«ورع و پروا از محارم خداوند.»
گفتم: چه چيز ايمان را از دل او بيرون مىكند؟ فرمود:
«طمع.[1]»
7- امام باقرعليه السلام فرمود:
«أتى رجل رسول اللَّهصلى الله عليه وآله فقال: علّمني يا رسول اللَّه شيئاً، فقال: عليك باليأس ممّا في أيدي الناس فإنّه الغنى الحاضر. قال: زدني يا رسول اللَّه، قال: إيّاك والطمع فإنّه الفقر الحاضرآية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام عبادات - قم، چاپ: دوم، 1381.
علا'+[2].
«مردى خدمت پيامبر خدا آمد و گفت: به من چيزى بياموز. حضرت فرمود: از آنچه در دست مردم است نااميد باش (دلمبند) و همين، بىنيازى و ثروت حاضر براى تو است. گفت: باز هم بياموز. فرمود: از طمع بپرهيز زيرا طمع فقر حاضر براىتواست.»
8- امام رضاعليه السلام از پدرانش، از حضرت علىعليه السلام روايت مىكند كه:
«جاء خالد إلى رسول اللَّهصلى الله عليه وآله فقال: يا رسول اللَّه، أوصني وأقلّه لعلّي احفظ، فقال: اوصيك بخمس: باليأس ممّا في أيدي الناس فإنّه الغنى الحاضر، وإيّاك والطمع فإنّه الفقر الحاضر، وصلِّ صلاة مودّع، وإيّاك وما تعتذر منه، واحبّ لأخيك ما تحب لنفسك
»[3].
«خالد نزد پيامبر خداصلى الله عليه وآله آمد و گفت: اى رسول خدا! به من سفارشى كن كه خلاصه باشد شايد آن را حفظ كنم. پيامبرصلى الله عليه وآلهفرمود: تو را به پنج چيز سفارش مىكنم: دل نبستن به آنچه در دست مردم است كه اين ثروت حاضر است، و پرهيز از طمع چون طمع فقرحاضر است، و نماز بخوان مانند كسى كه در حال وداع (از دنيا) است، و بپرهيز از كارى كه بايد از آن عذرخواهى كنى، و براىبرادر خود دوست بدار آنچه را براى خود دوست مىدارى.»
زشتىِ بدزبانى، سفاهت و ستم
سعادت و خوشبختى از آن كسى است كه اخلاق خود را نيكو گرداند، و ارزش و اندازه خود را بداند، و به مردم انصاف روا دارد، حقوق آنان را بشناسد و به مردم أدا كند. تنها در چنين حالتى است كه انسان از آرامش نفسانى، روابط مستحكم و متين، نام نيك وحيثيّت و اعتبار، بهرهمند مىشود، امّا انسان بد اخلاق هميشه از گناهى توبه نكرده كه مرتكب گناه ديگر مىشود و هميشه او رابدزبان، بدكردار، احمق و ستمگر نسبت به حقوق مردم مىيابى:
1- امام باقرعليه السلام فرمود:
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 67، ص 321، حديث 4.
[2]همان، ص 322، حديث 6.
[3]همان، حديث 9.
«من قُسِّم له الخُرْق حُجِب عنه الإيمان
»[1].
«هركه را نادانى و كودنى قسمت شود، ايمان از او پوشيده مىشود.»
2- از امام صادقعليه السلام روايت شده:
«إنّ سوء الخلق ليفسد العمل كما يفسد الخلّ العسل
»[2].
«بداخلاقى، عمل را تباه مىكند همانسان كه سركه عسل را فاسد مىكند.»
3- امام صادقعليه السلام فرمود:
«أوحى اللَّه عزّ وجلّ إلى بعض أنبيائه: الخلق السيء يفسد العمل كما يفسد الخلّ العسل
»[3].
«خداوند متعال به برخى از پيامبرانش وحى فرمود كه اخلاق بد، عمل را چنان فاسد مىكند كه سركه، عسل را.»
