بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 381

امام سلام مى‌دهد، او بلند شود براى ركعت اوّل ونماز خود را بدون‌نياز به اعاده تكبيرةالاحرام، ادامه بدهد و بدين وسيله از فضيلت و ثواب نماز جماعت نيز بهره‌مند خواهد شد.

5- و همچنين است اگر جماعت را در حالى درك كند كه امام در يكى از دو سجده ركعت اخير است پس تكبير بگويد و سجده كندو تشهّد بخواند سپس بعداز سلام امام، براى ادامه نماز بلند شود امّا آنچه انجام داده براى او يك ركعت محسوب نمى‌شود.

6- اگر به جماعت برسد در حاليكه امام در ركوع است و بترسد از اينكه اگر راه برود تابه صفّ برسد، امام را در حالت ركوع درك نكند، جايز است در جاى خود و روبه قبله، هر چند از جماعت دور باشد، تكبيربگويد، سپس ركوع كند و بعد در هر حالتى از حالات نماز باشد، راه برود و خود را به جماعت برساند و واجب نيست در موقع راه‌رفتن، پاهاى خود را به زمين بكشد بلكه مى‌تواند گامهايى بردارد به شرطى كه اين كار، صورت نماز را بهم نزند ودر هنگام راه رفتن ازقبله منحرف نشود.

7- اگر مشغول نماز مستحبّى باشد كه جماعت برپا شود و بترسد از اينكه اگر به نماز مستحب ادامه دهد، جماعت را درك نكند، جايز و بلكه مستحب است كه نماز مستحبى را قطع كرده و از اوّل جماعت شركت كند.

8- اگر به طور فرادى مشغول نماز واجب باشد و جماعت برپا شود، جايز است نماز خود را از واجب به نافله (اگر قبل‌ازركعت سوم بوده) تبديل كند و سپس نماز را بصورت دو ركعتى تمام نمايد و به جماعت بپيوندد و اگر براى تكميل دو ركعت نافله‌وقت ندارد جايز است بعداز تبديل نيّت از واجب به نافله، آن را قطع كند. اگرچه احتياط واجب آن است كه نماز را قطع نكند و با دوركعت تمام نمايد هر چند سبب شود كه قسمتى از جماعت فوت گردد.

صفوف جماعت‌

در تنظيم صفهاى جماعت، چهار چيز شرط است:

اوّل- اتّصال‌

جماعت بايد از صفوف به هم پيوسته و متّحد تشكيل شود نه از افراد پراكنده در گوشه و كنار ولذا شايسته است كه مأموم، پشت‌سر امام يا به يكى از دو طرف او بدون فاصله زياد، بايستديا اگر مأمومين زياد باشند، بايد به گونه‌اى باهم متّصل باشند كه همگى يا به طور مستقيم‌و يا بواسطه ديگرى از جلو يا از طرف راست و يا چپ به امام متّصل شوند.

و بنابر احوط قاعده كلّى در اتّصال بايد اينگونه باشد كه مسافت بين جاى ايستادن امام و جاى‌


صفحه 382

سجده مأموم يا بين جاى ايستادن‌مأموم جلوى و جاى سجده مأموم بعدى، نبايد بيشتر از يك قدم متعارف فاصله باشد و بلكه احوط اين است كه بين هر دو جاى‌ايستادن؛ بيشتر از حجم انسان در حال سجده، فاصله نباشد تا بدين ترتيب صفوف، فشرده و به هم پيوسته باشند زيرا با مراعات اين‌قاعده، جاى سجده شخص عقبى، بدون فاصله، پشت محل ايستادن شخص جلوى مى‌باشد.

برخى از فروع مسأله به شرح ذيل است:

1- اگر برخى از كسانيكه در دوطرف صفّ اوّل بگونه‌اى ايستاده باشند كه به خاطر طولانى بودن صفّ، نتوانند امام را مشاهده‌كنند، اشكال ندارد.

2- همچنين اشكالى ندارد اگر صف بعدى، طولانى‌تر از صف جلو باشد در صورتيكه از يكى از دوطرف، اتّصال به امام حفظ شود.

