سوم- تكفير يا دستها را بر روى هم گذاشتن:
1- تكفير يا تكتّف آن است كه در هنگام ايستادن در نماز، يكى از دودست را روى ديگرى قرار دهد به همان گونهاى كه در ميانبرخى از پيروان مذاهب اسلامى متداول است. اين حالت، نماز را باطل مىكند و احوط اين است كه در ساير حالات نماز هم از اينكار پرهيز شود.
2- دست روى دست گذاشتن در صورتى باطل كننده نماز است كه از روى عمد و بدون ضرورت به منظور خضوع و حفظ ادب دربرابر پروردگار[1]انجام شود امّا اگر به جهت بيمارى يا درد يا ضرورت ديگر، چنين كند، اشكال ندارد.
چهارم- انحراف از قبله:
1- اگر نمازگزار با تمام بدن خود، پشت به قبله كند يا به طور كامل، به طرف راست يا چپ قبله برگردد، از روى عمد باشد ياسهو، نماز او باطل مىشود.
2- امّا اگر انحراف از قبله با تمام بدن به گونهاى باشد كه روى انسان بين سمت راست و سمت چپ قبله شود، چنانچه اين انحرافاز روى عمد باشد و در عرف نمازگزار را از حالت روبه قبله بودن خارج گرداند، نماز باطل مىشود.
3- انحراف ياد شده باطل كننده نماز است حتّى اگر در هنگام قرائت يا ذكر هم نباشد.
آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام عبادات - قم، چاپ: دوم، 1381.
امّا اگر نمازگزار تنها صورت خود (نه همه بدن) را از قبله برگرداند، پس چنانچه كاملًا صورت خود را به عقب (اگر امكان داشته باشد) برگرداند، از روى عمد باشد يا سهو، نماز او باطل مىشود ولى اگر به راست يا چپ برگرداند وروبه قبله بودن بدن حفظ شود، چنانچه اين انحراف اندك و كم باشد به گونهاى كه در عرف به روبه قبله بودن او ضرر نرساند، اشكالندارد ولى اگر انحراف صورت خيلى زياد باشد به گونهاى كه از حالت روبه قبله بودن (طبق آن معنايى كه قبلًا براى روبه قبلهكردن ذكر كرديم) خارج شود، اشكال دارد.
پنجم- سخن گفتن عمدى
از جمله امورى كه نماز را باطل مىكند، اين است كه از روى عمد، كلامى (غير از قرآن و اذكار و جواب سلام واجب) بر زبان آورد. جزئيات اين مسأله به اين شرح است:
[1]در روايات آمده است كه مجوس در برابر پادشاهان خود به عنوان خضوع و حفظ ادب، دست روى دست مىگذاشتند و شايد منع از اين عمل در نماز بدين جهت باشد كه اسلام از مامىخواهد كه شيوههاى حفظ ادب و خضوع در برابر خداوند را تنها از منابع شريعت بياموزيم و فرابگيريم نه با تقليد و تبعيّت از ديگران.
1- اگر كلمهاى كه مركب از دو حرف يا بيشتر باشد، از روى عمد به زبان آورد، نماز او باطل مىشود.
2- گفتن يك حرف معنىدار (مانند: «قِ» و «عِ» كه در زبان عربى به معناى نگهدارى كن وآگاهباش) و از روى عمد باز هم نماز را باطل مىكند، در صورتيكه گوينده، علم به معناى آن داشته و آن معنى را قصد هم كرده باشد.
3- گفتن دو حرف بىمعنى از روى عمد، اگر به قصد تفهيم چيزى باشد، اقوى اين است كه بازهم باطل كننده نماز است امّا اگر ازآن دوحرف، چيزى را قصد نكرده باشد، بنابر احوط نماز را اعاده نمايد.
4- امّا گفتن يك حرف بىمعنى و بدون قصد چيزى، اشكال ندارد.
5- اگر نماز گزار حرف واحدى را به عنوان رمز و اشاره به يك معناى اصطلاحى به كار ببرد مانند «ع» براى (عليه السّلام) يا «ت» براى (تلفن) و مانند آن، بنابر احتياط واجب، نماز را اعاده كند.
6- سرفه كردن، آروغ زدن، سينه صاف كردن، دميدن و ناليدن اشكال ندارد ولى اگر نامهاى اين صداها و حالات را بر زبان آوردمانند اينكه (آخ، آه، اوه و اف) ومانند آنها را تلفّظ كند، در صورتيكه معناى آنها را هم قصد كرده باشد، نماز او باطلمىشود امّا اگر چيزى را قصد نكرده باشد و صرفاً براى اظهار درد يا ناراحتى ويا ... باشد، بنابر احوط نماز را اعاده كند.
