اوّل- پيمودن مسافت شرعى:
1- مسافتى را كه مسافر مىپيمايد نبايد از هشت فرسخ[1]كمتر باشد چه بصورت يكطرفه (يعنى همه هشت فرسخ را تنها دررفت يا تنها در برگشت بپيمايد) يا بصورت تلفيقى (يعنى چهار فرسخ رفت+ چهار فرسخ برگشت) باشد.
2- اگر مسافت هشت فرسخ، تلفيقى از مسافت رفت و برگشت باشد و مسافت رفتن كمتر از چهار فرسخ باشد (مثل اينكهراه رفتن سه فرسخ و راه بازگشت پنج فرسخ باشد)، بنابر احتياط دراين حالت بايد بين قصر و تمام جمع كند.
3- منظور از مسافت تلفيقى اين است كه مجموع يكبار رفتن و يك بار برگشتن، هشت فرسخ شود امّا اگر مسافت كوتاهى ماننديك فرسخ را چند بار رفت و آمد كند تا آنجا كه مجموع آنها هشت فرسخ شود، اين، سفر به شمار نمىرود، و نبايد نماز شكسته شود.
4- بنابر اقوى لازم نيست در مسافت تلفيقى، رفت و برگشت در يك روز يا يك شب انجام شود بلكه اگر از ابتدا قصد داشته باشدكه بعداز چند روز (كمتر از ده روز) بازگردد، نماز شكسته مىشود مگر اينكه در مقصد، ده روز قصد اقامت كند كه دراينصورت در مسير راه و در محل اقامت بايد تمام بخواند. احتياط مستحب اين است كه اگر در همان روز يا شبش بازنگردد، بين قصر وتمام و بين روزه و قضاى آن جمع كند.
5- در تحقّق مسافت مورد نظر دقّت عقلى لازم نيست و اگر در عرف صدق كند كه مسافت معتبر شرعى را پيموده است كفايتمىكند و محاسبه دقيق لازم نيست به گونهاى كه هشت فرسخ كامل و دقيق و بدون نقص باشد به طورى كه اندك نقصى (ده مترمثلًا) هم نداشته باشد.
6- اگر مسافت از هشت فرسخ به اندازه قابل توجّهى كم باشد به گونهاى كه در عرف نگويند مسافت معتبر شرعى را پيموده است ياحداقلّ در صدق آن مسافت شك شود، شكسته خواندن نماز جايز نيست.
7- اگر شك كند كه آيا راهى را كه مىپيمايد به مسافت معتبر مىرسد يا نه، بنابر اقوى بايد تمام بخواند وهمچنين اگر گمان پيداكند كه راهش به اندازه مسافت معتبر مىباشد، تا گمان او
[1]درباره تعيين فرسخ با دستگاه مترى، اختلاف وجود دارد. برخى فرسخ را 5500 متر و مسافت قصر را 44 كيلومتر دانستهاند و بعضى ديگر هم فرسخ را 5700 متر و مسافت قصر را 45 كيلومتر و 600 متر محاسبه كردهاند.
(امّا بر حسب دستگاه اندازهگيرى قديم- آن چنانكه در روايات آمده- يك فرسخ/ سه ميل، و يك ميل/ چهارهزار ذرع، و يك ذرع/ 24 انگشت است، و اگر پهناى هرانگشت به طور متوسط 2 سانتيمتر باشدنتيجه مىگيريم كه يك ذرع/ 48 سانتيمتر، و يك ميل (قديم)/ 1920 متر، وهشت فرسخ (كه مساوى با 24 ميل مىباشد) 46 كيلومتر و 80 متر است. اين محاسبه در هنگام شك، موافق اصل است.
به درجه اطمينان نرسد نمىتواند نماز را شكسته بخواند.
8- مسافت معتبر در قصر با يكى از راههاى زير ثابت مىشود:
الف- علم حاصل از آگاهى و اندازهگيرى شخصى.
ب- شياع علم آور (يعنى شهرت بزرگى بين مردم به گونهاى اطمينان بخش).
ج- بينه شرعى يعنى شهادت دو مرد عال.
د- شهادت يك نفر عادل در صورتى كه سخن او موجب اطمينان شود.