3- اگر صفهاى جماعت تا درب مسجد برسد، و برخى از نمازگزاران مقابل درب و متّصل‌به آخرين صفى كه داخل مسجد مى‌باشد بايستند، و دو طرف آنان نمازگزاران ديگرى بايستندو يك صف طولانى را تشكيل دهند. بنابر اقوى نماز همگى و نماز صفهاى ديگرى كه پشت سر آنان منعقد شده، صحيح است اگرچه‌احوط اين است كه به افرادى كه در دو طرف درب ايستاده‌اند، اقتدا نشود.

4- براى كسى كه پشت ستون عريضى كه بين او و امام يا صفهاى جلوى حايل گشته است، ايستاده باشد و به وسيله مأمومين ديگراز راست يا چپ به امام متّصل نباشد، اتّصال تحقّق نمى‌يابد.

5- مشاهده امام شرط صحّت جماعت نيست و همين كه مأموم هر چند بواسطه صفوف زياد به هم پيوسته به امام متّصل باشدكفايت مى‌كند.

6- اگر صف جلوى، به علّت اينكه مثلًا نمازشان قصر بوده، قبل‌از آنكه جماعت به پايان برسد، نماز خود را تمام كنند و در جاى‌خود بنشينند، استمرار جماعت براى كسانيكه پشت سر آنان ايستاده‌اند مشكل است و بايد نماز خود را فرادى بخوانند امّا اگر افرادصف جلوى فوراً بايستند و با نماز ديگر در جماعت شركت كنند، استمرار جماعت براى صفهاى عقبى، بعيد نيست.

7- تأخير صف جلوى در گفتن تكبيرةالاحرام، در صورتيكه در حال آمادگى و مهيا شدن براى نماز باشند، نسبت به كسانيكه‌پشت سر آنها هستند، ضررى ندارد، پس دراين حالت صحيح است كسانيكه در صفهاى بعدى هستند تكبير بگويند قبل‌از آنكه افرادصف جلو تكبير گفته باشند ولى احتياط مستحب اين است كه انتظار بكشند تا صف جلوى تكبير بگويد.

8- اگر طفل مميز حلقه اتّصال براى برخى از مأمومين باشد، ضررى ندارد در صورتيكه علم‌به بطلان نماز او نداشته باشند ولى اگر اين طفل مظنون به عدم رعايت احكام شرعى مربوط به نماز


صفحه 383

و مقدّمات آن باشد، احوط اين است كه دراين صورت درباره صحّت نماز او اطمينان حاصل شود.

دوّم- نبودن حايل‌

شرط دوّم اين است كه بين امام و مأموم يا بين مأموم و مأمومين ديگرى كه به امام متّصل هستند، حايلى كه فاصله شود و مانع ازمشاهده گردد، وجود نداشته باشد. البتّه اين شرط در صورتى است كه مأموم مرد باشد يا زنى باشد كه به امامت زنى ديگر نمازمى‌خواند امّا وجود حايل بين مأموم زن و امام مرد اشكال ندارد بشرطى كه زن بتواند در افعال نماز از امام متابعت كند.

جزئيات مسأله بدين شرح است:

1- فرق ندارد كه حايل، ديوار باشد يا پرده‌اى از پارچه و غير آن بلكه حتّى اگر گروهى از مردم غير نمازگزار بعنوان يك پوشش‌انسانى بين او و امام فاصله شوند، حايل محسوب مى‌شود.

2- حايل كوتاهى كه در هنگام ايستادن و نشستن مانع از مشاهده نمى‌شود اشكال ندارد.

3- اقوى اين است كه حايل شيشه‌اى هم وجود نداشته باشد هر چند پشت آن مشاهده مى‌شود زيرا عرف آن را حايل و مانع مى‌داند.

4- اگر در بين نماز، حايل نصب شود بنابر نظر اقوى، جماعت كسانيكه پشت حايل قرار دارند باطل مى‌شود و نماز آنان به فرادى‌تبديل مى‌گردد مگر اينكه آن حايل بعداز نصب، بسيار زود برداشته شود.

