بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 131

بر حجرالاسود بكش و آن را ببوس، اگر نتوانستي ببوسي دست بكش، و اگر نشد اشاره كن به آن و بگو:

"اللهم أمانتي اديتها و ميثاقي تعاهدته لتشهد لي بالموافاة . اللهم تصديقا بكتابك و علي سنة نبيك صلواتك عليه و آله اشهد أن لا اله الا الله وحده لاشريك له ، و أن محمدا عبده ورسوله آمنت بالله و كفرت بالجبت والطاغوت واللات و العزي و عبادة الشيطان و عبادة كل ند يدعي من دون الله".

واگر نتوانستي همه را بخواني بعضي را بخوان و بگو:

"اللهم اليك بسطت يدي و فيما عندك عظمت رغبتي فاقبل سبحتي و اغفر لي و ارحمني ، اللهم اني أعوذ بك من الكفر و الفقر ومواقف الخزي في الدنيا و الاخرة".

فصل دوم - طواف خانه خدا

واجبات، شرايط، احكام و آداب آن

اولينواجب عمره تمتع "نيت" ودومينواجب آن "احرام" بود كه شرح آن گذشت .سوم :"طواف خانه كعبه" است، بدين معنا كه هفت مرتبه دور خانه كعبه به گونه اي كه شرحش مي‌آيد بگردند; و هر دور را يك "شوط" مي‌نامند.(مسأله 368)"طواف" از اركان عمره تمتع است ; چنانكه از اركان عمره مفرده و انواع حج نيز مي‌باشد، مگر طواف نساء كه هر چند واجب است ولي جزو عمره و حج نيست . پس در عمره تمتع اگر طواف را عمدا ترك كند تا وقت آن فوت شود عمره او باطل مي‌شود. همچنين است عمره مفرده و انواع حج ; خواه ترك طواف با علم به مسأله باشد يا از روي ندانستن مسأله يا


صفحه 132

ندانستن محل طواف . و جاهل در حج علاوه بر اعاده حج بايد يك شتر نيز كفاره بدهد; و بنابراحتياط عالم به مسأله نيز اين كفاره را بدهد. و ثبوت اين كفاره در عمره مبني بر احتياط است . و وقت فوت عمره تمتع وقتي است كه اگر بخواهد آن را با باقي اعمال عمره بجا آورد از وقوف به عرفات كه اولين ركن حج است باز مي‌ماند. و وقت فوت آن در انواع حج تمام شدن ماه ذي حجه است . و وقت فوت آن در عمره مفرده محل اشكال است و بايد به كتابهاي مفصل مراجعه شود.(مسأله 369)كسي كه عمره تمتع را در اثر تأخير طواف باطل كرده هرچند محتمل است احرامش نيز به اين عمل باطل شده باشد، ولي بنابر احتياط نيت خود را به حج افراد برگرداند و احتياطا احرام را نيز تجديد نمايد و پس از اتمام حج، يك عمره مفرده بجا آورد، و در سال بعد نيز عمره و حج تمتع را اعاده نمايد. و حكم كفاره آن در مسأله پيش گفته شد.(مسأله 370)اگر كسي طواف را فراموش كرد عمره و حج او باطل نيست ; ولي هر وقت يادش آمد بايد آن را با نماز آن بجا آورد; بلكه بنابر احتياط واجب سعي صفا و مروه را نيز بجا آورد، هر چند آن را بجا آورده باشد. و اگر به وطن خود برگشته و مي‌تواند به مكه برگردد بايد برگردد; و قهرا اگر ماه احرام اول گذشته باشد بايد با احرام جديد وارد مكه شود. و اگر برگشتن براي او مقدور نيست يا مشقت دارد بايد به شخص مورد اطميناني نيابت دهد تا طواف و نماز و سعي را به نيابت او به جا آورد. و اگر در اين مدت پس از توجه به ترك طواف نزديكي كرده بايد كفاره بدهد; و كفاره آن بنابر احتياط واجب يك شتر است . همچنين است بنابر احتياط اگر پيش از توجه نزديكي كرده است .


