بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 344

جهت سلام دادن موجب سجده سهونمى‌شود هر چند كه از باب احتياط، به خاطر زياد كردن سهوى، بهتر است سجده سهو بجا آورد.

اگر با سه عبارت بالا در جايى كه محل سلام نيست، سلام دهد، بجا آوردن دو سجده سهو براى يكبار كفايت مى‌كند.

7- اگر يك سجده يا تشهّد را فراموش كند و قبل‌از ركوع ركعت بعدى متوجّه شود، بايد برگردد و سجده يا تشهّد فراموش شده رابجا آورد، و بنابر احتياط مستحبّ، بعداز نماز دو سجده سهو نيز به خاطر قيام بى‌جا، بجا آورد.

8- امّا اگر در حين ركوع يا بعداز آن متوجّه شود كه يك سجده يا تشهّد ركعت قبلى را فراموش كرده است، علاوه بر قضاى آن بعدازنماز، واجب است در صورت فراموش كردن تشهّد دو سجده سهو نيز بجا آورد، امّا در صورت فراموش كردن يك سجده، بنابراحتياط، دو سجده سهوبجا آورد.

9- اگر بر او سجده سهو واجب شود ولى بعداز نماز از روى عمد بجا نياورد، گناه كرده است وواجب است كه در نزديكترين وقت‌انجام دهد امّا اگر سجده سهو واجب را فراموش كند، لازم است در هر لحظه‌اى كه يادش بيايد فوراً انجام دهد امّا اعاده نماز لازم‌نيست.

10- اگر شك كند كه آيا بر او سجده سهو واجب شده است يا نه، به شك خود اعتنا نكند وچيزى بر او لازم نيست.

11- اگر بداند كه سجده سهو بر او واجب شده است ولى مردّد باشد بين يكبار يا بيشتر، تنها يكبار كفايت مى‌كند.

12- اگر بداند كه سهو كرده و يك سجده از دو سجده سهو را ترك كرده است، اگر جبران وتكميل كاستى امكان نداشته باشد، بنابراحتياط واجب هر دو سجده سهو را اعاده نمايد امّا اگر بداند كه سجده سوّم را بر دو سجده سهو افزوده است، احتياط واجب اين است‌كه از نو هر دو سجده سهو را اعاده كند.

چگونگى بجا آوردن سجده سهو

چگونگى بجا آوردن سجده سهو به اين ترتيب است كه بعداز نماز فوراً نيّت سجده سهو كند، سپس پيشانى را بر چيزى كه سجده برآن صحيح است بگذارد. در وجوب ذكر براى سجده سهو ترديد است ولى احوط اين است كه اگر بخواهد ذكر بگويد، يكى از ذكرهاى‌ذيل را بگويد:

-: بسم اللَّه و باللَّه، السلام عليك أيّها النبيّ ورحمة اللَّه وبركاته.

-: بسم اللَّه وباللَّه وصلّى اللَّه على محمّد وآله.


صفحه 345

-: بسم اللَّه وباللَّه اللّهمّ صلِّ على محمّد وآله.

سپس سر از سجده بردارد و يكبار ديگر نيز مانند بار اوّل سجده كند، سپس بنشيند و بنابر اقوى اگر سجده سهو به خاطر فراموش‌كردن تشهّد بوده، تشهّد بگويد و اگر سبب ديگر داشته هم بنابر احوط تشهّد بگويد، سپس بنابر احوط با يكى از دو عبارت سلام، سلام بدهد.

قضاى سجده و تشهّد فراموش شده‌

قبلًا گفتيم كه اگر يك سجده را فراموش كند و به ياد نياورد مگر در حين‌يا پس از ركوع ركعت بعدى، واجب است بعداز اتمام‌نماز سجده فراموش شده را قضا كند و بنابر احوط دو سجده سهو نيز بجا آورد.