7- اگر نمازگزار بگويد: «آه از گناهانم» يا «آه از آتش جهنّم» و مانند آن و در ضمن دعا يا مناجات باشد، نماز باطل نمىشود و همچنين اگر بدون ذكر چيز ديگر تنها «آه» بگويد وقصدش ناله از گناه يا آتش جهنّم باشد، بازهم نمازباطل نمىشود.
8- در اينكه با سخن گفتن نماز باطل مىشود، فرقى نيست كه شنونده ومخاطبى وجود داشته باشد يا نه و اينكه نمازگزار از روىاضطرار سخن گفته باشد يا غير اضطرار. امّا اگر سخن گفتن از روى سهو باشد مثل اينكه تصوّر كند كه از نماز فارغ شده است، نمازباطل نمىشود.
9- قرائت ذكر و دعاى غير حرام[1]در همه حالات نماز، اشكال ندارد و همچنين قرائت قرآن[2]به هر مقدار كه بخواهد اشكالندارد. امّا در مورد دعاى حرام، برخى از فقها آن را باطل كننده نماز دانستهاند.
[1]دعاى حرام مانند دعا براى طلب چيزى حرام، يا دعاى ظالمانه بر عليه مؤمن مىباشد كه مشهور فقها قايل به حرمت اين گونه دعاها شدهاند.
[2]در مورد قراءت سورهها و آيههاى سجده جزئياتى وجود دارد كه در باب سجده ذكر شده است.
دراين مسأله فروع ديگرى نيز وجود دارد كه ذيلًا ذكر مىشود:
يك- دعا خواندن و ذكر خدا گفتن به غير زبان عربى براى نمازگزار اشكال ندارد ولى بهتر آن است كه به زبان عربى بخواند.
دو- شرط قرائت قرآن و دعا اين است كه به قصد قرآن و دعا خوانده شود امّا اگر نمازگزار جمله يا آيهاى از قرآن يا عبارتى از دعا رابدون قصد قرآن و دعا بخواند، نماز او باطل مىشود.
سه- اگر ذكرى (مانند: «سبحان اللَّه» يا «اللَّه اكبر» يا ذكر ديگرى) را در بين نماز براى آگاهكردن و فهماندن مخاطب يا دلالت كردن بر چيزى، به زبان آورد، در صورتيكه اصل تلفّظ ذكر، به قصد قربت ولى بالا كردن صدا براىآگاه كردن ودلالت كردن باشد اشكال ندارد امّا اگر قصد او اساساً، آگاه كردن و دلالت نمودن باشد، برخى از فقها نماز او را باطلدانستهاند.
چهار- تكرار يك ذكر يا يك آيه در نماز به طور عمدى جايز است چه اينكه تكرار كردن از روى احتياط باشد مثل اينكه گمانكند آيهاى را اشتباه خوانده ودوباره اعاده كند يا اينكه از جهت انس روحى با ذكر و با آيه قرآن باشد ولى اگر تكرار به خاطر وسوسهشيطانى باشد، بهتر آن است كه ترك شود هر چند اقوى اين است كه نماز با آن باطل نمىشود.
پنج- بهتر اين است كه در حين نماز، ديگرى را با لفظ دعا خطاب نكند مثل اينكه نمازگزار به ديگرى بگويد: «غفر اللَّهلك»، يا «رحمك اللَّه»، چون مشكل است در صورت خطاب، دعا صدق كند.
ششم- قهقهه يا خنده بلند:
1- قهقهه عمدى يعنى خنديدن با صدا و ترجيع، هر چند از روى اضطرار باشد نماز را باطل مىكند.
2- تبسّم در نماز اشكال ندارد چنانكه قهقهه سهوى نيز اشكال ندارد.
3- اگر براى جلوگيرى از خنده بلند، بر خود فشار آورد به گونهاى كه حالش تغيير كند ورنگش سرخ شود، چنانچه اين حالتمنجر به از بين رفتن صورت نماز گردد، نمازش باطل مىشود و در غير اين صورت، احتياط مستحب اين است كه نمازش را اعادهنمايد.
هفتم- گريه عمدى:
1- گريه عمدى براى امور دنيايى، باطل كننده نماز است، هر چند- بنابر احوط- بدون صدا هم باشد.
