«بهترينهاى شما، بخشندگان شما و بدترينهاى شما بخيلان شما هستند و از خلوص و پاكى ايمان، نيكى بر برادران و كوشش دررفع نيازهاى آنان است و نيكى كننده به برادران را خداوند رحمان دوست دارد. نيكى به ديگران، بينى شيطان را به خاك مذلّت مىمالد ومانع از آتش جهنّم و عامل ورود به بهشت مىشود.»
سپّس به راوى گفت:
«يا جميل، أخبر بهذا غرر أصحابك. قال: جعلت فداك من غرر أصحابي؟
قال: «
هم البارّون بالاخوان في العسر واليسر
..»[1].
«اى جميل! اين مطلب را به اطلاع ياران نيكومنش خود نيز برسان.»
راوى گفت: فدايت گردم، ياران نيكومنش من كيانند؟
امام فرمود: «كسانى كه در دشوارى و آسانى به برادران خود نيكى مىكنند.»
[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 50، ابواب الصدقه، ص 332، حديث 2.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
احكام حجّ
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
استطاعت حجّ، اقسام و شرايط آن
تعريف حجّ
حجّ شريعتى است از شرايع الهى، و مقصود از آن در آيين اسلام: آهنگ بيت اللَّهالحرام ومشاعر مقدّس براى اداى اعمالى مخصوص، در مقطع زمانى خاص است.
حكم حجّ:
حجّ يا واجب است يا مستحبّ، و واجب آن سه گونه است به شرح زير:
1- حِجّة الاسلام: و آن حجّى است كه يك بار در عمر بر كسى واجب مىگردد كه شرايط وجوب حجّ در او باشد.
2- حجّى كه انسان به واسطه نذر، عهد (پيمان) يا قسم بر خود واجب گرداند.
3- حجّ استيجارى، يعنى حجّى كه انسان به عنوان اجير به نيابت از ديگرى بجا مىآورد.
گونههاى ديگر حجّ مستحب است.
اقسام حجّ:
حجّ- از نظر چگونگى انجام دادن آن- سه گونه است به شرح زير:
1- حجّ تمتّع:
كه غالباً بر كسى واجب است كه وطنش از مكّه بيش از چهل وهشت مايل يا شانزده فرسنگ يا حدود نود كيلومتر فاصله داشتهباشد. كسى كه حجّ تمتّع بر او واجب است بايد در همان سال و پس از ماه رمضان، پيش از حجّ، عمره بجا آورد زيرا عمره بخشى ازحجّ تمتّع است.
2- حجّ افراد:
اين حجّ واجب است بر اهالى مكّه و كسانى كه در اطراف آن مىزيند، به شرطى كه مسافت آنها تا مكّه بيش از شانزده فرسنگيعنى حدود نود كيلومتر نباشد. در اين حجّ قربانى كردن واجب نيست.
3- حجّ قِران:
آن نيز بر اهالى مكّه و اطرافيان آن واجب است با اين تفاوت كه حاجى بايد در آن قربانى را با خود همراه كند.
اين گونههاى سهگانه در بسيارى از اعمال حجّ با هم اشتراك دارند، چنان كه تفاوتهايى نيز دارند كه به خواست خدا در جاى خوداز آنها سخن خواهيم گفت.
حجّ بر چه كسى واجب است؟
حِجّة الاسلام (يا حجّ واجب) بر هر كس كه شرايط زير در او جمع گردد يك بار در عمر واجب مىگردد:
1- بلوغ: حجّ بر شخص نابالغ واجب نيست هرچند كه استطاعت مالى هم داشته باشد. (احكام بلوغ قبلًا ذكر شدهاست.)
2- عقل: حجّ بر انسان ديوانه واجب نيست.
3- آزادى: پس بر برده (چه مرد و چه زن) واجب نيست.
4- استطاعت: كه با فراهم آمدن شرايط زير در يك زمان به دست مىآيد.
شرايط و احكام استطاعت
حجّ بيت اللَّه الحرام بر انسان مستطيع واجب است. استطاعت چيست؟ واحكام و شرايط آن كدام است؟ اينك شرايط استطاعترا بيان مىداريم:
1- فراهم بودن هزينههاى سفر رفت و برگشت به بيت اللَّه الحرام به گونهاى متعارف و به دور از هر گونه سختى و نيز داشتنتوانايى در پرداختن نفقه خانواده در مدّت سفر.
2- داشتن نيروى بدنى لازم براى پرداختن به چنين سفرى و سالم بودن از هرگونه مرضى كه انسان را از رفتن به سفرى هم چون حجّباز دارد يا چنان اين سفر را بر او سخت گرداند كه وى توانايى تحمّل آن را نداشته باشد.
3- نبودن مانعى در راه كه شخص را از پيمودن آن باز دارد؛ مانعى همچون دشمن ونظاير آن، مگر آنكه شخص بتواند بىهيچسختىاين مانع را برطرف سازد.