امّا اگر تشهّد را به طور كامل يا قسمتى از عبارات آن را فراموش كند، طبق تفصيل ذيل عمل شود:

الف- اگر فراموش شده، تشهّد اوّل باشد، لازم است كه دو سجده سهو بعداز نماز بجا آورد وتشهّدى كه در سجده سهو مى‌خواند، از تشهّد فراموش شده كفايت مى‌كند. از باب احتياط همين حكم در صورتى كه قسمتى از تشهّد اوّل را فراموش كرده باشد نيز جارى‌است.

ب- و اگر فراموش شده تشهد آخر باشد و بعداز سلام متوجّه شود، بايد تشهّد را بخواند وسلام دهد و سپس از جهت سلام بى‌جا، سجده سهو بجا آورد.

تشهّد اوّل يا قسمتى از آن نيز اگر فراموش شود، بنابر احتياط مستحب قضا شود.

مسائلى چند:

اين مسأله فروعى دارد كه ذيلًا بيان مى‌شود:

1- همه شرايطى كه در نماز لازم است از قبيل طهارت و ستر عورت و قبله وغيره (كه در باب مقدّمات نماز ذكر شد) در قضاى اجزاى فراموش شده نيز لازم است.

2- در قضاى سجده فراموش شده، واجب است ذكر واجب گفته شود و در قضاى تشهّد فراموش شده هم واجب است هر دو شهادت‌و صلوات بر پيامبر و آل اوعليهم السلام گفته شود.

3- بنابر احوط، واجب است قضاى اجزاى فراموش شده فوراً انجام شود و از تعقيبات نماز به‌تأخير نيفتد و بنابر احوط جايزنيست بين نماز و بين قضاى اجزاى فراموش شده، با يكى از مبطلات نماز، فاصله ايجاد شود امّا فاصله با دعا و ذكر و فاصله اندكى كه‌در نماز اشكال ندارد بنابر اقوى جايز است اگرچه احوط ترك آن مى‌باشد.

4- اگر بعداز نماز و قبل‌از بجا آوردن قضاى جزء فراموش شده، كارى را انجام دهد كه در


صفحه 346

هر حالت (عمدى و سهوى) نماز را باطل مى‌كند (مانند پشت به قبله كردن) يا تنها در حالت عمد نماز را باطل مى‌كند (مانند سخن‌گفتن)، بنابر احوط بعداز بجا آوردن قضاى جزء فراموش شده، نماز را اعاده كند اگرچه اقوى اين است كه اكتفا كردن به انجام‌قضاى جزء فراموش شده كفايت مى‌كند.

5- اگر بعداز نماز و قبل از قضاى جزء فراموش شده يا در اثناى آن، كارى از او صادر شود كه موجب سجده سهو است (مانندسخن گفتن سهوى)، بنابر احوط سجده سهو را بعداز قضاى جزء فراموش شده بجا آورد، اگرچه اقوى عدم وجوب آن است.

6- اگر چند سجده، مثل اينكه يك سجده از ركعت اوّل و سجده ديگر از ركعت سوم را فراموش كند، لازم است هر دو را يكى پس‌از ديگرى قضا كند و يكبار از روى احتياط سجده سهو بجا آورد و در هنگام قضا، تعيين كردن لازم نيست.

و اگر هر دو تشهّد نماز را فراموش كند بايد ابتدا تشهّد آخر را قضا كند و سلام دهد و سپس براى سلام بى‌جا سجده سهو بجا آورد وبعد سجده سهو ديگر به خاطر تشهّد اوّل بجا آورد و نيازى‌به قضاى تشهّد اوّل نيست زيرا سجده سهو، تشهّد را نيز در بردارد و همين كفايت مى‌كند.

7- اگر در يك نماز، يك سجده و يك تشهّد را فراموش كند، احوط اين است كه به ترتيب قضا كند يعنى هر كدام را كه اوّل‌فراموش كرده، اوّل قضايش را بجا آورد وبعد دوّمى را، امّا اگر اشتباه كند يا فراموش كند كه كدام يك اوّل بوده است، بنابر احتياطمستحبّ، به اين ترتيب قضا كند كه يكبار سجده كند و تشهّد بخواند و باز هم سجده كند يا اينكه اوّل تشهّد بخواند و بعد سجده كند وبازهم تشهّد بخواند تا به حصول ترتيب يقين پيدا كند.

