نمىيابى، و آنچه نيامده است پسنمىدانى چه خواهد بود. پس دنيا همين لحظهاى است كه تو در آن قرار دارى، پس در آن زمان بر طاعت خدا صبر كن واز معصيت خداخوددارى نما.»
7- امام صادقعليه السلام فرمود:
«إذا كان يوم القيامة يقوم عنق من الناس فيأتون باب الجنّة فيقال: من أنتم؟ فيقولون: نحن أهل الصبر، فيقال لهم: على ما صبرتم؟ فيقولون: كنّا نصبرعلى طاعة اللَّه، ونصبر على معاصي اللَّه، فيقول اللَّه عزّ وجلّ: صدقوا ادْخِلُوهم الجنّة، وهو قول اللَّه عزّ وجلّ:إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَأَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ[1]»[2].
«چون روز قيامت شود گروهى از مردم برمىخيزند و به سوى درب بهشت مىآيند، پس به ايشان گفته مىشود: شما چه كسانىهستيد؟ مىگويند: ما اهل صبر هستيم. پس گفته مىشود بر چه چيزى شما صبر كرديد؟ مىگويند: ما صبر مىكرديم بر طاعت خدا و صبرمىكرديم برخوددارى از معصيت خدا. پس خداوند مىفرمايد: راست مىگويند، آنان را داخل بهشت كنيد و اين است قول خداوند: «همانا كه صابران اجر و پاداش خود را بىحساب دريافت مىدارند.»
8- ابوحمزه ثمالى روايت مىكند كه امام باقرعليه السلام فرمود:
«لما حضرت أبي الوفاة ضمّني إلى صدره وقال: يا بنيّ، اصبر على الحقّ وإن كان مرّاً تُوَفَّ أجرك بغير حساب
»[3].
«زمانى كه پدرم را مرگ فرارسيد، مرا به سينه خود چسبانيد و فرمود: اى فرزندم! بر حق صبر كن هر چند تلخ باشد پاداشترابىحساب دريافت خواهى كرد.»
9- حضرت علىعليه السلام فرمود:
«شتّان بين عملين: عمل تذهب لذّته وتبقى تبعته، وعمل تذهب مؤنته ويبقى أجره.[4]
«چه زياد فرق است ميان دو عمل: عملى كه لذّتش رفته و اثر منفى آن باقى مانده است، و عملى كه زحمتش رفته و اجرش باقىمانده است.»
10- باز هم حضرت علىعليه السلام فرمود:
«اتّقوا اللَّه في الخلوات فإنّ الشاهد هو الحاكم
»[5].
«از معصيتهاى خداوند در خلوتها پرهيز كنيد زيرا كسى كه ناظر اعمال شماست همو قضاوت كننده
[1]سوره زمر، آيه 10.
[2]وسائل الشيعه، ج 11، باب 19، ص 186، حديث 1.
[3]همان، ص 188، حديث 8.
[4]همان، حديث 10.
[5]همان، حديث 11.
اعمال شماست.»
11- مفضل بن عمر مىگويد: نزد حضرت صادقعليه السلام بودم پس درباره اعمال سخن گفتيم. من گفتم: چه قدر اعمال من كم و ضعيفاست؟ امامعليه السلام فرمود:
«مه استغفر اللَّه».
«ساكت باش، از خدا آمرزش بخواه.»
پس فرمود:
«إنّ قليل العمل مع التقوى خير من كثير بلا تقوى
». «همانا عمل كم امّا با تقوا بهتر است از عمل زياد بىتقوا.»
گفتم: چگونه عمل زياد بدون تقوا مىباشد؟ فرمود:
«نعم، مثل الرجل يطعم طعامه ويرفق جيرانه ويوطى رحله، فإذا ارتفع له الباب من الحرام دخل فيه، فهذا العمل بلا تقوى. ويكون الآخر ليس عندهفإذا ارتفع له الباب من الحرام لم يدخل فيه
»[1].
