(مسأله 424)اگر از روي سهو و فراموشي بعضي از طواف واجب را ترك كرد و پيش از خارج شدن از مطاف[1]و به هم خوردن موالات عرفي و حادث شدن منافيات طواف يادش آمد، ميتواند آن را تمام كند و طواف او صحيح است . و اگر از مطاف به طور كلي خارج شده يا موالات عرفي آن به هم خورده است يا بعضي از منافيات طواف حادث شده ; مسأله چند صورت دارد:اول :اينكه مقدار باقيمانده يك شوط يا كمتر باشد; در اين صورت پس از اينكه يادش آمد بايد باقيمانده را بجا آورد و طواف او صحيح است . و اگر خودش نمي تواند - مثل اينكه به وطن برگشته است - بايد براي همان باقيمانده نايب بگيرد.دوم :اينكه مقدار باقيمانده بيشتر از يك شوط باشد ولي چهار شوط را تمام كرده باشد; اين صورت نيز بنابر اقوي مثل صورت اول است . ولي بنابر احتياط پس از تمام كردن طواف سابق همه طواف را نيز از سر گيرد; و اين احتياط تا ممكن است ترك نشود.سوم :اينكه بيش از نصف طواف را بجا آورده باشد ولي چهار شوط را تمام نكرده باشد; در اين صورت پس از اينكه يادش آمد بنابر احتياط واجب طواف سابق را تمام كند و پس از نماز آن، دوباره طواف و نماز آن را از سر گيرد.چهارم :اينكه كمتر از نصف طواف را بجا آورده باشد; در اين صورت بنابر مشهور و قاعده، طواف او باطل است ; ولي بنابر احتياط مانند صورت سوم عمل نمايد. و در همه اين صور اگر به وطن برگشته و برگشتن به مكه براي او مشقت دارد براي
[1]"مطاف" محدوده معيني است كه بايد طواف در آن واقع شود; و مقدار آن محدوده در مسأله «410» بيان شده است .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :149
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
خود نايب بگيرد.(مسأله 425)اگر در بين سعي صفا و مروه متوجه شود كه بعضي از طواف را ترك كرده است بنابر احتياط نسبت به طواف مانند مسأله پيش عمل نمايد، و نسبت به سعي بنابر احتياط آن را تمام كند و دوباره بجا آورد. مگر اينكه توجه او به نقص طواف بعد از انجام چهار شوط از طواف و چهار شوط از سعي باشد كه در اين صورت پس از اتمام طواف و اعاده آن بنابر احتياط اتمام سعي كافي است .(مسأله 426)اگر در بين طواف مريض شود به گونه اي كه نمي تواند طواف را هر چند با كمك ديگران ادامه دهد، پس اگر بعد از تمام شدن شوط چهارم باشد بنابر احتياط براي تمام كردن آن نايب بگيرد; و اگر در مكه حالش خوب شد خودش نيز باقيمانده را بجا آورد، و بهتر است همه طواف را نيز از سر گيرد. و اگر پيش از نصف باشد طواف او باطل ميشود. پس اگر در آينده بتواند بايد خودش آن را بجا آورد، هر چند ديگران او را طواف دهند; و اگر نتواند بايد نايب بگيرد. و اگر بعد از نصف و پيش از تمام شدن شوط چهارم باشد بنابر احتياط مانند صورت اول عمل كند و بعد نيز طواف را از سر گيرد; و اگر نمي تواند نايب بگيرد.(مسأله 427)قطع كردن طواف براي انجام كارهاي ضروري مربوط به خود يا ديگران مانعي ندارد; بلكه در اخبار وارده نسبت به قطع طواف براي انجام خواسته هاي مؤمنين ترغيب و تشويق نيز شده است . پس اگر طواف مستحب باشد در هر صورت ميتواند از جايي كه قطع كرده ادامه دهد. و اگر طواف واجب باشد، پس اگر از محل طواف خارج نشده و موالات عرفي نيز به هم نخورده است
ميتواند طواف سابق را ادامه دهد و صحيح است ; و اگر موالات عرفي به هم خورده است در مسأله چند صورت است :اول :اينكه بعد از شوط چهارم قطع شده باشد; در اين صورت بايد طواف گذشته را ادامه دهد و صحيح است ; ولي بنابر احتياط پس از تمام كردن آن را از سر گيرد.دوم :اينكه بعد از نصف طواف و پيش از تمام شدن شوط چهارم باشد; در اين صورت احتياط كند، يعني طواف گذشته را تمام كند و بعد آن را از سر گيرد.سوم :اينكه پيش از نصف باشد در اين صورت طواف او باطل شده و بايد آن را از سر گيرد.(مسأله 428)اگر در اثر عارض شدن جنابت يا حيض يا نفاس يا حدث اصغر و يا نجس شدن بدن يا لباس طواف را قطع كند، حكم آنها در بحث شرايط طواف، مسائل «381»، «390»، «397» بيان شده است .(مسأله 429)اگر در بين طواف واجب وقت نماز واجب تنگ شود، واجب است طواف را قطع كند و نماز را بخواند. پس اگر بعد از شوط چهارم طواف بوده همان طواف را تمام كند; و اگر پيش از تمام شدن شوط چهارم بوده، بنابر احتياط طواف را تمام كند و نماز آن را بخواند و دوباره آن را از سر گيرد. و نيز جايز بلكه مستحب است براي درك جماعت يا فضيلت وقت، طواف واجب را قطع كند و پس از نماز مطابق دستور فوق عمل نمايد.
