، به همان اكتفا كند ونيازىبه عبارت اوّل ندارد، ولى احوط اين است كه در هر حال، عبارت دوم را نيز بگويد زيرا احتمال مىرود كه با عبارت اول باهم يكواجب را تشكيل دهد.
4- اما جمله السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ از عبارات سلام نيست بلكه از توابع تشهد مىباشد ومستحب است نه واجب.
5- واجب است سلام باعربى صحيح وكلمات وحروف آن به دنبال هم اداشود.
6- اگر سلامرا فراموش كند وبعضىاز مبطلات نماز از وى صادر شود، چند حالت پيدا مىكند:
الف- اگر هنگامى متوجه شود كه صورت نماز هنوز باقى است، بنابر احوط سلام را قضا كند ودوسجده سهو بجاآورد. البته ايندر صورتى است كه كارى كرده باشد كه تنها عمدى آن، نماز را باطل مىكند نه سهوى آن، مانند سخن گفتن.
ب- اما اگر كارى كرده باشد كه عمدى وسهوى آن، نماز را باطل مىكند مثل حدث پس بنابر احوط بايد نماز را اعاده نمايد.
ج- اما اگر صورت نماز بهم خورده باشد مثل اينكه به گمان اينكه نماز تمام شده، از جايش برخيزد، چيزى براو نيست مگردوسجده سهو به خاطر ترك سلام و بنابر احتياط مستحب نماز را اعاده نمايد.
آداب ومستحبات سلام
1- مستحب است در حين سلام هم طورى بنشيند كه در تشهد ودر بين دوسجده مىنشست؛ يعنى برران چپ بنشيند وروى پاىراست خود را بركف پاى چپ خود قراردهد، وهمچنين مستحب است دستها را بررانهابگذارد.