8- اگر شك كند كه آيا سجده يا تشهّد را فراموش كرده است يا نه، به شك خود اعتنا نكند وچيزى بر او نيست.

9- اگر بداند كه جز معينى را فراموش كرده (يك سجده يا تشهّد) ولى شك كند در اينكه آيا در بين نماز و در محلّش‌متوجّه شده و آن را انجام داده است يا اينكه اصلًا تا آخر نماز متوجّه نشده است؟ بنابر احتياط مستحبّ، جزء مشكوك را قضا كند.

10- اگر هم قضاى جزء فراموش شده بر او واجب شده باشد و هم سجده سهو، لازم است كه اوّل قضاى جزء فراموش شده و بعدسجده سهو را بجا آورد.

11- اگر نداند كه آيا تشهّد را فراموش كرده يا سجده را، واجب است قضاى سجده را بجا آورد و يكبار دو سجده سهو نيز بجا آورد.

12- اگر بداند كه قضاى سجده يا تشهّد فراموش شده بر او واجب بوده است ولى شك كند كه آيا آن را بجا آورده است يا نه، چنانچه اين شك قبل‌از فراغت از نماز و قبل‌از بلند شدن از جاى‌


صفحه 347

خود باشد، بنابر اقوى قضاى جزء فراموش شده را بجا آورد، و اگرشك بعداز آن باشد ولى وقت نماز باقى باشد احوط اين است كه قضا را بجا آورد، امّا اگر شك بعداز خارج شدن وقت نماز باشد، بنابراحتياط مستحبّ بجا آورد.

كم و زياد كردن اجزاء و شرايط نماز

1- اگر از روى عمد، چيزى از واجبات نماز را كم يا زياد كند به گونه‌اى كه صورت نماز را از نظر مؤمنين مسخ كند يا به تشريع‌باطل كننده منجر شود، نماز باطل مى‌گردد ولى احتياط واجب اين است كه از هر نوع زياد كردن به قصد جزئيّت واجب در نماز پرهيزشود.

2- اگر يكى از واجبات غير ركنى را از روى جهل به حكم، كم يا زياد كند، بنابر احتياط واجب اگر جاهل مقصّر باشد حكم عمدبر او جارى مى‌شود ولى اگر جاهل غير مقصّر باشد بنابر اقوى، حكم سهو را دارد.

3- اگر درجايى كه حمد و سوره در نماز بلند خوانده مى‌شود مثل نماز صبح ودو ركعت اوّل مغرب و عشا، آن را آهسته بخواند يا درجايى كه بايد آهسته خوانده شود، بلند بخواند بنابر اقوى چيزى بر او واجب نيست.

4- اگر در بين نماز بفهمد كه طهارت او (وضو، يا غسل و يا تيمّم) باطل بوده يا اينكه بدون طهارت شرعى نماز راشروع كرده، نماز او باطل است و اگر بعداز اتمام نماز بفهمد، واجب است بعداز كسب طهارت، اگر وقت باقى است به عنوان ادا واگروقت گذشته است به عنوان قضا نماز را اعاده كند.

5- اگر از روى سهو و اشتباه نماز را قبل‌از فرارسيدن وقت بخواند نمازش باطل است. و اگر بعداز نماز بفهمد كه قبل‌از وقت نمازخوانده است، اگر هنوز وقت باقى است به عنوان ادا، و اگر وقت گذشته است به عنوان قضا، اعاده نمايد.

6- اگر كاملًا به سوى غير قبله، يا پشت به قبله نماز بخواند، چنانچه جاهل به حكم باشد بنابر احتياط واجب نماز را اعاده ياقضا كند، امّا در غير حالت جهل به حكم، بنابر احتياط مستحب، اعاده يا قضا نمايد.