«آرى مثل آن مردى است كه طعامش را اطعام مىكند و همسايگانش را مدارا مىنمايد و بساطش را مىگستراند ولى زمانى كه دربىاز حرام برايش گشوده شود، وارد آن مىگردد. پس اين همان عمل بدون تقواست. ولى شخص ديگرى را مىبينيم كه چيزى در بساط نداردولى وقتى دربى از گناه بر روى او باز مىشود وارد آن نمىگردد.»
12- يعقوب ين شعيب روايت مىكند كه از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«ما نقل اللَّه عبداً من ذلّ المعاصي إلى عزّ التقوى إلّا أغناه من غير مال، وأعزّه من غير عشيرة، وآنسه من غير بشر
»[2].
«خداوند بندهاى را از خوارى گناه به عزّت تقوا منتقل نمىكند مگر اينكه او را بدون مال بىنياز مىگرداند، و بدون عشيره، عزيزمىسازد و بدون بشرى، مأنوس مىگرداند.»
13- هيثم بن واقد مىگويد: از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«من أخرجه اللَّه عزّ وجلّ من ذلّ المعاصي إلى عزّ التقوى أغناه اللَّه بلا مال، وأعزّه بلاعشيرة، وآنسه بلا أنيس. ومن خاف اللَّه أخاف اللَّه منه كلّ شيء، ومن لم يخف اللَّه أخافه اللَّه من كلِّ شيء. ومن رضي من اللَّه باليسير من الرزق رضي منه باليسير من العمل. ومن لم يستحي من طلب المعاش خفّت مؤنته ونعم أهله. ومن زهد في الدنيا أثبت اللَّه الحكمة في قلبه، وانطق بها لسانه، وبصَّره عيوب الدنيا، داءها ودواءها،
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 20، ص 190، حديث 2.
[2]همان، حديث 3.
وأخرجه من الدنيا سالماً إلى دار السلام
»[1].
«هركه را خداوند از خوارى گناهان به ارجمندى تقوا بيرون آورد، او را بدون مال، غنى مىكند وبدون عشيره، عزيزش مىگرداند وبدون انيس، مأنوسش مىگرداند، و هركه از خداوند بترسد، خداوند همه چيز را از او مىترساند، وهركه از خدا نترسد، خداوند او را ازهمه چيز مىترساند، وهركه از خداوند به روزى كم راضى شود، خداوند هم از او به عمل اندك راضى گردد و هركه در طلب معاش، خجالتنكشد، مؤونه او سبك و خانواده او در نعمت خواهند بود، و هركه در دنيا زهد پيشه كند خداوند حكمت را در قلبش استوار مىگرداند وزبانش را به حكمت به سخن مىآورد و او رابه معايب دنيا و درد و درمان آن بينا مىسازد، و او را از دنيا سالم به سوى دارالسّلام مىبرد.»
14- امام صادقعليه السلام فرمود:
«إنّا لا نعدّ الرجل مؤمناً حتى يكون لجميع أمرنا متّبعاً مريداً، ألا وإنّ مِنْ اتّباع أمرنا وإرادته الورع، فتزيّنوا به يرحمكم اللَّه، وكيدوا أعداءنا بهينعشكم اللَّه
»[2].
«ما هيچ شخصى را مؤمن نشماريم تا اينكه پيرو و خواستار همه امور ما باشد، واز پيروى امر ماست، ورع و پروا از محارم خدا. پس خود را به ورع آرايش كنيد خداوند شما را رحمت مىكند، و با ورع با دشمنان ما مبارزه كنيد، خداوند به شما نشاط و نيرومىبخشد.»