صفحه 133

پس اگر طواف عمره بوده شتر را در مكه، و اگر طواف حج بوده شتر را در مني قرباني كند.(مسأله 371)محرم اگر به واسطه مرض خودش نتواند طواف كند و تا آخرين فرصت ممكن نيز قدرت پيدانكند، پس اگر ممكن است ديگران او را طواف دهند، به نحوي كه پاهايش بر زمين گذاشته شود يا به زمين كشيده شود; و اگر ممكن نيست او را به دوش گيرند يا بر تخت گذارند و طواف دهند; و اگر به هيچ شكل طواف دادن او ممكن نيست بايد براي خود نايب بگيرد.(مسأله 372)شخص مريض را كه طواف مي‌دهند بايد همه شرايط و احكام طواف را به قدر ممكن رعايت كند.

شرايط طواف

در صحيح بودن طواف پنج چيز شرط است :اول"نيت" است ; بدين معنا كه بايد طواف را با توجه و قصد قربت و خلوص براي خدا بجا آورد.(مسأله 373)لازم نيست نيت را به زبان بياورد يا تفصيل آن را به قلب و دل بگذراند; بلكه همين كه بنا دارد عمل را براي خدا بجا آورد و دنبال اين بنا آن را بجا مي‌آورد كافي است . طواف و ساير عبادتها مانند ساير كارهاي روزانه است كه انسان باتوجه و اختيار خود انجام مي‌دهد. البته بايد اعمال عبادي را براي رضاي خدا و عمل به دستور او انجام دهد.(مسأله 374)در صحيح بودن طواف و ساير عبادتها فرق نمي كند كه عمل را براي خدا بجا آورد، يا براي رضا و خوشنودي خدا، يا براي اطاعت امر خدا، يا براي ترس و فرار از غضب خدا و اينكه خدا او را به جهنم نبرد، و يا براي اينكه خدا به او ثواب دهد و او را به بهشت ببرد.


صفحه 134

(مسأله 375)اگر در بجا آوردن طواف يا ساير اعمال عمره و حج و عبادتهاي ديگر ريا كند، يعني براي نشان دادن و به رخ كشيدن و تحسين ديگران عمل را بجا آورد، علاوه بر اينكه عمل او باطل است در اين كار معصيت خدا رانيز كرده است و بايد توبه كند.(مسأله 376)اگر در عملي كه براي خدا بجا مي‌آورد مخلص نباشد و رضاي ديگري را نيز شركت دهد عمل او باطل است .(مسأله 377)اگر عمل را فقط براي خدا بجا آورد ولي پس از تمام شدن عمل آن را به رخ ديگران بكشد، عمل باطل نمي شود.دوم از شرايط طواف"طهارت از حدث" است ; پس طواف كننده بايد پاك باشد، هم از حدث اكبر كه موجب غسل است - مانند جنابت و حيض و نفاس و مس ميت - و هم از حدث اصغر كه موجب وضوست، يعني بايد با وضو باشد.(مسأله 378)طهارت از حدث در طواف واجب شرط است ; خواه طواف عمره باشد يا طواف حج يا طواف نساء; حتي در عمره و حج مستحبي نيز چون پس از احرام اتمام آنها واجب مي‌شود طهارت در طواف آنها شرط است .(مسأله 379)محدث[1]اگر طواف واجب بجا آورد باطل است ; خواه از روي علم و عمد باشد يا از روي غفلت يا فراموشي يا ندانستن مسأله . مانند نماز كه اگر بي طهارت بجا آورده شود در هر حال باطل است و بايد از سر گيرد.(مسأله 380)طواف يعني "گردش هفت شوط دور خانه كعبه" مستحب مؤكد است ; و هر چه انسان بتواند به نيت خود يا به نيابت ديگران طواف كند خوب است . و در اين قبيل طواف كه
[1]"محدث" كسي است كه حدث اكبر يا اصغر از او سرزده است .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :134