ه- علايم راهنمائى و رانندگى كه مسافت راهها را نشان مىدهد در صورتيكه موجب اطمينان شود و همچنين كيلومتر شمارِ وسايلنقليّه جديد.
9- در موقع شك در تحقّق مسافت، جستجو و فحص كردن به اندازهاى كه شك برطرف شود يعنى فحص عادى عرفى و عقلائىكفايت مىكند.
10- اگر مقصد مسافر دو راه داشته باشد كه يكى به اندازه مسافت قصر (يعنى هشت فرسخ) وديگرى كمتر از آن است، چنانچه راه طولانى را پيمود، شكسته نماز بخواند و اگر راه كوتاه را پيمود تمام بخواند.
11- اگر شهر مانند شهرهاى قديم، ديوار داشته باشد، مبدء محاسبه مسافت از همان ديوار شهر است و اگر ديوار نداشته باشد، در شهرهاى كوچك و متوسط از آخر خانهها يا تأسيسات شهرى كه در عرف جزء همان شهر به شمار مىآيند محاسبه مىشود امّا درشهرهاى خيلى بزرگ، محاسبه مسافت از همان نقطهاى است كه در عرف گفته شود كه مسافر است و در شهر خود نيست، مثلاينكه مسافرت خود را از فرودگاه يا ايستگاه قطار آغاز كند يا وارد بزرگراه بين شهرى شود، و يا مشابه آن.
12- امّا نقطه پايان در محاسبه مسافت در سمت مقصد، آن محلّى است كه مسافر آنجا قصد كرده است، نه ديوار شهر يا آغازتأسيسات شهرى. بنابراين اگر مقصد او، بازار معيّنى در وسط شهر باشد، مسافت تا محلّ رسيدن به آن بازار محاسبه مىشود.
دوّم- قصد پيمودن مسافت از ابتداى مسافرت:
1- براى اينكه احكام سفر بر مسافر جارى شود، بايد از آغاز سفر، قصد پيمودن هشت فرسخ را (يك طرفه ياتلفيقى) داشته باشد و اگر سفر را با همين قصد و عزم آغاز كند، واجب است نماز را شكسته بخواند.
2- اگر از ابتدا كمتر از مسافت معتبر را قصد كرده باشد ولى بعداز رسيدن به آنجا، مسافتديگرى را نيز قصد كند كه مجموع آن دو، مسافت قصر شود، بنابر احوط دراين صورت اگر
مسافت هشت فرسخ را كامل نمود، بينقصر و تمام جمع كند.
آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام عبادات - قم، چاپ: دوم، 1381.
اگر در همين فرض، مسافتى كه جديداً قصد كرده با مسافت بازگشت باهم، هشت فرسخ يا بيشتر شود و قصد بازگشت همداشته باشد، نماز را شكسته بخواند.
4- كسى كه نمىداند چه مقدار مسافتى را مىپيمايد مثل كسى كه به دنبال گمشدهاى مىروديا هدف نامعلومى دارد يا شكارى را تعقيب مىكند و مانند آن، نمىتواند در رفتن، نماز را قصر كند امّا در بازگشت اگر راهش بههشت فرسخ يا بيشتر مىرسد، واجب است شكسته بخواند.
5- اگر به قصد پيمودن مسافت معتبر عازم سفر شود ولى مشروط به اين كه رفيق همسفر پيدا كند يا اينكه ادامه سفرش را بهحاصل شدن چيزى، معلّق گرداند، نمىتواند شكسته بخواند مگر اينكه مسافرت را با چنين قصدى آغاز كند كه بعداز پيمودن چهارفرسخ، در جستجوى رفيق يا در صدد دست يافتن به چيزى باشد كه دراين صورت شكسته بخواند زيرا دراين فرض، قصد مسافتمعتبر، تحقّق يافته است.
6- اگر قصد مسافت و عزم سفر وجود داشته باشد، لازم نيست آن مسافت به صورت پيوسته، پيموده شود بلكه مىتواند آنمسافت را در چند روز طى كند بلكه اگر در هر روز به خاطر تفريح و سرگرمى يا كاوش علمى، تنها مسافت ناچيزى از راه را بپيمايد، تا زمانى كه در عرف سفر صدق كند، نماز را شكسته بخواند و از همان حدّ ترخّص، قصر را شروع كند امّا اگر در صدق سفر به اينحركت كُند، شك كند، تمام بخواند و احتياط جمع بين قصر و تمام است.