2- ظاهراً گريه دنيايى حتّى اگر از روى اضطرار هم باشد، نماز را باطل مىكند امّا گريه
سهوى نماز را باطل نمىكند.
3- گريه به جهت ترس از خدا و خشوع و تذلّل براى او و به جهت امور اخروى به طور عموم اشكال ندارد بلكه از بهترين اعمالمحسوب مىشود.
4- بنابر اقوى اگر گريه براى درخواست امرى دنيوى از خداوند باشد، مانند اينكه به عنوان تذلّل در برابر خداوند گريه كند و درهمان حال بر آورده شدن حاجتش را بخواهد، اشكال ندارد.
هشتم- كارى كه صورت نماز را برهم زند:
1- هر كارى كه در عرف مؤمنين آشنا با احكام و حدود نماز، صورت نماز را بههم مىزند، باطل كننده نماز مىباشد مانند: پريدن، رقصيدن و دست زدن زياد وهر كارى كه با نماز خواندن منافات داشته باشد چه از روى عمد باشد يا از روى سهو.
2- سكوت طولانىاى كه منجر به از بين رفتن صورت نماز شود به گونهاى كه نگويند او نماز مىخواند، باطل كننده نماز است.
3- كارها و حركاتى كه در عرف مؤمنين با صورت نماز منافات نداشته باشد مانند اشاره با دست و شمردن ذكرها با تسبيح وشمردن ركعات نماز باريگ و زدن به ديوار براى آگاه كردن ديگرى و بر دوش گرفتن كودك و شيردادن او و كارهاى مشابه ديگر اشكالندارد.
4- سكوت نسبتاً طولانى كه با موالات و پى درپى بودن افعال نماز منافات دارد ولى صورت نماز را از بين نمىبرد، چنانچه از روىسهو باشد اشكال ندارد امّا در سكوت عمدى، احوط اجتناب از آن مىباشد.
نهم- خوردن و آشاميدن:
1- خوردن و آشاميدنى كه صورت نماز را از بين ببرد چه از روى عمد باشد يا از روى سهو، نماز را باطل مىگرداند.
2- احوط اين است كه از خوردن و آشاميدنى كه با موالات و پىدرپى بودن عرفى منافات دارد اجتناب شود.
3- بلعيدن غذاى اندكى كه در دهن يا در بين دندانها باقى مانده و بلعيدن شكر اندكى كه در دهن باقى مانده و تدريجاً آب مىشود، اشكال ندارد.
4- در روايات آمده است كه براى كسى كه در نماز وتر است و تصميم دارد فردا را روزه بگيرد ومىترسد قبلاز اتمام نماز، فجرطلوع كند، در حاليكه تشنه است وآب هم در چند قدمى او وجود دارد، جايز است كه چند قدم آنطرف برود و آب بنوشد و براى اتمامنمازش
برگردد و نمازش هم صحيح است بشرطى كه از مبطلات ديگر نماز مانند پشت به قبله كردن و غيره از او صادر نشده باشد واحوط اين است كه تنها به مورد نص يعنى همين موردى كه روايت درباره آن وارد شده، اكتفا گردد و به ديگر نمازها تعميم داده نشود.
دهم- آمين گفتن:
1- گفتن آمين بعداز قرائت سوره فاتحه، در غير حالت ضرورت، نماز را باطل مىكند و فرق ندارد كه آهسته آمين بگويد يا باصداى بلند، امام باشد يا مأموم يا منفرد.
2- گفتن آمين در غير مورد ياد شده و به قصد دعا و همچنين گفتن آن از روى سهو يا در حالت ضرورت، اشكال ندارد.
يازدهم- كم و زياد كردن:
1- كم يا زياد كردن ركن در نماز چه از روى عمد باشد يا از روى سهو، نماز را باطل مىكند.
2- كم يا زياد كردن واجبات غير ركنى در نماز، چنانچه از روى عمد باشد، نماز را باطل مىكند امّا اگر از روى سهو صورت گرفتهباشد نماز باطل نمىشود.
دوازدهم- عارض شدن شكهاى باطل كننده:
از امورى كه نماز را باطل مىكند، شك در ركعات نمازهاى دوركعتى و سهركعتى و دوركعت اوّل نمازهاى چهار ركعتى است كهجزئيات آن در احكام شكهاى نماز بيان مىگردد.
