نتواند بماند تا پاك شود.دوم :پيرمرد يا پيرزني كه نتواند به مكه برگردد يا در اثر زياد بودن جمعيت از طواف عاجز باشد.سوم :بيماري كه بترسد پس از برگشتن در اثر كثرت جمعيت نتواند طواف كند.چهارم :كسي كه ميداند تا آخر ذي حجه در اثر ترس يا جهاتي ديگر نمي تواند به مكه برگردد، يا نمي تواند طواف و سعي را بجا آورد.(مسأله 625)سه طائفه اول كه طواف و سعي را جلو انداخته اند اگر به مكه برگشتند و ميتوانند، بنابر احتياط سعي را دوباره بجا آورند; بلكه خوب است طواف را نيز در صورت امكان اعاده نمايند، هر چند واجب نيست . ولي طائفه چهارم اگر ميتوانند به مكه برگردند و معلوم شد مانعي كه خيال ميكردند وجودندارد بنابر احتياط واجب بايد طواف و سعي را اعاده نمايند.(مسأله 626)كسي كه به جهتي از جهات ميترسد به مكه برگردد جايز است طواف نساء را نيز جلو بيندازد. و طوائف ديگر نيز هر چند جايز است جلو بيندازند ولي بنابر احتياط در صورت امكان آن را اعاده نمايند.(مسأله 627)اگر بعد از ورود به مكه نتواند بعضي از اعمال نامبرده را انجام دهد - مثل اينكه بيمار شود و به هيچ شكل هر چند با كمك و مساعدت ديگران نتواند طواف و سعي را به جا آورد، يا زن حائض بوده يا حائض شود و كاروان به او مهلت ماندن را نمي دهد - براي آنچه مقدور او نيست بايد نايب بگيرد; و آنچه را ميتواند خودش بايد انجام دهد.(مسأله 628)تروك و محرمات احرام حج در سه مرحله حلال ميشوند:اول :بعد از تقصير يا تراشيدن سر همه محرمات حلال
ميشوند، غير از نزديكي بازن و بوي خوش ; بلكه بنابر احتياط از صيد نيز هر چند در خارج حرم اجتناب نمايد. همچنين بنابر احتياط از ساير بهره بردنها مانند بازي كردن و بوسيدن و نيز عقد بر زن اجتناب نمايد.دوم :بعد از سعي صفا و مروه بوي خوش حلال ميشود.سوم :بعد از طواف نساء و نماز آن، زن و آنچه مربوط به زن است بر او حلال ميشود. ولي صيد كردن در حرم خدا بر همه كس حرام است ; هر چند در حال احرام نباشد. و صيد در خارج حرم پس از خارج شدن از احرام مانعي ندارد.(مسأله 629)براي كساني كه در اثر ترس از حيض يا مرض يا جهات ديگر طواف و سعي و طواف نساء را جلو انداخته اند، پس از طواف و سعي محرمات احرام حلال نمي شود; بلكه پس از تقصير يا تراشيدن سر حلال ميشود.
مسائل طواف نساء
(مسأله 630)طواف نساء و نماز آن در كيفيت و واجبات و شرايط و احكام مانند طواف حج و نماز آن ميباشد; فقط در نيت بايد نيت طواف نساء كند.(مسأله 631)طواف نساء اختصاص به مرد ندارد; بلكه بر زن و خنثي و خصي (اخته) نيز واجب است . و اگر زن آن را بجا نياورد شوهر بر او حلال نمي شود; و مردان نيز اگر آن را بجا نياورند، زن بلكه بنابر احتياط واجب ساير امور مربوط به زن نيز بر آنها حلال نمي شود.(مسأله 632)بنابر احتياط واجب بچه مميز كه احرام بسته نيز براي حلال شدن زن ياشوهر براي او، بايد طواف نساء و نماز آن را بجا آورد; بلكه بنابر احتياط بچه غير مميز را نيز اگر احرام بستند، وليش او را به طواف نساء طواف دهد تا بعد از بلوغ، زن
يا شوهر براي او اشكال نداشته باشد.(مسأله 633)طواف نساء و نماز آن هر چند واجبند، ولي ركن حج نيستند; بلكه اصلا جزو حج نيستند و حج بدون آنها صحيح است . لكن اگر آنها را بجا نياوردند زن يا شوهر حلال نمي شوند; بلكه حلال شدن همه امور مربوط به زن، از قبيل خواستگاري و عقد و گواهي بر عقد نيز بنابر احتياط واجب بر طواف نساء و نماز آن توقف دارد.(مسأله 634)در حال اختيار بايد طواف نساء را پس از سعي بجا آورد، چنانكه سعي را نيز بايد پس از طواف حج و نماز آن بجا آورد. و اگر بر خلاف ترتيب عمل كرده بايد اعاده كند به گونه اي كه ترتيب حاصل شود.(مسأله 635)اگر در اثر فراموشي يا ندانستن مسأله، طواف نساء و نماز آن را پيش از سعي بجا آورد، بنابر احتياط پس از سعي آنها را اعاده نمايد; هر چند صحت آنها خالي از وجه نيست .(مسأله 636)زني كه ميترسد حائض شود و نتواند طواف نساء را بجا آورد بنابر احتياط طواف و نماز آن را پيش از سعي بجا آورد; و چنانچه حائض نشد آن را اعاده كند، واگر حائض شد نايب بگيرد.(مسأله 637)اگر زن حائض شد و كاروان او مهلت نمي دهند تا پاك شود و طواف نساء را بجا آورد بنابراحتياط واجب بايد نايب بگيرد.(مسأله 638)در حج اجاره اي نايب بايد طواف نساء را به نيابت منوب عنه بجاآورد; و اگر آن را بجا نياورد، زن بر خود او حلال نمي شود.(مسأله 639)اگر كسي طواف نساء را كه بر او واجب بوده بجا نياورد تا از دنيا برود، ولي او بايد به جاي او قضاي آن را بجا آورد، يا از ديگري بخواهد به جاي او بجا آورد.
(مسأله 640)اگر طواف نساء را فراموش كرد يا در اثر ندانستن مسأله آن را ترك كرد و به وطن خود برگشت، پس اگر ميتواند بايد خودش برگردد و آن را بجاآورد; واگر نمي تواند يا مشقت دارد بايد نايب بگيرد; و تا زماني كه آن را خودش يا نايبش بجا نياورده زن يا شوهر بر او حلال نمي شود. و اگر در اين مدت با زن نزديكي كرده، پس اگر بعد از توجه به ترك طواف نزديكي كرده بايد كفاره بدهد; همچنين است بنابر احتياط اگر پيش از توجه نزديكي كرده باشد. و كفاره آن بنابر احتياط واجب قرباني كردن يك شتر است ; اگر طواف واجب در حج بوده آن را در مني ، و اگر در عمره بوده آن را در مكه قرباني كند. و وظيفه كسي كه طواف واجب حج يا عمره را ترك كرده در مسأله «368» و «370» گذشت .
مستحبات طواف حج و نماز آن و سعي
(مسأله 641)آنچه براي طواف و نماز طواف و سعي در عمره مستحب بود در اينجا نيز جاري است ; و مستحب است طواف حج را در روز عيد يا حداقل فرداي آن بجا آورد و تأخير نيندازد; و مستحب است وقتي كه به درب مسجد رسيد بايستد و بگويد:
"أللهم أعني علي نسكك و سلمني له و سلمه لي . أسألك مسألة العليل الذليل المعترف بذنبه أن تغفر لي ذنوبي و أن ترجعني بحاجتي . أللهم اني عبدك و البلد بلدك و البيت بيتك جئت اطلب رحمتك و أؤم طاعتك متبعا لامرك راضيا بقدرك ، أسالك مسالة المضطر اليك المطيع لامرك المشفق من عذابك الخائف لعقوبتك أن تبلغني عفوك و تجيرني من النار برحمتك".پس به طرف حجرالاسود برود و آن را استلام كند و ببوسد; و اگر نتواند پس از استلام دست خود را ببوسد; و اگر نتوانست رو به حجر الاسود بايستد و تكبير بگويد و پس از آن بجا آورد آنچه را در طواف عمره بجا آورد.