7- لازم نيست در قصد مسافت، مستقل باشد بلكه اگر در سفر پيرو ديگرى است مانند همسر كه از شوهر خود، يا نوكر كه از آقاىخود تبعيّت مىكند، يا زندانى و اسير و مانند آنها اگر بدانند كه مسافت شرعى را مىپيمايند بايد شكسته بخوانند.
8- اگر شخصى كه تابع وپيرو ديگرى است مسافت را نداند، بايد تمامبخواند امّا اگر بعداً روشن شود كه مسافت شرعى تحقّقيافته، بايد شكسته بخواند چون قصد او هم تابع قصد متبوع مىباشد.
9- كسى كه تابع ديگرى است ومسافت را نمىداند، واجب است كه از باب احتياط، از متبوع، استعلام كند وبر متبوع هم از باباحتياط واجب است كه مقدار مسافت قصد شده را به او خبر دهد.
10- اگر كسى كه در سفر، تابع و پيرو ديگرى است علم داشته باشد يا گمان كند كه قبلاز رسيدن به چهار فرسخ از او جدا مىشود، واجب است كه تمام بخواند امّا اگر شك داشته باشد ظاهر اين است كه بايد شكسته بخواند
سوم- استمرار و ادامه قصد
همانطور كه لازم است از ابتداى سفر قصد داشته باشد، لازم است كه اين قصد همچنان در طول سفر استمرار داشته باشد. پس اگرپيش از رسيدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد يا مردّد شود، بايد نماز را تمام بخواند زيرا عدول از قصد، اخلال به سفر قصرمحسوب مىشود.
جزئيات اين مسأله به شرح ذيل است:
1- منظور از استمرار قصد، استمرار قصد سفر و پيمودن مسافت به طور كلّى است، و نه استمرار نيّت مقصد واحد. بنابراين اگركسى- مثلًا- به قصد مدينه منوّره مسافرت كند و در ميان راه، مسير خود را به سوى مكّه مكرّمه تغيير دهد ضررى به استمرار قصد اوندارد.
و همچنين اگر به قصد سفر و پيمودن مسافت معتبر و بدون مقصد معيّنى خارج شود، بلكه تعيين مقصد را به رسيدن به دو راهىموكول سازد، اشكال ندارد.
2- اگر بعداز پيمودن چهار فرسخ، از ادامه سفر منصرف شود ولى تصميم بگيرد كه در آنجا بماند و برنگردد، يا بين ماندن وبازگشتن مردّد باشد و يا بخواهد بعداز ده روز اقامت در آنجا برگردد، در همه اين فرضها بايد نماز خود را تمام بخواند.
3- امّا اگر بعداز چهار فرسخ، از ادامه سفر منصرف شود ولى بدون نيّت اقامت ده روز عزم بازگشت داشته باشد، نماز خود راشكسته بخواند چه اينكه بخواهد در همان روز برگردد يا بعداز چند روز (كمتر از ده روز).
4- اگر به عزم پيمودن مسافت شرعى به سفر رود و سپس در بين راه درباره ادامه سفر ترديد پيدا كند ولى بسيار زود بازهم تصميمبه ادامه سفر بگيرد بدون اينكه در آن حالت ترديد، چيزى از راه را پيموده باشد، چنانچه با قيمانده راه هر چند با محاسبه بازگشت، هشت فرسخ باشد، بر شكسته خواندن خود باقى بماند، وهمچنين است اگر باقيمانده راه به اضافه راهى كه قبلاز ترديد پيموده است، باهم هشت فرسخ شود. اگرچه احتياط مستحب دراين صورت، جمع بين شكسته وتمام است.
5- امّا اگر در بين راه در ادامه سفر ترديد پيدا كند و در همان حالت ترديد مقدارى از راه را بپيمايد و سپس تصميم به ادامه سفربگيرد، چنانچه با قيمانده راه به اضافه راه بازگشت هشت فرسخ مىشود، شكسته بخواند و گرنه احتياط در جمع بين شكسته و تماماست.