7- اگر ركوع را فراموش كند تا اينكه به سجده دوّم برود، بنابر قول مشهور فقها كه موافق احتياط است، نماز باطل مى‌شود. امّااگر قبل‌از سجده دوّم متوجّه شود كه ركوع را بجا نياورده است، بايد بايستد و ركوع را بجا آورد و نمازش صحيح مى‌باشد وبعداز نمازدو سجده سهو نيزبجا آورد و بنابر احتياط واجب، اگر بعداز رفتن به سجده اوّل متوجّه شده باشد، علاوه بر آنچه گفته شد، نمازش را نيز اعاده نمايد.


صفحه 348

8- اگر هر دو سجده را فراموش كند تا اينكه به ركوع ركعت بعدى برود، نمازش باطل مى‌شود و اگر قبل‌از ركوع متوجّه شود واجب‌است برگردد و هر دو سجده را بجا آورد و سپس ايستاده و نماز را تكميل كند و از باب احتياط دو سجده سهو نيز بجا آورد.

9- اگر قبل‌از سلام دادن بفهمد كه دو سجده ركعت اخير را ترك كرده است، واجب است هر دو سجده را بجا آورد و سپس تشهّدبخواند و سلام دهد و چيزى بر او نيست.

10- و اگر بعداز سلام دادن و قبل‌از انجام كارى كه نماز را باطل مى‌كند متوجّه شود، بازهم اقوى اين است كه نماز او صحيح است‌و لازم است هر دو سجده را بجا آورده و تشهّد بخواند و سلام بدهد و به خاطر سلام بى‌جا سجده سهو بجا آورد.

11- امّا اگر بعداز سلام و بعداز انجام كارى كه نماز را باطل مى‌كند متوجّه شود كه دو سجده را بجا نياورده است، بنابر فتواى‌مشهور نمازش باطل است.

12- اگر بعداز تشهّد و قبل‌از سلام دادن، بفهمد كه يك يا بيشتر از يك ركعت را فراموش كرده است، بايستد و فوراً آن مقدارفراموش شده را بجا آورد و چيزى بر او نيست.

13- اگر بعداز سلام بفهمد كه يك يا بيشتر از يك ركعت را فراموش كرده است، چنانچه كارى را كه باطل كننده نماز است بجانياورده باشد، واجب است فوراً آن مقدار فراموش شده را انجام دهد و به خاطر سلام زيادى، دو سجده سهو نيز بجا آورد، امّا اگربعداز آنكه كار باطل كننده نماز را مرتكب شده باشد، متوجّه گردد، نظر مشهور بين فقها اين است كه نمازش باطل بوده وواجب است‌اعاده نمايد، امّا در روايتى آمده است كه ركعتهاى فراموش شده را بخواند و نمازش صحيح است، عمل به اين روايت از باب تسليم وتعبّد، ان شاء اللَّه مجزى و كافى است ولى احوط عمل به قول مشهور مى‌باشد


صفحه 349

فصل چهارم- احكام ساير نمازها

اوّل- نماز مسافر

وطن چيست؟

قبل‌از آنكه احكام نماز مسافر و شرايط قصر نماز را بيان كنيم لازم است بدانيم وطن چيست؟

1- وطن جايى است كه انسان آنجا را براى اقامت و زندگى خود به طور دائم انتخاب كرده باشد به گونه‌اى كه در نظر عرف، در آنجامسافر محسوب نشود. دراين مورد فرقى بين شهر و روستا وغيره نيست. همچنين فرق ندارد كه آنجا زادگاه او باشد يا نه، محل‌سكونت پدر و مادر او باشد يا نه، در آنجا ملك داشته باشد يا نه.