راه تقوا و پرهيزكارى
براى اينكه تقواى الهى داشته باشى و از محارم او پرهيز نمايى، بايد از خواستههاى نامشروع شكم و شهوت دورى بجويى و درطول عمرت به حرام نزديك نشوى، و نفس خود را از حرص وشكم پرستى و ميل به آنچه كه خداوند حرام كرده، بازدارى و در هنگاممعصيت، خدا رابه يادآورى و از گناه دور شوى و رضاى خداوند را بر رضاى خود مقدّم بدارى، اين سفارشهاى پيامبرصلى الله عليه وآله و ائمّه دينعليهم السلام است:
1- امام باقرعليه السلام فرمود:
«افضل العبادة عفّة البطن والفرج» (
[3].
«بهترين عبادت، عفّت شكم و شهوت است.»
2- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 20، ص 191، حديث 5.
[2]همان، باب 21، ص 192، حديث 1.
[3]همان، باب 22، ص 198، حديث 2.
«ثلاث أخافهنّ بعدي على امّتي: الضلالة بعد المعرفة، ومضلّات الفتن، وشهوة البطن والفرج
»[1].
«بعداز خود از سه چيز بر امّت خود بيمناكم: گمراهى بعداز شناخت، فتنههاى گمراه كننده، و شهوت شكم و شهوت جنسى.»
3- ابوبصير مىگويد: مردى به امام باقرعليه السلام گفت: عمل من ضعيف وروزه من اندك است ولى اميدوارم جز حلال، نخورم. امامعليه السلام فرمود:
«أي الاجتهاد أفضل من عفّة بطن وفرج
»[2].
«چه كوششى بهتر از عفّت شكم و عفّت شهوت جنسى است.»
4- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«من ضمن لي اثنتين ضمنت له على اللَّه الجنّة: من ضمن لي ما بين لحييه وما بين رجليه ضمنت له على اللَّه الجنّة] يعني ضمن لي لسانهوفرجه
[»[3].
«هركه دو چيز را براى من ضمانت كند من از طرف خدا بهشت را براى او تضمين مىكنم: هركه ميان دو فكّش (زبانش) و ميان دو پايش (فرجش) را ضامن شود كه از گناه نگهدارد من از طرف خدا بهشت را براى او ضامن مىشوم.»
5- حضرت علىعليه السلام فرمود:
«قدر الرجل على قدر نعمته، وصدقه على قدر مروّته، وشجاعته على قدر أنفته، وعفّته على قدر غيرته» (
[4].
«ارزش مرد به اندازه نعمت و بخشش او، و راستى او به اندازه مروت و مردانگى او، و شجاعت او به اندازه بلند نظرى او، و عفّتاو به اندازه غيرت اوست.»
6- امام صادقعليه السلام فرمود:
«من أشدّ ما فرض اللَّه على خلقه ذكر اللَّه كثيراً. ثمّ قال: لا أعني سبحان اللَّه والحمد للَّه ولا إله إلّا اللَّه واللَّه اكبر وإن كان منه، ولكن ذكر اللَّه عند ما أحلّوحرّم، فإن كان طاعة عمل بها وإن كان معصية تركها»
[5].
«از شديدترين چيزهايى كه خداوند فرض كرده است، زياد ياد خدا كردن است.»
سپس فرمود:
«مقصودم (سبحان اللَّه والحمد للَّه ولا اله إلّا اللَّه و اللَّه اكبر) نيست، اگرچه اين كلمات از ذكر و ياد
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 22، ص 198، حديث 5.
[2]همان، حديث 6.
[3]همان، ص 199، حديث 10.
[4]همان، ص 200، حديث 14.
[5]همان، باب 23، حديث 2.
خداست، لكن مقصودبه ياد خدا بودن هنگام روبرو شدن با آنچه خداوند حلال و حرام كرده است، اگر طاعت باشد به آن عمل نمايد و اگر معصيت باشد آن را تركگويد.»
7- امام جعفر صادقعليه السلام از پدرش، از جدّش، از علىعليه السلام روايت مىكند كه رسول خدا فرمود:
«يقول اللَّه تبارك وتعالى لابن آدم: إن نازعك بصرك إلى بعض ما حرّمتُ عليك فقد أعنتك عليه بطبقين فاطبق ولا تنظر، وإن نازعك لسانك إلى بعض ماحرّمت عليك فقد أعنتك عليه بطبقين فاطبق فلا تتكلّم، وإن نازعك فرجك إلى بعض ما حرّمت عليك فقد أعنتك عليه بطبقين فاطبق ولا تأت حراماً
»[1].