6- اگر پنج فرسخ برود و ترديد پيدا كند، بعد يك فرسخ ديگر راه برود و سپس قصد مسافت كند و سه فرسخ ديگر راه برود، بنابراقوى بايد شكسته بخواند واحتياط مستحب جمع بين قصر وتمام است.
7- اگر در مسير راه و قبلاز انصراف از پيمودن مسافت شرعى، شكسته بخواند، بعداز
انصراف لازم نيست نماز را اعاده كند.
چهارم- عبور نكردن از وطن
مسافر نبايد از ابتداى سفر يا در ميان راه، قصد عبور از وطن يا اقامت ده روزه در محلّى قبلاز پيمودن هشت فرسخ را داشته باشد واگر چنين باشد بايد تمام بخواند زيرا اقامت ده روزه در محلّى و همچنين عبور از وطن، حكم سفر را ساقط مىگرداند.
دو مسأله:
1- كسى كه نمىداند آيا قبلاز هشت فرسخ از وطن خود مىگذرد يا نه؟ يا اينكه ده روز در جايى اقامت مىكند يا نه؟ بايد نمازشرا تمام بخواند.
2- كسى كه از آغاز سفر يا در ميان راه قصد عبور از وطن يا اقامت ده روزه در محلّى قبلاز پيمودن هشت فرسخ را داشته و يا اينكهمردّد بوده است ولى بعداً از اين قصد يا ترديد، بيرون شود، چنانچه با قيمانده راه به تنهايى يا با ضميمه بازگشت، مسافت كاملباشد، شكسته بخواند، امّا اگر چنين نباشد بلكه هر چند مجموع مسافت از اوّل سفر، هشت فرسخ باشد، از باب احتياط بايد بينشكسته وتمام جمع كند.
پنجم- مباح بودن سفر:
1- نبايد سفر، حرام يا به منظور ارتكاب عمل حرام باشد و گرنه بايد نماز را تمام بخواند. برخى از مثالهاى سفر حرام يا معصيتامور ذيل است:
الف- در صورتيكه خود سفر فىنفسه حرام باشد مانند سفرى كه براى انسان ضرر زيادى دارد، يا سفر فرزند با منع پدر و مادر، در صورتيكه مخالفت با آن دو باعث آزار آنها و موجب عاق كردن او شود، و يا سفرى كه به منظور فرار از جهاد صورت بگير (دچنانكه در باب جهاد به تفصيل بيان شده است.)
ب- در صورتيكه هدف از سفر، ارتكاب كار حرام باشد مثل كسى كه براى كشتن انسانى بىگناه، يا براى ارتكاب زنا، يا سرقت ويا دست يافتن ناحق به اموال مردم، يا براى آزار مردم ويا كمك كردن به ظالم، مسافرت كند.
ج- اگر سفر براى شكار از باب لهو و سرگرمى باشد (كه دراين صورت بايد تمام بخواند) امّا اگر شكار به منظور كسبروزى و امرار معاش يا براى تجارت باشد، موجب قصر مىشود. در شكار فرقى بين شكار دريائى و خشكى نيست.
2- سفر براى استراحت و تفريح و سرگرمى خود و خانواده اگر به منظور ارتكاب حرام
نباشد، مباح است و موجب شكستهخواندن نماز مىشود.
3- كسى كه سفرش، سفر حرام يا به منظور ارتكاب كار حرام نيست ولى در بين سفر، كار حرامى مرتكب شود مانند: غيبتكردن مؤمن، غصب اموال، بستن قرارداد تجارى حرام، مىگسارى، قمار، حضور در مجالس لودگى و هرزگى، ديدن فيلمهاى مبتذلو حرام و مانند آن كه هدف سفر نبوده است، نمازش را بايد شكسته بخواند هر چند با ارتكاب اين محرّمات، گناه كرده است و بايداستغفار كند.
4- اگر هدف اساسى سفرش ترك واجب باشد (مثل فرار از پرداخت بدهى در حاليكه طلبكار مطالبه مىكند و او هم قدرتپرداخت دارد) احوط جمع بين قصر وتمام است امّا اگر سفرش منجر به ترك واجب شود و از آغاز هدفش آن نبوده است، شكسته بخواند.