مسائل شك در طواف
(مسأله 430)در چند مورد طواف كننده به شك خود اعتنا نمي كند و حكم به صحت طواف او ميشود:اول :اينكه بعد از فراغت از هفت شوط شك كند آيا طواف
را صحيح انجام داده يا نه ; مثلا احتمال بدهد از طرف راست دور زده باشد، يا در حال طواف محدث بوده، يا از داخل حجر اسماعيل (ع) طواف كرده باشد.دوم :اينكه بعد از فراغت از طواف و وارد شدن در واجب ديگري - مثل نماز طواف يا سعي - در عدد شوطها شك كند; به شرط اينكه يك طرف احتمال او هفت شوط باشد، مثلا شك كند آيا هفت شوط بجا آورده يا كمتر يا بيشتر. ولي اگر از طواف منصرف شده و هنوز وارد واجب ديگري نشده در عدد شوطها شك كند و احتمال نقيصه در ميان باشد، صحت طواف او خالي از اشكال نيست و احوط اعاده آن است .سوم :اينكه در آخر شوط باشد و يقين دارد كه هفت شوط كامل طواف كرده ولي نسبت به زياده شك كند و احتمال بدهد كه يك شوط يا بيشتر اضافه كرده باشد.چهارم :كسي كه كثيرالشك و خارج از متعارف باشد; و خوب است چنين شخصي ديگري را وادار كند تا مراقب طواف او باشد و عدد شوطها را حفظ كند.(مسأله 431)در چند صورت شك در طواف موجب بطلان طواف است و بايد آن را از سر گيرد; و جامع همه آنها اين است كه هفت شوط قطعي نشده باشد و احتمال نقيصه در بين باشد:اول :اينكه همه اطراف احتمال، كمتر از هفت باشد; مثل اينكه شك بين سه و چهار، يا چهار و پنج، يا پنج و شش باشد.دوم :اينكه پيش از فراغت از طواف، بين هفت و كمتر شك كند.سوم :اينكه بين كمتر از هفت و بيشتر از هفت شك كند، مثلا شك كند آيا شش شوط بجا آورده يا هشت شوط.چهارم :اينكه بين هفت و كمتر و زيادتر شك كند و هنوز از
طواف، منصرف نشده باشد.پنجم :اينكه پيش از رسيدن به حجرالاسود و تمام شدن شوط، بين هفت و بيشتر شك كند.(مسأله 432)"گمان" در عدد شوطها و در شرايط طواف معتبر نيست و حكم شك را دارد.(مسأله 433)اگر در طواف مستحب در عدد شوطها شك كند، بنابر كمتر گذارد و طواف او صحيح است .(مسأله 434)اگر رفيق انسان كه مورد اعتماد است به عدد شوطها يقين دارد اعتماد بر شماره او جايز است .
مسائل متفرقه طواف
(مسأله 435)اگر در بين سعي صفا و مروه يادش آيد كه طواف را بجا نياورده يا طوافش باطل بوده است، بايد سعي را رها كند و طواف و نماز آن را بجا آورد و پس از آنها سعي را از سر گيرد. و همچنين بنابر احتياط واجب اگر پس از تمام شدن سعي يادش آيد كه طواف را بجا نياورده يا باطل بوده، پس از طواف و نماز آن سعي را دوباره بجا آورد.(مسأله 436)اگر مريض يا كودكي را به دوش گرفت تا طوافش دهد ميتواند براي خودش نيز قصد طواف كند; و طواف هر دو صحيح است .(مسأله 437)در حال طواف تكلم كردن، خنديدن، شعر خواندن و مانند اينها اشكال ندارد; ولي در طواف واجب كراهت دارد. بلكه سزاوار است در هر طوافي مشغول دعا و ذكر خداوند و تلاوت قرآن باشد.(مسأله 438)آب خوردن در حال طواف و در بين آن مانعي ندارد.
(مسأله 439)لازم نيست در حال طواف روي طواف كننده به طرف جلو باشد; بلكه جايز است به طرف چپ يا راست بلكه عقب نگاه كند يا صورت خود را به طرف راست يا چپ بگرداند; و ميتواند طواف را رها كند و خانه كعبه را ببوسد و برگردد و از همانجا طواف كند. ولي چنانكه گذشت در حال طواف بايد شانه چپ او عرفا به طرف كعبه باشد، و لكن از دقتهاي عاميانه ناشي از وسوسه بايد اجتناب شود.(مسأله 440)هر گاه در حال طواف در قسمتي از آن اشكالي پيش آمد - مثل اينكه او را بي اختيار بردند يا در اثر كثرت و فشار جمعيت، پشت يا رو به كعبه شد و قسمتي از طواف به اين صورت انجام شد - بايد همان قسمت را از سر گيرد; و در صورت شك كمي از پيش شروع كند و قصد كند آنچه واقعا طواف نشده طواف باشد. و اگر برگردد و از حجرالاسود به قصد طواف شروع كند محل اشكال است . و اگر نمي تواند برگردد ميتواند بدون قصد طواف با جمعيت تا جايي كه از آنجا بايد طواف را انجام دهد دور بزند و از آنجا قصد طواف كند. و اگر كثرت جمعيت او را نمي برد بلكه سبب ميشود به اختيار خودش تندتر يا كندتر راه برود طواف او صحيح است و اعاده آن لازم نيست .