سوّم- جلوتر نبودن از امام‌

شرط ديگر اين است كه جاى ايستادن مأموم از جاى ايستادن امام جلوتر نباشد بلكه شايسته است مأموم اگر يك نفر باشد درطرف راست امام و اندكى عقب‌تر از او بايستد و اگر بيش از يك نفر باشند، پشت سر امام، صف تشكيل بدهند. پس اگر نمازگزار ازاوّل نماز جلوتر از امام بايستد يا در بين نماز از امام جلو شود، نمازش به عنوان جماعت باطل مى‌شود. ايستادن مأموم برابر با امام‌جايز است، اگرچه احوط اين است كه عقب‌تر از امام بايستد.

اگر مأموم در بين نماز از روى سهو يا جهل يا اضطرار، از امام جلو شد، نماز او فرادى مى‌شود و نمى‌تواند دوباره به جماعت‌بپيوندد مگر اينكه فوراً و بدون فاصله قابل توجّهى به جماعت بازگردد كه دراين صورت بقا بر جماعت بعيد نيست.

چهارم- بلندتر نبودن جاى امام‌

1- شرط ديگر اين است كه جاى ايستادن امام بايد از جاى مأموم به طور عمودى (مانند


صفحه 384

ساختمانها) بلندتر نباشد واگر مقدار خيلى كم، به اندازه كمتر از يك وجب (كمتر از 20 سانت) بلند باشد اشكال ندارد.

2- نيز اگر زمين سراشيبى داشته باشد و امام در طرفى كه بلندتر است بايستد، در صورتيكه سراشيبى آن تدريجى باشد و بگونه‌اى‌زياد نباشد كه با مسطح بودن زمين در عرف منافات پيدا كند، اشكال ندارد.

3- امّا بلندتر بودن جاى ايستادن مأموم نسبت به جاى امام اشكال ندارد مثل بام منزل و مغازه بگونه‌اى كه با وحدت جماعت‌منافات پيدا نكند.

4- ولى ارتفاع خيلى زياد مثل نماز گزاردن در قلّه بلند و اقتدا كردن به امامى كه در درّه نماز مى‌خواند، يا نماز خواندن درساختمان خيلى بلند و اقتدا كردن به امامى كه در سطح زمين نماز مى‌خواند، بنابر احتياط بايد از آن اجتناب شود.

احكام جماعت‌

اوّل- قرائت‌

مأموم بايد همه اجزاى نماز اعمّ از افعال و اقوال را در جماعت بجا آورد مگر قرائت حمد وسوره در دوركعت اوّل را كه امام به‌نيابت از مأموم مى‌خواند. اين در صورتى است كه مأموم ركعت اوّل و دوّم خود را با ركعت اوّل يا دوّم امام بجا آورد امّا اگر اين دوركعت را با ركعت سوّم يا چهارم امام بجا آورد، بر مأموم واجب است كه حمد و سوره را خود قرائت كند.

جزئيات مسأله بشرح ذيل است:

1- بر مأموم واجب است قرائت را در دوركعت اوّل و دوّم نمازهايى كه با صداى بلند خوانده مى‌شود (مانند صبح و مغرب وعشا) ترك كند در صورتيكه صداى امام را هر چند غير واضح بشنود امّا اگر صداى امام را به طور كلّى حتّى همهمه آن را نشنودمستحب است حمد و سوره رابه طور آهسته بخواند.

2- امّا در نمازهايى كه با صداى آهسته خوانده مى‌شود (ظهر و عصر)، احتياط مستحبّ آن است كه قرائت را ترك‌كند و مستحب است كه در آن هنگام به ذكر خدا و صلوات بر پيامبر

و آل اوعليهم السلام مشغول شود.

3- امّا در دو ركعت سوم و چهارم، قرائت يا تسبيحات از مأموم ساقط نمى‌شود بلكه بر مأموم واجب است همچون حالت فرادى، قرائت يا تسبيحات را بجا آورد واحوط در نمازهايى كه با صداى بلند خوانده مى‌شود مانند عشا اين است كه دراين دو ركعت تسبيحات‌را بخواند و همچنين است ساير ذكرهاى واجب ومستحب نماز.


صفحه 385

4- اگر از روى سهو يا به گمان اينكه صدايى را كه مى‌شنود، صداى امام نيست، فاتحه و سوره را قرائت كند امّا بعد روشن شود كه‌آن صدا، صداى امام بوده است، نمازش باطل نمى‌شود.

5- واجب است حمد و سوره در جماعت، با صداى آهسته خوانده شود اگرچه در نمازى باشد كه با صداى بلند خوانده مى‌شود، چه قرائت مستحبّ باشد (مانند دو ركعت اوّل در صورت نشنيدن صداى امام) يا واجب باشد (مثل اينكه يك‌ركعت يا دو ركعت از امام عقب باشد). و اگر مأموم از روى جهل يا فراموشى با صداى بلند بخواند، نمازش باطل نمى‌شود.

دوّم- متابعت در افعال از امام‌

جايز نيست مأموم در افعال نماز از امام پيشى بگيرد يا خيلى زياد عقب بماند بگونه‌اى كه هيئت و صورت جماعت از بين برودبلكه واجب است از امام متابعت نمايد و متابعت، وقتى تحقّق مى‌يابد كه عمل را مقارن و همزمان با امام و يا كمى بعدتر از امام‌انجام دهد.

جزئيات مسأله بشرح ذيل بيان مى‌شود:

1- اظهر اين است كه متابعت از امام شرط صحّت جماعت است. پس اگر بر امام پيشى بگيرد يا آنقدر عقب بماند كه صورت‌جماعت از بين برود، جماعت باطل، امّا نمازش ان شاء اللَّه صحيح است.

2- اگر مأموم از روى سهو يا به گمان اينكه امام سر برداشته است، قبل‌از امام سر از سجده يا ركوع بردارد، واجب است بازگشته واز امام متابعت كند در صورتيكه امام همچنان در ركوع يا سجده باشد، و دراين صورت نماز مأموم صحيح است.

3- اگر قبل‌از امام سر از ركوع يا سجده بردارد و سپس به متابعت از امام برگردد ولى قبل‌از آنكه مأموم به حدّ ركوع يا سجده برسد، امام سر از سجده يا ركوع بردارد، ظاهر اين است كه نمازش صحيح است ولى احتياط مستحبّى مقتضى است كه نماز را بعداز اتمام، اعاده نمايد.

4- اگر دراين حالت از روى سهو يا به گمان اينكه به امام نمى‌رسد، به متابعت از امام بازنگردد، نمازش صحيح بوده و اعاده‌واجب نيست.

5- اگر از روى عمد، قبل‌از امام سر از ركوع يا سجده بردارد جايز نيست به متابعت از امام بازگردد بلكه بايد منتظر امام بماند واگر در همين فرض، متابعت كرده و به ركوع يا سجده بازگردد، بنابر احتياط واجب نماز را تمام و سپس اعاده نمايد مگر اينكه اين‌حالت در يك سجده اتّفاق افتاده باشد و بازگشت به آن هم از روى سهو باشد.

6- اگر سر از سجده بردارد و ببيند كه امام در سجده است، پس به خيال اينكه امام هنوز در سجده اوّل است، به قصد متابعت ازامام به سجده برگردد ولى روشن شود كه امام در سجده دوّم‌


صفحه 386

بوده است، براى نمازگزار، سجده اوّل حساب مى‌شود ولى اگر تصوّر كند كه‌سجده دوّم امام است، پس دوباره به قصد سجده دوّم سجده كند ولى روشن شود كه سجده اوّل امام بوده است، براى او سجده دوّم‌حساب مى‌شود امّا بايد قصد انفراد از جماعت كند و نمازش صحيح است ولى بنابر احتياط واجب بايد نماز را با جماعت به پايان‌برساند و سپس در هر دو صورت اعاده نمايد.

7- اگر از روى عمد قبل‌از امام، ركوع يا سجده كند جايز نيست به متابعت از امام بازگردد زيرا به زياد شدن عمدى منجر مى‌شودامّا اگر از روى سهو باشد، متابعت كردن واجب است يعنى به حالت ايستاده يا نشسته بازگردد و سپس با امام به ركوع يا سجده برود واگر دراين‌جا متابعت را از روى عمد يا سهو ترك كند، نمازش باطل نمى‌شود.