5- اگر خود سفر و هدف از آن مباح باشد ولى وسيله نقليّهاى كه با آن مسافرت مىكند (مانند ماشين، هواپيما، قطار يا اسبو قاطر و غيره) غصبى باشد، يا در بين سفر از راههاى غصبى استفاده كند، بنابر اقوى شكسته بخواند اگرچه احوط جمع بين قصرو تمام است.
6- كسى كه به همراه ظالم (چه حاكم باشد يا غير حاكم) مسافرت كند، چنانچه مضطرّ (ناگزير به اينسفر) باشد يا هدفش دفع ظلم يا تغيير اوضاع فاسد، يا جلوگيرى از مفاسد وانحرافات يا هدفهاى سالم و راجح ديگر باشد، شكسته بخواند امّا اگر مضطرّ نباشد و سفرش كمك به ظالم حساب شود، نمازش را تمام بخواند با قطع نظر از حقيقت سفر ظالم وهدف او و هر چند كه سفر حجّ هم باشد زيرا همراهى و مصاحبت ظالم معمولًا به معناى تأييد اوست.
7- امّا كسى كه در حال بازگشت از سفر معصيت است، چنانچه بعداز توبه از معصيت باشد بايد بين قصر و تمام جمع كند و اگرهنوز توبه نكرده است، وجوب تمام خواندن بعيد نيست اگرچه احتياط مستحب، جمع بين قصر و تمام مىباشد.
8- همانطور كه مباح بودن سفر، در ابتداى سفر شرط است، لازم است كه در طول سفر نيز استمرار داشته باشد. بنابراين اگر كسىسفرش در ابتدا مباح باشد ولى در حين سفر قصد معصيت كند بگونهاى كه سفرش، سفر حرام و معصيت شمرده شود، واجب است كهنماز را تمام بخواند.
امّا اگر در آغاز سفر، هدفش معصيت بوده ولى در ميان راه از نيّت معصيت منصرف شود، چنانچه باقيمانده سفر هر چند با اضافهراه بازگشت، به اندازه هشت فرسخ باشد، نماز را قصر كند و اگر چنين نباشد، احوط جمع بين قصر و تمام است اگرچه اقوى قصراست در صورتيكه مجموع راه، به اندازه مسافت شرعى باشد.
9- اگر هدف سفر، تلفيقى از طاعت و معصيت باشد (مانند كسى كه براى ديدار خويشاوندان و ارتكاب گناه مسافرتمىكند يا براى درس خواندن و ارتكاب حرام به مسافرت
مىرود) مسأله سه صورت پيدا مىكند:
الف- اينكه معصيت هدف اصلى امّا طاعت هدف فرعى باشد. دراين صورت بدون اشكال بايد تمام بخواند.
ب- طاعت هدف مستقل امّا معصيت هدفى جنبى باشد. دراين صورت احوط جمع بين قصر وتمام است.
ج- طاعت و معصيت هر دو هدف مشترك باشد بگونهاى كه اگر اجتماع هر دو نمىبود، به مسافرت نمىرفت، دراين صورت، وجوب تمام بعيد نيست اگرچه احوط جمع است.
ششم- از خانه بدوشان نباشد:
1- از كسانى نباشد كه محلّ معيّنى براى سكونت ندارند مانند صحرانشينان و چادرنشينان كه در جاى خاصى اقامت ندارند و درجستجوى علف و آب و چراگاه به اين جا و آنجا كوچ مىكنند وخانه بدوش هستند. اين افراد در همه مسافرتهاى خود هر چند مسافتطولانى هم داشته باشند، بايد نماز خود را تمام بخوانند زيرا سفر و مسافر به آنها صدق نمىكند و همچنين است سياحت گران وتوريستهايى كه براى خود وطن خاصى نداشته و در طول زندگى به سياحت مىپردازند.
2- اين نوع افراد اگر غير از جستجوى آب و علف و چراگاه، به منظور ديگرى مسافرت كنند مانند سفر حجّ و زيارت، و خانه وكالاهاىشان با خودشان نباشد (يعنى از وضعيّت معمولى زندگى كوچنشينى خود خارج شوند) بايد نماز خود را قصر كنند.