«خداوند متعال مىفرمايد: اى فرزند آدم اگر چشمت تو را به سوى برخى از آنچه بر تو حرام كردهام سوق دهد، هر آينه تو را بر آنبه دو پرده يارى دادهام، پس آن دورا بهم ببند و نگاه نكن، و اگر زبانت تو را به سوى برخى از آنچه بر تو حرام كردهام سوق دهد، هر آينه تورا يارى كردهام به دو لب، پس آن دورا بهم ببند و سخن نگو، و اگر شرمگاهت تو را به سوى برخى از آنچه بر تو حرام كردهام سوق دهد، پس تو را بر او يارى كردهام به دو پوشش پس بهم ببند و حرام انجام نده.»
8- امام صادقعليه السلام از پدرانش روايت كرده است كه رسول خداصلى الله عليه وآله در وصيّت خود به حضرت على فرمود:
«يا عليّ، ثلاث لا تطيقها هذه الامّة: المواساة للأخ في ماله، وانصاف الناس من نفسه، وذكر اللَّه على كلّ حال، وليس هو سبحان اللَّه والحمد للَّه ولا إلهإلّا اللَّه واللَّه اكبر، ولكن إذا ورد على ما يحرم عليه خاف اللَّه عزّ وجلّ عنده وتركه
»[2].
«سه چيز است كه اين امّت طاقت آنها را ندارد: يارى دادن برادران دينى با مال خود، و از طرف خود با مردم انصاف كردن، و ذكركردن خدا در هر حال، و ذكر خدا (سبحان اللَّه والحمد للَّه ولا اله الّا اللَّهُ واللَّه اكبر) نيست ولى منظور اين است كه چون شخص دربرابر حرامى قرار گيرد، از خدا بترسد وآن را ترك كند.»
9- امام صادقعليه السلام از پدرانش روايت كرده است كه رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«من أطاع اللَّه فقد ذكر اللَّه وإن قلّت صلاته وصيامه وتلاوته للقرآن، ومن عصى اللَّه فقد نسي اللَّه وإن كثرت صلاته وصيامه وتلاوته للقرآن»
[3].
«هركه خدا را اطاعت كند، هر آينه در ياد و ذكر خدا بوده است اگرچه نماز و روزه و تلاوت قرآنشكم باشد، و هركه خدا را معصيت كند، خدا را فراموش كرده است، اگرچه نماز و روزه و تلاوت قرآنش
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 23، ص 201، حديث 6.
[2]همان، ص 302، حديث 7.
[3]همان، ص 203، حديث 13.
زياد باشد.»
10- امام صادقعليه السلام درباره اين سخن خداوند كه مىفرمايد:اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوافرمود:
«اصبروا على الفرائض، وصابروا على المصائب، ورابطوا على الأئمّةعليهم السلام
»[1].
«يعنى در انجام واجبات صبر كنيد، و در برابر مصيبتها پايدار باشيد، و از (راه وروش) امامان مراقبت كنيد.»
11- حضرت علىعليه السلام فرمود:
«إنّ اللَّه فرض عليكم فرائض فلا تضيّعوها، وحدّ لكم حدوداً فلا تعتدوها، ونهاكم عن أشياء فلاتنتهكوها، وسكت لكم عن أشياء ولم يدعها نسياناً فلاتتكلّفوها
»[2].
«خداوند بر شما واجباتى را قرار داده است پس در انجام آنها سهلانگارى نكنيد، و حدودى را براى شما مقرّر فرموده است، پساز آنها تجاوز نكنيد، و شما را از چيزهايى نهى كرده است پس آنها را مرتكب نشويد، و براى شما از چيزهايى ساكت شده است، و آنها را ازروى فراموشى فرونگذاشته است، پس خود را در مورد آنها به سختى نيندازيد.»
12- امام باقرعليه السلام فرمود:
«إنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول: وعزّتي وعظمتي وعلوّي وارتفاع مكاني لا يؤثر عبد هواي على هوى نفسه إلّا كففت عليه صنعته، وضمنت السماوات والأرضرزقه، وكنت له من وراء تجارة كلّ تاجر
»[3].
«خداوند متعال فرمود: سوگند به عزّت و جلال و عظمت و شكوه و برترى ورفعت جايگاهم كه هيچ بنده مؤمنى خواست مرا برهواى خود برترى ندهد مگر اين كه كارهاى او را به انجام رسانده، وآسمانها و زمين را ضامن روزى او نموده، و به سود او از پس تجارت هرتاجرى باشم.»
13- امام باقرعليه السلام از رسول خداصلى الله عليه وآله روايت مىكند كه:
«وعزّتي وجلالي وكبريائي ونوري وعلوّي وارتفاع مكاني لا يؤثر عبد هواه على هواي إلّا شتّتُّ عليه أمره، ولبَّست عليه دنياه، وشغلت قلبه بها، ولم آتهمنها إلّا ما قدّرت له. وعزّتي وجلالي وعظمتي ونوري وعلوّي وارتفاع مكاني لا يؤثر عبد هواي على هواه إلّا استحفظته ملائكتي، وكفّلت السماوات والأرضينرزقه، وكنت له من وراء تجارة كلّ تاجر، وأتته الدنيا وهي راغمة
»[4].
«قسم به عزّت و جلال و كبريا و نور و برترى و بالائى جايگاهم، هيچ بندهاى خواسته خود را برخواسته من مقدّم ندارد مگر اينكهامرش را بر او پراكنده كنم، ودنيا را برايش مشكل گردانم، و قلبش را به دنيا مشغول سازم، و از دنيا چيزى به او ندهم مگر آنچه برايش مقدّركردهام، و قسم به عزّت وعظمت و نور و برترى و رفعت جايگاهم، هيچ بندهاى خواسته من را
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 24، ص 205، حديث 2.
[2]همان، ص 206، حديث 8.
[3]همان، باب 32، ص 220، حديث 1.
[4]همان، ص 221، حديث 3.
بر خواسته خود مقدّم ندارد مگر اينكه بهوسيله فرشتگانم حفظش كنم، و آسمانها و زمين را در روزيش كفالت دهم، و از پس تجارت هر تاجرى به سود او باشم، و دنيا- اجباراً- بهاو رو كند.»
خودآرايى به فروتنى، بردبارى و انصاف
اعمال انسان، آئينه صفات نفسانى، و نشان دهنده اخلاق و خصلتهاى درونى اوست. اگر انسان، دلپاك، صفاى نفس و اخلاقنيك داشته باشد، اعمال او نيز پاك و سيرت او نيز نيك خواهد بود. خداوند سبحان فرموده است:
الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً[1].
«سرزمين پاكيزه، گياهش به فرمان پروردگار مىرويد امّا سرزمينهاى بد طينت (و شوره زار) جز گياه ناچيز و بىارزشاز آن نمىرويد.»
از اين رو شايسته است كه انسان همواره متوجّه خود بوده و نفس خود را آراسته و پيراسته سازد، زيرا بسيار زياد است گناهانى كهصرفاً به خاطر بداخلاقى از انسان صادر مىشود، و از گناهى توبه نكرده كه مرتكب گناه ديگر مىگردد، تا آن موقع كه خداوند به اوتوفيق دهد ونفس خود را اصلاح كند. فروتنى، بردبارى، مدارا و انصاف از فضيلتهاى اجتماعى است كه بايد نهال آنها را در اعماقنفس خود غرس كرد، و براى آراستن خود به آنها تلاش نمود، تا به اذن پروردگار ثمره و ميوه مطلوب بدست آيد، تأكيد بر اين خصلتهادر احاديث شريف آمده است:
1- معاوية بن عمّار از امام صادقعليه السلام شنيده است كه مىفرمود:
«إنّ في السماء ملكين موكَّلين بالعباد، فمن تواضع للَّه رفعاه، ومن تكبّر وضعاه
»[2].