4- امام رضاعليه السلام، از پدرانش، از رسول خداصلى الله عليه وآله روايت مىكند كه:
«عليكم بحسن الخلق فإنّ حسن الخلق في الجنة لا محالة، وإيّاكم وسوء الخلق فإنّ سوء الخلق في النار لا محالة
»[4].
«بر شما باد اخلاق نيك، زيرا نيك اخلاق، حتماً در بهشت است، و بپرهيزيد از بداخلاقى، زيرا بداخلاقى، حتماً در دوزخاست.»
5- امام كاظمعليه السلام درباره دو مردى كه به همديگر دشنام مىدادند فرمود:
«البادي منهما أظلم ووزره ووزر صاحبه عليه ما لم يتعدّ المظلوم»
[5].
«آغازگر آن دو، ظالمتر است و گناه او و رفيقش بر دوش اوست مادامى كه مظلوم تجاوز نكرده باشد.»
6- امام صادقعليه السلام فرمود:
«إنّ السفه خلق لئيم يستطيل على من دونه، ويخضع لمن فوقه
»[6].
«سفاهت اخلاق آدم پست است، بر پايينتر از خود دست درازى و ستم مىكند ودر مقابل بالاتر از خود فروتنى و خضوع و كرنشمىكند.»
7- امام صادقعليه السلام روايت مىكند كه حضرت رسولصلى الله عليه وآله فرمود:
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 68، ص 323، حديث 1.
[2]همان، باب 69، حديث 1.
[3]همان، ص 324، حديث 5.
[4]همان، حديث 7.
[5]همان، باب 70، ص 325، حديث 1.
[6]همان، ص 326، حديث 4.
«إنّ من شرّ عباد اللَّه من تُكْرَه مجالسته لفحشه
»[1].
«بدترين بندگان خدا كسى است كه به خاطر بدزبانى و ناسزاگويى او، همنشينى با او ناپسند دانسته مىشود.»
8- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«شرّ الناس يوم القيامة الذين يُكْرَمُونَ اتّقاء شرّهم»
[2].
«در روز قيامت بدترين مردم كسانى هستند كه به خاطر فرار و دورى از شرارتشان، مورد احترام ديگران قرار مىگيرند.»
9- ابوبصير مىگويد: امام صادقعليه السلام فرمود:
«من علامات شرك الشيطان الذي لا يشكّ فيه، أن يكون فحّاشاً لا يبالي ما قال ولا ما قيل فيه
»[3].
«از نشانههاى غير قابل ترديد مشاركت شيطان در اخلاق كسى اين است كه ناسزا گو و دشنام دهنده باشد، نه از آنچه خود گفته باكىداشته باشد و نه از آنچه درباره او گفته مىشود.»
10- امام باقرعليه السلام مىگويد كه پيامبر گرامىصلى الله عليه وآله به عائشه فرمود:
«يا عائشة، إنّ الفحش لو كان مثالًا لكان مثال سوء
»[4].
«اى عائشه! اگر فحش و دشنام، تمثالى بود، قطعاً تمثال بدى مىبود.»
11- سماعه مىگويد: وارد بر امام صادقعليه السلام شدم. امام سخن را آغاز نمود و به من گفت:
«يا سماعة، ما هذا الذي كان بينك وبين جمّالك؟ إيّاك أن تكون فحّاشاً أو سخّاباً أو لعّاناً. فقلت: واللَّه لقد كان ذلك انّه ظلمني، فقال: إن كان ظلمك لقدأربيت عليه، إنّ هذا ليس من فعالي ولا آمر به شيعتي، استغفر ربّك ولا تعد. قلت: استغفر اللَّه ولا أعود
»[5].
«اى سماعه! اين چه رفتارى بود بين تو و شتربانت؟ بپرهيز از اينكه دشنام دهنده، عربده كش ونفرينگر باشى.» گفتم: اينبهخاطر ظلمى بود كه او بر من كرده بود. فرمود: «اگر او ظلم كرده بود تو هم كه با او برابر آمدى. اين روش از كردار من نيست وشيعيانم را هم بر آن فرمان نمىدهم. از خدايت آمرزش بخواه و ديگر تكرار نكن.» گفتم: از خدا آمرزش مىطلبم و ديگر آن كار راتكرار نمىكنم.
12- امام صادقعليه السلام فرمود:
«إنّ النبيّصلى الله عليه وآله قال في وصيّته لعليّعليه السلام: يا عليّ، أفضل الجهاد من أصبح لا يهمّ بظلم أحد. يا عليّ،
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 70، ص 326، حديث 5.
[2]همان، باب 70، حديث 7.
[3]همان، باب 71، ص 327، حديث 1.
[4]همان، حديث 5.
[5]همان، ص 328، حديث 7.
من خاف الناس لسانه فهو من أهل النار. يا عليّ، شرّ الناس من أكرمه الناس اتّقاء فحشه وأذى شرّه. يا عليّ، شرّ الناس من باع آخرته بدنياه وشرّ منه من باع آخرته بدنيا غيره
»[1].
«در وصيّت پيامبرصلى الله عليه وآله به حضرت علىعليه السلام آمده است: اى على! برترين جهاد اين است كه كسى صبح كند امّا قصد ظلم برهيچكسى را نداشته باشد. اى على! كسى كه مردم از زبانش مىترسند، او از اهل آتش است. اى على! بدترين مردم كسى است كه مردم ازجهت دورى از ناسزاگويى و شرارتش، احترامش مىكنند. اى على! بدترين مردم كسى است كه آخرتش را به دنيايش بفروشد، و بدتر از آنكسى است كه آخرتش را براى دنياى ديگران بفروشد.»
13- عمرو بن نعمان جعفى مىگويد: امام صادقعليه السلام دوستى داشت كه از آنحضرت جدا نمىشد. روزى آن شخص به غلامشگفت: اى فرزند زن بدكاره كجا بودى؟ امامعليه السلام دستش را بلند كرد و به پيشانىاش زد وفرمود:
«سبحان اللَّه تقذف امّه، قد كنتُ أرى أنّ لك ورعاً، فإذا ليس لك ورع.
«سبحان اللَّه! مادرش را متّهم مىكنى؟ من فكر مىكردم تو تقوا دارى ولى معلوم مىشود كه پروا وتقوا ندارى.»
گفت: فدايت گردم! مادر او سندى و مشرك است. حضرت فرمود:
«أمَا علمت أنّ لكلّ امّة نكاحاً، تنح عنّي».
فما رأيته يمشي معه حتى فرّق بينهما الموت»[2]
«آيا نمىدانى كه هر ملّتى براى خود سنّت ازدواجى دارد. از من دور شو.»
از آن پس نديدم كه امام با آن مرد راه برود تا اينكه مرگ بين آنان جدايى انداخت.
14- امام باقرعليه السلام فرمود:
«إنّ أسرع الخير ثواباً البرّ، وإنّ أسرع الشرّ عقوبة البغي، وكفى بالمرء عيباً أن يبصر من الناس ما يعمى عنه من نفسه، أو يعيّر الناس بما لا يستطيعتركه، أو يؤذي جليسه بما لا يعنيه»
[3].
«سريعترين خير از جهت ثواب، نيكوكارى است و سريعترين شرّ از جهت كيفر، ظلم و سركشى است، و كفايت مىكند در عيبانسان كه توجّه كند به آن عيبهايى از مردم كه در خود آنها را ناديده مىگيرد، و يا خورده بگيرد بر مردم آنچه را كه خودش طاقت ترك آن راندارد، يا اذيّت كند همنشين خود را به آنچه به وى ربطى ندارد.»
15- امام صادقعليه السلام از پدرانش نقل مىكند كه در وصيّت پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله به حضرت علىعليه السلام آمده است:
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 71، ص 328، حديث 11.
[2]همان، باب 73، ص 330، حديث 1.
[3]همان، باب 74، ص 332، حديث 5.
«يا عليّ، أربعة أسرع شيء عقوبة: رجل أحسنت إليه فكافأك بالإحسان إساءة، ورجل لا تبغي عليه وهو يبغي عليك، ورجل عاهدته على أمر فوفيتله وغدر بك، ورجل وصل قرابته فقطعوه
»[1].