در پايان بحث مبطلات نماز دو مسأله قابل ذكر است:
اوّل- اگر بعداز اتمام نماز شك كند كه آيا يكى از مبطلات نماز از او سرزده است يا نه، بنا را بر عدم سر زدن آن بگذارد و نمازش- ان شاء اللَّه- صحيح است.
دوّم- اگر فعل زياد يا سكوت طولانى از نمازگزار سرزند ولى او شك كند در اينكه آيا با صورت نماز منافات داشته يا نه، بعيدنيست كه بنا را بر صحّت نماز بگذارد، ولى احوط اين است كه بعداز اتمام نماز، نمازش را اعاده كند.
سلام و جواب سلام براى نمازگزار
از مسائلى كه در باب سخن گفتن در بين نماز مطرح است، احكام سلام كردن نمازگزاربه ديگرى و جواب گفتن به سلام ديگرى است. سلام كردن در غير نماز به طور عموم مستحبّ مؤكّد است و جواب دادن به سلام همواجب مىباشد امّا نسبت به نمازگزار جزئيات ديگرى
وجود دارد كه بيان مىشود:
1- براى نمازگزار جايز نيست كه در بين نماز به ديگران سلام كند چه با عبارات معمولى ورايج باشد و يا با عبارت قرآنى كه ازقرائت آن، سلام كردن را قصد كند مانند آيه(ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ).
2- بر نمازگزار واجب است كه جواب سلام را بدهد و اگر از باب گناه اين واجب را ترك كند، نمازش باطل نمىشود. جواب سلام- در نماز و غير نماز- واجب فورى است ولى اگر جواب را از باب گناه يا فراموشى به تأخير اندازد تا آنجا كه ديگر جواب صدق نكند، چنانچه در غير حالت نماز باشد، جواب گفتن واجب نيست امّا در حالت نماز، اصلًا جايز نيست.
3- در حال نماز، جواب سلام بايد با عبارتى همانند خود سلام باشد پس اگر با عبارت «السّلام عليكم» به نمازگزارسلام شده است، با همين عبارت بايد جواب بگويد امّا اگر سلام كردن با عبارت اشتباه از نظر زبان عربى ادا شده باشد، جواب آن بايدبا عبارت صحيح داده شود.
4- اگر سلام دهنده طفل مميّز باشد، يا زن نامحرم به مرد نمازگزار و يا مرد نامحرم به زن نمازگزار سلام دهد، جواب دادن آنواجب مىباشد.
5- اگر كسى به گروهى سلام دهد كه نمازگزار يكى از آنهاست، چنانچه كسى ديگر جواب دهد، بر نمازگزار جواب دادن واجبنيست و حتّى برخى از فقها گفتهاند دراين صورت اصلًا جواب دادن نمازگزار جايز نيست ولى اين سخن مشكل است.
6- اگر يك نفر، سلام دادن به نمازگزار را تكرار كند، يك جواب براى همه آنها كفايت مىكند مگر اينكه تكرار سلام بعدازجواب سلام اوّل، صورت گرفته باشد كه دراين فرض، جواب سلام دوّم نيز واجب است در صورتيكه سلام دوّم تأكيد سلام اوّل نباشدو سلام جديد با منظور مشخّص و معيّن محسوب شود.
7- اگر شخصى به گروهى سلام دهد كه نمازگزار يكى از آنهاست ولى نمازگزار شك كند در اينكه آيا سلام دهنده او را هم قصدكرده است يا نه، نبايد به او جواب دهد ولى اشكال ندارد آيهاى را بخواند كه واژه سلام و تحيّت دارد مانند: (سَلامٌعَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ[1]يا(يَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُم تَعْمَلُونَ).[2]
8- اگر با غير عبارات معهود و معمولى سلام، با عبارتى مانند «صبح به خير» به نمازگزار سلام داده شود، احوط ايناست كه با عبارت دعا جواب دهد مثل اينكه بگويد: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ
[1]- سوره رعد، آيه 24.
[2]سوره نحل، آيه 32.
لِفُلَان» و مىتواند بجاى فلان، اسم او را ببرد ولى با عبارت خطاب «غفر اللَّه لك» يا «رحمك اللَّه» بيان نكند.
9- اگر شخصى به نمازگزار سلام دهد ولى بسرعت دور شود بگونهاى كه ديگر جواب را نشنود، جايز بودن جواب، اشكال داردزيرا اين جواب فايدهاى درپى ندارد.
10- سلام دادن به نمازگزار مكروه است.