3- اگر يكى از صحرانشينان براى پيدا كردن منزل، يا در جستجوى آب و چراگاه سفر كند ومسافت هشت فرسخ را هم طى كند، چنانچه با خانه و وسايل خود سفر كرده بايد تمام بخواند واگر به تنهايى رفته شكسته بخواند واحتياط دراين كه هم شكسته وهم تمامبخواند، خوب است.
هفتم- شغل او مسافرت نباشد
كسى كه شغلش مسافرت است، در طول سفرهاى شغلى خود، نماز را تمام بخواند و روزه بگيرد حتّى موقعى كه در يكى از اينمسافرتها، از شغلش براى منافع شخصى خود استفاده كند مثل اينكه راننده، خانواده و اثاثيّه خود را از شهرى به شهر ديگرى منتقلكند.
برخى از نمونهها و مصداقهاى اين عنوان به قرار ذيل است:
1- رانندگان تاكسىها، اتوبوسها و كاميونها و كسانيكه آنان را دراين كار كمك و همراهى مىكنند.
2- رانندگان قطارها و گروههاى همكار آنان.
3- خلبانها و كمك خلبانهاى هواپيماها و تيمهاى پرواز از قبيل مهندسان، ونيروهاى حفاظتى كه به طور هميشگى پروازها راهمراهى مىكنند.
4- ملوانهاى كشتىها و گروه همراه آنها كه سفر هميشگى در روى كشتى، شغل آنان مىباشد.
5- راهنمايان توريستها، زائران و مسافران كه كار هميشگى آنان همراهى با آنهاست.
6- چوپانان، كرايهكاران، شتربانان و هيزمكشان و افراد مانند آنها.
7- تاجرانى كه تجارت خود را در حال گردش در شهرها و مناطق مختلف انجام مىدهند.
8- مأمورين ادارات دولتى كه كار آنها در مسافرت هميشگى است مانند مأمورين و حسابرسان مالياتى (كه كارشان هميشهدر حال سفر است) و مهندسان و كارگران راههاى بيرونى ومانند آنها.
جزئيات اين مسأله بشرح ذيل است:
1- معيار در تشخيص اينكه شغل او مسافرت مىباشد، عرف است. پس اگر در عرف صدق كند كه شغل او مسافرت است، واجباست تمام بخواند هر چند در سفر اوّل باشد، به شرط اين كه قبلاز آن در وطن خود يا شهر ديگرى ده روز اقامت نداشته باشد، ماننداين كه از سفرى كه در آن نماز را شكسته مىخوانده برگردد، سپس قبلاز گذشت ده روز از اقامت خود به مسافرت شغلى بپردازد كهدراين صورت بايد نماز را تمام بخواند.
2- حملهداران كاروانهاى حجّ و عمره و زيارت و سياحت كه در طول سال اين شغل را داشته باشند، تمام بخوانند امّا اگر درموسمهاى خاصى از سال مانند موسم حجّ يا تابستان، به اين شغل بپردازند، از باب احتياط بين قصر و تمام جمع كنند، مگر اين كه ازنظر عرف صدق كند كه حملهدارى شغلشان است، كه دراين صورت تمام بخوانند.
3- اگر كسى كه شغل او مسافرت است، به سفر خاصى برود كه ارتباطى به شغلش نداشته باشد مثل سفر حجّ و زيارت ياسياحت، نماز را شكسته بخواند مگر اينكه در ضمن شغلش اين هدفها را هم داشته باشد مانند رانندهاى كه ماشينش را براى سفر حجّبه اجاره داده و خودش هم براى حجّ مىرود، بايد تمام بخواند.
4- كسى كه تنها در فصلهاى معيّنى، شغلش مسافرت است، ظاهر اين است كه تمام خواندن بر او واجب است اگرچه احوط ايناست كه هم شكسته بخواند و هم تمام.
5- كسى كه كارش تردّد در مسافرتهاى كوتاه و كمتر از چهار فرسخ است مانند فروشنده دوره گرد يا راننده تاكسى كه در خطوطنزديك كار مىكند، از كسانى محسوب مىشود كه شغلش مسافرت است پس اگر اتّفاق افتاد كه در يكى از دفعات، مسافرت او طولانىشد و به مسافت قصر رسيد، او بايد بر تمام خواندن خود باقى بماند زيرا تا زمانى كه شغل او مسافرت است، فرقى بين سفر نزديكودور وجود ندارد.