«اى على! چهار چيز است كه مجازات آنها سريعتر از چيزهاى ديگر است:
1- كسى كه به او احسان كردهاى امّا او احسانت را به بدى جبران مىكند.
2- كسى كه تو به او ستم نكردهاى امّا او به تو ستم مىكند.
3- كسى كه با او پيمان بسته باشى و تو به عهدت و فا كنى امّا او به تو نيرنگ بزند.
4- كسى كه تو با او صله رحم كنى امّا او قطع رَحِم كند.»
16- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«لو بغى جبل على جبل لجعل اللَّه الباغي منهما دكّاً
»[2].
«اگر كوهى بر كوهى ظلم و تجاوز كند، خداوند متجاوز را درهم مىكوبد.»
17- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«اتّقوا الظلم فإنّه ظلمات يوم القيامة
»[3].
«از ستم بپرهيزيد كه ستم ظلمات و تاريكيهاى روز قيامت است.»
18- امام صادقعليه السلام فرمود:
«ما من مظلمة أشدّ من مظلمة لا يجد صاحبها عليها عوناً إلّا اللَّه
»[4].
«هيچ مظلوميّتى سختتر از مظلوميّت كسى نيست كه بر مظلوميّتش ياورى جز خدا پيدا نكند.»
19- باز هم امام صادقعليه السلام فرمود:
«من ظلم مظلمة اخذ بها في نفسه أو في ماله أو في ولده
»[5].
«كسى كه ستمى مرتكب شود، درجان، مال و يا فرزندش مجازات خواهد شد.»
20- امام صادقعليه السلام درباره آيه: (إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ[6]فرمود:
«قنطرة على الصراط لا يجوزها عبد بمظلمة
»[7].
«پلى بر صراط است كه بندهاى كه ظلمى روا داشته، نمىتواند از آن گذر كند.»
21- امام باقرعليه السلام فرمود:
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 74، ص 333، حديث 7.
[2]همان، باب 74، ص 334، حديث 10.
[3]همان، باب 77، ص 338، حديث 2.
[4]همان، حديث 1.
[5]همان، حديث 4.
[6]سوره فجر، آيه 14.
[7]وسائل الشيعه، ج 11، باب 77، ص 338، حديث 5.
«لمّا حضر علي بن الحسينعليه السلام الوفاة ضمّني إلى صدره ثمّ قال: يا بنيّ، اوصيك بما أوصاني به أبي حين حضرته الوفاة وبما ذكر أنّ أباه أوصاه به قال: يابنيّ، إيّاك وظلم من لايجد عليك ناصراً إلّا اللَّه»
[1].
«وقتى على بن الحسينعليه السلام را دم مرگ فرارسيد، مرا در آغوش گرفت وفرمود: فرزندم! تو رابه چيزى وصيّت مىكنم كه پدرم در هنگام مرگ مرا به آن وصيّت كرد وگفت: پدرش به او وصيّت كرده است و آن اينكه: پسرم! بپرهيز ازظلم بر كسى كه در برابر تو هيچ ياورى غير از خدا نمىيابد.»
22- على بن سالم روايت مىكند كه از امام صادقعليه السلام شنيده است كه مىفرمود:
«إنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول: وعزّتي وجلالي لا اجيب دعوة مظلوم دعاني في مظلمة ظُلِمها ولأحد عنده مثل تلك المظلمة
»[2].
«خداوند متعال مىفرمايد: «سوگند به عزّت و جلالم، اجابت نكنم دعاى مظلومى را كه به او ظلم شده است در حاليكه او نيزمثل همين ظلم را درباره ديگرى روا داشته است.»
23- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«إنّي لَعَنْتُ سبعاً لعنهم اللَّه، وكلّ نبي مجاب، قيل: ومن هم يا رسول اللَّه؟ قال: الزائد في كتاب اللَّه، والمكذّب بقدر اللَّه، والمخالف لسنّتي، والمستحلّ من عترتي ما حرّم اللَّه، والمسلّط بالجبروت ليعزّ من أذلّ اللَّه ويذلّ من أعزّ اللَّه، والمستأثر على المسلمين بفيئهم منتحلًا له، والمحرّم ما أحلّ اللَّه عزّوجلّ
»[3].
«من هفت كس را لعنت كردهام كه خدا و هر پيامبر اجابت شده نيز آنها را لعنت كرده است. گفته شد يا رسول اللَّه! آنها كيانند؟ فرمود: آنكه در كتاب خدا اضافه كند، آنكه قَدَر خدا را تكذيب نمايد؟ آنكه با سنّت من مخالفت كند، آنكه حلال بداند درباره عترت منآنچه را كه خدا حرام كرده است، آنكه از روى زور بر مردم حكومت كند وبخواهد عزيز كند كسى را كه خدا خوارش ساخته، يا خوار كندكسى را كه خدا عزيزش داشته است، آنكه سهميّه مسلمين را به خود اختصاص دهد، و آنكه حرام كند آنچه را خداوند حلال كردهاست.»
توبه و شرايط آن
شيطان انسان را وسوسه مىكند و او مرتكب گناه مىشود پس اگر اقدام به توبه كرد و از گناه خود قبل از سپرى شدن هفت ساعت، استغفار نمود، خداوند هم او را مىبخشد، ولى توبه هم شرايطى دارد كه مهمترين آنها عبارتنداز: پشيمان شدن از گناه، تصميم برترك آن، اصلاح آنچهبه وسيله گناه تباه شده است، مانند برگرداندن حقوق مردم، قضاى واجبات فوت شده و ...
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 77، ص 339، حديث 6.
[2]همان، ص 340، حديث 11.
[3]همان، ص 341، حديث 17.
در توبه سفارشها و آدابى وجود دارد كه در احاديث شريف آمده وپارهاى از آنها را نقل مىكنيم و از خداوند مىخواهيم كه به ماتوفيق عمل به آنها را عنايت فرمايد:
1- معاويه بن وهب مىگويد: از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«إذا تاب العبد توبة نصوحاً أحبّه اللَّه فستر عليه في الدنيا والآخرة، قلت: وكيف يستر عليه؟ قال: ينسي ملكيه ما كتبا عليه من الذنوب، ويوحي إلىجوارحه: اكتمي عليه ذنوبه، ويوحي إلى بقاع الأرض: اكتمي ما كان يعمل عليك من الذنوب، فيلقى اللَّه حين يلقاه وليس شيء يشهد عليه بشيء منالذنوب
»[1].
«اگر بندهاى توبه خالص كند خداوند او را گرامى داشته و در دنيا و آخرت، گناهانش را بپوشاند. گفتم: چگونه بر اومى پوشاند؟ فرمود: خداوند فراموشى مىدهد دو فرشتهاش را از آنچه براى او از گناهان نوشتهاند، و به اعضاى بدنش وحى مىكند كه گناهانش را كتمانكنند، و به اطراف زمين وحى مىكند كه مخفى كنيد آن گناهانى را كه بر روى شما انجام داده است. پس او خدا را ملاقات مىكند در حاليكهچيزى نيست كه به گناهان او شهادت دهد.»
2- حضرت علىعليه السلام فرمود:
«تعطّروا بالاستغفار لا تفضحنّكم روائح الذنوب
»[2].
«خود را با استغفار عطرآگين سازيد تا بوهاى گناهان شما را رسوا نسازد.»
3- از امام صادقعليه السلام از پدرانش روايت شده است كه پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«أربع من كن فيه كان في نور اللَّه الأعظم: من كان عصمة أمره شهادة أن لا إله إلّا اللَّه وأني رسول اللَّهصلى الله عليه وآله، ومن إذا أصابته مصيبة قال:إِنّا للَّهِ وَإِنّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ، ومن إذا أصاب خيراً قال: الحمد للَّه ربّ العالمين، ومن إذا أصاب خطيئة قال: استغفر اللَّهوأتوب إليه»[3].
«چهار چيز است كه در هر كس باشد، در نور اعظم خداوند قرار مىگيرد:
1- هركه اساس زندگى او شهادت به يگانگى خدا و رسالت من باشد.
2- كسى كه اگر مصيبتى به او رسد «انّا للَّه وانّا اليه راجعون» بگويد.
3- كسى كه اگر خيرى به او رسد «الحمد للَّه ربّ العالمين» بگويد.
4- و كسى كه اگر خطايى مرتكب شود، «استغفر اللَّه واتوب اليه» بگويد.»
4- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«صاحب اليمين أمير على صاحب الشمال، فإذا عمل العبد سيّئة قال صاحباليمين لصاحبالشمال:
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 86، ص 356، حديث 1.
[2]همان، باب 85، حديث 17.
[3]همان، حديث 18.
لاتعجل وانظره سبع ساعات، فإن مضت سبعساعات ولم يستغفر، قال: اكتب فما أقلّ حياء هذا العبد
»[1].
«فرشته سمت راست، فرمانرواى فرشته سمت چپ است، پس اگر بندهاى گناهى انجام دهد، فرشته سمت راست به فرشته سمتچپ مىگويد: عجله نكن و او را هفت ساعت مهلت بده، پس اگر هفت ساعت بگذرد و او توبه نكند مىگويد: بنويس. چقدر حياى اين بندهكم است.»
5- عبداللَّه بنمحمّد جعفى مىگويد: از امام باقرعليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«كان رسول اللَّهصلى الله عليه وآله والاستغفار لكم حصنين حصينين من العذاب، فمضى أكبر الحصنين وبقي الاستغفار، فأكثروا منه فإنّه ممحاة للذنوب، قال اللَّه عزّوجلّ:وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ[2]»[3].
«وجود پيامبر خداصلى الله عليه وآله و استغفار براى شما دو دژ محكم نگهدارنده از عذاب بودند. اكنون بزرگترين آن دو دژ رفته است واستغفار باقى مانده است، پس بسيار استغفار كنيد كه گناهان را محو مىكند، خداوند در قرآن فرموده است: «ولى (اىپيامبر!) تا تو در ميان آنها هستى، خداوندا آنها را مجازات نخواهد كرد؛ و (نيز) تا استغفار مىكنند، خدا عذابشاننمىكند.»
6- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«طوبى لمن وجد في صحيفة عمله يوم القيامة تحت كلّ ذنب استغفر اللَّه
»[4].
«خوشا به حال كسى كه در روز قيامت در صحيفه اعمالش در زير هر گناهى، «استغفر اللَّه» را بيابد.»
7- ابان بن تغلب مىگويد: از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«ما من عبد أذنب ذنباً فندم عليه، إلّا غفر اللَّه له قبل أن يستغفر، وما من عبد أنعم اللَّه عليه نعمة فعرف أنّها من عند اللَّه إلّا غفر اللَّه له قبل أنيحمده»
[5].
«هيچ بندهاى نيست كه گناهى مرتكب شود و از آن پشيمان شود مگر اينكه خداوند او را پيش از اينكه استغفار كند، مىبخشد، وهيچ بندهاى نيست كه خداوند نعمتى به او بدهد و او بداند و بفهمد كه آن نعمت از جانب خداوند است مگر اينكه خداوند او را ببخشد قبل ازآنكه حمد و ستايش خدا را بجا آورد.»
8- عباس، غلام امام رضاعليه السلام مىگويد: شنيدم از حضرت رضاعليه السلام كه مىفرمود:
«المستتر بالحسنة يعدل سبعين حسنة، والمذيع بالسيّئة مخذول، والمستتر بالسيّئة مغفور له» (
[6].
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 85، ص 355، حديث 16.
[2]سوره انفال، آيه 33.
[3]همان، ص 354، حديث 12.
[4]همان، ص 355، حديث 14.
[5]همان، باب 83، ص 349، حديث 4.
[6]وسائل الشيعه، ج 11، باب 84، ص 350، حديث 1.