آداب و مستحبات طواف
(مسأله 441)1 -مستحب است در حال طواف بگويد:
"اللهم اني اسألك باسمك الذي يمشي به علي طلل الماء كما يمشي به علي جدد الارض و اسألك باسمك الذي يهتز له عرشك و اسألك باسمك الذي تهتز له اقدام ملائكتك و اسألك باسمك الذي دعاك به موسي من جانب الطورو به جاي "كذا و كذا" حاجات خود را بطلبد.2 -و نيز در حال طواف بگويد:
"اللهم اني اليك فقير و اني خائف مستجير فلا تغير جسمي و لا تبدل اسمي".3 -و هر وقت به در خانه كعبه ميرسد صلوات بر پيغمبر و آل او بفرستد و اين دعا را بخواند:
"سائلك فقيرك مسكينك ببابك ، فتصدق عليه بالجنة . اللهم البيت بيتك و الحرم حرمك و العبد عبدك و هذا مقام العائذ المستجير بك من النار فأعتقني و والدي و اهلي و ولدي و اخواني المؤمنين من النار يا جواد يا كريم"[2]4 -و وقتي كه به حجر اسماعيل (ع) رسيد، پيش از رسيدن به ناودان سر را بلند كند و در حال نگاه به ناودان بگويد:
"أللهم أدخلني الجنة و أجرني من النار برحمتك و عافني من السقم و اوسع علي من الرزق الحلال و ادراء عني شر فسقة الجن و الانس و شر فسقة العرب و العجم".5 -و وقتي كه از حجر اسماعيل (ع) گذشت و به پشت كعبه رسيد بگويد:
"يا ذا المن و الطول يا ذا الجود و الكرم ان عملي ضعيف فضاعفه لي و تقبله مني انك أنت السميع العليم".6 -و وقتي كه به ركن يماني رسيد دست بلند كند و بگويد:
"يا الله يا ولي العافية و خالق العافية و رازق العافية و المنعم بالعافية و المنان بالعافية و المتفضل بالعافية علي و علي جميع خلقك يا رحمن الدنيا و الاخرة و رحيمهما صل علي محمد و آل
[1]كافي 406/4.
[2]من لا يحضره الفقيه 531/2.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :155
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
7 -و در بين ركن يماني و حجرالاسود بگويد:
"ربنا آتنا في الدنيا حسنة و في الاخرة حسنة و قنا عذاب النار".8 -و در شوط هفتم وقتي كه به مستجار - كه نزديك ركن يماني و مقابل در كعبه است - رسيد دو دست خود را بر ديوار كعبه بگشايد و شكم و صورت خود را به كعبه بچسباند و بگويد:
"أللهم البيت بيتك و العبد عبدك و هذا مكان العائذ بك من النار".پس از آن به گناهان خود اعتراف كند; زيرا هر بنده مؤمني در اين مكان به گناهان خود اعتراف كند و طلب آمرزش نمايد، خداي منان گناهان او را ميآمرزد، ان شاء الله تعالي ; پس بگويد:
"أللهم من قبلك الروح و الفرج و العافية أللهم ان عملي ضعيف فضاعفه لي و اغفر لي ما اطلعت عليه مني و خفي علي خلقك".پس از آن پناه ببرد به خدا از آتش جهنم، و آنچه ميخواهد دعا كند.9 -ركن يماني را استلام كند، يعني ببوسد يا لمس كند و خود را به حجرالاسود برساند و طواف را تمام كند و بگويد:
"أللهم قنعني بما رزقتني و بارك لي فيما آتيتني".[2]10 -و مستحب است در هر شوط، ستونهاي چهارگانه كعبه و نيز حجرالاسود را استلام كند و يا به آن اشاره نمايد.11 -و در وقت استلام حجرالاسود بگويد:
"أللهم أمانتي أديتها و ميثاقي تعاهدته لتشهد لي بالموافاة".ضمنا يادآور ميشود چون سند بعضي از دعاها مورد اعتماد نيست خوب است دعاها به قصد رجاء خوانده شوند.[3]
[1]وسائل الشيعه، كتاب الحج، باب «20» از "ابواب الطواف"، حديث 7.
[2]من لا يحضره الفقيه 534/2.
[3]يعني به اميد مطلوبيت انجام دهد، نه به قصد ورود در شرع تا اينكه مستلزم نسبت دادن حكم غير معلوم به خداوند متعال گردد.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :156
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست