روزه در قرآن واحاديث
قرآن كريم:
1-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[1].
«اى كسانيكه ايمان آوردهايد روزه بر شما واجب شده است، همچنانكه بر كسانى كه پيش از شما بودهاند واجب شده بود، تاپرهيزكار شويد.»
رهنمودى از آيه:
روزه عبادتى واجب و مقرّر بر مؤمنان دراين زمان است همانگونه كه بر گذشتگان در زمانهاى پيشين نيز واجب بوده است. روزهيكى از پايههاى دين ونشانههاى ايمان است.
هدف از واجب شدن روزه، پرورش روحيّه تقوا و پرهيزكارى است، نه تنها از راه تمرين براى خوددارى از شهوتهاى حلال تامحافظت نفس در برابر حرام آسان شود، بلكه از اين جهت كه موجب تقرّب انسان به سوى خدا بوده و باعث زياد شدن تقوا مىگردد، همچنانكه برنامههاى عبادى ديگر مانند: حجّ، نماز و به طور كلّى عبادت تقوا را زياد مىسازد.
خداوند سبحان مىفرمايد:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[2].
«اى مردم! پروردگارتان را كه شما و پيشينيان را آفريده است، بپرستيد، تا پرهيزكار شويد.»
از آيه قبل چنين استفاده مىشود كه اصل روزه واجب است، و روزه گرفتن در ماه رمضان واجب ديگرى است.
2-أَيَّاماً مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِن أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُمِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُوا خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ[3].
« (روزهدارى) روزهايى معدودى است، و هر كس از شما بيمار يا مسافر باشد تعدادى از روزهاى
[1]سوره بقره، آيه 183.
[2]همان، آيه 21.
[3]همان، آيه 184.
ديگر را (روزهبگيرد) و بر كسانى كه روزه براى آنها طاقت فرساست لازم است كفاره بدهند: مسكينى را اطعام كنند، و هركس به دلخواه خود خيرى (افزون) انجام دهد، براى او بهتر است، و اگر بدانيد روزه گرفتن براى شما بهتر است.»
رهنمودى از آيه: روزهاى روزه واجب داراى شماره معينى است كه كم وزياد نمىشود وآن يك ماه كامل است، پس كسى كه درماه مبارك رمضان بتواند روزه بگيرد، بايد روزه آن زمان را بجا آورد و اگر كسى به خاطر مسافرت ويا بيمارى نتواند در ماه رمضانروزه بگيرد بايد در ماه ديگر بعنوان قضا، روزه بگيرد وجملهفَعِدَّةٌ مِن أَيَّامٍ أُخَرَ: «بايدروزهاى ديگر را بجاى آن روزه بگيرند.» اين را روشن مىكند كه در روزهاى ماه ديگر، غير از ماه رمضان فقط تعداد منظوراست، نه پى در پى بودن، آن گونه كه در ماه رمضان لازم است، و همين تعبير به ما نشان مىدهد، هر روزى كه از ماه رمضان كم شودبا يك روز ديگر در ماهى ديگر كامل مىگردد.
امّا شرطهاى واجب شدن روزه، سه چيز است:
1- حضور در وطن يعنى انسان در مسافرت نباشد.
2- سلامتى.
3- توانايى.
پس اگر روزه گرفتن براى كسى مشقّت زياد داشته و طاقت فرسا باشد، مانند افراد سالمند، جايز است كه به جاى هر روزى ازروزه، يك فقير گرسنه را سير كند وبهتر است كه بيشتر از آن طعام بدهد.
3-شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُوَمَن كَانَ مَرِيضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّن أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَاهَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ[1].
« (ايّام روزه) ماه رمضان است، ماهى كه قرآن، براى راهنمايى مردم، ونشانههاى هدايت، و فرق ميان حقّ و باطل، در آن نازل شده است. پس هركس از شما در ماه رمضان در حضر باشد روزه بگيرد، و هركس كه بيمار يا در سفر باشد بايد تعدادى ازروزهاى ديگرى را (روزه بگيرد). خداوند براى شما آسانى مىخواهد و دشوارى نمىخواهد، تا سرانجام شمار (روزهاىروزه) را كامل كنيد، و خداوند را بر اين كه شما را هدايت كرده بزرگ بشماريد؛ باشد كه شكرگزارى كنيد.»
رهنمودى از آيه: چرا روزه در ماه رمضان واجب شده است؟
براى اينكه ماه رمضان ماه، قرآن است، وقرآن كتاب خداست كه انسان را به سوى حقايق
[1]سوره بقره، آيه 185.
و به صراط راست، رهنمايى مىنمايد وهمچنين كتابى است كه داراى دليلهاى روشن براى توضيح برخى از حقايق كه مردم به آنها نياز دارند، علاوه بر آن ميزانى است براىتشخيص حقّ از باطل (فرقان).
زمانى كه مؤمن در ماه رمضان روزه مىگيرد، در حقيقت آمادگى پيدا مىكند تا هدايت قرآن وبيّنات و فرقان آن را قبول كند. مگرنه اين است كه روزه باعث رشد تقوا شده، خشوع را افزايش داده و موجب آرامش دلها مىگردد؟
از اوّلين روزى كه هلال، رؤيت شد و انسان حاضر و مقيم بود، واجب است كه از مبطلات روزه اجتناب كند، پس كسى كه درسفر نباشد بايد روزه بگيرد، امّا مسافر و بيمار بايد در روزهاى ديگر و به تعداد روزهايى كه از ماه رمضان فوت شده است، روزهبگيرد.
خداوند روزه را از مسافر و بيمار ساقط كرده است تا كار آنان سهل و آسان شود، ولى در زمان ديگر، روزه قضاى رمضان را واجبكرده است تا تعداد روزهاى يك ماه كامل گردد.
روزه بخصوص در ماه رمضان از شعاير الهى است كه بواسطه آن مسلمانان خدايشان را بزرگ شمرده و تعظيم مىكنند. مگر نه ايناست كه خداوند مسلمانان را به سوى حقّ هدايت كرده، وآشكار نمودن اين حق در ضمن عبادات داراى فوايد بسيارى مىباشد؟
وآنگهى بايد دانست كه روزهدارى، نوعى شكرگزارى است، زيرا هنگامى كه روزهدار خود را به خاطر تسليم به فرمان الهى، ازشهوات و اميال غريزى باز مىدارد، با اين عمل خدا را شكر مىگزارد.
فوايد بسيارى كه از روزه سرچشمه مىگيرد، موجب مىشود كه بنده شكر پروردگارش رابجا آورد، آن پروردگارى كه روزه را بر او واجب كرده وفوايد بسيارى را براى روزهدار در دنيا وآخرت بخشيده است.
4-وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْيَرْشُدُونَ[1].
«هنگامى كه بندگانم از تو درباره من سؤال كنند (بگو:) من نزديكم؛ و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا مىخوانداجابت مىكنم، پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.»
رهنمودى از آيه: ماه رمضان، ماه نيايش است و شب قدر در ماه رمضان مىباشد، لذا در آن شب هر كار استوارى به امرخداوند، معيّن و فيصله مىيابد و خداوند چون نزديك است، مىتوان با او مناجات كرد و اوست كه اجابت مىكند مناجاتدعوتكننده را، در صورتيكه
[1]سوره بقره، آيه 186.
واقعاًاو را بخواند و ميان خود و خدايش حجاب غفلت، اوهام و گناهان را قرار ندهد. شرط استجابت دعا اين است كه مؤمن، خدايش رااجابت كند و آن كسى را كه خدا امر به اطاعت او نموده است، اطاعت كند. آنجاست كه خداوند مىفرمايد:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا للَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ ...[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مىخواند كه شما را حياتمىبخشد.»
نتيجه اجابت خداوند و فرمانبرى از اولياى خدا و دعا نمودن اين است كه سبب رشد و بلوغ معنوى انسان شده و به فضل خداوندرحمان به آرمانهاى والاى مشروع خود مىرسد.
5-أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتَانُونَأَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِالْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُآيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ[2].
«آميزش جنسى با همسرانتان در شبهاى روزه براى شما حلال شد، آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها (هر دو زينت هم وسبب حفظ يكديگريد). خداوند مىدانست كه شما به خود خيانت مىكرديد (و اين كار ممنوع را انجام مىداديد)؛ پستوبه شما را پذيرفت و شما را بخشيد. اينك با آنها آميزش كنيد، و آنچه را خدا براى شما مقرّر داشته، طلب نماييد. و بخوريد و بياشاميد تارشته سپيد (صبح) از رشته سياه (شب) براى شما آشكار گردد؛ سپس روزه را تا شب به پايان بريد. وهنگامى كه درمساجد معتكف هستيد با آنان (همسران) آميزش نكنيد. اين حدود (احكام) الهى است؛ پس به آنها نزديك نشويد، بدينسان خداوند آياتش را براى مردم روشن مىسازد، باشد كه تقوى پيشه كنند.»
رهنمودى از آيه: مبطلات اساسى روزه سه چيز است:
1- آميزش با زنان.
2- خوردن.
3- آشاميدن.
حدّ روزه اجتناب از اين سه چيز از طلوع فجر تا هنگام شب است، امّا در شب مباشرت با زنان حرام نيست همچنانكه خوردن وآشاميدن حلال است، البتّه در آغاز عصر اسلام مباشرت
[1]سوره انفال، آيه 24.
[2]سوره بقره، آيه 187.
با زنان در شبهاى ماه رمضان حرام بوده و چون شدّت شهوت بعضى از مردمباعث مىشد كه در شب روزهدارى با همسران خود آميزش كنند، خداوند براى بندگان خود اين موضوع را تخفيف داده ونزديكى باهمسران را در شب ماه رمضان حلال نمود.
هدف از آميزش با همسران به وجود آوردن نسل انسان است بنابر آنچه خداوند مقدّر كرده است، چه پسر باشد يا دختر.
منظور از رشته سفيدى كه هنگام طلوع فجر، افق را دربرمىگيرد، بيان حدّ اوّل روزه بوده، وحدّ دوّم آن بنابر نظر بعضى از مفسّرانهنگامى است كه خورشيد غروب كند و سرخى آن برطرف شود، امّا بنا به نظر بعضى از مفسّران ديگر هنگام شب، موقع غروبخورشيد است.
و همچنين قرآن از مباشرت با زنان در هنگام اعتكاف در مساجد نهى نموده است، و هر يك از اين احكام بعنوان مرزهاى الهىشناخته شده است كه نبايد به آنها نزديك گرديد، و بيان مرزهاى الهى براى آن است كه راه و روش تقوا مشخّص شود.
حديث شريف:
1- از حضرت امام صادقعليه السلام روايت شده است كه فرمود:
«براى هر چيز زكاتى و زكات بدنها روزه گرفتن است.»[1]
2- حضرت امام صادقعليه السلام روايت كرده است از پدرش، از جدّش رسول خداصلى الله عليه وآله كه فرمود:
«هركه ماه رمضان را روزه بگيرد و شهوت و زبانش را حفظ كند و از آزار مردم خوددارى نمايد، خداوند گناهانش رامىآمرزد، آنچه در گذشته و آينده خواهد بود، و او را از آتش دوزخ نجات داده و در قرارگاه (بهشت و نعمت) جاى مىدهدونيز شفاعت او را درباره گناهكاران اهل توحيد اگرچه به اندازه ريگ بيابان هم باشند قبول مىنمايد.»[2]
3- و نيز از امام رضاعليه السلام روايت شده است كه فرمود:
«همانا مردم به روزه گرفتن دستور داده شدهاند تا درد گرسنگى و تشنگى را بشناسند و به فقر آخرت آشنا گردند، و براى اينكهروزهدار فروتن باشد و خود را در برابر خداوند خوار و نادار بداند و از سوى خداوند مستحقّ پاداش و اجر و با معرفت باشد، و بر آنچهاز گرسنگى و تشنگى احساس مىكند شكيبا باشد تا سزاوار ثواب گردد و علاوه بر آن خود را از شهوتها بازدارد.
و اين امر براى او در دنيا پند دهنده بوده و او را بر انجام وظايفش وادار نموده وراهنماى او
[1]وسائل الشيعه، ج 4، باب 1، ابواب وجوب الصوم ونيّته، ص 3، ح 2.
[2]همان، باب 1، ابواب احكام شهر رمضان، ص 174، حديث 8.
در آخرت (به سوى بهشت) باشد.»[1]
4- دراين باره از حضرت علىعليه السلام روايت شده است كه فرمود:
«از دنياى شما سه چيز را دوست دارم: روزه گرفتن در تابستان، گرامى داشتن مهمان و شمشير زدن در راه خدا.»
5- روايت شده است كه پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله فرمود:
«اگر مىدانستيد كه براى شما در ماه رمضان چه فايدههايى است خدا را زيادتر شكر مىكرديد.»[2]
6- امام صادقعليه السلام فرمود:
«كسى كه روزه يك روز از ماه رمضان را بخورد روح ايمان از او بيرون مىرود.»[3]
7- بريد عجلى گويد: از امام باقرعليه السلام سؤال شد درباره مردى كه گواهان شهادت دادند كه او سه روز از ماه رمضان را روزه خوردهاست، امام فرمود:
«از او سؤال شود آيا در روزه خوردنت گناهى بر تو هست؟ اگر گويد: نه. پس بر امام لازم است او را به قتل رساند. و اگرگويد: آرى، بر امام لازم است او را به عنوان تأديب عقوبت كند.»[4]
8- سماعه از امامعليه السلام درباره مردى سؤال نمود كه در ماه رمضان دستگير گرديد كه سه روز روزه خورده و سه بار نيز به نزد حاكمشرع برده شده بود؟ امام فرمود:
«در مرتبه سوم كشته مىشود.»[5]
احكام روزه
روزه چيست؟
به روزه در عربى «صوم» گفته شود و «صوم» در لغت به معناى خوددارى وبازدارى و ترك است. پس كسىكه از چيزى خوددارى كند و از آن خود را بازدارد، همانا «صائم» است، و به اين معنا دلالت دارد سخن خداوند در آيه 26 سوره مريم:... إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَانِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيّاً.
[1]وسائل الشيعه، ج 4، باب 1، ابواب احكام شهر رمضان، ص 4، حديث 5.
[2]همان، باب 1، ص 174، حديث 9.
[3]همان، باب 1، ص 176، حديث 12.
[4]همان، باب 2، ص 178، حديث 1.
[5]همان، باب 2، ص 179، حديث 2.
«... من براى خدا نذر كردهام كه روزه بدارم، پس امروز با هيچ انسانى سخن نخواهم گفت.» (دراين آيه روزه بهمعناى خوددارى از سخن گفتن آمده است).
امّا در شريعت منظور از روزه، امساك و خوددارى از چيزهاى مخصوص است كه شرع از آنها نهى كرده است، مانند: خوردن، آشاميدن و آميزش نمودن، در زمان خاصّ و با شرايط ويژه، مشروط به اينكه اين امساك با نيّت تقرّب به خدا و فرمانبرى او باشد.
روزه در ماه مبارك رمضان از بهترين عبادتهاست و آن پايهاى از پايههاى دين است و وجوب آن از (ضروريات دين) شمرده مىشود، و منكر وجوب آن از دين خارج مىگردد، همچنانكه منكر نماز، زكات و حجّ از دين خارج مىشود، واهمّيت آن درحديث شريف چنين بيان گرديده است:
«بُنِي الإسلام على خمس: شهادة أن لاإله إلّا اللَّهُ وأنّ محمّداً عبدُهُ ورسوله، وإقام الصلاة، وإيتاء الزكاة، وحجّ البيت، وصيام شهررمضان»[1].
«اسلام بر پنج پايه بنا نهاده شده است: گواهى بر اينكه نيست خدايى مگر اللَّه، و اينكه حضرت محمّدصلى الله عليه وآله بنده و رسولخداست، برپا نمودن نماز، پرداخت نمودن زكات، انجام دادن حجّ خانه خدا و روزه گرفتن در ماه رمضان».
فقهاهم فتوى دادهاند كه هركسى منكر وجوب «روزه» باشد، مرتدّ و از دين خارج بوده و قتل او واجب است، زيراانكار روزه، بر مىگردد به انكار رسالت پيامبر اسلام، ولى اگر به وجوب روزه ايمان داشته باشد و به خاطر سبك شمردن و سستىنمودن ترك نمايد مورد تعزير[2]و تنبيه قانونى قرار مىگيرد، اگر دوباره روزه را ترك نمايد، براى دومين بار تعزير مىشود، ولى درسومين بار به حكم حاكم شرع كشته مىشود و بنابر نظر برخى از فقها در چهارمين بار كشته مىشود.
شرايط روزه:
1- اسلام: مسلمان بودن شرط قبول شدن روزه است، پس اگر زمانى كافر مسلمان شود، روزهايى كه در هنگام كفر، روزهنگرفته است، از او ساقط است، ودر روزى كه مسلمان شده است، نيز روزه بر او واجب نيست، بلكه براى احترام ماه رمضان ازمبطلات روزه خوددارى كند.
2- بلوغ: كودكى كه به سنّ بلوغ و ازدواج نرسيده است روزه بر او واجب نيست و اگر روزه بگيرد صحيح است، همچنان اگر دروسط روز بالغ شود احتياط اين است كه به نيّت روزه از
[1]وسايل الشيعه، ج 1، باب 1، ص 11، حديث 15، در اكثر روايات اين بخش از وسايل الشيعه (ولايت) نيز به عنوان يكى ديگر از اركان اسلام ذكر شده است.
[2]تعزير: اين است كه حاكم شرع بنابه تشخيص خود و مناسب با حال شخص، گناهكار را تنبيه نمايد، مقدار آن كمتر از حد است كه در شرع اندازه آن معيّن شده است.
مبطلات امساك كند در صورتى كه قبلاز زوال خورشيد (ظهرشرعى) باشد و چيزى از مبطلات روزه را بجا نياورده باشد.
3- عقل: بر ديوانهاى كه مفهوم روزه را درك نمىكند روزه گرفتن واجب نيست، و اگر در زمانى از روز به خود بيايد و قبلًا همامساك نموده باشد، احتياط آن است كه امساك كند، وشخص مست و بيهوش هم ملحق به ديوانه است.
4- طهارت در تمام روز: روزه بر زن در حال قاعدگى و نفاس واجب نيست، واگر لحظهاى قبلاز غروب خون ببيند و يا حالتقاعدگى و نفاس به اندازه اندكى تا بعداز طلوع فجر ادامه يابد، روزه باطل مىگردد، و بايد قضاى آن را بجا آورد.
امّا زن مستحاضه، لازم است كه دستور غسل خود را رعايت كند، و روزهاش در صورتى درست خواهد بود كه غسلهاى روز را بجاآورده باشد. و كسى كه عمداً تا صبح به حالت جنابت در ماه رمضان باقى بماند بايد از مبطلات روزه خوددارى نموده و قضاى آن روز راهم بجا آورد.
5- در وطن يا مقيم بودن: كسى كه مسافر مىباشد بايد روزهاش را بخورد وواجب است كه در روزهاى ديگر قضاى روزههايش رابجا آورد، و اگر نداند كه روزه گرفتن در حال مسافرت حرام و باطل است و روزه بگيرد، روزهاش صحيح است و كفايت مىكند، و اگرده روز قصد ماندن در جايى نمايد بايد روزه بگيرد، ونيز كسى كه براى معصيت سفر كند و يا مسافرت شغل او باشد مانند راننده بايدروزه بگيرد و همچنين كسى كه سى روز در جايى مردّد بماند، يعنى طى سى روز نداند كه مىماند يا مسافرت مىكند.
احكام ديگر مسافرت كه در بحث نماز ذكر شده است در روزه نيز جارى مىباشد.
آرى! از ممنوع بودن روزه در مسافرت استثنا شده است سه روز روزه گرفتن حاجى به جاى قربانى اگر به آن دسترسى نداشته باشد، همچنين براى كسى كه قبلاز غروب از سرزمين عرفات كوچ نمايد و يك شتر نداشته باشد كه بعنوان كفاره قربانى كند چنين كسى لازماست 18 روز در عوض قربانى شتر، روزه بگيرد.
امّا كسى كه نذر كند روز معيّنى را چه در سفر و چه در وطن، روزه بگيرد، مانند كسى كه نذر كرده باشد در هر جمعه روزهبگيرد، در روايت آمده است كه روزه آن روز، درهر حال، واجب است و مشهور فقها به اين روايت عمل نمودهاند.
دو مسأله:
اوّل- كسى كه بعداز ظهر مسافرت كند نبايد روزهاش را بخورد.
دوّم- مسافر اگر قبلاز ظهر به وطن يا محلّ اقامتش برسد و مفطرى بجا نياورده باشد، بايد آن روز را روزه بگيرد.