فصل ششم - اعمال مني در ايام تشريق
(يازدهم و دوازدهم و سيزدهم ذي حجه)سيزدهم و چهاردهم از واجبات حج :"بيتوته در مني" يعني ماندن شب در مني و "رمي جمرات سه گانه" است در روز. هر چند از بعضي اخبار معتبره استفاده ميشود كه اين دو واجب جزو حج نيستند[1]; بلكه مانند طواف نساء واجب مستقل ميباشند، و در نتيجه ترك آنها گناه است ولي موجب بطلان حج نيست .
1 - بيتوته در مني يعني ماندن شب در آنجا:
(مسأله 642)بنابر مشهور بر حجاج واجب است شب يازدهم و دوازدهم ذي حجه را از اول شب تا نصف شب در مني بيتوته كنند; يعني در آنجا بمانند.(مسأله 643)بر چند طايفه واجب است در شب سيزدهم نيز در مني بمانند:اول :كسي كه در حال احرام صيد كرده است ; و بنابر احتياط واجب اگر صيد را گرفته ولي آن را نكشته نيز همين حكم جاري است . ولي بر كسي كه صيد نكرده ولي گوشت شكار را خورده يا مثلا صيد را به صياد نشان داده بنابر اقوي واجب نيست در شب سيزدهم بماند; هر چند احوط است و تا ممكن است ترك نشود.دوم :بنابر احتياط واجب كسي كه در حال احرام با زن خود يا ديگري نزديكي كرده است . ولي اگر غير از نزديكي كارهاي ديگر مانند بوسيدن يا لمس و يا عقد را انجام داده بنابر اقوي واجب
[1]وسائل الشيعة، كتاب الحج، باب «4» از ابواب "زيارة البيت"، حديث 1; صحيحة "معاوية بن عمار".نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :219
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
نيست بماند; هر چند احوط است و تاممكن است ترك نشود.سوم :كسي كه در روز دوازدهم تا مغرب شرعي در مني مانده و از آنجا خارج نشده ; هر چند در صدد كوچ كردن بوده ولي موفق نشده است .(مسأله 644)كسي كه يكي از محرمات در حال احرام را غير از آنچه گذشت انجام داده بنابر اقوي واجب نيست در شب سيزدهم در مني بماند; هر چند احوط است، بخصوص نسبت به محرماتي كه كفاره دارد; و تا ممكن است ترك نشود.(مسأله 645)بنابر اقوي كسي كه در احرام عمره تمتع نيز از صيد يا زن اجتناب نكرده بايد شب سيزدهم در مني بماند.(مسأله 646)در بيتوته در مني كافي است از مغرب شرعي تا نصف شب در آنجا بماند; پس جايز است پس از نيمه شب از مني خارج شود. و بهتر است پيش از اذان صبح وارد مكه نشود; هر چند مانعي ندارد. و بنابر احتياط شب را از اول مغرب تا طلوع آفتاب حساب نمايد.(مسأله 647)از برخي اخبار معتبره استفاده ميشود كه جايز است پيش از غروب آفتاب يا اول شب از مني خارج شود; به شرط اينكه پيش از نصف شب به مني برگردد و تا اذان صبح بماند. و از بعضي استفاده ميشود كافي است به نحوي برگردد كه اذان صبح در مني باشد. و هر چند عمل به اخبار دسته اول خالي از قوت نيست و در نتيجه در ماندن شب در مني مخير است بين نصف اول شب يا نصف دوم آن، ولي بنابر احتياط و مشهور نصف اول را اختيار كند و از اول تا نصف شب در مني بماند; ليكن اگر تصادفا نتوانست سر شب در مني باشد سعي كند پيش از نصف شب به مني برگردد و بنابر احتياط در اين صورت شب را از مغرب تا اذان صبح