همچنين ضرورتى ندارد كه حتماً از اقامت شخص در آن مكان، وقت معيّنى مانند سه يا شش ماه سپرى شود تا آن مكان وطن‌شخص به شمار آيد، بلكه گاهى با اقامت در يك مدّت كوتاه نيز وطن صدق مى‌كند و بلكه مى‌توان گفت با قصد زندگى كردن در يك‌محل و تهيّه وسايل اقامت مانند خريدن يا اجاره منزل و تهيه وسائل منزل و آماده كردن شرايط قانونى اقامت، نيز وطن صدق مى‌كند. به طور كلّى معيار اصلى در تشخيص وطن، عرف است. هر زمان كه از نظر عرف، صدق كند كه اين محل وطن اوست، احكام شرعى‌مربوط به وطن، جارى مى‌شود.

2- چون صدق وطن يك امر عرفى است، نسبت به شرايط اشخاص تفاوت پيدا مى‌كند، گاهى براى شخصى بعداز يك اقامت‌كوتاه (يك ماهه مثلًا) در محلّى، وطن صدق مى‌كند مانند كسى كه در همان مدّت كوتاه، در آنجا خانه‌اى خريده وخانواده‌اش را به آنجا انتقال داده و در محل جديد، كارهاى تجارتى خود را شروع كرده و به قصد اقامت، شرايط قانونى را فراهم كرده‌است. امّا براى يك شخص ديگر ممكن است حتّى با شش ماه اقامت هنوز وطن صدق نكند مانند كسى كه هنوز در مورد اقامت در محل‌جديد ترديد دارد و مشغول بررسى جوانب مثبت و منفى آن مى‌باشد و هنوز به‌تصميم نهايى نرسيده وبه‌هيچ كارى كه نشانه عزم وتصميم او براى اقامت باشد دست نزده است.

3- امكان دارد يك نفر دو وطن يا بيشتر داشته باشد مثل كسى كه نيم سال را در يك محل ونيم ديگر را در محل ديگر به سرمى‌برد، حال به جهت ضرورت شغلى و فعاليتهاى كسب وتجارت باشد يا به جهت تعدّد همسر يا هر ضرورت ديگر.


صفحه 350

4- گاهى در اثر تبعيّت و وابستگى نيز وطن تحقّق مى‌يابد مانند فرزند كه وابسته به پدر و مادر يا يكى از آنها مى‌باشد، دراين‌صورت وطن پدر و مادر، وطن فرزند نيز محسوب مى‌شود بشرط اينكه همچنان تابع ووابسته به پدر و مادر باقى بماند وبعداز رسيدن‌به سنّ تمييز از اقامت در آن محل اعراض نكند، پس اگر كسى ديگر غير از پدر و مادر، او را به طور هميشگى به فرزند خواندگى‌بگيرد، يا ستمگران او را به اسارت ببرند و يا از پدر و مادر به هر دليلى جدا شود وتبعيّت و وابستگى از بين برود، حكم وطن هم‌نسبت به او از بين مى‌رود. به طور كلّى هر كسى كه تابع ديگرى محسوب مى‌شود، وطن آن ديگرى، وطن آن تابع مى‌باشد چه بالغ باشديا غير بالغ، عاقل باشد يا ديوانه، تبعيّت او مشروع باشد يا ظالمانه و معيار هم اين است كه آن محل از نظر عرف، وطن او حساب‌شود.

5- اگر فرزند بالغ، تابع پدر و مادرش باشد، و آنها محل جديدى را وطن خود قرار دهند، آن وطن جديد، وطن فرزند محسوب‌نمى‌شود مگر اينكه او شخصاً- هر چند از طريق نيّت و قصد تبعيّت و پيروى كردن از پدر و مادر در توطّن- قصد اقامت در وطن جديدرا بنمايد.

6- اگر شخصى از وطن اصلى يا وطن دوّم خود اعراض كند و تصميم بگيرد كه ديگر براى هميشه آن‌را ترك گفته ودر آنجا اقامت‌نكند، چه درآنجا ملك داشته باشد يانه، حكم‌وطن‌ساقط مى‌شود.