11- كسى كه در بين نماز عطسه كند يا عطسه ديگرى را بشنود، مستحب است بگويد: «الحمد للَّه» يا «الحمد للَّه، وصلّىاللَّه على محمّد وآله»، امّا گفتن «يرحمكم اللَّه» براى عطسه كننده، در حين نماز احوط ترك آن مىباشد و براى نمازگزار جايزاست كه با شنيدن عطسه ديگرى بگويد: «اللّهمّ اغفر لنا وللمؤمنين» ومنظورش عطسه كننده باشد[1]
مكروهات نماز
مجموعهاى از افعال و حركات سادهاى وجود دارد كه با صورت نماز منافات ندارد و باعث بطلان نماز نمىگردد ولى در روايات ازانجام آنها نهى شده است. اين نهى دلالت بر حرمت نمىكند امّا از آنجا كه با حالت خشوع و حضور قلب منافات دارد، انجام دادن آنهامكروه است.
در سطور ذيل برخى از آنها را ذكر مىكنيم:
1- التفات اندك به چپ و راست:
عبدالملك مىگويد: از امام صادقعليه السلام پرسيدم كه آيا التفات (اندك به چپ يا راست) در نماز، موجب قطع نمازمىشود؟ فرمود:
«نه، ولى دوست ندارم اين كار در نماز انجام شود.»[2]
2- انجام دادن كار بيهوده در نماز:
پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ كَرِهَ الْعَبَثَ فِي الصَّلَاةِ».
«خداوند از انجام دادن كار بيهوده (مانند بازى كردن با دست و ريش) در نماز كراهت دارد.»[3]
[1]فقها به اين مناسبت احكام و آداب سلام را نيز ذكر مىكنند و ما ان شاء اللَّه در پايان اين باب (پس از نمازهاى مستحب) آداب سلام و درود گفتن در اسلام را بيان خواهيمكرد.
[2]وسائل الشيعه، ج 4، باب 3، ابواب قواطع الصلاة، ص 1249، حديث 5.
[3]همان، باب 12، ص 1260، حديث 2.
3- آنچه با خشوع در نماز منافات دارد:
زراره روايت مىكند: امام باقرعليه السلام فرمود:
«وقتى به نماز ايستادى بايد تمام توجّهت به نماز باشد زيرا از نماز تنها آنچه بدان توجّه داشتهاى، از آن تو و به سود توخواهد بود. در هنگام نماز با دست و سر و ريش خود بازى نكن، در درونت با خود صحبت نكن، خميازه نكش، حالت متكبّرانه بهخود نگير، دست بر روى دست نگذار كه اين كار مجوس است، بينى ودهانت را نپوشان، بر روى زانوها و يا با سنت نشين، پاهايترا مانند شتر باز نكن، چنبك نزن، دستها و آرنجها را روى زمين (در حال سجده) فرش نكن وانگشتانت را نشكن زيراهمه اينها در نماز نقص محسوب مىشود و به نماز نايست در حاليكه كسل وخواب آلوده و سنگين هستى زيرا اينها از علايم نفاق استو خداوند مؤمنان را منع كرده از اينكه در حال مستى يعنى مستى خواب به نماز بپردازند و درباره منافقين فرمودهاست: وقتى بهنمازبرمىخيزند با كسالت وتنبلى برمىخيزند ونماز خود را بهمردم نشان مىدهند وريا مىكنند وخدا را جز اندكى ياد نمىكنند.»[1]
4- بستن و گره زدن مو:
امام صادقعليه السلام درباره كسى كه نماز واجب بجا مىآورد در حاليكه موهايش را به مانند يك توپ جمع كرده و در پشت يا جلو سربسته و گره زده است فرمود:
«نمازش را اعاده كند.»[2]
5- آب بينى و دهان:
امام صادقعليه السلام فرمود:
«وقتى به نماز ايستادى، بدان كه در محضر خداوند هستى، اگر تو او را نمىبينى، او تو را مىبيند، پس به نمازت توجّه كن، آب بينى و دهن نينداز و انگشتانت را نشكن.»[3]
6- پاها را بهم نچسپان و انگشتان را داخل همديگر نكن:
امام باقرعليه السلام فرمود:
«وقتى به نماز ايستادى، پاهايت را به يكديگر نچسبان يعنى در حال قيام بين دو پا به اندازه
[1]وسائل الشيعه، ج 4، باب 1، ابواب افعال الصلاة، حديث 5.
[2]همان، ج 3، باب 36، ابواب لباس المصلّى، حديث 1.
[3]همان، ج 4، باب 1، ابواب افعال الصلاة، حديث 9.