8- اگر امام سهو كند، جايز نيست مأموم در سهو هم از امام متابعت كند مثل اينكه امام از روى اشتباه در ركعتى كه قنوت ندارد، قنوت بخواند يا در ركعتى كه تشهّد ندارد، تشهّد بخواند، دراين موارد نبايد مأموم از امام تبعيّت كند ولى نبايد براى انجام عمل بعدى‌بر امام پيشى بگيرد يعنى قبل‌از ركوع امام ركوع نكند و قبل‌از امام، نايستد تا اينكه امام قنوت يا تشهّد اشتباهى خود را تكميل كند، بعد بقيّه نماز را با امام بخواند مگر اينكه نيّت فرادى كند كه دراين صورت جايز است از امام پيشى بگيرد يا عقب بماند.

9- اگر مأموم به ركوع رود بعد ببيند كه امام در غير محل قنوت، قنوت مى‌خواند، بر مأموم لازم است كه به حالت قيام بازگرددولى با امام قنوت نخواند.

سوم- متابعت در اقوال از امام‌

در اقوال يعنى قرائت‌ها، ذكرها وتسبيحات، لازم نيست كه مأموم‌از امام متابعت كند، چه در آن اقوالى كه گفتن آنها واجب است‌يا مستحب، مأموم آنها را از امام بشنود يا نشنود. پس واجب نيست مأموم آنها را بعداز امام يا همزمان با امام بخواند اگرچه بنابراحتياط مستحب، كمى از امام بعدتر بخواند مخصوصاً در سلام دادن.

فروع مسأله به ترتيب زير بيان مى‌شود:

1- از حكمى كه گفته شد، تكبيرةالاحرام استثنا شده است زيرا دراين تكبير، جلو افتادن از امام جايز نيست بلكه احتياط اين‌است كه مأموم بعداز امام، تكبيرةالاحرام را تلفّظ كند.

2- اگر مأموم، از روى سهو يا عمد، قبل‌از امام سلام بدهد، نمازش باطل نمى‌شود و واجب نيست بعداز امام سلام را اعاده كند.

3- اگر مأموم، از روى سهو يا به گمان اين كه امام تكبير گفته است، قبل‌از امام تكبيرةالاحرام را بگويد، مى‌تواند آن‌تكبيرةالاحرام را شكسته و بعداز امام براى جماعت از نو


صفحه 387

تكبير بگويد و هم مى‌تواند نمازش را فرادى به اتمام رساند. البتّه بهتر اين‌است كه نيّتش را به نافله تغيير دهد و با دو ركعت تمام كند و سپس تكبيرةالاحرام گفته، به جماعت بپيوندد.

4- واجب نيست مأموم به ذكرهاى امام در ركوع و سجده و غيره، از نظر كميّت و تعداد و از نظر كيفيّت و محتوا ملتزم باشد يعنى‌جايز است كه مأموم غير از ذكرهاى امام، ذكر ديگرى بگويد يا بيشتر و يا كمتر از ذكر امام بگويد يا ذكرهايى را بگويد كه امام آنها راترك مى‌كند مثل تكبير قبل‌از ركوع و قبل‌از سجده و عبارت «سمع اللَّه لمن حمده» و غيره.

چهارم- عقب ماندن از جماعت‌

اگر از اول جماعت عقب بماند و در ركعت دوّم، يا سوم و يا چهارم به جماعت برسد، تكبيرةالاحرام بگويد و به جماعت ملحق‌شود و آن را ركعت اوّل خود قرار دهد، سپس از جماعت، متابعت كند تا موقعى كه امام سلام مى‌دهد، بعد باقيمانده ركعتهاى خود رابه طور فرادى تكميل كند. فروع مسأله به ترتيب زير بيان مى‌گردد:

1- اگر ركعت اوّل يا دوّم مأموم با ركعت سوم يا چهارم امام، مصادف شود، واجب است كه مأموم حمد و سوره را بخواند و اگربترسد كه به علّت خواندن حمد و سوره از جماعت به اندازه‌اى عقب بيفتد كه صورت جماعت از بين برود، مى‌تواند تنها به قرائت‌حمد اكتفا كند.

2- اگر به قرائت حمد هم نمى‌رسد، احوط اين است كه حمد را بخواند و بعد به امام ملحق شود در صورتيكه خيلى زياد عقب‌نماند بگونه‌اى كه از هيئت جماعت خارج شود، امّا اگر خيلى زياد عقب بماند احوط اين است كه قصد فرادى كند ونماز را تكميل‌نمايد يا اينكه نماز را با جماعت تمام كند و سپس اعاده نمايد.

3- اگر قبل‌از ركوع امام در ركعت سوم يا چهارم، به جماعت ملحق شود واجب است حمد وسوره را بخواند امّا اگر وقت كافى‌نباشد به قرائت حمد اكتفا كند و اگر بداند كه در صورت پيوستن به جماعت، امام به او حتّى براى قرائت تنها حمد هم مهلت‌نمى‌دهد، صبر كند تا امام به ركوع رود و در ركوع به امام بپيوندد و دراين صورت قرائت بر او واجب نيست.

4- اگر در جماعت شركت كند ولى نداند كه امام در دو ركعت اوّل است يا در دو ركعت اخير، حمد و سوره را به قصد قربت‌بخواند.

5- اگر در جماعت شركت كند و خيال نمايد كه امام در ركعت اوّل يا دوّم است ولذا حمد وسوره را نخواند بعد بفهمد كه امام دريكى از دو ركعت سوم يا چهارم بوده است، چنانچه قبل‌از ركوع باشد، حمد و سوره يا تنها حمد را بخواند و به امام ملحق شود امّا اگربعداز ركوع بفهمد، چيزى بر او نيست و نمازش صحيح است.


صفحه 388

6- امّا اگر عكس حالت قبلى پيش بيايد يعنى به تصوّر اينكه امام در يكى از دو ركعت سوم يا چهارم است حمد و سوره را بخواندبعد متوجّه شود كه امام در ركعت اوّل يا دوّم بوده است، اشكال ندارد و اگر در بين قرائت متوجّه شود، واجب نيست قرائت را تكميل‌نمايد.

7- اگر امام براى تشهّد ركعت دوّم بنشيند و مأموم در ركعت اوّل باشد بنابر احوط نبايد به طور كامل بنشيند بلكه انگشتان دست وسينه پا را به زمين بگذارد وزانوها را بلند نگهدارد و صبر كند تا امام سلام نماز را بگويد بعد برخيزد و در ذكرهاى تشهّد از امام‌متابعت كند.

8- اگر مأموم به قرائت ادامه بدهد به گمان اينكه براى خواندن فرصت دارد، يا از روى عمد چنين كند يا از روى عمد قنوت بخواندبا علم به اينكه به ركوع امام نمى‌رسد و واقعاً هم ركوع امام را درك نكند، ظاهر اين است كه نمازش باطل نمى‌شود بشرطى كه عقب‌ماندن او از امام، از نظر عرف، باعث بهم خوردن صورت جماعت نشود.

9- اگر مأموم يك ركعت از امام جماعت عقب باشد، واجب است در ركعت دوّم خود (كه ركعت سوم امام است) ازامام عقب بماند و تشهّد بخواند و سپس در قيام يا ركوع به امام ملحق شود، البتّه با خواندن- حتّى يك مرتبه- تسبيحات اربعه.

شرايط امام جماعت‌

1- در امام جماعت لازم است شرايط ذيل وجود داشته باشد:

الف- بلوغ بنابر احوط. در بعضى از روايات آمده است كه امامت نوجوان قبل از آنكه به سنّ احتلام برسد، صحيح است.

ب- عقل.

ج- ايمان.

د- عدالت.

ه- حلال زاده بودن.

و- مرد بودن (در صورتيكه مأمومين يا بعضى از آنان مرد باشد.)

ز- امام از كسانى نباشد كه نشسته يا خوابيده نماز مى‌خواند براى كسانيكه ايستاده نماز مى‌گزارند و همچنين بنابر احوط از كسانى‌نباشد كه خوابيده نماز مى‌خواند براى كسانى كه نشسته نماز مى‌گزارند.

ح- امّا كسى كه قرائت را خوب ادا نمى‌كند، يعنى نمى‌تواند برخى از حروف را درست از مخرج آن ادا كند يا حرفى را به حرفى‌ديگر تبديل مى‌كند يا حذف مى‌كند، چنانچه قرائت او طورى باشد كه در عرف مؤمنين از مسمّاى سوره و آيه قرآن خارج نشود، امامت او اشكال‌