4- داشتن وقت كافى از هنگام استطاعت براى پيمودن مسافت و رسيدن به مكّه مكرّمه وپرداختن به اعمال حجّ در وقت معيّن آن.
5- اين كه رفتن به حجّ موجب وارد شدن آسيبى جدّى به زندگى او يا خانواده او پس از بازگشت از حجّ، نگردد، همچون بيكارشدن.
شرايط استطاعت چنين بود، و اينك شمارى از مسائل مورد نياز دراين باب:
اوّل- واجب نيست شخص براى فراهم كردن استطاعت مالى تلاش زياد به كار بندد يا به گرفتن قرض تن در دهد، ولى اگر چنينكرد و مىتوانست پس از بازگشت بدون مشكل قرض خود را بپردازد بعيد نيست كه حجّ بر او واجب گردد و از حِجّة الاسلام كفايتكند.
دوّم- مقروضى كه پس از اداى قرض- اگر زمان اداى قرض فرارسيده باشد- ديگر پولى جهت حجّ برايش نمىماند بايد قرضش رابپردازد. امّا اگر فرصت داشته باشد و بتواند در وقت ديگرى قرض خود را بپردازد، يا طلبكار پول خود را از او طلب نكند، يا پس ازاداى قرض، توانايى مالى حجّ رفتن را نيز داشته باشد، حجّ بر او واجب مىشود.
سوّم- كسى كه حقوقى مالى بر عهده دارد بايد آنها را بپردازد و سپس ببيند آيا باقيمانده آن براى هزينههاى حجّ بر حسب شرايطكافى است تا حجّ بر او واجب شود، يا خير، كه دراين صورت حجّ بر او واجب نمىشود.
چهارم- اگر چيزى در اختيار داشته باشد كه بتواند آن را، به خاطر فراهم كردن هزينه حجّ، بفروشد به گونهاى كه بر زندگيش اثرننهد، بر او واجب است كه آن را به فروش برساند و بهايش را هزينه حجّ كند.
پنجم- اگر هزينههاى حجّ فزونى يابد، ملاك در استطاعت توانايى شخص است در پرداختن هزينههاى فعلى حجّ بدون هيچ گونهسختى و مشقّت (عُسر و حرج) يا زيان قابل توجّه.
ششم- مسؤولان كاروانها، روحانيّون، پزشكان، كارگران و ديگرانى كه معمولًا حجّاج را همراهى مىكنند در صورتى كهحاجيان هزينه سفر ايشان را عهدهدار شوند و آنها نيز به همراهى حاجيان راضى گردند حجّ بر ايشان واجب مىگردد البتّه مشروط برآن كه ساير شرايط استطاعت نيز در آنها گردآيد.
هفتم- كسى كه استطاعت مىيابد نبايد استطاعت خويش را از ميان ببرد چنانكه اموال خود را به كسانى هديه كند كه ديگر نتوانداز ايشان باز ستاند همچون پدر يا مادر، و اگر چنين كرد حجّ از او ساقط نمىگردد.
هشتم- كسى كه نياز مبرم به ازدواج دارد و پول او تنها براى حجّ يا ازدواج كافى است، براى او جايز است ازدواج را بر حجّ مقدّمدارد. مفهوم نياز مبرم آن است كه كسى از آن بهراسد كه اگر ازدواج نكند به حرام مىافتد يا بيمار مىگردد يا گرفتار مشكل (حرج) مىشود.
نهم- كسى كه هزينه حجّ به او پرداخت شود و شرط گردد كه با آن به حجّ رود و او از پذيرش اين مال به دشوارى و حرج نيفتدواجب است آن را بپذيرد و حجّ گزارد.
دهم- حجّ بر كسى واجب مىگردد كه بتواند بدون دشوارى و حرج به مناسك حجّ همچون
سفر و جز آن اقدام كند. پس بيمارى كهنمىتواند به زيارت بيت اللَّه الحرام برود، يا اين كار براى او بسى دشوار باشد حجّ از او ساقط مىگردد، اگر چه ساير شرايط وجوبحجّ را نيز داشته باشد، پس بايد بهبودى را انتظار كشد تا به حجّ رود، امّا اگر بيمارى او چنان مزمن باشد كه اميدىبه بهبودى نرود بايد نايب بگيرد، و احوط آن است كه نايب او از كسانى باشد كه براى نخستين بار به حجّ مىرود.
يازدهم- اگر كسى شرايط استطاعت را يافت ولى براى رسيدن به حجّ وقت بر او تنگ باشد بايد به انتظار سال آينده بنشيند، پساگر شرايط استطاعت تغيير نيافت به حجّ برود.
دوازدهم- اگر به هنگام داشتن استطاعت از رفتن به مكّه سرباز زند تا آن كه زمان حجّ از ميان برود، بايد در سالهاى بعد به حجّبرود گرچه شرايط استطاعت را نيابد زيرا حجّ بر او ثابت گشته است.
جزئيات و تفصيل اعمال عمره و حجّ به طور جداگانه در (مناسك حجّ) تقديم مؤمنين است.