حساب كند.(مسأله 648)بيتوته در مني مانند ساير اعمال حج از عبادات است وبايد به قصد قربت انجام شود.(مسأله 649)لازم نيست در مني بيدار بماند: بلكه جايز است پس از نيت و قصد قربت در آنجا بخوابد.(مسأله 650)بر چند طايفه بيتوته و ماندن شب در مني واجب نيست :اول :بيماران و پرستاران آنان كه نمي توانند بمانند; و همچنين ديگر كساني كه براي آنان حرج و مشقت دارد.دوم :كساني كه بر جان يا ناموس يا بستگان و يا مال خود ميترسند. در صورتي كه مال قابل اعتنا باشد و تلف شدن آن به حال صاحبش مضر باشد.سوم :چوپانهايي كه ناچارند براي چراندن و حفظ حيوانات خود در خارج مني باشند.چهارم :كساني كه ناچارند براي سقايت و آب دادن به حجاج در مكه بمانند.پنجم :كساني كه شب را در مكه به عبادت ميگذرانند و كار ديگري انجام نمي دهند، بجز كارهاي ضروري مانند خوردن و آشاميدن به مقدار نياز و تجديد وضو. ولي ماندن در غير مكه براي عبادت محل اشكال است ; و اگر از عبادت در مكه فارغ شد كوشش كند پيش از اذان صبح در مني باشد.(مسأله 651)اگر بعد از ظهر روز دوازدهم از مني كوچ كرد و خارج شد ولي پس از مغرب براي كاري به مني برگشت واجب نيست شب سيزدهم را در مني بماند. ولي اگر پيش از مغرب به مني برگشت بنابر احتياط واجب بايد شب سيزدهم را در مني بماند.
(مسأله 652)در ايام تشريق واجب نيست روزها در مني بماند، مگر به مقدار رمي جمرات ; ولي اگر بماند خوب است .(مسأله 653)اگر بيتوته در مني را بدون عذر ترك كرد، علاوه بر اينكه گناه كرده و بايد توبه كند بايد براي هر شب نيز يك گوسفند كفاره دهد و آن را قرباني نمايد. و اگر از روي فراموشي يا ندانستن مسأله يا اضطرار و ناچاري بيتوته را ترك كرده نيز بنابر احتياط كفاره آن را بدهد.(مسأله 654)اگر اول شب در مني ماند ولي پيش از نصف شب خارج شد بنابر احتياط واجب كفاره را بدهد. ولي بر كسي كه پس از نصف شب از مني خارج شده يا شب را در مكه معظمه به عبادت گذرانده كفاره واجب نيست ; همچنين است بنابر اقوي اگر از مني خارج شده ولي پيش از نصف شب خود را به مني رسانده و تا صبح در آنجا بيتوته كرده است ; و نيز كسي كه براي سقايت حجاج ناچار بوده شب را در مكه بماند.(مسأله 655)اگر شب را به قصد عبادت در مكه ماند ولي خوابش برد در صورتي كه خواب او طولاني شده به گونه اي كه صدق نمي كند همه شب را در مكه به عبادت گذرانده در اين صورت كفاره را بدهد.(مسأله 656)اگر در اثر اشتباه در خارج مني به گمان اينكه جزو مني است بيتوته كرد، بنابر احتياط كفاره را بدهد.(مسأله 657)اگر براي طواف و سعي به مكه رفته بود پس به قصد بيتوته در مني از مكه و حدود آن خارج شد ولي نرسيده به مني در بين راه خوابيد، بنابر اقوي گناه نكرده و كفاره نيز ندارد.(مسأله 658)بنابر احتياط جاي قرباني كردن كفارات حج مني است ; ولي اگر فرضا قربانيها در مني ضايع ميشود و به مصرف نمي رسد، در غير كفاره صيد بهتر است آنها را در وطن