7- ولى اگر صرفاً سكونت در وطن را ترك كند امّا هنوز اعراض نكرده باشد (يعنى تصميم بر ترك هميشگى آن نداشته باشد وشايد در شرايط مناسب ديگر دوباره در آنجا اقامت كند) حكم وطن ساقط نشده و هر موقع كه به آنجا برسد بايد نماز را به طورتمام بجا آورد و روزه بگيرد.

8- به محض اين كه از وطن خود اعراض كرده و از آنجا خارج شود، حكم وطن نيز ساقط مى‌گردد هر چند هنوز وطن جديدى براى‌سكونت اختيار نكرده باشد، پس ممكن است مدّت زيادى بگذرد بدون اينكه وطن معيّنى داشته باشد و دراين صورت او از كسانى‌خواهد بود كه خانه‌اش با خودش (خانه به دوش) است و در همه جا نمازش را تمام مى‌خواند چنانكه در آينده به حكم آن‌اشاره خواهيم كرد.

سفر:

1- مسلمان، در وطن خود يا در آنجا كه براى او در حكم وطن محسوب مى‌شود، وظايف شرعى خود را به طور كامل انجام مى‌دهديعنى نمازش را تمام مى‌خواند و روزه مى‌گيرد ودر نمازهاى جمعه و عيد حاضر مى‌شود و نافله‌ها را نيز از باب استحباب بجا مى‌آورد، ولى اسلام براى مسافر- به جهت مشقّت و زحمتى كه در سفر متحمّل مى‌شود- در برخى از تكاليف وتعهّدات عبادى او تسهيلاتى قايل‌شده است كه به ترتيب ذيل مى‌باشد:


صفحه 351

الف- وجوب قصر يا شكستن نمازهاى چهار ركعتى (ظهر و عصر وعشا) يعنى آنها را دو ركعتى بجا آورد. اين حكم‌الزامى است نه اختيارى مگر در بعضى از موارد كه اشاره خواهد شد.

ب- ساقط شدن روزه واجب و صحيح نبودن آن. روزه مستحبّ نيز در سفر صحيح نيست مگر در مواردى كه استثنا شده است.

ج- ساقط شدن نماز جمعه ولى اگر مسافر بجاى ظهر، جمعه را بخواند كفايت مى‌كند.

د- ساقط شدن نماز دو عيد فطر و قربان (در حالت وجوب آنها).

ه- ساقط شدن نافله‌هاى ظهر و عصر، و نيز- بنابر اقوى- ساقط شدن نافله عشا (وُتَيْره).

2- مسافر در چهار محلّ مخيّر است كه نمازش را تمام بخواند يا شكسته:

الف- مسجدالحرام در مكّه.

ب- مسجد النبى‌صلى الله عليه وآله در مدينه.

ج- مسجد كوفه و حرم امام اميرالمؤمنين عليه السلام.

د- حرم امام حسين‌عليه السلام.

بعيد نيست كه ملاك اين تخيير، شهرهاى مكّه مكرّمه، مدينه منوّره، كوفه، كربلا و نجف اشرف باشد.

اظهر اين است كه آن مقدار كه به حرمين شريفين و همچنين نجف و كربلا افزوده شده نيز همين حكم را دارد.

3- سفرى كه احكام ياد شده بر آن مترتّب مى‌شود با فراهم آمدن شرايط هشتگانه زير تحقّق مى‌پذيرد:

اوّل- پيمودن هشت فرسخ شرعى به طور يكطرفه يا با رفت و برگشت.

دوّم- قصد پيمودن اين مسافت از ابتداى مسافرت.

سوم- استمرار و ادامه قصد.

چهارم- عبور نكردن از وطن يا محل اقامت ده روزه خود.

پنجم- مباح بودن سفر.

ششم- از خانه بدوشان نباشد.

هفتم- شغل او مسافرت نباشد.

هشتم- رسيدن به حدّ ترخّص.

تفصيل احكام و جزئيات مسأله به شرح ذيل بيان مى‌شود: