بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 526

دست خدا:

8- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:

«الأيدي ثلاثة فيد اللَّه العليا، ويد المُعطي التي تليها، ويد السائل السفلى، فأعط الفضل ولاتعجز نفسك‌

»[1].

«دستها سه دست است: دست خدا كه بالاترين دستهاست، دست دهنده كه بعداز دست خداست و دست طلب كننده كه پائين‌ترين دستهاست. پس زيادى مالت را بده و خويشتن را عاجز نگردان.»

هر چند اندك:

9- امام صادق‌عليه السلام فرمود: پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:

«تصدّقوا ولو بصاع من تمر، ولو ببعض صاع، ولو بقبضة، ولو بتمرة، ولو بشقّ تمرة، فمن لم يجد فبكلمة طيّبة، فإنّ أحدكم لاقي اللَّه فقائل له: ألم‌أفعل بك؟ ألم أجعلك سميعاً بصيراً؟ ألم أجعل لك مالًا وولداً؟ فيقول: بلى، فيقول اللَّه تبارك وتعالى: فانظر ما قدّمت لنفسك. فينظر قدّامه وخلفه وعن يمينه‌وعن شماله فلايجد شيئاً يقي به وجهه من النار

»[2].

«صدقه بدهيد هر چند با يك صاع (سه كيلو) از خرما يا قسمتى از صاع يا با يك مشت و حتّى با يك خرما وبا نصف‌خرما و اگر كسى هيچ چيزى نداشت با گفتن سخن نيكو صدقه بدهد زيرا موقعى كه در قيامت يكى از شما خدا را ملاقات كند، خداوند به اومى‌گويد: آيا من درباره تو چنين نكردم؟ اّيا تو را شنوا و بينا قرار ندادم؟ آيا براى تو مال و فرزند ندادم؟ در جواب مى‌گويد: بلى. خداوندمى‌فرمايد: پس ببين تو براى خود چه فرستاده‌اى؟ پس جلو و عقب و راست و چپش را نگاه مى‌كند، هيچ چيزى نمى‌يابد كه به وسيله آن‌صورت خود را از آتش نگهدارد.»

لقمه‌اى در مقابل لقمه:

10- امام رضاعليه السلام فرمود:

«ظهر في بني إسرائيل قحط شديد سنين متواترة، وكان عند امرأة لقمة من خبز، فوضعته في فمها لتأكله، فنادى السائل: يا أمة اللَّه، الجوع. فقالت‌المرأة: أتصدّق في مثل هذا الزمان، فأخرجتها من فيها ودفعته إلى السائل، وكان لها ولد صغير يحتطب في الصحراء فجاء الذئب فحمله، فوقعت الصيحة، فعَدَت‌الامّ في أثر الذئب، فبعث اللَّه عزّ وجلّ جبرئيل فأخرج الغلام من فم الذئب فدفعه إلى امّه، ثمّ قال‌

[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 5، ابواب الصدقه، ص 263، حديث 4.

[2]همان، باب 7، ص 264، حديث 1.


صفحه 527

لها: يا أمة اللَّه، أرضيت؟ لقمة بلقمة

»[1].

«در ميان بنى اسرائيل، براى چند سال متمادى، قحطى شديدى پديد آمد و زنى لقمه نانى داشت كه به دهن گذاشت تا تناول كند ودر آن هنگام سائلى فرياد زد: اى كنيز خدا! گرسنه‌ام. زن گفت: در چنين زمانى بايد صدقه بدهم. پس آن لقمه را از دهن خارج كرده و به‌سائل داد. اين زن پسر كوچكى داشت كه در همان هنگام در صحرا مشغول جمع‌آورى هيزم بود امّا گرگ آمد و او را با خود برد. فرياد بلندشد و مادر بدنبال گرگ دويد. خداوند جبرئيل را فرستاد. جبرئيل پسر را از دهن گرگ بيرون آورد و به مادرش داد. پس به مادر گفت: اى‌كنيز خدا! آيا راضى شدى؟ اين لقمه در مقابل آن لقمه.»

خداوند به دست خود صدقه را دريافت مى‌كند:

11- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«إنّ اللَّه يقول: ما من شي‌ء إلّا وقد وكّلت به من يقبضه غيري إلّا الصدقة فإنّي أتلقّفها بيدي تلقّفاً، حتّى أنّ الرجل يتصدّق بالتمرة، أو بشقّ تمرة فاربيها له‌كما يربي الرجل فلوه وفصيله، فيأتي يوم القيامة وهو مثل احُد وأعظم من احُد

»[2].

«خداوند مى‌فرمايد: هيچ چيزى نيست مگر اينكه كسى غير از خود را مسؤول گرفتن و دريافت كردن آن قرار داده‌ام مگر صدقه كه‌من آن را به دست خود دريافت مى‌كنم حتّى اگر مردى با خرما يا با نصف خرما صدقه بدهد من آن را براى او پرورش مى‌دهم چنانكه او فرزندخود را پرورش مى‌دهد وهنگاميكه او در روز قيامت حاضر مى‌شود، آن صدقه‌اش را مثل كوه احد يا بزرگتر و عظيم‌تر از آن مى‌يابد.»

صبح خود را با صدقه آغاز كنيد:

12- ابو ولّاد مى‌گويد: از امام صادق‌عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمود:

«بكّروا بالصدقة، وارغبوا فيها، فما من مؤمن يتصدّق بصدقة يريد بها ما عند اللَّه ليدفع اللَّه بها عنه شرّ ما ينزل من السماء إلى الأرض في ذلك اليوم، إلّاوقاه اللَّه شرّ ما ينزل من السماء إلى الأرض في ذلك اليوم‌

»[3].

«صبح خودرا با صدقه آغاز كنيد ودر دادن صدقه رغبت نشان دهيد زيرا هيچ مؤمنى نيست كه صدقه بدهد و به وسيله آن صدقه ازخدا بخواهد كه شرّ آنچه را در آن روز از آسمان به زمين فرومى‌آيد، از او دفع كند، مگر اينكه خداوند او را از شرّ آنچه از آسمان به‌زمين درآن‌روز فرود مى‌آيد حفظ خواهد كرد.»

[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 7، ابواب الصدقه، ص 264، حديث 4.

[2]همان، ص 265، حديث 7.

[3]همان، باب 8، ص 267، حديث 3.


صفحه 528

صدقه از مرگ بد پيش‌گيرى مى‌كند:

13- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«مرّ يهودي بالنبيّ‌صلى الله عليه وآله فقال: السام عليك. فقال رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله: عليك. فقال أصحابه: إنّما سلّم عليك بالموت؟ قال: الموت عليك. قال النبيّ‌صلى الله عليه وآله: وكذلك رددت، ثمّ قال النبيّ‌صلى الله عليه وآله: إنّ هذا اليهودي يعضّه أسود في قفاه فيقتله. فذهب اليهودي فاحتطب حطباً كثيراً فاحتمله، ثمّ لم يلبث أن انصرف، فقال له‌رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله: ضعه، فوضع الحطب فإذا أسود في جوف الحطب عاض على عود. فقال: يا يهودي، أي شي‌ء عملت اليوم؟ فقال: ما عملتُ عملًا إلّا حطبي هذااحتمله فجئت به وكان معي كعكتان فأكلتُ واحدة وتصدّقت بواحدة على مسكين، فقال رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله: بها دفع اللَّه عنه، وقال: الصدقة تدفع ميتة السوء عن‌الإنسان»

[1].

«مرد يهودى‌اى از كنار پيامبرصلى الله عليه وآله گذشت و گفت: السام عليك (مرگ بر تو). پيامبر خداصلى الله عليه وآله در جواب فرمود: بر توباد. اصحاب گفتند: او با مرگ، بر تو سلام كرد. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: من هم چنين جواب دادم. سپس پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: اين يهودى را ازپشت، مارى مى‌گزد ومى كُشد. سپس آن يهودى رفت هيزم فراوانى جمع و حمل كرد و بى‌درنگ به راه افتاد. پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود: بارت‌را به زمين بگذار. پس به زمين گذاشت و ناگهان ديده شد كه مارى در ميان هيزم، بر چوبى نيش گذاشته است. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: اى‌يهودى! امروز چه كارى انجام دادى؟ گفت: هيچ كارى نكرده‌ام جز همين بار هيزم كه آورده‌ام و دو عدد نان شيرينى كه با خود داشتم يكى راخوردم و ديگرى را به مسكينى صدقه دادم. پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود: به وسيله همان صدقه خداوند اين را از تو دفع كرده است. سپس‌فرمود: صدقه مرگ بد را از انسان دفع مى‌كند.»

14- محمّد بن مسلم مى‌گويد: با امام باقرعليه السلام در مسجد پيامبر نشسته بوديم كه يكى از بالكن‌هاى مسجد فروريخت و مردى زيرآوار شدا مّا به او آسيبى نرسيد و تنها پايش مصدوم شد. امام باقرعليه السلام فرمود:

از او سؤال كنيد امروز چه عملى انجام داده است؟ از او پرسيدند پس گفت:

از خانه خارج شدم و در آستينم مقدارى خرما بود و بر سائلى گذشتم و خرما را به او صدقه دادم.

امام‌عليه السلام فرمود:

«بها دفع اللَّه عنك‌

»[2].

«به وسيله همان صدقه خداوند مرگ را از تو دفع كرده است.»

[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 9، ابواب الصدقه، ص 268، حديث 3.

[2]همان، ص 269، حديث 6.


صفحه 529

قضا را تغيير مى‌دهد:

15- در وصيّت پيامبرصلى الله عليه وآله به على‌عليه السلام آمده است:

«يا عليُّ، الصدقة تردّ القضاء الذي قد ابرِم إبراماً.

يا عليُّ، صلة الرحم تزيد في العمر.

يا عليُّ، لاصدقة وذو رحم محتاج.

يا عليُّ، لاخير في القول إلّا مع الفعل، ولافي الصدقة إلّا مع النيّة

»[1].

«اى على! صدقه دادن قضاى مبرم و محكم الهى را تغيير مى‌دهد.

اى على! صله رحم عمر را زياد مى‌كند.

اى على! صدقه به ديگران معنى ندارد در صورتيكه خويشاوند نيازمندى داشته باشى.

اى على! در سخن بدون عمل خيرى نيست و در صدقه بدون نيّت نيز خيرى نيست.»

نحوست را دفع مى‌كند:

16- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

كان بيني وبين رجل قسمة أرض، وكان الرجل صاحب نجوم، وكان يتوخّى ساعة السعود فيخرج فيها، وأخرج أنا في ساعة النحوس، فاقتسمنا، فخرج لي‌خير القسمين، فضرب الرجل يده اليمنى على اليسرى، ثمّ قال: ما رأيتُ كاليوم قطّ. قلت‌

: «ويل الآخر وما ذاك؟».

قال:

إنّي صاحب نجوم أخرجتك في ساعة النحوس وخرجت أنا في ساعة السعود ثمّ قسّمنا فخرج لك خير القسمين، فقلت:

«ألا احدِّثك بحديث حدّثني به أبي؟ قال: قال رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله: من سرّه أن يدفع اللَّه عنه نحس يومه فليفتتح يومه بصدقة يذهب اللَّه بها عنه نحس‌يومه، ومن أحبّ أن يذهب اللَّه عنه نحس ليلته فليفتتح ليلته بصدقة يدفع عنه نحس ليلته‌

». ثمّ قلت:

«وإنّي افتتحت خروجي بصدقة؛ فهذا خير لك من علم النجوم‌

»[2].

بين من و مردى، زمين مشتركى بود كه بايد تقسيم مى‌كرديم. آن مرد ستاره‌شناس بود و ساعت سعد و نيك را انتظار مى‌كشيد تا در آن‌ساعت خارج شود و من در ساعت نحس و شوم خارج شوم. زمين را تقسيم كرديم و بهترين قسمت به من رسيد. آن مرد دست راستش را به دست چپش زد و گفت:

[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 8، ابواب الصدقه، ص 267، حديث 4.

[2]همان، باب 12، ص 273، حديث 1.


صفحه 530

هرگز مثل امروز را نديده بوديم. گفتم:

«واى بر تو چه شده؟» گفت:

من ستاره‌شناسم. تو را در ساعت نحس بيرون كردم و من در ساعت سعد و نيك خارج شدم سپس تقسيم كرديم و بهترين قسمت از آن توشد. گفتم:

«آيا براى تو حديثى نقل كنم كه آن را پدرم برايم روايت كرد. فرمود: پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود: كسى كه دوست دارد خداوند شومى‌روزش را از او دفع كند، بايد آن روزش را با صدقه آغاز كند. خدابه وسيله صدقه شومى آن را از بين مى‌برد و كسى كه دوست دارد خدا شومى شبش را از بين ببرد بايد شبش را با صدقه آغاز كند.»

سپس به او گفتم:

«من خارج شدنم را با صدقه آغاز كردم و اين براى تو از علم ستاره‌شناسى بهتر است.»

صدقه شب و روز:

17- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«إنّ صدقة الليل تطفي غضب الربّ، وتمحو الذنب العظيم، وتهوّن الحساب، وصدقة النهار تثمر المال، وتزيد في العمر

»[1].

«صدقه شب، خشم خدا را خاموش مى‌گرداند و گناه بزرگ را محو مى‌سازد و حساب روز قيامت را آسان مى‌گرداند. صدقه روز، مال را به سود مى‌رساند و عمر را زياد مى‌كند.»

صدقه پنهانى:

18- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:

«صدقة السرّ تطفي غضب الربّ تبارك وتعالى‌

»[2].

«صدقه پنهانى، خشم خداوند متعال را خاموش مى‌گرداند.»

19- امير المؤمنين‌عليه السلام مى‌فرمود:

«إنّ أفضل ما يتوسّل به المتوسّلون الإيمان باللَّه ... وصلة الرحم؛ فإنّها مثراة للمال، منساة في‌الأجل، وصدقة السرّ؛ فإنّها تطفي الخطيئة وتطفي غضب اللَّه عزّ وجلّ، وصنايع المعروف فإنّها تدفع ميتة

[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب الصدقه، ص 273، حديث 2.

[2]همان، باب 13، ص 275، حديث 1.


صفحه 531

السوء، وتقي مصارع الهوان‌

...»[1].

«بهترين چيزى كه توسّل جويان بدان توسّل مى‌جويند ايمان به خداست ... وصله رحم زيرا با صله رحم، ثروت افزون و اجل به‌تأخير مى‌افتد، و همچنين صدقه پنهانى زيرا صدقه پنهانى گناه را از بين مى‌برد و خشم خدا را خاموش مى‌گرداند، و نيز كارهاى نيك، زيراآنها از مرگ بد و كشته شدن ذليلانه پيش‌گيرى مى‌نمايند.»

پيشواى صدقه دهندگان:

20- امام باقرعليه السلام فرمود:

«امام زين العابدين‌عليه السلام در شب تاريك خارج مى‌شد و انبانى پر از دينار و درهم با خود برمى‌داشت يا غذا و هيزم با خود حمل‌مى‌كرد و هر دربى را مى‌كوبيد و به هركه خارج مى‌شد از آن مى‌داد و موقعى كه چيزى به فقير مى‌داد، صورتش را مى‌پوشانيد تا شناخته نشودو چون حضرت وفات كرد، مردم متوجّه شدند كه آن شخص على بن الحسين‌عليه السلام بوده است و چون پيكر حضرت در محلّ غسل گذاشته‌شد، به پشتش نگاه كردند ديدند كه از اثر حمل بار براى فقرا و مساكين، مانند زانوى شتر شده است. و در يكى از روزها در حاليكه ردايى‌ابريشمين به تن داشت از منزل خارج شد، سائلى از ردايش گرفت، پس ردا را براى او گذشت و خود رفت و هميشه در زمستان رداى‌ابريشمين مى‌خريد وموقعى كه تابستان فرامى‌رسيد، آن را مى‌فروخت و قيمتش را صدقه مى‌داد ...

(تا آنجا كه فرمود:) يكصد خانواده از فقراى مدينه را سرپرستى مى‌كرد و بسيار خوشش مى‌آمد كه در هنگام تناول غذا، يتيمان، نابينايان، زمين‌گيران و مساكين بيچاره وبى‌پناه نيز در سفره او شركت كنند. او با دست خود به آنان غذا مى‌داد و براى خانواده داران آنان هم غذا مى‌داد كه براى خانواده خود ببرند و هيچگاه غذايى ميل نمى‌كرد مگر اينكه به اندازه آن صدقه مى‌داد.»[2]

21- سفيان بن عيينه مى‌گويد:

زهرى، در يك شب سرد بارانى، امام على بن الحسين‌عليه السلام را ديد كه در پشت خود آرد و هيزم دارد و راه مى‌رود. زهرى گفت: اى پسررسول خدا! اين چيست؟ فرمود:

«مى‌خواهم به سفرى بروم، و توشه سفر را آماده كرده و به مكان امنى مى‌برم.»

زهرى گفت: بگذار غلامم براى شما ببرد. حضرت امتناع ورزيد. زهرى گفت: من بجاى شما مى‌برم، مقام شما بالاتر از اين است.

[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 13، ابواب الصدقه، حديث 4.

[2]همان، ص 275، حديث 8.


صفحه 532

على بن الحسين‌عليه السلام فرمود: «ولى من خود را بالاتر نمى‌دانم از چيزى كه مرا در سفرم نجات مى‌دهد و وارد شدنم را به آنجا كه‌مى‌خواهم، نيكو و آسان مى‌گرداند. ترا به خدا كه به دنبال كارت برو ومرا بحالم بگذار.»

زهرى رفت، امّا بعداز چند روز به امام گفت: اى پسر رسول خدا! از آن سفرى كه ياد مى‌كردى اثرى نمى‌بينم؟

فرمود: «بلى زهرى! آنچه تو گمان كردى نيست. اين سفر مرگ است كه براى آن آماده مى‌شدم. آماده شدن براى مرگ با اجتناب ازحرام و بخشش و كار خير است.»[1]

در دست خدا:

22- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«ليس شي‌ء أثقل على الشيطان من الصدقة على المؤمن، وهي تقع في يد الربّ تبارك وتعالى قبل أن تقع في يد العبد

»[2].

«هيچ چيزى براى شيطان سنگين‌تر از صدقه دادن به مؤمن نيست. صدقه قبل‌از آنكه به دست بنده برسد در دست پروردگار قرارمى‌گيرد.»

23- روايت شده است كه امام زين العابدين عليه السلام در هنگام صدقه دادن، دستش را مى‌بوسيد. از حضرت سؤال شد كه چرا چنين‌مى‌كند؟ فرمود:

«إنّها تقع في يد اللَّه قبل أن تقع في يد السائل‌

»[3].

«صدقه قبل‌از آنكه در دست سائل قرار بگيرد، در دست خداوند قرار مى‌گيرد.»

24- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:

«ما تقع صدقة المؤمن في يد السائل حتّى تقع في يد اللَّه، ثمّ تلا هذه الآية

: «أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُالْصَّدَقَاتِ‌[4]»[5].

«صدقه مؤمن در دست سائل قرار نمى‌گيرد مگر اينكه قبل‌از آن در دست خداوند قرار گيرد». سپس اين آيه را تلاوت‌فرمود: « (آيا نمى‌دانستنيد كه تنها خداوند توبه بندگانش را مى‌پذيرد و صدقات‌را مى‌گيرد).»

[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 14، ابواب الصدقه، ص 279، حديث 5.

[2]همان، باب 18، ص 283، حديث 1.

[3]همان، باب 29، ص 303، حديث 2.

[4]سوره توبه، آيه 104.

[5]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 29، ابواب الصدقه، ص 303، حديث 3.


صفحه 533

25- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:

«الصدقة بعشرة، والقرض بثمانية عشر، وصلة الإخوان بعشرين، وصلة الرحم بأربعة وعشرين‌

»[1].

«صدقه ده برابر، قرض هيجده برابر، صله برادران و دوستان بيست برابر و صله رحم بيست وچهار برابر ثواب دارد.»

سائل نبايد رد شود:

26- امام باقرعليه السلام فرمود:

«أعط السائل ولو كان على ظهر فرس‌

»[2].

«به سائل بده هر چند بر پشت اسب باشد.»

27- امام باقر در حديث ديگر فرمود:

«لو يعلم المُعطي ما في العطيّة ما ردّ أحدٌ أحداً

»[3].

«اگر دهنده بداند آنچه را كه در بخشش و صدقه است، هيچگاه كسى، كسى را ردّ نخواهد كرد.»

هميارى برادر:

28- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«إنّ من أشدّ ما افترض اللَّه على خلقه ثلاثاً: إنصاف المؤمن من نفسه حتّى لايرضى لأخيه من نفسه إلّا بما يرضى لنفسه منه، ومواساة الأخ في المال، وذكر اللَّه على كلّ حال، ليس سبحان اللَّه والحمد للَّه، ولكن عندما حرّم اللَّه عليه فيدعه‌

»[4].

«واجب‌ترين چيزى كه خداوند بر خلق خود فرض كرده است سه چيز است:

انصاف داشتن مؤمن به گونه‌اى كه نسبت به برادرش از سوى خودش چيزى را روا ندارد مگر آنچه را كه از سوى او براى خود روامى‌دارد.

و يارى رساندن و غمخوارى برادر در مال.

و ذكر خدا در هر حال. البتّه ذكر خدا تنها سبحان اللَّه و الحمد للَّه گفتن نيست بلكه ذكر خدا اين است كه آنچه را خدا بر او حرام كرده است‌ترك نمايد.»

[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 20، ابواب الصدقه، ص 286، حديث 2.

[2]همان، باب 22، ص 290، حديث 1.

[3]همان، حديث 2.

[4]همان، باب 27، ص 298، حديث 1.