«در آسمان دو فرشته است كه موكّل به بندگان هستند. پس هركه در راه خدا تواضع و فروتنى كند او را بالا مىبرند، و هركه تكبّر كندمقام او را پايين مىآورند.»
2- پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله در وصيّت خود به حضرت علىعليه السلام فرمود:
«يا عليّ، واللَّه لو أنّ الوضيع في قعر بئر لبعث اللَّه عزّ وجلّ إليه ريحاً ترفعه فوق الأخيار في
[1]سوره اعراف، آيه 58.
[2]وسائل الشيعه، ج 11، باب 28، ص 215، حديث 1.
دولة الأشرار
»[1].
«اى على! به خدا سوگند اگر شخص فروتن در قعر چاهى باشد خداوند بادى را مىفرستد تا او را بالاتر از برگزيدگان در دولتاشرار رفعت دهد.»
3- امام رضاعليه السلام فرمود:
«التواضع أن تعطي الناس ما تحبّ أن تعطاه
»[2].
«تواضع اين است كه در برابر مردم آن كنى كه دوست دارى در برابر تو انجام دهند.»
4- امام صادقعليه السلام از پدرانش روايت مىكند كه:
«إنّ من التواضع أن يرضى بالمجلس دون المجلس، وأن يسلّم على من يلقى، وأن يترك المراء وإن كان محقّاً، ولا تحب أن تحمد علىالتقوى
»[3].
«از فروتنى اين است كه انسان به نشستن در پايين مجلس راضى شود. و اينكه سلام كند به هركه ملاقاتش مىكند، و اينكه ترك كندمراء و جدال را اگرچه بر حق باشد، و اينكه دوست نداشته باشد ستايش شود به داشتن تقوا.»
5- معاوية بن وهب مىگويد: از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«اطلبوا العلم وتزيّنوا معه بالحلم والوقار، وتواضعوا لمن تعلّمونه العلم، وتواضعوا لمن طلبتم منه العلم، ولا تكونوا علماء جبّارين فيذهب باطلكمبحقّكم»
[4].
«علم را فرابگيريد و با علم، خود را به حلم و وقار آراسته نمائيد، و براى كسى كه علم را به او مىآموزيد تواضع كنيد، و براى كسىكه از او دانش را مىآموزيد تواضع كنيد، و عالمان جبار و خودسر نباشيد كه باطل شما، حق شما را از بين مىبرد.»
6- امام صادقعليه السلام فرمود:
«أفطر رسول اللَّهصلى الله عليه وآله عشية خميس في مسجد قبا، فقال: هل من شراب؟ فأتاه أوس بن خولي الأنصاري بعسّ مخيض بعسل، فلمّا وضعه على فيه نحّاهثمّ قال: شرابان يُكتفى بأحدهما من صاحبهلا أشربه ولا احرّمه، ولكن أتواضع للَّه فإنّه من تواضع للَّه رفعه اللَّه، ومن تكبّر خفضه اللَّه، ومن اقتصد في معيشته رزقه اللَّه، ومن بذر حرمه اللَّه، ومن أكثر ذكرالموت أحبّه اللَّه.[5]
«رسول خداصلى الله عليه وآله در شامگاه پنجشنبهاى در مسجد قبا افطار كرد پس فرمود: آيا آشاميدنى هست؟
[1]وسائل الشيعه، ج 11، ص 217، حديث 7.
[2]همان، حديث 5.
[3]همان، باب 28، ص 217، حديث 9.
[4]همان، باب 30، ص 219، حديث 1.
[5]همان، باب 31، حديث 1.