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 135

مستحب است و جزو عمره و حج نيست طهارت از حدث اصغر شرط نيست ; يعني لازم نيست با وضو باشد، هر چند براي نماز آن بايد وضو بگيرد. ولي جنب و حائض و نفساء جايز نيست در مسجدالحرام داخل شوند; واگر از روي نافرماني يافراموشي و غفلت داخل شدند و طواف مستحب بجا آوردند صحيح بودن آن محل اشكال است .(مسأله 381)اگر در بين طواف واجب حدث خارج شود مسأله چهار صورت دارد:اول :اينكه پيش از رسيدن به نصف حقيقي طواف باشد; در اين صورت طواف باطل مي‌شود و بايد پس از وضو آن را از سرگيرد; خواه حدث به اختيار او خارج شود يا بدون اختيار. و خوب است پس از وضو طواف و نماز آن را تمام كند و دوباره آنها را از سر گيرد.دوم :اينكه پس از رسيدن به نصف و پيش ازتمام شدن شوط چهارم باشد; در اين صورت بنابر احتياط واجب پس از وضو طواف سابق را تمام كند و نماز آن را نيز بخواند و دوباره طواف و نماز آن را از سر گيرد.سوم :اينكه بعد از تمام شدن شوط چهارم به اختيار، خود را محدث كند; در اين صورت نيز مانند صورت دوم احتياط كند.چهارم :اينكه پس از تمام شدن شوط چهارم بي اختيار حدث خارج شود; در اين صورت پس از وضو يا غسل كافي است طواف سابق را از جايي كه حدث خارج شده تمام كند.(مسأله 382)اگر در بين طواف، حدث اكبر - مانند جنابت يا حيض و يا نفاس - عارض شود بايد فورا از مسجدالحرام خارج شود; و راجع به طواف جنب تفصيلي كه در مسأله پيش گفته شد جاري است . و حكم حائض و نفساء در


صفحه 136

مسائل آينده روشن خواهد شد.[1](مسأله 383)كسي كه از وضو يا غسل كامل معذور است، مانند كسي كه وظيفه اش وضو يا غسل جبيره اي است، يا مسلوس و يا مبطون[2]، بايد به همان نحوي كه براي نماز عمل مي‌كرد براي هر يك از طواف و نماز طواف نيز عمل نمايد و بنابر احتياط براي مبطون نايب هم بگيرند تا براي او طواف كند. و زن مستحاضه هر چند بنابر اقوي جايز است بدون غسل و وضو وارد مسجدالحرام شود، ولي او نيز بايد براي هر يك از طواف و نماز آن مطابق آنچه براي نمازهاي يوميه عمل مي‌كرد عمل نمايد.(مسأله 384)كسي كه از وضو يا غسل به طور كلي معذور است، پس اگر اميد دارد كه عذرش برطرف شود و بتواند طواف را با وضو يا غسل بجا آورد، بنابر احتياط واجب بايد صبر كند. و اگر اميد ندارد يا اميد او برطرف شده است بايد براي طواف واجب و نماز آن تيمم كند; بدل از وضو يا غسل يا هر دو به ترتيبي كه در نماز گفته شده است .(مسأله 385)كسي كه از تيمم نيز عذر دارد و اميد هم ندارد كه عذرش برطرف شود و به اصطلاح "فاقد الطهورين" است، پس جنب و حائض جايز نيست در مسجدالحرام وارد شوند; بلكه بايد براي طواف نايب بگيرند. همچنين كسي كه از وضو و تيمم معذور است بايد نايب بگيرد; ولي بنابر احتياط واجب خودش نيز بدون طهارت طواف و نماز آن را بجا آورد.(مسأله 386)اگر بدل از غسل تيمم كرد و بعد حدث
[1]به مسأله «390» مراجعه شود.
[2]"مسلوس" كسي است كه بدون اختيار از او ادرار خارج مي‌شود. و "مبطون" كسي است كه به اسهال شديد مبتلا شده و بدون اختيار از مخرج غائط او مدفوع خارج مي‌شود.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :136

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 137

اصغر از او خارج شد، در اين صورت علاوه بر وضو يا تيمم بدل آن، بنابر احتياط تيمم بدل از غسل را نيز اعاده نمايد.(مسأله 387)اگر در سابق وضو گرفته و شك كرد كه وضويش باطل شده يا نه جايز است بنابر طهارت گذارد و لازم نيست وضو بگيرد; همچنين اگر از حدث اكبر پاك بوده و شك كرد كه محدث شده يا نه لازم نيست غسل كند. و بر عكس اگر سابقا محدث بوده و شك كرد كه وضو يا غسل بجا آورده يا نه، بايد بنا گذارد بر باقي بودن حدث، و وضو يا غسل را بجا آورد. و خوب است در دو صورت اول نيز احتياطا وضو يا غسل را بجا آورد تا مبادا كشف خلاف شود و از ناحيه باطل بودن طواف به زحمت افتد.(مسأله 388)اگر بعد از تمام شدن طواف شك كند كه با طهارت بوده يا نه، در هر صورت با احتمال توجه در اول عمل، طواف او صحيح است ; ولي براي اعمال بعد و از جمله نماز طواف بايد طهارت را به نحوي تحصيل يا احراز[1]نمايد. و اگر در اثناي طواف شك كند كه طواف او با طهارت بوده يا نه و يقين به طهارت سابق نيز ندارد، در اين صورت بنابر احتياط پس از تحصيل طهارت طواف را تمام كند و نماز آن را نيز بخواند و دوباره طواف و نماز را از سر گيرد; خواه پس از شوط چهارم باشد يا پيش از آن .(مسأله 389)اگر زن در حال احرام حائض باشد يا پس از احرام حائض شود بايد صبر كند تا پاك شود و طواف خود را بجا آورد; همچنين است زن نفساء. و اگر در احرام عمره تمتع است و وقت تنگ شده به گونه اي كه مي‌ترسد وقوف به عرفات را درك نكند بايد نيت خود را به حج افراد برگرداند و پس از تمام شدن
[1]"احراز": كسب اطمينان .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :137

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 138

حج يك عمره مفرده بجا آورد; و در اين صورت وظيفه خود را انجام داده است .(مسأله 390)اگر زن در بين طواف واجب حائض يا نفساء شود - چنانكه گذشت - بايد فورا از مسجدالحرام خارج شود و صبر كند تا پاك شود. و در مسأله چند صورت است :اول :اينكه چهار شوط از طواف را انجام داده باشد; در اين صورت آنچه انجام داده صحيح است و بايد پس از پاك شدن آن را تكميل نمايد و پس از آن، نماز و سعي را بجا آورد. و اگر در احرام عمره تمتع است و مي‌ترسد وقوف به عرفات را درك نكند بايد سعي و تقصير را بدون تكميل طواف بجا آورد و براي حج محرم شود و پس از پاك شدن بنابر احتياط واجب اول باقيمانده طواف عمره را با نماز آن، و پس از آن طواف حج را بجا آورد; همچنين است اگر پس از طواف و پيش از نماز طواف حائض يا نفساء شود.دوم :اينكه پيش از انجام نصف طواف باشد; در اين صورت بنابر اقوي طواف او باطل است . پس اگر وقت دارد بايد صبر كند; و اگر وقت تنگ شده و مي‌ترسد وقوف به عرفات را درك نكند بايد نيت خود را به حج افراد برگرداند و پس از تمام شدن حج يك عمره مفرده به جا آورد.سوم :اينكه از نصف حقيقي گذشته، ولي چهار شوط تمام نشده است ; در اين صورت پس از پاك شدن بنابر احتياط طواف سابق را تمام كند و نماز آن را نيز بخواند و دوباره آنها را از سر گيرد. و اگر وقت تنگ شده و مي‌ترسد وقوف را درك نكند، بنابر اقوي مانند صورت دوم نيت خود را به حج افراد برگرداند.چهارم :اينكه يقين دارد كه در آينده نيز قدرت طواف با طهارت را ندارد; مثل اينكه مي‌داند كاروان او فرصت نمي دهند كه او تا زمان پاك شدن و انجام طواف در مكه بماند. در